
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
دنیا به چشم زاهـد تو، دارِ محـنت بود دلجویی از مردم برایت عین نعمت بود وقتی به روی کارگرها میزدی لبخند شادی خریدن بهترین نوع تجارت بود کفشت گلی میشد، عبایت سر به سر خاکی میز ریاست هم برایت میز خدمت بود در باز میکردی به روی مردم محتاج گوش شنیدن داشتی هر وقتِ ساعت بود درد نهـان مـردمت را خـوب میدیدی آنچه در این مدت ندیدی خواب راحت بود وقتی دل دریـاییات لـبریز غـم میشد راهی مشهد میشدی، وقت زیارت بود با دولتت عکسی برای یادگاری نیست بعد از تو سهم سینه تنها آه حسرت بود آن شـام که دلـواپـست بـودیم دانـسـتـیم صبح شهادت در نگاهت صبح دولت بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
آن شب که ابر و بارشِ باران بود آن شب که در دل همه طوفان بود آن شب که دیدهها همه گریان بود او میهمان حضرت سلطان بود آخـر رسید دسـت به دامـانـش آخـر رسـید مـحـضر جانـانش آخـر رسـیـد او به رفـیـقـانـش دلـدادهٔ مـسـیـر شـهـیـدان بـود خدمت به خلق در نظر او بود همواره با محبت و خوشرو بود مـیز ریـاسـتـش سرِ زانـو بود در خـانه نه، مـیانهٔ میدان بود زخـم زبـان شـنـید ز بعضیها روی خوشی ندید ز بعضیها بر او چهها رسید ز بعضیها آری شهید تهمت و بهـتان بود دلهـا ز داغ رفــتـن او نـالان چـشم همه ز رفـتن او حـیران یک کشور از شهادت او گریان او افـتـخـار مـلـت ایـران بـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
از امامِ خود شهادت خواست، حاجت را ببین حاجتش هم داده شد، راه شهادت را ببین بوسهای از حاج قاسم داشت بر پیشانیاش همسفر شد با همان بوسه، رفاقت را ببین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
به تن کردی عبای مشکی و شال سیادت را ردای خدمت و تنپوش اخلاص و عبادت را تو با خونت، خط تحریف حق را برملا کردی و از نو زنده کردی معنی صبر و رشادت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
دل که یکپارچه امّید و سراسر بیم است منجـنیـقیست که گهوارۀ ابراهـیم است "آه" ما، "ماه" شد از حـلـقـۀ انگـشتر تو پرتو حادثه تـفـسیر همین یک میم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
ای نسل تو فـاطمی، تبارت عـلـوی این شـرط وفـا نـبـود، بی ما بـروی مهـمـان رضـا شدی! مـبـارک باشد ای خـادم آسـتــان قــدس رضــوی! محمدعلی بیابانی ای خــادم آســتـــانِ رأفــت؛ ســیّــد رفـتی و خـوشا به این سعـادت سیّد در روز ولادت امـــام هــــشـــتــــم شد عــیدیِ تو رزق شـهـادت سـیّد! مرضیه عاطفی خوشبخـت کسی که با ولایت باشد چون شمع، چراغِ راه وحـدت باشد خوشبخت کسی که بعد عمری خدمت پـایــان مـسـیـر او شـهــادت بــاشـد عمار علوی از زخم زبان، اگرچه رنجور شدی از خـدمت بی دریغ، مشـهـور شدی اجر تو همین بس! که شب میلادش با حکم "رضا" شهید جمهـور شدی وحید اجاقی بر هر چه غرور سد کشیدی ای مرد از درد زمـانـه بـد کـشیدی ای مرد جـز نـام شـهـیـد لایـقـت هـیچ نـبـود در خدمت نـور قـد کـشیدی ای مرد زهرا کولیوند ای عـمر تو در خـدمت اسلام، تمام هـمـسـایـهٔ دیــوار بـه دیــوارِ امــام! آنـان کـه به پـابـوسِ رضـا میآیـنـد گـویند سـلام بر تو، در «دارِ سلام» محمد جواد غفورزاده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
جز گنبدت هر آنچه که تابید را ببخش از پشت کـوه آمده؛ خورشید را ببخش شرک است، فکرِ سجده به ششگوشهکعبهات عـلاّمـههای مـکـتب تـوحـیـد را ببخش حفظِ حیات واجب و پابـوس، مـستحب دانــایـی مـراجـع تــقــلـیـد را بـبـخـش در راهِ استـخـاره؛ حـرم سمت ما دوید آوارگــانِ جــادۀ تــردیــد را بـبــخــش یک امتحان گرفـتی از آسانتـرینِشان شرمـندهایم، این همه تجـدیـد را ببخش با یک نسیم، لرزه به ایمانمان نشست بـاغ پـُرادعـای پُـر از بـیـد را ببـخـش در این کـویـر، ثـانـیـهها پـیر میشوند از عـمـرمـان ادامـۀ تـبـعـیـد را ببخش بـاران عـصارۀ عـرقِ شـرمِ آبهاست ابری که دیـر کرد و نبـارید را ببخـش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
ابـری بـدون اذن تـو بـاران نـمیشـود شـمـعی بدون نـور تو تـابـان نمیشود ای مـهــر تـو دلـیـل هـمـه امـتـیـازهـا بیتو بـشر که لایـق غـفـران نمیشود ای تـربتت شـفـای همه دردهای خلـق دردی بـدون مهـر تو درمـان نمیشود چشمی که تر شود به عزایت، به روز حشر دارم یقـین که ابری و گریان نمیشود مــا داغــدار پــیــرهـن پــارۀ تــوأیــم داغت به هیچ پرده که پنهـان نمیشود ای مـاتـم عـظـیم جهـان، تا فدای جان درد و غـم مـحـبِّ تو درمـان نمیشود برگ برات شاه خراسان تویی حـسین بیاذن تـو زیـارت جـانـان، نـمیشـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
جامِ جهان نماست در این قطعه از بهشت آرامِ جان ماست در این قطعه از بهشت فـوج فـرشـتـگـان به نیـایش نـشـسـتهاند آوای «ربّنا»ست در این قطعه از بهشت آئینۀ شكوهِ «كلیم» است و «کوه طور» آن نور و آن صداست، در این قطعه از بهشت هر دل كه زنده است به انفاس موسوی همصحبت خداست، در این قطعه از بهشت خورشید شاهد است، كه نقـش كـتـیبهها «والشمس والضحی»ست، در این قطعه از بهشت عطر مدینه، نور نجـف، رنگ كاظمین اشراق كربلاست، در این قطعه از بهشت هرگـاه سـعی در طـلـب مـعـرفـت كـنی هم مروه، هم صفاست، در این قطعه از بهشت عشاق، در «طواف حرم» موج میزنند حجّ من و شماست، در این قطعه از بهشت جانِ جهان كجاست؟ در این عرش آستان محرابِ دل كجاست؟ در این قطعه از بهشت در چـشم عـارفـان سحـر خـیز، آسـمـان آبیتر از دعاست، در این قطعه از بهشت صدق و صفا، خلوص و یقین، عشق و آرزو باران واژههاست، در این قطعه از بهشت فــولاد، پـای پــنـجــرهاش آب مـیشـود اسرار كیمیاست، در این قطعه از بهشت روشنتر از ستاره، به مژگان نشسته است اشكی كه بیریاست، در این قطعه از بهشت جای دگر، سراب فـریب و غـمِ فـناست سرچشمۀ بقاست، در این قطعه از بهشت در خلوتِ خیالِ خود از خویشتن بپرس از ما «رضا» رضاست، در این قطعه از بهشت؟ ما را به باغ و گلشن و صحرا چه حاجت است؟ تا حجّت خداست، در این قطعه از بهشت اذن ورود ما به حرم چیست غیر اشک؟ وقتی قرار ماست، در این قطعه از بهشت زائر در این حریم مطهر، غریب نیست بیگانه، آشناست، در این قطعه از بهشت تذهـیبنـامۀ عـمل عـاشـقان، «شفـق»! امضای مرتضاست، در این قطعه از بهشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
مثل عشاقی که هر ساعت دم از "او" میزنند در حرم آئـیـنـهها بانگ هوالهو میزنند روی یوسفها کجا و روی سلطان رئوف از قضا این بار با هم دلبران مو میزنند بعد یک ساعت نشستن با تو دانای عرب رومیان لبخند بر عـلـم ارسطـو میزنند در صف میزان، کبوترهای مشهد میرسند سنگ عفوت را به شاهین ترازو میزنند فرشبافان در پی کـسب ضمانت نامهات نقـشۀ قـالـیـچـهها را طرح آهـو میزنند وه چه تصویریست هر شب آبشاران بهشت روبروی حوض گوهرشاد زانو میزنند هر سحر کوه گناهان را که میریزد زمین خادمانت مثل کاه از صحن جارو میزنند خسته از درهای بسته دستهای نا امید عاقبت بر پـنجـره فـولاد تو رو میزنند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ساحلِ امنم تو باشی، فکر طوفان نیستم تا در آغوش توأم در بندِ هجـران نیستم هر چه پیش آید، خوشآید در مسیر مشهدت درد اگر از یار باشد، فکر درمان نیستم بس که لطفت شامل هر روسیاهی بوده است وقتِ حاجت خواستن، سر در گریبان نیستم اینکه جَلد گـنبدت ماندم، خدا را شاکرم اینکه عُمرَم در حرم سر شد پشیمان نیستم قول دادم زیر پـای زائـرانت جـان دهم من خودم را میشناسم، سست پیمان نیستم کـاش آغـازِ تمامِ صبـحهـایـم با تـو بود حسرتش را میخورم اهل خراسان نیستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
این جاست که هر دلبر و دلـداده بیاید هم شـخـص گـرفـتـار هـم آزاده بـیاید در این حرم قدس که باغی ز بهشت است هـر کـس به تـوّلای تو دل داده بـیـاید پُـر نـور شـود آیـنــۀ بـود و نــبـودش آن کس که چو آئـیـنـهدلان سـاده بیاید اینجـا مـیِ تـوحـیـد به زوّار ببخـشند هـر دل که بُوَد تـشـنـۀ این بـاده بـیاید پرواز ز خود تا به خدا از حرم توست از بهـر سـفـر هـرکه شد آمـاده بـیـاید این گنبد و گلدسته نشانیست که گوید هرکس که بهشتیست از این جاده بیاید بر سـر در این کـعـبـۀ امـیـّد نوشـتـند هرکس که به کـارش گره افـتاده بیاید از حـق طلـب جـلب رضـای تو نماید هـرگـاه «وفـائی» سـر سـجـّاده بیـاید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
وقتی از معجونِ خاک و اشک، انسان خلق شد مثل احوالِ دلِ تنگـش پـریشان خلق شد روزهای دور، بر انسان و دلتنگی گذشت تا برای گریههایش شامِ هجران خلق شد آسمان از تشنگیهای بیـابان بغض کرد اشکهایش ریخت روی خاک، باران خلق شد عـشـق آمـد تا بـسـوزانـد دلِ عـشـاق را عشق در انسان نه، آتش در نیستان خلق شد نـقـطـۀ پـرگـارِ عـالـم، کعـبۀ بیتالحرام فاش شد، تا بـاء بـسـمالله قـرآن خلق شد هیچ خلقی هـدیهای شایـستۀ مولا نداشت تا به قربانِ امیرالمؤمنین، جان خلق شد در ازل وقتی خدا تصویرِ سلمان را کشید از غبار پای حیدر خاکِ ایران خلق شد خونِ حیدر در رگِ خشکِ بیابانها دوید قلبِ ایران زنده شد وقتی خراسان خلق شد تا حدیثی از طلا دور خـراسان حلقه زد مأمنی از نور، دور از چنگِ شیطان خلق شد خاک نیشابور وقـتی شد قدمگـاهِ بهـشت باغی از فیروزه در قلبِ بیابان خلق شد پادشـاهـانِ کـذایـی را گـدایی پـیـشـه شد تا که با شاهِ خراسان، نامِ سلطان خلق شد تا بیـفـتـد از سرِ شـاهـان کـلاهِ اعـتـبـار زیر چترِ گنبد و گلدسته، ایوان خلق شد دردها بیـراهه میبـستـند بر دارو دخیل عاقبت در پنجرهفـولاد، درمان خلق شد دعبل و شعر و عبا راه غزل را باز کرد با امامِ شاعران دیوان به دیوان خلق شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
حریرِ سبزِ ضریحت، تفاخرِ قوهاست دلـیل اصلیِ کـوچِ همه ِپـرستـوهاست وآبـشـار پُـر از مـهـربـانـیت بیشـک مسیرِ چـرخش آنـیِ چـشم آهـوهـاست نسـیم مرقـد پاکت، نوید خوش یُمن ... نگاه مضطرب و بیقرار شببوهاست گل از ضریحِ تو همواره شهد مینوشد که طعمِ گـنبد تو در دهان کندوهاست بـریـز از نـفـس قـدسیت به ایـوانهـا نـسیـم روشنیات آفـتاب گـیـسوهاست نگاه کن به دلی که شکـسته و زخـمی نشسته در حرمت خیره بر فراسوهاست نگاه کن به محبت دوباره برخیزد ... که آشـنـای غـریـبی شـبـیه آهـوهاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
در هجومِ فتنهها حبلالمتین ما را بساست بگذر از بیراهه قرآن مبین ما را بساست قبل خـلـقت با خدا گـفتیم در روزِ الست اشهـدان امیـرالمـؤمـنـین ما را بساست آنطرف خیبر حُنین و خندق و بَدر و اُحد این طرف دستِ خدا در آستین ما را بساست آن طرف از عَمرُوَدها، عَمروعاصان صف به صف این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بساست هست قرآن از محمد هست فرقان از علی آن شریعت این طریقت آن و این ما را بساست یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا در مذاق عاشقی زیتون و تین ما را بساست اولین و آخـرین جـمـعـند در مشهـد بگو دیدن ایوان طلای هشتمین ما را بساست از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانهایم آنقدر مهمان شدیم انگار صاحب خانهایم آنقدر زخـمِ دلِ ما پیـشتان سر باز کرد پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد ما گـرفـتارِ کـبوتـرهایِ این بـام و دریم دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد باز نــوشـیـدیـم آبِ سـردِ سـقـاخـانـه را باز هم دیـدم کـبوتر بچهای پَـر باز کرد در دلم اُفتاد هم قُـم میروم هم مشهـدت مادرم تا سُفرۀ موسی بن جعفر باز کرد بسکه ما خوردیم حسرت رو به درهای بهشت فاطمه این بـاغ را یکبارِ دیگر باز کرد زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن... باز هم جبریلِ جایِ فرش شهپر باز کرد خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم حافـظ از شـیراز آمد باز دفـتر باز کرد ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی لطف کردی سایهای بر آفـتاب انداختی ای به قـربان شما و ای به قـربان حـرم بازهم شکـرِ خدا، هـسـتیم مهـمـان حرم یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی میرویم امشب همه سمتِ خراسان حرم حاج قاسم گفت وقتی میروی این را بگو نام ما را مینـویسی از شـهـیـدان حرم؟ باز میآئیم و میبـینـیم معـلولی ضعیف راه میافـتد خودش در زیر ایـوان حرم باز میبینیم اشک مادری میگیرد و... بچهاش را میگـذارد رویِ دامـان حـرم حق بده دلشوره دارم بغض دارم گشتهام هـم پـریشانِ مـحـرم هم پـریـشـانِ حـرم از نجـف تا کـربـلا آیا زمینی میشویم؟ لطف فرما و بگو که اربعـینی میشویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
کار دارد از فـراقت باز مشکل میشود پس کجا این صددل بیچاره یکدل میشود من برای درد دل کردن که اینجا نیـستم آمدم با این یقین که عشق حاصل میشود باب حاجات است هرچه در در این صحن و سراست بوسه بر هر در خودش طی منازل میشود هیچ کس از لطف بیپایان تو محروم نیست رحـمـت تو بر سـر زوار نـازل میشود هم تُـعِـزُّ مَـن تَـشـائی هـم تُـذِلُّ مَن تَـشـا با تو سائل پادشه، شه بیتو سائل میشود عـالـم آل محـمـد هـستی و با این حساب بیسواد از بوسه بر این خاک فاضل میشود من سراپا نقصم و هستم دخیل این حرم نقص پشت پنـجـره فـولاد کامل میشود شاعری هستم دهاتی ساده میگویم غزل این دهاتی عاقـبت شاگرد دعبل میشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
تو بودی بهاری که پایان نداشت کسی مثل تو دست احسان نداشت تو احسانِ بارانی و این زمین به جز فیض چشم تو باران نداشت کرامت، سخاوت، سیادت، کسی شبیه تو این قدر، عنوان نداشت چنان میدرخشی در آفـاق ما که میلی به خورشید، ایران نداشت قـرار ست فـردا نـجـاتـم دهی زمانیکه این نوکرت جان نداشت تو یک شهر را سائلت کردهای چرا که گدایت غم نان نداشت تو تنهـا مـسـیـر دُرسـت منی جهانم بدون تو سامان نداشت تو حصن حصین همه عالمی ندارد تو را هر که ایمان نداشت رواقت بهشت است و با تو دگر نیازی به جنّت خراسان نداشت تــو آرامــش روزگــار مـنـی کسی از گـدایت شدن بد نـدید کسی بین ما با شـما سد نـدید جهان از فرشته به دور ضریح چنین جمع پُر رفت و آمد ندید کسی زائری را ز سمت حرم که با دست خـالی بیـایـد نـدید کـسـی در مـرام امـام رئـوف گـنـهـکـار ایـنجا نـیـایـد نـدیـد حـرم بـر دل زائرت نـعـمـتی که در آرزویش بـمـانـد نـدیـد دلم تا کنون هیچ خیر از کسی بجز شخص آقای مشهـد ندید کـسـی از زبــان گـدای درت بگـویـد که آقـا، نـدارد، نـدیـد نگاهت هوادار هر زائر است جــهــان مـــرا آبـــرو دادهای به آهـوی قـلبـم تو رو دادهای تو از کودکی هر چه را در دلم که مـن داشـتـم آرزو، دادهای امـام من ای حـامیِ مـهـربان به تقوایِ من رنگ و بو دادهای تــن زیــر بــار گــنــاه مـــرا به خاک حرم شستشو دادهای اگر اهل شعـرم اگر عـاشـقـم تو بر من چنین خُلق و خو دادهای اگر قطرهای معرفت خواستم سبـو در سبـو در سبو دادهای تو از آسـتانبـوسی این حـرم بـه زوّار روی نـکــو دادهای مــن و آرزوی شــب آخـــرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
ما وامـدارِ لـطفِ ولینـعـمـتـیـم و بس با رخصتِ رضا به حرم دعوتیم و بس دولتسرای شاه خـراسان پـناه ماست دلـبـسـتـۀ غـلامـیِ این دولـتـیـم و بـس خـدمـتـگـزار دائـمِ ایـن خــانــوادهایــم ثـابتقـدم، ز منّتِ این خـدمـتیم و بس مأموریت ز حضرت سلطان گرفتهایم تا روز حشر، صاحبِ این عزّتیم و بس از سفـرۀ رئـوف، نمک خوردهایم ما یعنی همیشه ریزه خور حضرتیم و بس جز بر تو ای رئـوف، امیدی نبستهایم امیدوارِ لطفِ تو، هر نصرتـیم و بس ای مـقـتدا سراسر ایران از آن توست در سایـهسـارِ سلطنتِ عـتـرتیم و بس این مملکت قلمروِ موسیبن جعفر است از حرمتِ رضاست که با حرمتیم و بس نعـمت، هزار شکـر فـراوان رسد بما سـرمــایـهدارِ واقــعـیِ امـتـیـم و بـس صدها حرم، محافظِ این خاک فاطمیست یعنیکه غرقِ امنیت و عصمتیم و بس دهها هزار، مسجد و هیئت قرارگاست مـا هـسـتـۀ مـقـاومت هـیـئـتـیـم و بس با دشـمـن حــقـیـر بـگـو، بـا ولایـتـیـم ما نسل کـربـلائی و با غـیرتیم و بس زنهـار ای فـلکزده؛ تهـدیـدمان مکن رزمندهایم و در صددِ فـرصتیم و بس در آسمان و خشکی و دریا، به اقتدار با قدرت عـلیست، ابرقـدرتـیم و بس امروز اگر عفاف و حجاب است درد ما از داغ معجریست که در حسرتیم و بس از درد شام و کـوفه بـمـیریم عـاقـبت از غصههای فاطمه در محنتیم و بس تا پای جان به روضه و گریه مقـیدیم تا روزِ انتـقـام در این غـربتـیم و بس
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
بینـوا هـر چه نـوا داشـتـه بـاشد بهتر درد این عشق، صدا داشته باشد بهتر آنقدر صاحب این روضه کرم دارد که بیـشـتر هرچه گـدا داشـتـه باشد بهـتر قـلبها میزند، انگـار به نـقـاره زدند شاه، امـروز شـفـا داشـتـه بـاشد بهـتر هر که افـتـاده مـسـیـرش دم سقـاخـانه عـطـش کـربـبـلا داشـتـه بـاشد بـهـتر مینشیند به دل این حرف، اگر حرف بجاست هرکسی زائر آقاست، دلش کرببلاست ریزهخوار از کرم خوان عطا بسیار است پشت چشمی که رئوف است دعا بسیار است روی دیوار رواق تو قـلـم زد جـبریل گفت که درد بیـاریـد، دوا بسیار است وقتهایی که شلوغ است حرم، خادم تو میزند جـار بیـائید که جا بسیار است عاشق بیسر و پا دور و بر تو کم نیست جان زهرا برسان تذکره پا بسیار است من هواییتر از آنم که به گـنـبد نرسم میرسد جان به لبم گر که به مشهد نرسم اول عشق خودت هستی و آخر، حرمت نرود قطع یقین عمر، هدر، در حرمت چه نیازی به بهشت است مرا چون دارد جلوۀ روز و شبش چند برابر، حرمت فـیض دسـتان شـما دانـه بـرایم پـاشید تا کـبوتـر شدم و داد مرا پـر، حرمت لعنت الله بر آنکس که به تو ابتر گفت داده عمری چقدر حاجت ابتر، حرمت هر کسی را گـرۀ کـور به کار افـتاده گـذرش بر حـرم تو دو سه بار افـتـاده تو دعـا کـردی و افـتـاد دل مـا یـادت سحری پر زد و شد زائر گوهرشادت عمر من رفت؛ تو کی میگذری از کوچه لب من داشت به خاک قـدم تو عـادت خضر با دیدنت افتاده به خواهش کردن مرحبا بر تو و این دولت مادر زادت چون پیاله دلمان توبه که میکرد شکست نیـمـهشب دور و بـر پـنجـرۀ فـولادت چشم ما را به قـدمگـاه تو مایل کردند همه را ریزهخور سفـرۀ دعـبل کردند میکنی معجزه هر آینه با هر انگشت سر زلفت سحری چرخ زد و ما را کشت آخر و عـاقـبت ما شده انگـار به خیر نسل در نسل گدائیم همه پشت به پشت غـیـر تـو هـیـچ نـداریـم مـیـان عــالـم پیش تو هیچ نـداریم اگر وا شد مـشت روز محـشـر به امـیـد کـرمت میآئیم دور آهوی نگاهت همه از ریز و درشت پس بیا تا دم محـشر نشده محـشر کن پای تا فرق سرم گوش شده لب تر کن نمـک اشک، کـنـار تو چـشـیدن دارد از خودت، روضۀ ارباب شنیدن دارد باز افـتـاده کـسی تـشـنـه میان گـودال اصلاً این روضه به آخر نرسیدن دارد عکس آن زلف که در دست حرامی افتاد مثـل زینب بـه خـدا آه، کـشـیـدن دارد این سئوالی است که باید به جوابش نرسم آخر انگـشت تنی پـاره، بـریدن دارد؟ به غرورم، به رگ غیرت من برخورده وای از چند طرف نیزه به این سر خورده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
در مسلک ایرانیان سلطان رضاجان است شاهیکه بیلشگرکشی سلطان ایران است آرامِجــان مـاسـت آقـایـی کـه دامـانـش تنها تـوسـلخـانـۀ آهـوی حـیـران است مهماننواز است آنقدر که زائرش هربار مانند صاحبخانهها در صحن، مهمان است هرجای ایران نـام او را بر لب آوردیم دیدیم روی هرلبی بعد از رضا، "جان" است وقتی ضریحش را بغل کردم دلم وا شد در وقت دلتنگی فقط آغوش درمان است از بس که اینجا آه درهم میشود تکرار انگار در صحن و رواق آئینهبندان است انگـار سـائل پـادشـاهی میکـنـد ایـنجـا انگار در درب ورودی شاه، دربان است از آب سقاخانه مینوشند و خوشحالاند کمتر کسی اینجا گرفتار غـم نـان است درماندگان راهی بهجز مشهد نمیبینند تنها پناه بیپـنـاهـان در خـراسان است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام رضا علیهالسلام
روز ولادت تـو غــزل آفــریــده شــد مفعـول و فـاعـلات و فَعَـل آفـریده شد پلکی زدی و معجـزهای را رقم زدی از بـرق چـشـمهات زحـل آفـریـده شد از شـهـد غـنـچـۀ لـب پـر خـنـدۀ شـما در چـشـمۀ بـهـشت عـسـل آفـریده شد عالم به رقص آمد و، از پایکـوبیاش از طـوس تا حـجـاز گـسـل آفریده شد سینه به سینه؛ شکر خدا عاشقت شدیم این عـشـق پـاک روز ازل آفـریده شد مـا از پـدر ولایِ شـما ارث میبـریـم ایـرانـیـان کـشـور موسی بن جعـفریم وقتی همه به عشق تو پروانه میشوند پـروانهها کـنـایه و افـسـانـه میشـوند روح بهارهستی و؛ این بوتههای خار از عـطر گـامهای تو ریحانه میشوند بـا دیــدن جــمــال زلـیـخـا کُـش شـمـا یوسـف شناسها همه دیـوانه میشوند شانه به شانه، شـاه و گدا در سرایتان مهـمانِ سفـرههـای کـریـمانه میشوند شبها به عشقِ بادۀ نابت، شیـوخ شهر شاگـردهایِ حـوزۀ مـیـخـانه میشـوند عمری کـتاب تـزکـیه تدریس کردهای در شهر طوس میکده تأسیس کردهای آن سوی شهـر، قـبهای از نـور دیدهام صحن وسرای کیست که از دور دیدهام؟ هوش از سرم پریده و مستانه میدوم حس میکنم که باغِ پـر انگـور دیدهام دیگر چه احتیاج به نعلین و چوب دست! مـوسیِ پا بـرهـنـه شدم؛ طـور دیـدهام مشهـد کجا و این دل ناپاک من کجا!؟ خود را شـبـیه وصـلـۀ نـاجـور دیدهام در محضرت جنابِ سلیمان شهر طوس بـالِ مـلـخ به شـانـۀ یـک مـور دیـدهام اینجا ندیـدهایم گـدایی که دلخـور است اینجا فـقـیرها چقدر جـیبشان پُـر است گریه بهانهایست، که عـاشقترم کنی شـایـد مـرا کـبـوتـر جـلـد حـرم کـنـی آقای من! کلاغ به دردت نمی خـورد؟ از راه دور آمـــدهام بـــاورم کـــنـــی با ذوق وشوق آمدهام، حضرت رئوف فکـری به حـال رنگِ سـیـاه پرم کنی زشـتـم قـبـول؛ بـچـۀ آهـو که نـیـسـتم! باید نـگـاه معـجـزه بـر جـوهـرم کـنی باید تو را به پهـلـویِ زهـرا قـسم دهم تا عـاقـبت به خـیـرتـرین نـوکرم کنی مـادر سـپـرده است به دسـتِ شما مرا گـفـته فـقـط شـمـا بـبـری کـربـلا مـرا
: امتیاز
|