
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
از زنـدگـیِ بـی تـو بـیــزاریــم آقـا دیگـر بـیـا، خـیـلـی گـرفـتـاریـم آقا غیر از ظهورِ تو نخواهیم از خداوند شب تا سحـرهـایی که بـیداریم، آقا با دلبری غیر از تو که کاری نداریم در سـیـنـه تـا مهـرِ تو را داریم آقا با دیدههایی که بهجز تو هرچه دیده! روی تو را مُـشـتـاقِ دیـداریـم آقـا! پیشِ طبیبِ دیگری جُز تو نرفـتـیم حـالا کـه اُفـتـادیم و بــیـمـاریـم آقـا پُر مُدِّعـا هستیم، اما هیچ و پوچـیم از تو تُهی، از خویش سَرشاریم آقا! ما وصلـۀ ناجـورِ دربارِ تو هستـیم دَر چـشمهای خـیـسِ تو، خاریم آقا تـنهـا زِ چـشمِ مهـربـانت بَر میآید بـخـشـیـدنِ مـا که گُـنـهـکـاریـم آقـا اِمسال هم، کربوبلا روزیِ ما نیست اِمـسـال هم، عُـقـده به دِل داریم آقا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
آقا! به جـان خـسـتهٔ من هم نگـاه کن! رحمی به حال این دل بیسرپـناه کن! گم کردهام مسیر رسیدن به دوست را ای راه مستـقـیـم! مـرا سـر بهراه کن! تاریک شد دلی که ندیدهاست رویِ تو خـورشید من! بیا و شبم را پگـاه کن! از نـور توست روشـنیِ مـاه و آفـتاب بر جان من بتـاب و مرا نـیز ماه کن! عمری تو را صدا زدهام بعد هر نماز لطفی بر این صدای پر از سوز و آه کن! آقـا! گـنـاه من شـد اگر مـانع ظـهـور؛ لطفا عزیز! عـفو بر این روسیاه کن!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
و رستاخیز تو از چشم دنیا خواب خواهد برد شب تشویش را آن نور عالمتاب خواهد برد بتاب ای فجر صادق! روشنیبخش حقایق باش وگرنه دین ما را جعفر کذّاب خواهد برد رسیده سامری با صوت سحرانگیز دقّالباب اگر دل دل کنیم ایمانمان را «باب» خواهد برد تویی تنها تو بابالله و وجهالله و سِرّالله کدامین مدّعی سهمی از این القاب خواهد برد؟! کسی که رو بگرداند از آن لبخند، خواهد باخت کسی که از نگاه تو شود سیراب، خواهد برد نگاهت نغمۀ باران، نگاهت چشمۀ ایمان نگاهت خستگیها را از این مرداب خواهد برد جهان در انتظار آن نماز جمعه در اقصاست قنوت روحبخش تو دل از محراب خواهد برد غزل را تا زدم، دادم به دست رود؛ میدانم که این لبتشنه را تا خیمۀ او آب خواهد برد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
عصرها تلخ است بیتو؛ عصر جمعه تلختر از تمامِ روزهای مـانده از تو بیخـبـر از تمام عصرهای سرد پائیزی که ماند از تـمام شـامهـای بیقـرار پـشت سـر میرسد پائیز بیبرگی به باران بهار؟ میرسد شبهای دلتنگی به دیدار سحر؟ چشم میدوزم به ابر بیقرار از پنجره میرسد پس کی صدایی آشنا از پشت در؟ حتم دارم میشود تعبیر، خواب هر شبم آخرِ این داسـتـان بـاید بـیـایـد یک نفر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
کویر تشنه شده قـلبم، ای سحاب! بیا تمـام زنـدگیام بیتو شد سـراب؛ بیا هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی به جان فاطمه این جمعه بینقـاب بیا مـباد آنکه بـیـایی و مُـرده بـاشـم من شتاب کن که اجـل میکند شتاب؛ بیا گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا به کوچه کوچۀ شهرم ز خون دل همهشب بـرای آمـدنـت ریـخـتـم گـلاب؛ بــیـا گـنـاه مـن ره دیـدار بـسـته بر رویـم تو بـهـر دیـدن مـن از رهِ ثـواب بـیـا غروب جمعه شده، بیتو روزهای دلم به صبح جـمعـۀ من همچو آفـتاب بیا به دردهای به حـیـدر نگـفـتـۀ زهـرا به نـالـههای سـحـرگـاه بـوتـراب بـیا به سینهای که شکست از سُم ستور، قسم به صورتی که شد از خونِ سر خضاب بیا سرشک دیدۀ «میثم» به سیل شد تبدیل هـنـوز نـالـۀ او مـانده بیجـواب؛ بیا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نماز جمعه بودم آفتاب از خاطرم رد شد ردیف شعرهای من پس از آن «خواهد آمد» شد نماز جمعه میخواندم هوای گریه با من بود جهان لبخند زد، جانها پر از عطر محمد شد قنوتِ گریه بستم، دیدنش را آرزو کردم صدای گنبد و گلدستهها پژواکِ «باشد» شد کسی آنسوتر از من «شاید این جمعه بیاید» خواند جماعت گفت: باید فارغ از «اما و شاید» شد یکی پرسید: پس کی میرسد ماهی که در راه است؟ جلوتر از من آقایی جوان، ذکرش «میآید» شد نـماز جـمعـه و بـاران نرم انتـظار، اما غروب جمعه شد آقا نیامد، باز هم بد شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
خــبــر آمــدنـت آمــده از راه، بـــیــا سـر بـزن از دل يک جمعۀناگاه، بيا! مـاه کـامـل نـشـود تـا تـو نــيـايـی آقـا تا که کـامـل بـشـود نيـمـۀ اينماه، بيا عهد بستیم و شکستيم و گذشتی هربار بــاز هـم بــا دل آلــودۀ مــا راه بــيــا درد ما بیخبریهاست، خودت باخبری ای تو از درد دل ما هـمـه آگـاه، بـیـا خواب غـفـلـت شده کار همۀ ما بیتو يوسف قـافـله يک سر به لب چـاه بـيا جمعهها رفت، ولی جمعۀ موعود نشد جمعهها میرود ای جمعۀ دلخـواه بيا زنده ماندیم که در روز ظهورش باشیم آه! ای جـان بـهلـب آمـده، کـوتاه بـیا! گفت شاعر؛ "خبر آمد، خبری در راه است" خــبــر آمــدنـت آمــده از راه، بـــیــا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
بیتو چه سخـت میگـذرد انتـظـارها پـایـان رسـیـد عـمـر همه روزگـارها صدپاره شد قلب زمان از وفور زخم خون میچکد ز چشم زمین بر مدارها در امتداد ظلـمت این فصلهای سرد جـلـوه نـمیکـنـنـد چـرا نـوبـهـارهـا ؟ پژمردهایم در پس این انحطاط محض جامـانـدهایـم در پس این انـحـصـارها بر گل نشسته زورق دلهای بیشکیب طـوفان زده به ساحل چـشم انتظارها در این شب سیـاه طلاقی خـیر و شر گلگـون شده حـنجـر حق روی دارها در انتظارجلـوهات ای صبح بیبـدیل صبـری نـمـانـده بر دل این بیقرارها مـائـیم و موج فـتنه و طوفان حادثات از تـو ولـی رسـیـده به مـا اقـتـدارهـا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نمیرسم من از این جادهها به گرد شما به خاک پـای گـدایـانِ کـوچه گرد شما خـدا کـند که عـنانگـیرِ مَـرکـبت باشم فــدای پـا بـهرکـابــان در نـبــرد شـمـا ارادتـی بــه تــو و خــانــوادهات دارم مـنـم غــلامِ غـلامـان فَـرد فَـردِ شـمــا چرا شـبـیه گـذشـتـه مرا نمیخـواهی؟ مگر نمیخورم آقای من به درد شما؟ غروب جمعه رسیده؛ زمان خجلتم از مـرور نـامـۀ اعـمـال و آهِ سـرد شـمـا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت هـمیـشه یـار دل من! خـدا نگـهدارت! چو اشک بر سر بازارِ دیده پای گذار الا که گرمتر از محشر است بازارت! نشـسـتهاند به راه و سـتادهاند به صف پـیـمـبـران الـهـی بـه شــوق دیــدارت سلامـت دو جـهـان را به هیچ انگـارد عـنایـتی که تو داری به جان بیـمارت مرا دمی ز کـمند غـمت رهایی نیست که بوده این دل ما دم به دم گـرفتارت رسان به تُـربتِ زهـرا سلامِ ما و بگو بِـــده زِ دور جــــوابِ ســـلامِ زوّارت سری ز پـنجـرۀ خانهات درآر و ببـین به صد امید نـشـسـتـیم پـشت دیـوارت قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است قـبول کن که نباشد جز این سزاوارت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
شعر را باید که در وصف شما آغاز کرد هرکسی اینگونه بود در کار خود اعجاز کرد »واژهها گنگند تا اینکه تو را معنا کنند» کِی توانستند حُسنی از تورا افشا کنند؟! صورتت خورشید را محو تماشا میکند ماه نـورِ منـشـأش را در تو پـیدا میکند آخرین فرزند زهـرایی و پـور حـیدری در نجابت برتـرینی، در عـبادت اکبری جمعهها را با دعای ندبهات سر میکنیم با احـادیث شـما مجـلس مـنـوّر میکـنیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
الا قـرار دل و جانِ بیقـرار ظهورت! کدام جمعه بُوَد روز و روزگار ظهورت؟ کدام روز به شب میرسد که آمده باشی؟ کدام جمعه شود شنبه بر مدارِ ظهورت؟ خوش آن سپیده! که نور از خیام سبز تو گیرد خوش آن سحر! که برآید به افتخار ظهورت دعـای عهـد بخـوانم در آرزوی قـیامت سرشک شوق فشانم به رهگذار ظهورت بهار مبعـث پیـغـمبری گرفت جهان را شکـوه دیگر بعـثـت بُوَد بهـار ظهورت گرهگشای دو عالم، دعای من همه این است که دست حق بگشاید گره ز کار ظهورت ز قطرهقطرۀ آن چشمهچشمه نور بجوشد ز کـوثـری که برآید ز آبـشار ظهورت ز بس شکوفۀ رحمت بریزد از همه جانب شکوفهزار شود خاک رهگذار ظهورت خوش آن سحر! که نصارا گشوده چشم ببینند بُوَد مسیح مقـدّس، طلایـهدار ظهـورت شرایطیست در این انتظار و من که ندارم دلم خوش است که هستم در انتظار ظهورت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
جـمـعهها روز اُنـس با مهـدیسـت بهـتـرین ذکر جـمـعه یا مهـدیست حـاجـت از حـجـت خـدا خـواهـیـد بـه خـدا! حـجـت خـدا مـهـدیسـت هر که را در جـهـان امـامی هست اهـل عـالـم! امــام مـا مـهـدیسـت بــا دو بــال غــدیــر و عــاشــورا اوج پـرواز شـیـعـه تـا مـهـدیست چــارده وجــه چــارده مـعــصــوم ز ابـتــدا تـا بـه انـتـهـا مـهـدیست حـجـرالاســود و حـطـیـم و مـقــام زمـزم و مـروه و صفـا مهـدیست مـا دعــا بـر ظــهــور او کــردیــم روح آمـیـن این دعـا، مـهـدیسـت چـشـم دل باز کـن بـبـیـن "مـیـثـم" شیعه هرجا که هست با مهدیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
جهان اگرچه که در ظاهر امن و آرام است ولی بدون تو در هالهای از ابهام است تـمـام آنچـه که دربـارۀ تـو مـیدانـیـم نمی ز بهـر تو باشد؛ فهم ما خام است قسم به دوستی گرگومیش صبح وغروب که غیر بام تو هر بام دیگری دام است در این زمانۀشهرت، خوشابهحالِ دلی که آشـنـای تو و بین خـلق گـمنام است تـفـاوتـی نـکـنـد پـیـر یـا جــوان بـودن کسی که از غم هجران نمرده ناکام است در ایـن تـلاطـم امـواج تـنـد سـردرگُـم خـیـال هـر اقـیـانـوس با تـو آرام است بـرای ســوخـتـن آمــادهانــد عُــشـّاقـت چرا که پختهشدن آرزوی هر خام است سپیدهوار سر از شب برآر ای خورشید که آفـتاب جهـان بیتو بر لب بام است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
آقای جمعه های غریبی ظهور کن دهلیزهای شب زده را غرق نور کن یگ گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق یا باز گرد یا دل ما را صبور کن آقا چـقـدر فـاصله، اندوه، انـتـظار فکری به حال این سفر راه دور کن آقـا اگر که آمدی و عـاشقـت نبـود یک فـاتحه نـوازش اهل قـبور کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
خـدا کـند به سر این انـتـظـارهـا برسد زمـان مـرگ، خـزانِ بـهـارهـا بـرسـد نـشد اگـر بـرسم من به پـایبـوسی تـو خـدا کـند که از آن سو غـبارها بـرسد توجهی، نـظری، گـوشهچـشمی ای آقا یـکـی بـه داد دل بـیقــرارهــا بـرسـد خـدا کـند خـبـر هـمـسـفـر نـداشـتن تـو به گـوش پُـر ز هـیاهـوی یـارها برسد غروب جمعه تو را خواندهایم و فردا صبح دوبـاره هر که رود تا به کـارها برسد بمان كه شايد اويسی كه وقت كم دارد بـرای دیـدنـت از ایـن دیـارهـا بـرسـد سحـر نـدارم و باید دعـا کـنـی که دلـم به مـیـهـمـانی شـبزنـدهدارهـا بـرسـد گـنهکاری من را ببخش جان "حـسین" هـمیـشه رحـمت شـه بر نـدارها برسد اگر که عمر وفایم نکرد، پای تو کاش شبـی چو رهگـذری بر مـزارها برسد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بالابلـندی، شانههای مـهـربان داری بر طاق چشمانت دو ابروی کمان داری بر لب طنین دلنـشین نور و الرحمن روی عبایت آیههایی از دخان داری بـارانی و با ابـرهای جمعه میباری بارانی و در مُشت خود هفت آسمان داری در دست، گرچه ذولفـقـار انتقـام اما بر روی دوشت بقچههای آب و نان داری ما عاشـقـان مدعی هرگز نـفهـمـیدیم حسی که تو، به هر کدام از شیعیان داری! گفتیم دوری، بی نشانی، غافل از اینکه هر جا که دلتنگ توأیم، از خود نشان داری هر جا که نامت را بخوانم میرسی از راه هرجای دنیا باشم آنجا جمکران داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
ای عشق! کاری کن که درماندند درمانها برگرد و برگردان حقیقت را به ایمانها چشمانتظارت شهرهامان کوچه در کوچه غـرق خـیالِ بـوسه بر پایت، خـیابانها مستِ شب گیسوی تو، چشم سحرخیزان بیتاب تسبیح سحـرگاهت، شـبـسـتانها مهدیهها دل بردهاند از حوض مسجدها دور «ولیِّ عصر» میگـردند مـیدانها پُر میشود شهر از نوای «آیة الکرسی« تا بگـذری از زیر این دروازه قـرآنها در خواب، چشمان تو را دیدند نرگسها شـوق گـل روی تو را دارنـد گـلـدانها ای در صدای مهـربانت حجـتی کـامل! ای در نگـاه روشـنت اثـبـات برهانها! هر جمعه در شهری برایت ندبه میخوانیم تا یوسف گمگـشته! باز آیی به کنعانها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
این هـفـته نیز جمعۀ ما بیشـما گذشت آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت! این هفته هفت روز به ظاهر گـذشـتنی بر من ولی عـزیز دلم، قـرنها گذشت هـفـتاد گوشه ناله زدم تا که جـمعه شد جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت گـفـتند جـمـعه بـوی تو میآورَد نـسـیم اما نـسـیـم آمـد و سـر در هـوا گـذشت خـورشـید هم هوای مرا تـازهتـر نکرد او هـفـت دفـعـه آمد و بیاعـتـنا گذشت عمرم به سر رسید و از این دستْ جمعهها تکـرار شد، نیـامـدی و عمر ما گذشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
سحر نوید دهد، صبحِ نور نزدیک است زمان غم به سر آمد، سرور نزدیک است شفق زدهست ز مشرق، فروغ صبح امید دهید مژده که روز ظهور نزدیک است گذشته موسِیِ عـمران از آن سوی دریا بگو به لشکر فرعون، گور نزدیک است حجـابها ز میان رَخـت بـسـتـهاند همه الا که لحظۀ فیض حضور نزدیک است رسد ز سـیـنـۀ سَـیـنـا نـدا به اوج فـلک که پای موسِیِ عمران به طور نزدیک است چـگــونه از حــرم یـار دور افـتـادیـد!؟ برای اهل دل، این راه دور نزدیک است طــلایـــهدار عــدالــت ز راه مــیآیـــد زوال سلطنت ظلم و زور نزدیک است ظهـور یـوسف زهـرا قـیامت کـبراست یقین کـنید که روز نـشور نزدیک است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
آدیـنـههـا من بـا تو حـال بـهـتری دارم در آسـمـان عـاشـقـی بـال و پری دارم سر میشود عُـمرم میان جـمع نوکرها شکرخدا در بین این سرها، سَری دارم والعصر، من بیتو اسـیر رنج خُسرانم آقـا مگـر جـز تو پـنـاه دیگـری دارم؟! نام تو میآیـد هـوای شهـر بـارانیست یاد تو هـسـتم من اگر چـشم تـری دارم چشمان نرگس خیره مانده تا که برگردی در دستهای خـسـته یاس پرپری دارم این هفته مشهد یا که قم رفتی، دعایم کن با نرخ جان خود دعـایت را خـریدارم این روزهای بیشما خیری نخواهد داشت این جمعهها بیتو غـم ویرانگری دارم سجـادهای داری که عـطـر کربلا دارد هر کس تو را دارد، رضایت از رضا دارد
: امتیاز
|