-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با امام جواد علیهالسلام
ای کوثر دوم که مشهور است جودت ظاهر تمام خير و خوبی از وجودت در اين جهان و اين همه لطف و کرامت جـودت قـيامت میکند روز قـيامت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام جواد علیهالسلام
ای به همه ماسوی سيد و مـولا جواد نـام خـوشت بر لـب اهـل تـولا جـواد ذرۀ نـا قــابـلــم مـهــر شـمــا در دلــم از دو جهان يا جواد عشق تو شد حاصلم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام جواد علیهالسلام
طوبای تو میان دلم قـد کشیده است بین من و خیال خودم سد کشیده است احساس میکنم به تو نزدیک میشوم جـذر مرا نگاه شما مـد کشیده است این جـذبـۀ طـلایـی بـالا نـشـیـن تو بـال مرا حـوالی گـنـبد کـشیده است دست خدای عز و جل روی قلب ما این بار سوم است محمد کشیده است نوری رئوف در حرمت موج میزند الطاف کاظمین به مشهد کشیده است بخـشنـده تو، خـدای کـرم تو، جـواد تو بـگـذار خـاک پـای تو نقاشیام کنند سـجـادۀ دعـای تو نـقـاشـیام کـنـنـد بگـذار در کـنـار قـدمهای هر شبت با رشتـۀ عـبـای تو نـقـاشیام کـنـند بال و پـرم بـده که شبـیـه کـبـوتری امـروز در هـوای تو نقـاشیام کنند بـگـذار از زمـان ازل تا هـمـیشهها آقـای من بـرای تو نـقـاشیام کـنـند وقتی میان خانه دعـا پخش میکنی مسکین ترین گدای تو نقاشیام کنند بخـشنـده تو، خـدای کـرم تو، جـواد تو ای بالـش تو دست امـام رئـوف مـا ای سایه بان روی تو بال فـرشتهها تا آمدی امام رضا گـریهاش گرفت ای مـسـتـجـاب چـلـۀ سـجـادۀ دعــا تا یک تـبـسّـمی نکـنـی پـا نمیشود خـورشیـد از مـقـابـل گـهـواره شما اینگونه بینقاب نظر میخوری عزیز ایـنـقــدر در مـقـابـل آئـیـنـههـا نـیـا آقـا قـرار مـا سـر میـدان کـاظـمـین ای اولـیـن زیـارت مـا بعـد کـربـلا بخـشنـده تو، خـدای کـرم تو، جـواد تو هر صبح چهارشنبه مقیم تو میشوم از زائران صبـح نـسیـم تو میشوم روزی اگر به طور مرا راهیم کنند سوگند میخورم که کـلیم تو میشوم وقتی که از محـلۀ ما میکنی عبور کوچه نشین دست کـریم تو میشوم بر پشت بام گـنـبـد زرد و طلائـیت مـثـل کـبـوتـران حـریـم تو میشوم کم کـم در ابتدای خـیابـان کـاظمیـن دارم همان گـدای قـدیـم تو میشـوم بخـشنـده تو، خـدای کـرم تو، جـواد تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام جواد علیهالسلام
ای دُر نـورانـیِ ده بـحـر نـور وی نهـمین حجتِ ربّ غـفـور کـنـیـۀ زیـبـای تـو ابـن الرضا محـمـدی یـا عـلـی مـرتـضی؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
ای آفـتـاب حُـسن به زیـبـائـیت سـلام وی آسـمـان فـضـل به دانـائـیت سلام هر گه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام هادی علیهالسلام
در مکـتـب عـشق اوسـتادی هـادی ریـحـانـۀ حـضـرت جـوادی هـادی چون نام تو خـار چـشم دشمن باشد گـویـیـم جهـان فـدات هـادی هـادی ********************* بر لشکر کـفر چـیرهات باید خواند خورشید به شام تیرهات باید خواند درس ادب و ولایـت و تـــقـــوا را در جـامـعـه کـبـیـرهات بـاید خـواند ********************* بـر پـایـه اصـول را بـنـا بـایـد کرد بـر هــادی راه اقــتــدا بـایــد کــرد پیش از نجف و قـدم به وادی غدیر تعـظیـم به سـوی سـامـرا بـاید کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام هادی علیهالسلام
در دلِ وحی سخن از تب و تاب است هنوز قاب قوسین به چشمان تو قاب است هنوز وصفِ قدّوس همان آیۀ وحیٌ یوحی است لطف روح القُدس آئینۀ ناب است هنوز آنچه در نور نبـینند، دل از خاک تو دید ورنه این غمزده محکوم حجاب است هنوز شبِ معراج دل و وصلِ تو انکار نداشت هرکه منکر شود انگار بخواب است هنوز زیر بال و پر تو مسکن اهل هنر است هـنـر مـتّـقـیـان فـاتـح بـاب است هـنوز بـی چـراغِ ره تـو عـلـم هـدایـت نـشـود طالب معرفتت مست شراب است هنوز بی عـطای تو به کس آب ولایت ندهـند جگـر گـمـشـدگان تـشنۀ آب است هنوز چـشـمۀ آب بقا جـز مِیِ ارشـادی نیست بادۀ عشق به جز معـرفـة الهادی نیست وصفَت ای هادیِ دین گرچه مهیّا نشود سائـلت خـسته از این دست تـمنّـا نشود عـارفَـت آرزوی جـنّـت الاعـلا نـکـنـد بهـتـر از خـاک رهت جنّت مـأوا نشود هنرِ درک حضور تو بهشتی است برین لـیک دیـدار شما خـتـم به ایـنجا نـشـود شیعه آن است که بیهیچ کم و بیش به عمر قـدمی پیش و پس از راه تو مولا نشود خُلق تو خُلق عظیم است به احمد سوگند عـاشـق از خُلق عـظـیم تو مـبـرّا نشود گـفتن مدحِ تو تنها به سخـنـرانی نیست بی تـأسّـی به تو این بـاده مُـصفّـا نشود لطفِ لبخـنـدِ تُـرا بر همه عـالـم نـدهـیم لیک لَعـلَـت متـبـسّـم بـشود یـا نـشـود!؟ دارم امّید که جز مهر تو امدادی نیست بادۀ عشق به جز معـرفـة الهادی نیست حـجّـتِ روشـنِ حــق آیـت دادار تـویـی معـدن رحمت و گـنجـیـنۀ اسـرار تویی صاحب عِلم و عَلم، لوح و قلم، حلم و کَرَم مهـبـط وحیِ خـدا شاخص ابـرار تویی تو علـیّی تو امینی تو رضیّی تو وصی مکـتـب فـاطـمه را گـرم نـگهـدار تویی تو قیامی تو قعودی تو سلامی تو سجود قـبلـۀ کعـبه و قـدس و حَـرمِ یـار تـویی هـل اَتی سورۀ تو آیـهای از تـطهـیـری شاخهای از شجر عصمة الاطهار تویی من نگـویم تو خـدایـی مَـثَـلُ الاعـلایـی عَـبـدُهُ الـمنـتخـبی قـائـدُ الانـصار تویی سحرِ نیـمۀ ذیـحجّه نَه، هر صبح کـمال معـنـیِ کـامـلـۀ مـشـرق الانـوار تـویـی جز تولّای تو وجد و شعف و شادی نیست بادۀ عشق به جز معـرفـة الهادی نیست هادیا بنـدگیاَت بهـر خـدا کار من است همۀ زندگیاَت الگـوی رفـتار من است ای پـنـاه دل غـمـبـار هـمه غـمـگـیـنـان در پناه دل تو این دل غـمـبار من است هیچکس از سر کوی تو نگـردد نـومید بسته بر زُلف تو این قلب گرفتار من است دشمنان معـتـرفِ نـیـکیِ رفـتـار تـوأنـد کِی شبیه تو و رفتار تو رفتار من است مثَل دوستیاَت [۱]عبدالعظیم الحسنی است من نه آنم که تو تقریر کنی یار من است اِبنِ سَکّیت[۲] فـداییِ تو شد امّا من ... امتحـان دادنِ من منکـرِ ایـثار من است امر امرِ تو و دل بـنـدۀ تـسلـیم شماست یک اشاره بکنی دست تو افسار من است بی گـواهـیِّ شما نـقـطۀ ایـجـادی نیست بادۀ عشق به جز معـرفـة الهادی نیست این تو بودی که مرا کرب و بلایی کردی به خـدا زنـدگیام را تو خـدایـی کـردی تو خـمـاریِّ مـرا دیـدی و دادی جـامـم در دلـم از مِی خود جـام بـلایـم کـردی گر گـداییِ تو و سامـره شد قـسمت من این تو بودی که مرا خوب ندایی کردی چون مرا در بغلِ خویش گرفتی مُحکم گفتی ای دوست! تو آهنگ جدایی کردی ساقیِ خُـمِّ غـدیـرم تویی ای باب غـدیر عـقـدهام را به عـلی بـاز گـشایی کردی به مـحـرّم تو هـدایـت بـکـنـی دلهـا را تو سوی روضه مـرا راهـنمایی کردی چون تو تا کرب و بلا خیمه امدادی نیست بادۀ عشق به جز معـرفـة الهادی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام هادی علیهالسلام
ما بـنـدهایـم و غـیر تو مـولا نـداریم در هر دو دنـیا جـز شـما آقا نـداریم تنها پُل ما تا خـدا هـستید و جز این راهـی دگـر تـا عــالـم بـالا نـداریـم وقتی دعای جامعه خوانـدیم دیـدیـم بـهـتـر از این آئـیـنـۀ تـقـوا نـداریـم هر کـس تولای تو را در دل ندارد کاری به کار او در این دنیا نداریم هر چـند ما مـدح تو را گـفـتـیم، امّا ما قـطـرهایـم و راه بر دریـا نداریم گر دیگران صد آرزو در سینه دارند مـا آرزویـی غـیـر سـامـرّا نـداریـم امروز دل را خـانۀ مِهـر تو کردیم در سیـنـۀ خود غـصۀ فـردا نـداریم گر دامن خود را ز دست ما نگیری بـیمی به دل از روز وانفـسا نداریم بـزم شـراب و آیۀ تطهـیـر ای وای در دل از این اندوه جز غوغا نداریم از شـعـلـۀ داغ شـمـا آتش گـرفـتـیـم پروانه سان از سوختن پروا نداریم جز اشک بر فرزند زهرا چون وفائی چیزی برای عرضه بر زهرا نداریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح امام هادی علیهالسلام
گفت:« سُرِّ مَن رَای» ترجمان «سامرا»ست من ولی دلم گرفت... این حرم چه آشناست چون نجف شکوهمند؛ چون مدینه، راز دار داستـان آن ولـی داستـان کـربـلاست ... مـاهِ تـا ابــد تــمـام! الـســلام یــا امــام! ذکر ما علی الدّوام، گریههای بیصداست آنچه بر زبان ماست، نام مهربان توست آنچه بر زبان توست، اسم اعظم خداست از زمـان کـودکی، در پـیات دویـدهایم از همه شنـیـدهایم، گـرد راه تو شفـاست باغ هایی از بهشت، گوشۀ عبای توست این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست مجلس شراب را چشم تو به هم زده ست چـشم تو هـنوز هم، مـستیِ مـدام مـاست مـا شهـید میشـویم، روسـفـید میشـویم روزگار، بیوفا... عاشق تو با وفاست ای هـدایت نـجـیـب! آسـمـانـی غـریب! مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح امام محمد باقر علیه السلام
تا حضور تو، دلِ خسته مسافر شده است توشه بر داشته از گریه و زائر شده است دیرگـاهی است که مانند کبوتر - جبـریل روی دیـوار بقـیـع تو مجـاور شده است سیـنـهات مـشرق الانـوار هـزاران سیـنا موسی معرفت از طور تو ظاهر شده است از همان روز که شد "علم الاسما " آغاز علم، شاگرد تو یا حضرت باقر شده است کرسی و لوح و قـلم آینۀ کشف و شهـود مصدر فیضی و حکمت ز تو صادر شده است قطـره از طیـنـت دریـاست همه میدانند هر که شاگرد تو شد جزو مفاخر شده است به سلامی که ز لبهای رسول آورده است مست از جام تماشای تو جابر شده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها
دو چشم رازو نیازت همیشه در سحرند ستاره های سحر از تو آبـرو بخرند بنام رازق نان و رطب: ملائکه هم نشسته اند که از سفـرۀ تو نان ببرند دعای خیر تو پشت تمام انسانهاست کبوتران دعایت هـمیشه در سفـرند بگو که در برِ تو آیـنه عـلـم نکـنـند تـمام آیـنـه ها در بَـرِ تو بـی هـنـرند چگونه مردم دنیا تو را که می تابی از آسمان بکشند و به کنج خانه برند نه! شک نکن! که برای شکستن یاست میان شعـلۀ در با غـلاف منـتظـرند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست اسیـر دام تو را حاجت رهـایی نیست بدون پـَرتُـوِ نور تو ای جناب ضُحـی فقط سیاهی محض است روشنایی نیست اگر که نوکـر این درگهـم حساب کنی مرا به شاهی عـالم هم اِعـتنایی نیست هـمـه قـبـیـلـهٔ مـن رفـتـهانـد قـربـانـت به غیر تیر نگـاهت که آشنـایی نیست دلم گره به ضریـح تو خـورده میدانم به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
خیرت رسید و عبد معاصی عطا گرفت پست و حـقـیر عـالـم امکان بها گرفت رو بـر تو کرد با هـمـۀ روسیـاهـیـش از گوشه چشم نافـذتان او شـفـا گرفت آقا ردش نکن که امـیـدش فـقـط تویی با صـد امـیـد کـوبـۀ بیت الـولا گرفت جانی دوباره در تن بیجان او نشست تا عـشـقـتـان میان دلش را فرا گرفت یا ایـهـالـرئـوف و ز لـطف مجـسـمت بیدست و پاترین بشر دست و پا گرفت بخـشیـده شد تـمـام گـنـاه و خـطای او وقـتی قـدم در آن حـرم با صفا گرفت شـبـنـم ز دیـدۀ تـر او بر زمین چکـید بـا زائـرین تو چـو دم یا رضا گـرفت یا ایهـاالـکـریـم و به عـشـق نـگـاه تـو بنگر دراز، دست خودش این گدا گرفت قربان نام تو که گـره را گـشایش ست بایـد که نام اطهـرتـان را طـلا گرفت هرکس زآب دلکـش این بارگه چـشید دیگـر کـجـا نـشانـه ز آب بـقـا گرفـت من از لـبـان عـاشـق رنـدی شـنـیـدهام اینجا ز رأفت تو شـود کـربـلا گـرفت بیشک نشسته دردلـتان مهر نـوکری کو در حرم نوای شه سر جـدا گرفت گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما یابن الشبیب گـریـۀ تو هر کجا گرفت ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم هرجا کـسی زماتـم جدت عـزا گرفت شعـرم تمـام، حـرف دلـم نا تـمام ماند آهی زیاده تر ز سـرش از شما گرفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
اربعـین شد باز هم از قـافـله جا ماندهام گوشۀ هـیأت من غـمدیـده تنها مـانـدهام عطر سیـبی از حوالی حـرم ها میوزد آنچنان مستم که ره نارفته از پا ماندهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
کـاش پـایِ دلِ ما هـم به نـوایـی برسد اربعینی، حرمی، کرب و بـلایی برسد آری آقـاتر از آنی تو که راهـم نـدهی دارم امـیـد که از دوست نـدایـی برسد خـاک پای همه زوّارِ تو روی چـشمم این غباری است که از تازه هوایی برسد در دل این همه جمعیّت مشتـاق گُـمـم مگـر الطاف کـریـمی به گـدایی برسد من هـم انـگـار گُـل گـمـشـده دارم آقـا شاید از حنجـر بُـبـریـده صدایی برسد این همه مـرهـم پا، پـیـشکـشِ زوّارت به یـتـیـم تو نـشـد مـرهـم پـایـی بـرسد کاش از کعبه بخوانند مرا کرب و بلا یا که از کرب و بلا، حکم ولایی برسد هـمـه آمـادۀ لـبـیـک به اربـاب شـویـم که هنوز از لب خشکـیده نـدایی برسد یـالـثـارات! مـهـیـای قــیـامـی بـاشـیـد که زمـان طلبِ خـون خـدایـی بـرسـد پای شش گوشۀ تو عرش الهی است حسین کِی شود عاشق دلخسته به جایی برسد روزیِ ما اگر این فرصت دیـدار نشد کاش از مشهـدتـان اذن رضایی برسد نیـمه شبهای بقـیـع نـیـز صفـایی دارد کاش بر قبر حسن صحن و سرایی برسد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
هوای اربـعـیـن دارد دل بیچـاره ام یـارا نگاهی کن نگـاهی کن دل بیچـاره ما را نمی دانم دوبـاره می رسم تا کـربلا یا نه کنم جاری به لب آقا قسم بر جان زهرا را همین حالا ببر ما را بهشت کربلای خود چه تضمینی ست تا بینم طلوع صبح فردا را نـیَـم لایـق، نیَـم قـابل، ولی آقا قـبولم کن که چون قطره در آن وادی ببینم صحن دریا را بده اذنی که تا هستم در این دنیا دراین دنیا ببینم من دوباره کربلا آن شور و غوغا را غرض این بود یا مولا نگاهی سویم اندازی وگرنه از قدیم احسان نمودی بی سر و پا را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام محمد باقر علیه السلام
عشق آمد و مقـابـل من دفـتری گـشود مـرغ دلـم بهـانه گرفت و پـری گشود احـرام سرخ بر تن من بود و ناگهـان دیدم که روبه روم در أخضری گـشود جمعی ز انـبیاء همه مبهـوت روی او یک قطره ای ز جام شراب تو خورده است خوانم، فقط تو عشق منی، باقرالعلوم! یک جرعه می ز دست شما نوش می کند ما را غلام حضرت بـاقـر حـساب کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام محمد باقر علیه السلام
هرجا که باشد منبری، پا منبری هست همراه هر عرض ارادت، محضری هست ما که به غیر از معجـزه از تو ندیـدیم وقتی امامت می کنی پیغـمـبری هست حیف از قدم های تو که بر خاک باشد نا قابل است آقای من اینجا سری هست بـاور کـن از سـائـل شدن آقـا شدم من از بس که در دست تو ذره پروری هست من تا گـرفـتـار تـوأم مـنـصور هـستـم شکر خدا بر شانه ام بال و پری هست باید که در قـلب کـریـمـان جا بگـیریم پـیـش مـحـمـدهـا دم زهــرا بـگـیـریـم ای پـنـجـمـین رهبر، نـماد چارده نور هـفـتـم کـریـمی در بـلاد چـارده نــور از هر طرف رفتم نژادت فاطمی بود حـیـدر تـرین زهـرا نـژاد چارده نـور در یک کم از لطف شما هم میتوان دید تصویـری از لطف زیـاد چارده نـور سجاده هم بر منـبـر تو فـخـر می کرد ای زیـنـت زیـن الـعـبـاد چـارده نــور وقتی شما هم دست تان محتاج زهراست او می شـود بـاب الـمـراد چـارده نـور نـام مـحـمـد نـام کـل اهـل بـیـت است هـسـتـیـم بـا یـاد تـو یـاد چــارده نـور مــدیــون قـال الــبــاقــریـم الـحــمـدلله از مــادرت مــتـشـکــریـم الـحــمــدلله تورات اگر تورات شد نام تو را داشت از بس که باقر بودنت نور خدا داشت هرکه به پابوس تو رفت علامه برگشت نعلین تو زیر خودش عالم سرا داشت خورشید هم هر روز هنگام طلـوعش به وقت مسجد رفتن از تو اقتدا داشت اولادهـــا آیـــیـــنــه دار مـــادرانــنــد این شهر با تو حضرت خیرالنسا داشت در چار گوشش آنقدر توحید میریخت می شد اگر که خانۀ تو قـبله؛ جا داشت دست تو از اول به ما خیـرش رسیـده دست تو از اول گـدا پشت گـدا داشت در نـا امـیـدی هـا بـه تـو امـیـدواریـم مـا تـا قـیـامـت هم گـرفـتـار نـگـاریـم الله اکــبــر از کــرامــاتــی کــه داری از سجـده و سـوز منـاجـاتی که داری هر شیعه تا محـشر بـدهـکـار شما شد آقـای مـن بـا ایـن روایــاتـی که داری کیسه به دوش نیـمـه شب های مـدیـنـه دارد هـوای کوفه سـوغـاتی که داری لطف تو بر هر سائلی عشق علی بود شهره است بین شهر خیراتی که داری از جای مُهرت می شود فهـمید راحت شب تا سحر طور عـبـاداتی که داری خـاک بـقـیـع تو برای ما بهـشت است بی صحن و بی گنبد؛ چه جنّاتی که داری بـغـض گـلـویت هر نفس یا لیـتـنـا بود جـنـس غـم تو مـثـل داغ کـربــلا بـود ای کربلا رفته بگو با سر چه کردند؟ با یک تن صد پاره این لشگر چه کردند وقتی که تا گودال رفت انگشترش بود این قوم با انگشت و انگشتر چه کردند سهم تـن یـوسف هـجـوم گـرگ ها بود سر نیـزه های کُـند با پیکـر چه کردند یک آستین را روی صورت میگرفتند رو بنده وقتی رفت در معبر چه کردند پـیــراهـن جـدّ تـو را که پـس نــدانــد در شـام با گهـوارۀ اصغـر چـه کردند یک عمر داغ کربلا خون در دلت کرد داغ رقــیـه آتــشـی بـر پـیـکــرت زد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام محمد باقر علیه السلام
مـانـده یادت به یاد خـاطـرها در دل خـاطـر مـســافــرهــا ته این جاده گر بتو وصل است خـوش بـحـال تـمام عـابـرها زنده کن مُرده را به یک جمله تا که مستـت شوند ساحـرها بـشـکـاف ایـن عـلـوم را آقـا که مـسلـمان شـونـد کـافـرها زده زانـو به پـای عـلـم شما صدهـزاران هـزار جـابـرها هرچه داریم از کلام شماست از هـمـیـن قـال قـال بـاقـرها هرچه گویند بـاز کم گـفـتـنـد در رثـایـت تـمـام شـاعـرهـا غم نخور چونکه صد حرم داری در دل بـی قــرار زائــرهــا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیه السلام
هرجا که هست ذکر تو مأوای بهتری ست دنیای در کـنار تو دنـیای بهـتری ست بین بهـشت و روضه مـردد نمی شویم زیرا که روضه جنت الاعلای بهتری ست عیسی پـرنده کرد اگر خـاک مرده را آقای ما حـسین مسیحـای بهـتری ست ما کوه حاجـتـیم ولی بوسه بر ضریح از حضرت کـریـم تـمنای بهتری ست در زیـر آسـمـان خـدا از تـمـام خـاک آقای من حسینـیه ات جای بهتری ست دیــدم کـه کــفـشـدار دم هـیـآتـت شـده فرزند خوب نعمت عظمای بهتری ست با گـریه بر غـمت دلمان آسمانی است با اشک زنده ایم که تقوای بهتری ست مـیـلـی بـرای گـوهـر دنـیـا نـداشـتـیـم مهـر حسین گـوهر دنیای بهـتری ست وقتی کنار شمس تو صاحب ضریح شد یعنی "حبیب" نوکر شیدای بهتری ست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیه السلام
حـسیـن آییـنـه دار جـمـال توحید است حسین جلـوه نـمای جـلال توحید است حسین منحصراً واصل الی الحق است حـسین مـظهـر تام کـمـال توحید است خدا برای خودش حجّت موجّه ساخت حـسین معـجـزۀ بی مثـال توحـید است مقـام اول خـلـقت به حضرت حق داد طلای سیـنـۀ خالـق مـدال توحید است اسـاس مـکـتـب یـكـتـا پـرسـتی عـالـم چه مستند، سندی در قبال توحید است به راه غیر مرو! کعبه گم نکن حاجی ره حـسیـن، ره اتـصـال تـوحـید است شعور هر که ندارد! بما چه مربوط است که شور سینه زنی اوج حال توحید است حرامزاده سرش را چه بد جدا میکرد حسیـن ذبـح عـظـیم حلال توحید است هـزارپـاره شد او! تا احـد به جـا مـاند چه شرحه شرحه تنی! شرح حال توحید است
: امتیاز
|
























