کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


ورود کاروان اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر کوفه

درباره : روایت های خروج از کربلا، دفن شهدا، کوفه
منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۲۹۸

در روز ۱۲ مُحرّم كاروان اسرا وارد كوفه شد و ابن‌زياد دستور داد سرها را به استقبال كاروان فرستادند. مردم همه گرد آمدند و گريان و نالان به اين كاروان نگاه مي‌كردند. امام سجّاد علیه‌السلام در حالی‌که به غلِ جامعه بسته شده و به سختي بيمار بودند، خطاب به مردم كوفه فرمودند: أَتَنُوحُونَ وَ تَبْكُونَ مِنْ أَجْلِنَا؟ آيا براي ما نوحه مي‌خوانيد و گريه مي‌كنيد!  فَمَنْ ذَا الَّذِي قَتَلَنَا ؟پس چه كسي ما را كُشت؟

زني از بالاي پشت‌ بام گفت: مِنْ أَيِّ الْأُسَارَى أَنْتُنَّ ؟ شما اسرا از كدام طايفه و از كجاييد؟ پاسخ دادند: نَحْنُ أُسَارَى آلِ مُحَمَّد؛ ما اسيران از آل محمّديم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آن زن از پشت‌بام به پايين آمد و هر چه لباس و مقنعه در خانه داشت آورد و به آن‌ها داد.[۱]


اين روايات به آن معنا نيست كه حجاب اهل بيت حفظ نشده بوده، بلكه گردی صورت نمایان بوده است.[۲] لباس‌ها مناسب شأن آن‌ها نبوده، خاكي بوده، شايد خوني بوده و شايد بعضي از قسمت‌هايش دچار سوختگي بوده است و بر اثر مصائبي كه بر آن‌ها گذشته بود، مندرس شده بود، وگرنه در ادامه همین گزارش از زبان بَشِيرُبْنِ خُزَيْم در مورد حضرت زینب سلام‌الله‌علیها آمده است: به خدا قسم! من کسی را با حیـاتر از او تا به حال ندیده بودم!  بسیار شنيده می‌شود كه مي‌گويند هنگـام ورود اسـرا به كوفه از  بالاي پشت‌بام‌ها به اهل بیت سنگ مي‌زدند و شادی می‌کردند، در حالی‌که در مآخذ ما چيزي در اين مورد نیامده و واقعيت ندارد. در سخنان امام سجّـاد علیه‌السلام و خطبه حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم اشـاره به گریه و شیون مردم شده و این گریه مردم پس از سخنان حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، فاطمه صغرا و امّ کلثوم شدید‌تر هم شده است؛ تاجایی‌که گفتند هیچ روزی مثل آن روز، کوفه گریان نبود.[۳] شادی و دف زدن مردم؛ در شهر شام و شهر بعلبک بوده است نه در کوفه.

حضرت زينب سلام‌الله‌علیها در خطبۀ تاریخی شان در شهر کوفه آن چنان محكم، با حيا و قوّت خطبه خواندند كه بَشِيرُبْنِ خُزَيْم اَسَدی[۴]  گفته است: به خدا قسم! كسي را با حياتر از او نديدم؛ ولي آن حضرت به گونه‌اي سخنراني كردند كه گويي آن سخنان از زبان اميرمؤمنان علي خارج می‌شد. و در ادامه می‌افزاید: پیرمردی کنار من بودکه ضمن گزیدن دست و گریه، می‌گفت: پدرم و مادرم به فدایشان که کوچک و بزرگ و زن و مردشان از دیگران برترند![۵]

در بعضی از کتب مقاتل به نقل از مُسلم گچكار آمده است: اسرا را در چهل محمل و هُودج وارد کوفه کردند. مردم به کودکان، نان و خرما صدقه می‌دادند؛ امّ کلثوم نان و خرمـا را از دست بچه‌هـا گرفتند و گفتند صدقه بر ما اهل بیت حرام است؛ سپس سر مبارك امام حسين علیه‌السلام را مقابل محمل حضرت زينب بردند، دختر علی علیه‌السلام يك لحظه از خود بيخود شدند و چنان سر به چوبه محمل زدند كه خون از زير مقنعه‌ جاري شد. این خبر در منتهی الآمال، نفس المهموم و ناسخ التّواریخ به استناد علاّمه مجلسی آمده است، در بحارالأنوار نیز متسفانه سندی اراپه نشده و فقط با عبارت « در بعضی کتب معتبر دیدم» استناد داده شده است!؟ در دو کتاب اربعین الحسینیه و تحریف شناسی عاشورا تصریح شده که این روضه، اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی آمده است. این کتاب، جزء کتب تحریفی است و نویسندۀ آن به درستی معلوم نیست و هیچ یک از مطالبش مستند نیست و نویسنده گمنام آن مطالبش را فقط با عبارت « قال الراوی » آغاز کرده است. یکی از دلایل مهمّ در اثبات جعلی بودن این کتاب؛ به قول علاّمه سیّد عبدالعزیز طباطبایی در کتاب اهل بیت فی مکتبه العربیه، شیوه نگارش آن است که اصلاً با شیوه رایج در قرن پنجم سازگاری ندارد. دلیل دوّم اینکه در کتاب مذکور،گزارش بردن سر مطهّر امام به مصر و دفن آن در قاهره و ساختن بنایی برای آن مطرح شده است. جاعل کتاب آنقدر در جعل کتاب بی‌توجّه بوده که ندانسته ساخت این بنا ۱۳۰ سال بعد از وفات اسفراینی رخ داده است. از همین روست که آیت الله قاضی طباطبایی در کتاب تحقیق در باره اوّل اربعین می‌نویسد: این کتاب پر از دروغ است و به همین دلیل بسیاری از بزرگان و اهل فن در کتب خود[۶] این کتاب را نوشتة اسفراینی ندانسته و مطالبش را دروغ و تحریفی می‌دانند. از این‌رو محققین و علمای اهل فن در کتب خود این گزارش را ضعیف خوانده و سر به چوبۀ محمل زدن حضرت زینب را بعيد می‌دانند. [۷]

یکی دیگر از دلایل نادرست بودن این قصه هم این است که نوشته اهل بیت را در محمل و هودج مزین به کوفه آوردند که این موضوع در هیچ گزارش دیگری نیامده و مغایر تمام کتب تاریخی دست اول است که نوشته اند اهل بیت را بر شتران بی‌جهاز و تشک به کوفه آوردند. بعضی در ادامه این گزارش ضعیف مطالبی از خود اضافه کرده و می‌گویند که وقتی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در حال صحبت با سر امام بودند، دختر امام به عمّه‌اش گفت این سر کیست؟ .... و یا آنکه می‌گویند نان و خرما صدقه نبوده و نذر امّ حبیبه بوده؛ سپس امّ حبیبه به خدمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها آمده و ... که چنین چیزی در مقاتل نیامده است و دروغ است.

منبع: اقتباس از کتاب پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا

[۱]. الفتوح ۵/۱۲۱؛ تاریخ یعقوبی ۲۴۵؛ مَقْتَل خوارزمی ۲/۴۵؛ مَطالِبُ السَّئووُل ۲۶۵؛ مُثیرُالأحْزان ۲۸۹؛ فُصُولُ المُهِمَّۀ ۲/۸۳۰؛ اللـهوف ۱۲۹؛ تَسْلِیَةُ الْمُجـالِسْ ۲/۳۵۳؛ بحارالأنوار ۴۵/۱۰۸؛ جلاءالعیـون ۵۹۳ ؛ منتهي الآمال ۴۸۴؛ نفس المهموم ۳۵۲؛  قمقام ۵۱۵؛ مقتل امام حسین ۲۲۰ و۲۲۲؛ مهیج الأحزان ۶۰۸ ؛ ناسخ التّواریخ ۵۲۴؛ مقتل جامع ۲/۴۰. توضیحات: در تاریخ یعقوبی، مَطالِبُ السَّئووُل، تَسْلِیَةُ الْمُجـالِسْ، فُصُولُ المُهِمَّۀ و مَقْتَل خوارزمی سؤال این زن نیامده است. ضمناً در کتاب تَسْمِیَةُ مَنْ قُتِلَ مَع الحُسَین (۱۵۷) فقط روایت اول با کمی تفاوت در جمله بندی ها آمده است.

[۲]. در آن زمان قسمتی ازحجاب زنان (معجر)، پارچه ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است. همچنان‌که هم اکنون نیز در عربستان بسیاری این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی!

[۳] . مَقْتَل خوارزمی ۲/۴۷؛ اللهوف ۱۳۷؛ مُثیرُالأحْزان ۲۹۸؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ ۲/۳۶۰؛ بحارالأنوار۴۵/۱۱۲؛ جلاءالعیون ۵۹۶؛ منتهی الآمال ۴۹۶ و۵۰۱؛ نفس المهموم۳۹۳؛ ناسخ التّواریخ ۵۲۹.

[۴]  . در بعضی از کتب حَذْلَمِ بْنِ سَتِير و در بعضی دیگر حِذْيَمِ بْنِ شَرِيكٍ الْأَسَدِي ذکر شده است.

[۵]. الفتوح ۵/۱۲۲؛ أمالی مفید ۳۸/ ۳۶۷و۳۶۹؛ مُثیرُالأحْزان ۲۹۴؛ الاحتجاج ۲/۱۱۰؛ مَقْتَل خوارزمی ۲/۴۶؛ اللهوف ۱۲۹و ۱۳۲؛ تَسْلِیَةُ الْمُجـالِسْ ۲/۳۵۳ و ۳۵۵؛ جلاءالعیـون ۵۹۴؛ بحـارالأنـوار ۴۵/۱۰۸؛ نفس المهموم ۳۵۵؛ منتهي الآمـال ۴۸۴؛ مقتل امام حسین ۲۲۳؛ ناسخ التّواریخ ۵۲۷؛ مهیج الأحزان ۶۱۱؛ مقتل جامع ۲/۴۴.

[۶]. منتهی الآمال ۴۸۳؛ نفس المهموم ۳۳۱؛ اربعین الحسینیه ۱۵؛ تحقیق درباره اوّل اربعین ۶۱ و ۲۹۴؛ مقتل امام حسین ۱۷۲؛ اهل البیت فی المکتبة العربیه ۶۵۵؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ۱۷۲؛ مقتل جامع ۱/۱۳۵؛ مقتل تحقیقی ۲۰ . در دو کتاب بایستگی تحریف زدایی از نهضت ( تألیف محمد صادق مزینانی) و تحریف شناسی و فرهنگ عاشورا ( تألیف سیّد عبدالمجید ضیایی) نیز این کتاب بطور مشروح و مستند دارای تحریفات فراوان معرّفی می‌شود. 

[۷]. منتهي الآمال ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ۲۱۱؛  مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱. توضیحات: در این گزارش جعلی علاوه بر تشریح حال اهل بیت سخنانی نیز از زبان حضرت زینب (س)  گفته شده که ما با توجّه به مطلب فوق الذکر از ذکر آن صرف نظر کردیم.