-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و منقبت امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام
شـده کـارم پــیــاپـی و مــادام ذکــر یـا ذالـجـلال والاکــرام طـلـب عــفــو دارم ایـن ایــام مِـن جـمـیـع الـذنـوبِ والآثـام یا من أرجوه، عشق حیدر را واصرف از اعتقاد من شر را أعـطـنی کـلَّ خـیر، کـوثر را أعطنی جرعه جرعه ساقی! جام گر غـریـبم، گر آشـنـا هـسـتم گـر اسـیـرم، اگـر گـدا هـسـتم از یـتـیـمان مـرتـضی هـسـتم کیست غیر از علی ابو الایتام بیعلی در گلـو فغـانی نیست در گـلوی منـاره جانی نیست بیعـلی هـیچ جا اذانی نیست گو صـداهـا رهـا شود بر بـام أشـهــدُ أنَّ از عـــلــی دیــنــم چـون عـلـی دیـدهام خـدابـیـنم أشــهــدُ أنَّ حـــیــدر آئــیــنــم أشـهــدُ أنَّ مـرتـضـی اســلام در جزا بیعلی عبوری نیست بیعلی شادی و سروری نیست تا نخواهد شراب و حوری نیست بیعـلی جـنّـت است بیإِنعـام هستِ حیدر به هستِ فاطمه است تا علی پای بست فاطمه است نار و جنّت به دست فاطمه است او نـخـواهـد نـمـیکـنـد اقــدام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت ام البنین سلاماللهعلیها
ای دلـت بـنـد امــیــر الـمـؤمـنـیـن رشـتـههـای چـادرت حـبل المـتین یـک ربـاعـی داشـتــه دیــوان تـو چــار گـل روئـیـده بـر دامـان تـو مـثـل قــطـره آمـدی، دریــا شـدی خـاک بـودی، تـربت اعـلـی شدی ای به روح تـو ســلام اهـل بـیـت عــارفـی تـو بـر مـقـام اهـل بـیت تو همه تن بودى و جان شد عـلی در کـویـر تـشـنـه باران شد عـلی آنـکـه حـکـم صـبـر از الله داشـت پیش چشمت سر درون چاه داشت وقت رفـتن پـیـش چـشـم زیـنـبـین گـفـتهای عباس را، ای نـور عـین حــال آورده بـشـیــر از ره خـبـر کــاروان عــشــق آمــد از ســفــر بـنـد قـلـب دخـتـر زهـرا گـسـست تـا کــنـار عـلــقــمـه افـتــاد دسـت تـا عـلـمـدار حـرم از حــال رفـت یوسف زهـرا سـوی گـودال رفت روز، سینهزن شد و شب گریه کرد شـمر تا خـنـدیـد زینب گـریه کرد تـو نـبـودی خـیـمـه را آتـش زدند عــشـق را در کـربـلا آتـش زدنـد خـوب شد مـادر نـبـودی، ناگهـان سـرخ شد از خـشم چـشـم آسـمان خوب شد مادر نبودی، سر شکست در حـرم گهـواره اصغـر شکست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
به مناسبت سالگرد شهادت سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی
حاج قـاسم رفت اما داسـتانی مانده است حاج قاسم رفت و راه بیکرانی مانده است در تـنور سیـنهها آتشفـشانی مانده است مکتبش را دوستان و دشمنانی مانده است حاج قـاسم رفت اما امتحانی مانده است تازگیها هرطرف رو میکنی روز خداست مالک اشتر زمین افتادنش هم ماجراست حاج قاسم راز و رمز فتح خرّمشهرهاست با علی همراه شو، میزان علی مرتضاست غیرت صفّـینیان را نهروانی مانده است ای خمینیباوران! دنیا جمارانی شدهست ای مسلمان! وقت تجدید مسلمانی شدهست شهر را یکروز میبینی چراغانی شدهست کـربلا تا قدس لبـریز سلـیـمانی شدهست منتـظر باش اتفـاق ناگهـانی مـانده است نور پنهان، ماه پشت ابرها، ظلمت زیاد دشمنی بسیار و فتنه بیحد و بدعت زیاد بزدل و کجفهم و سازشکار و بیغیرت زیاد کوفیان! ما اهل ذلت نیستیم! عزّت زیاد! در دل ما قاب عکس پهلوانی مانده است حاج قاسم کـربلایی بود و سرتاپا حسین خوش به حال آنکه تا آخر بماند با حسین لِـلـذینَ آمَـنـوا فی هـذهِ الـدنـیـا... حـسین هرکه عزم کربلا دارد بگوید «یا حسین» بار سنگینی به دوش کاروانی مانده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای وای از آن حدیث به دفتر نیامده ای وای از آن شروع به آخر نیامده ای وای از آن یـقـین به بـاور نیامده ای وای از آن مـزار کـبوتـر نیـامده ای وای از آنکه رفته و دیگر نیامده ای دل حدیث دخـتر طاها شنیدهای؟ یَرضی شنـیدهای لِـرضاها شنیدهای؟ هـنگـامـۀ نـمـاز دعـاهـا شـنـیـدهای؟ حـتـی تَـوَرَّمَـت قَـدَمـاها شـنـیـدهای؟ أمّن یُجـیب این همه مـضطـر نیامده یا لـلعـجـب، فـصلّ لـربّک ولادتـش واحـیـرتـا لِـیُـذهِبَ عـنـکم شرافـتش طوبی لهُم وَ حُسن مَآب است مدحتش جـبـریـل با تـمام بزرگی و رتـبـتـش از عــهـدۀ سـتـایـش او بــرنـیــامـده اما چه سود حرمت قرآن شکسته شد یکباره قلب سورۀ انسان شکسته شد در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد فصل غـریـبی تو چـرا سـر نیـامده؟ زهـرا هـنوز گـریـۀ بیگـاه میکـنـد مـولا هـنوز سـر به دل چـاه میکـند پــائــیــز ادعــای أنــا الله مــیکـنــد صبح بـهـار از آمـدن اکراه میکـنـد آیـا هــنــوز وقـت مـقــرّر نـیـامـده؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت معصومه سلام الله علیها
خواهـری جلـوهای ز دلبری است خواهری ذات عشق پروری است مهر خواهر چو مهر مادری است بـارش از خــانــواده سـنـگـیـنتـر سـفـرۀ غـصــههـاش رنـگــیـنتـر لـذتـی که در اوج خـواهـری است دل پُــر الـتــهــاب خــواهـــر شــد گـریـه و اضـطـراب خـواهـر شـد دم دکـان غــصـه مشـتــری اسـت هـمـه جا زیـنـت امــام رضـاسـت هــمــدم خـلــوت امــام رضـاسـت خواهـر خوب، خوب یاوری است آخــرش از رضــا جـــدا افـــتـــاد گـیـر یـک مـشـت بـیخــدا افــتـاد درد مـعـصـومه بـیبـرادری است وارد قـم کـه شـد بـه عـزّت رفـت مـحـمـلـش با هـمـه جـلالـت رفـت از مـصـیبات عـمـهاش بری است خــواهــری احـــتــرام مـیبــیــنـد خـــواهـــری ازدحـــام مـیبـیــنـد این هـمـه فــرق نـابـرابـری اسـت یک تـنـه دردهـا بـه شـانـه کـشـیـد آه احـسـاس خـواهــرانــه کـشـیــد لشکر گریهاش چه لـشکـری است نــفـس ســیــنــه ســـوز و آه شــده مـلــجــا خــلــق بــی پـــنــاه شــده جان به قربان او چه خواهری است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بِهـَـم آنـقـدر میآمـد نـمـازم با اذانِ تـو گره عمری بِهَم خورده توانم با توانِ تو همیشه با تو میگفتم کنارم اکبرم که هست چه غم از پیریَم وقتی نگاهِ آخرم که هست به تو گفتم برو اما پدر پشتت به راه اُفتاد نگـاهِ بر نگـاهِ تو، لـبـم اما به آه اُفـتـاد از این بدتر نمیگردد که اسبت اشتباهی رفت از این بدتر نمیگردد که چشمانت سیاهی رفت سبکتر گشتهای اما شـبیه پَر نـمیمانی چرا بر رویِ دستانم علیاکبر نمیمانی علیجان زندگانی از جوانمرده نمیآید توانِ راه رفتن از زمین خورده نمیآید زمین خوردی زمین خوردم پدر گفتی پدر گفتم بهَم خوردی بهَم خوردم جگر گفتی جگر گفتم نگاهم تار میبیند کجا چـیدم کجا چیدم کشیدم دست بر خاک و تو را رویِ عبا چیدم تمام زخمهای تو تَرک خورده نمک خورده شدی مانند زهرایی که در کوچه کتک خورده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
کــاروان در مـــدار مــیآیــد بــر ســـر آن قـــرار مـیآیــد فـخــر این روزگــار مـیآیــد وه! چـه بــا اقــتــدار مـیآیــد شـیــر بـهــر شــکـار مـیآیـد هان خبردار! این سپاه علیست مست از جذبه نگـاه عـلیست کودک و پیر در پناه علیست تحت فرماندهی ماه عـلیست او کـه بـا ذوالـفــقــار مـیآیـد تیغ در دست، یاعـلی به زبان پـادشـاه زمـیـن، امـیـر زمـان تحت فرمان او هم این و هم آن لشکـرش مثل رود در جریان وه! چـه بـا افـتـخــار مـیآیــد دشت انگار غرق احساس است عطر سیب و شمیمی از یاس است این که تصویر اشجع الناس است پسر فاطمه است، عباس است حـــیـــدر آشــکـــار مــیآیــد محـضـر آفـتـاب عــالـمـتــاب لشکری مثل کوه، پا به رکاب جان نـثـاران حـضرت ارباب همه از شوق وصل در تب و تاب لـشـکـری جـان نـثـار مـیآیـد میرسد کاروان به شور و نوا دل اهـل حـرم پُـر از غــوغـا نام این دشت چیست اهل ولا؟ مـاریـه غـاضریه کرب و بلا غـصــهای نــاگــوار مـیآیــد دل هفت آسمان پُر از خون شد خاک عالم به چرخ گردون شد نـفـس جـبـرئـیـل محـزون شد که چرا در حصیر مدفون شد؟ صحـبـت از اضـطرار میآید بعد از آن وای بر یتـیم حسین چشم نامـحرم و حـریم حسین وای از مـاتـم عـظـیـم حـسین لعـن بر دشـمـن لـئـیم حـسـین کـه پـی گــوشــوار مــیآیـــد چارده قرن آسمان خون است کفن نسل شیعه گـلگـون است حال شیعه اگر دگرگون است به همین چای روضه مدیون است شـیـعــه پــای قــرار مـیآیــد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
قـصد دارم اثـری از لـب کـوثـر بکِـشم تا که دست از می و میخانه و ساغر بکِشم مـژه بر خـاک کـف گـیـوۀ حـیدر بکِشم نشـکـسـتـنـد مـرا و دل غـمـخـوار مـرا نـسـپـردنـد بـه دسـت احـدی کـار مــرا دست خالی نشدم حبل متیـنم علیَ است صاحب لوح وقلم؛ روح یقینم علیَ است دور خُـم کـوثر زهراست سرازیر شده مصطفی هم سر این سفره نمک گیر شده میشود گفت مگر بین حرا نیست علی شب معـراج ببـیـنـیـد کجـا نـیست عـلی خال مشکی لـبش نقـطه زیر لب باست قاب قوسین دو ابروی علی اَو اَدنـاست قـد کـوتـاه عـلـی پـایـه افـلاک و زمـین با حصیر قدمش فرش شده عرش برین در می آید به خـدا بهر علی، جان نجف زمزم چشم من است از نم باران نجف خانۀ کوچک او تا به سحر جای همه است سائل فاطمهاش هرکه شد آقای همه است میزند تیغ، علی و به کسی کارش نیست او امامیست که شخصی پی انکارش نیست می نشـینم در این خانه که احسان بشوم ذکر حیدر به لبم هست که میزان بشوم سرنوشت همه با یـار، مقـدّر شدنیست نوکـر خـانۀ او مالـک اشـتر شدنیست کاش این وصل شدن رابه جدایی نکشند وسط کوچه کسی را به عـزایی نکـشند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امام محمد باقر علیهالسلام قبل از شهادت
مگـر میشـود گـریـه بسـیـار کرد مگـر میشود دیـده خـونـبـار کرد ولی از غم و غصهاش دق نکرد! مگر میشود خـیـمه سـوزان شود در آن شعـلـهها عـمّه حـیران شود ولی از غـم و غصهاش دق نکرد مگـر مـیشـود گـفـت از سوخـتن چههـا میکـشـیـد عـمـه خـوب من ولی از غـم و غصهاش دق نکرد مـگـر مـیشـود لـشـگـر نـیـزهدار بـیـوفـتـد به دنـبـال یک طفـل زار ولی از غـم و غصهاش دق نکرد حـرم شـد گـرفـتـار رنج و عـذاب چهها کـرد با دستهـامـان طـناب ولی از غـم و غصهاش دق نکرد شبی که حرم سمت غمخـانه رفت به مهـمـانی قـصـر شـاهـانه رفت ولی از غـم و غصهاش دق نکرد کنون این من و این دل گریه خیز کـه اشـکـم بُـود کـربـلا را گـریـز ولی از غـم و غصهاش دق نکرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام جواد علیهالسلام
گرچه از غم، شکسته بالِ من است اشک من شـاهـد ملالِ من است حـــالِ ابـــر بـــهـــار دارم مــن دیـــدهای اشـکبـــار دارم مــن مـن کـه مـهـر تـو را خـریـدارم هــم دلآزرده، هـم گــرفــتــارم شـد گـواهِ شـکـسـتــه بـالـی مـن چشم پُر اشک و دستِ خالی من درد مـا را نـگــفـتـه، مـیدانــی نـامـه را نـانـوشـتـه مـیخـوانی ای کـرم عـبـدِ خــانــهزادِ شـمـا رحـمـت و جـود در نـهـاد شـما خواهم از بَندِ غـم نـجـات از تو الـتـمـاس از من الـتـفـات از تـو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با جضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
به نام حـضرت یـار و به نـام جـانـانم پُر از سکوت غمم یا که دل هـراسانم غریب و گم شده در راه مانده حیرانم کـنـار جـاده نـشـسـتـم چـقـدر بیجـانم عـجـیـب در به در کـوچـۀ خـراسـانـم دوباره قصۀ عشق و جنون شده تکرار بیا و داغ حـرم را به قـلب من نگـذار هـوا هـوای گـدایی رسیـده وقت قرار قدم قـدم به تو نزدیک میشوم انگـار گـدای خـسـتـهات آمـد سـلام سـلـطانم دلـم گـرفـتـه فـدایت شـوم دعـایـم کـن مـیان صـحـن تو دلـدادهام صـدایم کن بیا و از همه غیر از خودت جدایم کن خـراب کن من بد را خودت بنـایم کن مریض و پُر غم و دردم تویی تو درمانم همیـشه صحـنۀ زیـبـا نـمیرود از یاد کنار حوض حرم رو به روی گوهرشاد نگـاه من به زن پیر و خسـتهای افـتاد که آب و دانه به کام کبـوتـران میداد بـبـین که مثل همه زائـران پـریـشـانم صدای همهـمۀ جمـعـیت صدای زنان صدای گریۀ طفلان صدای پیر و جوان و صحنها که پر است از دعای این و آن سرت همیشه شلوغ بوده شکر آقا جان برای غـربت مـردی غـریب گـریـانم همان که دور مزارش فـقـط چند تایی کـبـوتـرنـد و نــدارنـد لانــه و جـایـی نـشـانـی حـرمـش انـتـهـای زیـبــایــی مـدیـنـه کـوچـۀ غربت پـلاک تنهـایی هـمـیـشه زائـر آن سـرزمین پـنـهـانـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با جضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
خـوشـا ما که هـمـسـایه جـنّـتـیـم به خان کـریـمـش همه دعـوتـیم رضا پادشاه است و ما رعیـتـیم فــدای غــلام مـســیــحــا دمــش به سـرهـای ما سـایـۀ پرچـمـش کـسـی را نـدیــدم بــرانـی ز در تـویـی مـهـربـانـتـر ز مادر پدر مــنـم ســائـل سـر بـه راه شـمـا هـمـان آهــوی دل بـخـواه شـمـا زمانی که حق قلب ما را سرشت محـب الـرضا سر در آن نوشت خوشـا آنکه دل سوی مشهد کند مگـر میشـود او کـسی رد کـند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با جضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
خورشید اگر در سایهات پنهان نمیشد شمع ضعـیـفی میشد و تابـان نمیشد ایران بـدون مـشـهـدت ایـران نمیشد با تو به ایران حق صفایش را فرستاد اربـاب تا ری کـربـلایـش را فـرستاد مشهد نبود ایـران قـمر بـاران نمیشد حاجت به ما دادی و این بارم صدم شد هی قم به مشهدهایمان مشهد به قم شد تا آخر عـمـرش دگر حـیـران نمیشد آقای رعـیتپـرور ای ارباب دلسـوز چشم تو شد خورشید گرم عالم افروز جبریلِ رامت میشد و شیطان نمیشد کی این همه حُـسن تو را دارد خدایا؟ نــام تـو از مـا مـیکـنـد دفــع بــلایــا حتی کسی که عاشـق سلطـان نمیشد دریـای الطـاف خـروشان است مشهد دار الخـلـود بـادهنـوشـان است مشـهـد با تو غـلامـت ارزنـی ارزان نـمیشد بالا ترین تخـت جـلالت مسـنـد توست عرش خدا هم احـتـمالا مـرقـد توست بیلطف تو چشمان ما گـریان نمیشد از روضۀ “ابن شبیبت” غم عیان بود هر شب اَنیست گریههای بیامان بود اربـاب ما دیگر تنـش عـریان نمیشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
حرف میرانم در اینجا از مقام آفتاب نه غـلط گـفـتم فقـط گـویم ز نام آفتاب ای به قـربان مـقـامات و مـرام آفـتاب برگ میروید به پاس احترام روی او گل شکوفا میشود با شوق عطر و بوی او آفتابی و فروغ تو جهان را در گرفت یازده نور از تو نبض چرخ را در بر گرفت ز آفـتاب آسـمان قـطع یـقـین بـالاتری میکنی بر آفتاب و ماه و انجم رهبری من تو را از چشم خود خواندم خطا شد یا علی حق علی آقا علی سرور علی مولا علی آفـتابا بگذر از من و از خطای باورم میروم با این خـطا تا انتـهـای بـاورم مهر میآید به پاس احـترام یک نـماز هر طلوع صبح یعنی یک قیام یک نماز تو قـیامت قـامتی و قـامتت اصل قـیام ماه نیکو منظری و جلوهات ماه صیام ما کویری تشنه هستیم این جماعت آبشار از خـزانیم و تمام نسل حـیدر از بهار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
گرچه در سِرِّ هوالهو همۀ ها زهراست گرچه در جانِ حرا چلۀ اِحیا زهراست بنویسید فقط حـضرتِ زهـرا زهراست آنکه در ذائقۀ عشق تصرف کردهاست آنکه پیش از قدم خویش تشرف کردهاست تـا بـدانـنـد چــرا اُمِّ ابـیـهــا زهـراسـت از خـدا جــلــوۀ او گـرمِ دلآرایـی بـود مـوقـع آمـدنـش عـشـق تـمـاشـایـی بود قبل میلادِ خـدیجـه به تـمـاشا زهراست دید حق نور فقط نـور جهان میخواهد قلبِ بی جانِ زمین یک ضربان میخواهد گفت ای جهل و خرافات مهیا زهراست دخـتـری آمـده تا زن به کـمـالش برسد تاکه زمـزم به تـمـاشـای زُلالـش برسد تا بـبـیـنـند همه کار فـقـط با زهـراست آمـده تـا بـنـشـیـنـد بـه شـبـسـتـان عـلی آمـده تــا بــرود بـاز بـه قــربـان عـلـی تا بمـیـرند حـسودانِ عـلی تا زهراست شیر وقتی که به سر، تیغِ دوسر میچرخاند مثل گرداب سر و دست و سپر میچرخاند همه دیدند رجـزهای عـلی یا زهراست آب را مهریهاش ساخت که باران بشود دو سه خرما به کسی داد که سلمان بشود مـادر ایـنـهـمـه آلالـۀ زیـبــا زهـراست مادری کرد و به ما لطف، فراوان کرده با حسینش همه را مستِ حسن جان کرده به شـهـیدان حـرم زمزمۀ ما زهراست گـفته بودیم به این خصم خزانش برسد صبـر کـردیـم فـقـط تا هـیجـانش برسد لب اگر تر بکـند نعـرۀ ما یا زهـراست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها
در شبِ میلاد میگویم که غوغا زینب است آمده نوری که میگویند او را زینب است آنکه باشد عینِ مولا مثلِ مولا زینب است بال و پر را باز کن تا خانۀ حیدر رویم از سرای خـویشتن تا وادی دلـبر رویم آیـنه در آیـنه تـندیسِ زهـرا زینب است ای دلِ خسته برو بیت الولا بیـتوته کن در میانِ خـانـۀ شـیـرِ خـدا بـیـتـوته کن باعثِ شادابی این جمعِ زیبا زینب است ابتدائا عـالـمی را زد به هم با گـریهاش سینۀ صدّیقه شد پُر همّ و غم با گریهاش آشکارا شد به عالم اُمِّ غمها زینب است گریهاش تبدیل شد بر خنده در آغوشِ یار مات و مبهوت است چشمانش به رخسارِ نگار پس حسین عشق ست و عاشق بهرِ آقا زینب است ای حسینی ها! شبِ میلادِ فخر المصطفاست در شباهت گـفـتهاند آئیـنۀ شـیر خداست آن کسی که دینِ حق را کرده احیا زینب است عاجزم از گفـتنِ مدح و ثنایش عاشـقان من کی ام تا که سُرایم از برایش عاشقان عصمتِ صغرای حق بانوی عظما زینب است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها
امـشـبم شـورعجـیـبی در سـر است شور و مستی در سرم سرتاسر است دف بـزن این بـاده مـسـتیآور است در جهـان بـرپـاست غـوغـایی دگر مـیشــود تـعــبـیـر رویــایـی دگــر با گـلاب و می، زمیـن را تر کـنـید کوی و برزن را پُـر از زیـور کنید زینـت شـیـرِخــدا، حــق را سـتـون مـثـل او عــالــم نــدیــده تـا کـنــون ذولــفـقـار خـطـبــهاش دم دار بــود خـون مـولا در رگـش بـسـیـار بـود نـه کـسـی چـون او نــمـیآیـد دگــر آن جگـرداری که شد خـونین جگر چــادرش بـا عـرش پـهـلـو مـیزنـد آبــــرو دائـــم به او رو مـــیزنـــد ذکر هرشیری که در تاب و تب است ذکر هرشیری که حیدر مذهب است برده از من روز و شب دیوانه وار بـیـتـی از عــمـان سـامــانـی قــرار گـرچـه بـا ســربـنـد یـا زیـنـب مـدد هـر پــرسـتـاری سـرآمـد مـیشــود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
به هر کرانه سر زده روشنی صبح امید باد بهار عاشقان، به جانب چمن وزید ز مشرق طلوع نور، صبا رسد به صد نوید به گوشۀ بنفشه زار، یک گل تک دانه دمید گلی که چشم دو جهان، شبیه او دگر ندید ز آسمان ز کهکشان، زمزمه میرسد به گوش کسی به جمع قدسیان، نمانده ساکن و خموش عیان شده ز بی نشان، نشان جنبش و خروش داده سبو بر همگان، ساقی مستِ مِی فروش هر که در این دایره بود، کوثر ناب سرکشید میان باغ و گلسِتان، گل یگانه میرسد نور زمین و آسمان، در این میانه میرسد در شب تار اختران، ماه زمانه میرسد عشق از آن سوی جهان، بدین بهانه میرسد که در طریق دلبری، دلبر دلبران رسید کسی که شد ز غمزهاش، طریق دلبری تمام همان که جمع انبیاء به حضرتش دهد سلام هم او که چشم مست او، ربوده دل ز خاص و عام در شب میلاد نبی، ز بیت پنجمین امام جلوه نموده عالمی، که عالمش شده مرید خدا نموده در رُخش، تجـلی دوبارهای هر دو جهان به امر او، به غمزه و اشارهای که دم به دم ز روی او، به خود کند نظارهای عصمت و نور هشتمین، یا ششمین ستارهای که در سپهر سروری، خدای عشق برگزید بگو یا یاس و نسترن، عطر شقایق آمده ز رحمت و لطف خدا، هرآن چه لایق آمده به جسم بی روح زمان، جان خلایق آمده ز نسل پاک فاطمه، حضرت صادق آمده خدا کسی به صدق او، به خلقتش نیافرید راستی از صداقتش، کرم رهین منتش نم نم باران وجود، بارش ابر رحمتش سخاوت و بخشش و جود، سائل یک کرامتش خلـقت کل مـاسـوا، به خـاطر ولایتـش تمام آفـریـنـش از، محـبـتـش شده پـدید مست شود حور و ملک، ز نغمههای یاربش درس ولایت است و عشق، زمزمههای مکتبش اختر و ماه و کهکشان، چراغ کوچک شبش هم او که ذکر فاطمه، بوده دمادم به لبش بدین جهت از دو لبش، کوثر ناب میچکید به پیش نور روی او، شرم نموده مهر و مه به پای درس و بحث او، خیل ملک چو طفل ره یکسره یغما ببرد، دل به دو چشمان سیه مرید مکتبش دگر، نمی رود سمت گنه سوی گناه کی رَوَد، آن که محبتش چشید ز چشم مشکین و لبش، ز ابروی کمان مگو برای سجده پیش او، ز اهل آسمان مگو ز مستی زیارتش، به جمع قدسیان مگو که گفتی نباشد آن، چه عشق شد نهان، مگو اگر خدا جلوه کند، چگونه شرح میدهید هرکه به درگهش رسد، شود همه دست نیاز به موسم ولادتش، خدا به او نموده راز به پیشگاه حق خودش، لب به نیاز کرده باز به لحظه شهادتش، کند سفارش به نماز به رسم عشق جان دهید، تا که ولایتش خرید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امشب به مـلائك خـبری تـازه رسیده لبخـنـد نجـات از نـفـس صبـح دمـیده یك صبحـدم و این همه اعیاد كه دیده اعیاد خدا گشته از این صبح پـدیـدار ای بـحـر تـجـلا! گـهـرت بـاد مبارك ای طـور نبـوّت! شـجـرت باد مبارك دامان تو تا حـشر بود مطـلع الانـوار ای گمشدگان! گـمشدگان! راهـبر آمد در عـرصۀ بـیـدادگـری، دادگـر آمـد آمـد به جـهـان قافـله را قـافـلـهسـالار تـوحــیـد بـود لالـۀ بـسـتــان مـحــمـد جـبـریـل بود مـرغ گـلـسـتان مـحـمـد از قــول خــدای احــد و قــادر دادار این نور جمال ازل، این خالق نور است این هم سخن موسی، در وادی طور است این است كه گل سبز كند از شرر نار این است كه او بود و همه خلق نبودند این است كه با نام خوشش نامه گشودند با این همه كردند به عجز سخن، اقرار این است كه تـوحـید از او نام گـرفته این است كه خورشید از او وام گرفته سر تا قـدم از عـلم الهی شده سرشار ای جـان هـمه عـالـم و آدم به فـدایت ای هستی هستی كمی از لطف و عطایت این ذكر الهی است كه دائم شده تكرار ای چرخ كهن خاك ره طفل صغیرت روشنـگـر بـزم ازلـی روی مـنـیـرت پیـوسـته نمـودنـد به آقـایـیات اقـرار اوصاف تو چون وصف خدا فوق حساب است قرآن تو را سلطه بر این چار كتاب است تو مهری و روز همه بیتوست شب تار مـا امّـت وحـی و تو وحی آور مـایی تا هـست خـدایـی خـدا، رهـبـر مـایی بینور تو، توحید محال است، نه دشوار بیدست تو حق بر روی كس در نگشاید بیدوسـتـیات حـمـد خـداونـد نشـایـد گیرم ز عـقـیق همه ریزد دُر شهـوار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
با پـای سر به سـیـر سـماوات میرویم احـرام بـسـتهایم و به مـیـقـات میرویم میـقـات ما حـسـین، مـلاقـات ما حـسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
شمس حجـاب کـبریا زینب است تجـلـی شـرم و حـیـا زینب است فـاطـمـه کـرب وبـلا زینب است دوای درد بـیدوا زیـنـب اســت ای نـفـس حـضرت خـتـمیمـآب دخــتــر آســمــانــی بـــوتـــراب مصحف مستور خدا زینب است بـیــا و جـلـوۀ پــیـمــبــر بـبــیــن شـیـرزنـی چـون یل خـیـبر ببین پـنـج تن زیـر کـسـا زیـنب است شـمـس چـراغ در ایـن خـانـهات مـــاه غـــبــار در کــاشــانــهات دوای مـا نـغـمـۀ یـا زیـنـب است دانـه تـسبـیـح تو شـمـس ضحـی چـادر تو، پـرچـم حـجـب و حـیا کـعـبه سـیـار خــدا زیـنـب اسـت هـیـبـت روی تـو سـرا پـا عـلـی فـاطـمهای به شـکـل مـولا عـلی کوری چشم خصم با زینب است کـرب و بـلا دیـده که پیـغـمـبری فـاطـمـهای و یکتـنـه لـشـگـری حسن به دشت کربلا زینب است پلک بزن شـام و سحـر خلق کن چـشم بـچـرخان و قـمر خلق کن آیـنـهدار مـرتـضـی زیـنب اسـت گرمی عشق و هرم این تب یکیست تا به سحر مسیر هر شب یکیست جـان مـیان هر دوتـا زینب است روز قیامت که جهان مضطر است بشر هراسان به صف محشر است سـایـه روی سـر مـا زینب است در کف تو چرخ چو دستاس بود با نـفـست دهـر پُـر از یـاس بود سـتون خـیـمـه سـمـا زینب است سـیـل کــرم لـحـظـۀ بــاریــدنـت گـل بـکـشـد مـنـت گـل چـیـدنـت حسین را چهره گشا زینب است از نـگـهـت نــور خـدا مـنـجـلـی هرچه خدا خواست تو گفتی بلی حـیـدر صحـرای بلا زینب است آمـده بر جـنگ تو غـم از الـست کـرب وبلا غـم به بـلا داد دست فصل خطاب خطبهها زینب است
: امتیاز
|
























