-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
نمیتـرسـيم ما از داغها و تلخـكـامیها نمیترسيم ما از های و هوی اين حرامیها برای ما كه معلوم است حقهبازی اينها نمیتـرسيم هرگز از تـرقـهبـازی اينها نمیترسيم از دشمن، ز تهديد و ز تحريمش اگر دريای خون باشد، نمیگرديم تسليمش نمیترسيم از آتش، كه ما از نسل زهرائيم و قطره قطره قطره از پی هم، موج دريائيم كه ما حقيم و هرگز از كف باطل نمیترسيم شهادت افتخار ماست، از قاتل نمیترسيم نمیخواهيم سازش را و از چالش نمیترسيم كه ما از داعش و از بدتر از داعش نمیترسيم بترسيد از دمی كه خون به رگهامان به جوش آيد همان روزیكه دريای تشيّع در خروش آيد بترسيد از همين بغضی كه عمری در گلو داريم بترسيد از شهادت، چون كه آن را آرزو داريم بترسيد آری آری چون كه ما از نسل طوفانيم و طومار شما را عاقبت در هم بپيچانيم كه ما از غصههامان قصهای بشكوه میسازيم ز سرهای شما تا آسمانها كوه میسازيم چه پيروزی، چه مرگ، آل علی خوشبخت خواهد بود بدانيد انتقام ما ز دشمن، سخت خواهد بود بدان بيت المقدس عاقبت آزاد خواهد شد بقيع آن روز با عشق علی، آباد خواهد شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
جنگ ما آغاز شد، روز نبرد آخر است آی صهیون حرامی! وقت فتح خیبر است گور خود را کندهای بنشین و میدان را ببین میرسد سجیلها از راه و صبح محشر است گوش کن تا بـشنوی فـریـادهای فـتح را گوش کن! هرچند میدانم که گوش تو کر است! نالۀ مظلوم را یک عمر نشـنیدی، دریغ پیک مرگت را ببین اکنون که در پشت در است ذوالفقار است این که میآید برای انتـقام این خروش خون اولاد شهید حیدر است مرگ در بستر برای ما همیشه ننگ بود پس شهادت آخرین اوراق سرخ دفتر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
دل اگر کورۀ عشق است، تـپـیدن دارد اشک اگر از سر شوق است، چکیدن دارد ما به این عشق پر از حادثه، ایمان داریم لحظه در لحظۀ این معرکه، دیدن دارد جنگ اگر با هدف کشتن صهیون باشد غــرش مـوشـک اسـلام، شـنـیـدن دارد بر سر غیرت چون آتش خود، میجوشیم شـعـلـۀ آتـش این جـنـگ، دمـیـدن دارد روز رزم است برادر! به شهیدان سوگند مرغ جان از قـفسش، قصد پریدن دارد زنـدگی فـاصـلـه انـداخـتـه در بـیـن مـا مرگ اگر نقطۀ وصل است، رسیدن دارد عرصۀ شیر ژیان، جای رجزخوانی نیست قوم صهیون که حریف یل ایرانی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
بزرگداشت روز قدس و محکومیت جنایات صهیونیست
چه سالها در انتظار ذوالفـقار حـیدری تویی که در احـاطۀ یـهـودیـان خـیـبری کـبوتـران صلـح در هوای تو فـدا شدند تو در همیشۀ جهان، برای عشق سنگری رواق توست سجدهگاه خـلوت پیـمـبران و از گـلاب اشکهای انـبـیـا مـعـطری تو دیدهای شکوه بیمثال مُلک عشق را برای آن شکوه هم، تو زینتی، تو زیوری چه خانۀ یگانهای! چه بیت عاشـقانهای! که دم به دم، نفس نفس دل از مسیح میبری میان طعنههای خلق، جانپـناه مـریـمی برای هجرتی عـظیم، تکـیهگاه هاجری نماز روی فرش تو عروج میکند به عرش بُراق شاهد است از تـمام آسـمان سری خدا به طالع زمین نوشته «ارث صالحین» تو از زبور قصه را شنیدهای و از بری تویی که حسن مطلع و تویی که حسن مقطع و تو قـبـلهگـاه اول و تو سجـدهگـاه آخری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
بزرگداشت روز قدس و محکومیت جنایات صهیونیست
سلام بر دل پـر خـون مـسجـدالاقصی به مسجدی که خـداوند گفت «بارَکنا» سـلام ما به تو و دسـتهای بـسـتهشده سلام ما به تو، ای حرمت شکسته شده اگرچه شعله به پا کرده فتنه هر طرفی اگرچه تفـرقه در هر کنار بسته صفی اگرچه کفر به نیرنگ و جنگ بسته کمر اگرچه تکـفیر از پشت میزند خـنجـر نبردهایم ز خاطر دمی تو را ای قدس! تویی هـنوز تویی آرمان ما ای قـدس! بگو به دشمـنمان انتـقـام سنگـین است و فـتـح آخـر ما قـبـلـۀ نـخـسـتین است بگو سپاه عـلی سوی خـیـبر آمده است بگو که دورۀ کودککشی سر آمده است قسم به غیرت این کودکان سنگ به دست که نیست حاصل صهیونیان به غیر شکست دگر به محکمههای جهان امیدی نیست بیا به معرکه اکنون که فرصتی باقیست دمی که تـیـغ قـیـام از نـیـام بـرخـیـزد به عـزم ما هـمه دیـوارهـا فـرو ریـزد زمانه فـتنۀ شام است و ما سحـر زادیم زمین اگر همه خامـوش مانده، فریادیم به رغـم تـوطـئـۀ نـابـرادران، هـستـیم و در کنار تو ای قدس، همچنان هستیم مـبـاد آن که رفـیـقـان نـیـمـهراه شـویـم شب است و فتنه، مبادا که روسیاه شویم ببـین که در غـم تو لحـظهای نیاسودیم هنوز چـشم به راهـان صبح موعـودیم نبردهایم ز خاطر دمی تو را ای قدس! تویی هـنوز تویی آرمـان ما ای قدس!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
خداوندا خداوندا پر از داغم، پُر از خشمم به انگشت اشارت مانده است این روزها چشمم چه کرد این داغ که این گریهها خامم نخواهد کرد که موج اشک هم یک لحظه آرامم نخواهد کرد غروب جمعه را تا صبح، ذکر آه میگفتیم میان آن خـبرها جاءَ نـصرالله میگـفـتیم به روی سینۀ ما نقشی از اندوه را کندند به صدها بمب در یک روز، از جا کوه را کندند کسی را دادهایم از دست که شیرینتر از جان بود عبایی داشت بر دوشش که الیافش ز طوفان بود کسی که آفتاب از سایهٔ او بیخبر بودهست چهل سال است هر روزش مهیای سفر بودهست کسی که از همان اول چنین بودهست اقبالش که مرگ از دست او عاصی، شهادت بود دنبالش چنان داغیم که انگار او هر روز با ما بود قسم بر قدس که چشمان او طوفانالاقصی بود رفیق حاج قاسم بود و دلها در غمش خون شد رفیق حاج قاسم بود، خار چشم صهیون شد شبیه حاج قاسم داغ او تا انتقامش هست شبیه حاج قاسم بیشتر از قبل، نامش هست دگر در روزگـار ما نـمیآیـد همـانـندش چگونه باورم باشد که رفت از دست لبخندش به فقدانش ز جان ما هوای زیستن رفتهست نباشد باورم از بین ما سیدحسن رفتهست ز دست ما در این مدت، چه جانهای نفیسی رفت همین دیروز بود آری، خبر آمد رئیسی رفت ببین یکرنگی ما را که با آن یار لبنانی گذشت از جان خود در ضاحیه، سردار ایرانی اگرچه رهروان رفـتـند، اما راه میماند قسم بر وعدۀ قـرآن که نصر الله میماند شعاری نیست این شعر ای برادر، بارها دیدیم شکوفایی خون را در پس آوارها دیـدیم مگر آن دشتهای غرق لاله یادمان رفته مگر ایام جنگ هشت ساله یادمـان رفته اگرچه خون به دل داریم، اگر چه چشمها خیس است بدان که ناامیدی، آخرین نیرنگ ابلیس است دل خود را قوی دارید و همراه ولی باشید خود سیدحسن گفتهست با سیدعلی باشید خدایا از سر اخلاص میگویم، تویی شاهد بنفـسی انت یابن فـاطـمه، یا سیـدالـقـائـد شما فرمودهای که این جهاد امروز بیمرز است دفاع از جان و مال مسلمین بر مسلمین فرض است اگر غزه، اگر صنعا، اگر بغداد و تهرانیم همه یک پیکر واحد، همه امروز لبنانیم خدایا شاهدی، این روزها بیتاب و دلتنگیم پی صلحیم، در راهش ولی ناچار از جنگیم هراسی نیست از دشمن، ز های و هوی و طغیانش اگر او میکند آغاز، دست ماست پایانش که ما ایمان خود را از الفبای شرف داریم شب حمله ز سوی وحی، امر لا تَخَف داریم به اذنالله شد دیبـاچۀ نظم جـدید آن شب صدای ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ میرسید آن شب ته این ماجرا پایان رزم رستم و دیو است از این پس یک هدف داریم و آن قلب تلآویو است کجائید آی بـزدلها، دلـیر معـرکه مائـیم که ما مثل شما مخفی نمیگردیم، اینجائیم اگر دنیا هم آید پشتـتان، ما پنـجتن داریم شما سنگرشکن دارید، ما خیبرشکن داریم اگر موسی بیاندازد عصای معجزاتش را به یک لحظه ببلعد اژدهای سرخ آتش را بگو فرعون را، نعشش به روی نیل میماند نه حق نابود خواهد شد، نه اسرائیل میماند فلاخن دست داوود و هلاکت سهم جالوت است شما یک سرزمین دارید ای صهیون که تابوت است برای ما همیشه نصرت حق در دل صبر است شما یک سرزمین دارید در دنیا و آن قبر است بخوان تاریخ را تا بنگری پیروز خیبر کیست برو صهیون بپرس از قبر اجدادت که حیدر کیست به سوی مسجدالاقصی از اینجا راه میخواهیم خدایا ما جهـاد فی سبـیلالله میخـواهـیم خدایا جان ما را هم فدای حق کنی ایکاش به دریای شهیدانت مرا ملحق کنی ایکاش که در آغاز و در انجام چون سیدحسن باشیم نه فکر سر، نه فکر تن، نه در فکر کفن باشیم دوباره در دلـم دارم هــوای دیـدن او را نمیدانم چگـونـه یـافـتـند آخـر تن او را ولی از ماجرای پیکـر جـدّش خبر دارم چگونه از غـم پیـراهن او دست بردارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
رفـتی و بـه دل شـبـیـه یـک آه شـدی رفـتی و بـه مـا چـراغ این راه شـدی مـصداق «رجـالٌ صَدَقـوا» گـردیدی رفــتــی و مـهــاجــر الــی الله شــدی علی مقدم یـا اشـک شـده زبـان حـالـم یـا اشـک با دوسـت سخـن نـگـفـتـم الا با اشک پرسیدم از او راز شهادت در چیست؟ فرمـود قـسم به حضرت زهـرا اشک میلاد عرفان پور او رفت و به سرمنزل مقـصود رسید او رفت و به آنچه لایقـش بود، رسید هر کـس وسـط راه بـمـاند، مـاندهست آن مرد که یک لحظه نیـاسـود، رسید یوسف رحیمی بر جانِ عـطـشناکِ بشر، باران است سـرسـبـزتـرین مـرحـلۀ عـرفان است ای کـاش در آغــوش بـگــیـرد مـا را هرچند« شهـادت هـنرِ مـردان است» آمنه آل اسحاق
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
عـنایـاتِ خـدا تا آخـر این راه میمـاند اگرچه رفت نصرالله، نصرالله میماند برون میآید او ققنوسوار از آتش بیروت چنانکه تا ابد این مکتب دلخواه میماند نهال استـقامت سرو شد از رهبریِ او یقـیناً بـرکـت این سیّـد آگـاه، مـیمـانـد شعار لشکر حق تا ندای "حَسبُنا الله" است همیشه دست حق با مؤمنین همراه میماند به حق وعدۀ صادق، به "اِنَّ الباطل زاهِق" که عمر لشکر شیطان، دمی کوتاه میماند یقیناً آتش این ظلـم، ظالـم را بـسوزانـد همیشه چاهکَن، خود در درون چاه میماند به نام نامی حـیدر، به یُمن فاتح خـیـبر که اسرائیل گردد محو و حزب الله میماند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
چه خواهد کرد بعد از این زمین و آسمان بیتو سراسر زخمۀ مرگ است آهنگ زمان بیتو من و بیاختیار این اشک جاری در هوای تو من و این کودک هر لحظه در هر سو دوان بیتو بیا تکبیرگویان بند از دست زبان وا کن که از این بغض حزنآلود بند آمد زبان بیتو ز جا برخیز راهی نیست، هم رسم وفا این نیست که ما باشیم سوی مسجدالاقصی روان بیتو نشان دادی که هر نصری من الله است نصرالله چگونه جان نصراللهِ حق یابد نشان بیتو به سرمنزل رسیدن بی امیر کاروان سخت است ولی هیهات از رفتن بماند کاروان بیتو به ساحل میبرد ما را نسیم لطفت ای دریا نخواهد ماند این کشتی بدون بادبان بیتو غروب ضاحیه، گلدستهها، فریاد حزنآلود چه آشوبیست اینجا لحظۀ سرخ اذان بیتو ابومهدی، هنیّه، حاج قاسم، مغنیه، چمران نمیشد جمع آنها جمع سید! بیگمان بیتو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت فرمانده حماس شهید یحیی سنوار
مثل کوهی سخت نامیرا و پابرجاست مرد مرد شبهای جهاد و روز وانفساست مرد آتش آمد بر سر دار و ندارش مرگ ریخت مثل ققنوس از تباری آتشین برخاست مرد پیکرش هم بر زمین افتاده باشد باک نیست مرگ را هم دیده باشد، پرچمش بالاست مرد نام او یحیاست و هر روز یحییتر شده حال با مُهر شهادت تا ابد یحییست مرد گفت با دشمن که روزی داغدارت میکنم پس، نزد با دشمنش هم غیر حرف راست مرد کوچههای زخمدار غزه، اشک کودکان نالههای داغدار مسجدالاقصی ست مرد آری او پـنـهـان شد اما در دل آوارگان در نگاه پُـر سؤال کودکان پیداست مرد با نگاه نـافـذش فـتحالمـبـین آورده است مرد معـنا کردن اِنّا فَـتَـحـنـاهـاست مرد هر زمان قلبت صدایش کرد تا ساحل برو تا همیشه ایـستاده بر لب دریـاست مرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت فرمانده حماس شهید یحیی سنوار
دلـتـنـگـم از تـعلّـق و ایـثـارم آرزوست دلگـیـرم از فـراق کـه دیدارم آرزوست گر وصل را به قیمت خون میتوان خرید در خاک و خون تپیدنِ بسیارم آرزوست با هر چه هست بر صف اهریمنان زدن با هر چه هست لذّت پـیکارم آرزوست دستی به خون تپـیـده و دستی به اسلحه رزمـی چـنـیـن مـیـانـۀ آوارم آرزوست تا آخـرین نـفـس نکـشـم دست از نـبـرد مرگی چنان شهادتِ سنـوارم آرزوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
به مناسبت انتقام به حق ایران از رژیم غاصب اسرائیل
بر این آیات روشن باز کن چشم تماشا را بخوان والیل را، والفجر را، انا فتحنا را به «والعصر»ی که گل کردهست در آئینۀ آفاق نخواهد دید ظالم روشنای صبح فردا را هراسی نیست افعیها اگر جمعند در میدان تماشا کن هنرهای عصای دست موسی را عیار شیرمردان خدا امروز روشن کرد فریب سامـریها، فـتـتـهٔ گاو مـطلا را شکوه ذوالفقار و بارش سجیلها دیگر شکست آن شوکت پوشالی بتهای دنیا را تبـسم کرد تهـرانی مقـدم بر سلـیـمـانی شکـوفاتر ببـین لبخـندهای مغـنـیهها را بهم پیوستهاند «اللهاکبر» های پیروزی ببین در اتـصال رودها امواج دریـا را پس از «حیعلیخیرالعمل»، تکبیرةالاحرام و حیران میکند بیتالمقدس عرش اعلی را امام مسلمین هـمراه خود سجاده آورده مصفا میکند در مسجدالاقصی مصلی را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
به مناسبت انتقام به حق ایران از رژیم غاصب اسرائیل
دید استکـبـار حـالا قـدرت سِـجّـیـل را سرنگـون کـرده سپـاه ما سپـاه فـیل را خواب و رؤیای سپاه کفر را بر هم زدیم بیخ گوش دشمنان یک سیلی محکم زدیم گوشهای از قدرت بی حّد ما شد جلوهگر یـادِ تـهـرانی مـقـدم زنده شـد بـارِ دگر «ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ» این همان خشم خداست ملت ما اهل سازش نیست اهل کربلاست وای اگر دشمن بخواهد باز هم جولان دهد بی گمان این بار جور دیگری تاوان دهد رهبرم لب تر کند راهی میدان میشوم در دل میدان شـبـیـه تـیغ بُرّان میشوم لشکر اسـلام باز از فـتـح خـیـبــر آمده آه؛ دوران "بزن در رو" دگر سر آمده دید استکـبـار حـالا قـدرت سِـجّـیـل را موشک ما زیر و رو کردهست اسرائیل را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
نمیفهمند ما را عقلهای بیجنون هرگز بگو سید نباشد راه ما بیفتح خون هرگز نشستن را نمیدانیم در سوگت به پا خیزیم که طوفان نسبتی هرگز ندارد با سکون هرگز درنگ و جنگ ما در فتنهها موقوف فرمان است نباشد سربلـندیهای ما بیآزمون هرگز اَلا إنَّ الدَّعِیَّ ابن الدّعی قَد رَکَّزَ؛ هیهات که بیسر میشویم امروز اما سرنگون هرگز متون را خواندهام، ما آنچنان پیروز فردائیم که حتی نامشان باقی نماند در متون هرگز چنان در خون نصرالله صهیون غرق خواهد شد که از یادش نخواهد رفت نحن الغالبون هرگز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
خبر آورده داغی تازه را؛ داغ برادر را خبر اینک شهادت میدهد اندوه خواهر را خبر پرواز ققنوس است از میدان خاکستر خبر سوزانده از هرمش دل سرور و صنوبر را بخوان والفتح را سید! دم نصر من الله است که فتح تو به پرواز است؛ بگشا تا خدا پر را بخوان آیه به آیه، آب و آئینه بخوان باران بخوان والعصر و نصر و مؤمنون و شمس و کوثر را زمستان گرچه طولانی شده اما بهار فتح به آخـر میرسـاند این نبـرد نابرابر را دوباره باغبان پیوند خواهد داد با عشقش نهال نـورسی را با نهـال سبز دیگر را افق را ابرهایی سخت و بارانزا قرق کرده که قطره قطره احیا میکند نخلی تناور را به پرواز قناریها قـسم در آسمان قدس به اشک شوق میبیـنیم لبخند کبوتر را به قطره قطره اشکِ خون؛ به باران عزای تو که بزم سیل خواهد برد بنیان ستمگر را شکست نور و آئینه دوباره زنده میسازد ز نصرالله و ابراهیم؛ قاسمهای دیگر را رسیده وعدۀ صادق به خونخواهیات ای سید و ایران میزند یک بار دیگر حرف آخر را بزودی پرچـم نـصر من الله از بلندیها به گوشت میرساند شوکـت اللهُ اکبر را بلندا نامت ای سید که لبنان از شکوه تو به نامت باز میسازد سپاهی حیرت آور را سپاهی از ستاره میرسد همراه با خورشید در آن روزی که عالم میزند فریاد؛ حیدر را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
هم غـزه، هم لبنان، هم شام، هم ایران یک آرمان داریم، یک روح، یک پیمان در جـادۀ بـیــروت، هـمراه "مُـغـنـیّـه" پای جـبـل عـامـل، همگام با "چمران" تـنهـا سلاح مـاست مـردانه جـنـگـیدن بی خود، بی جـوشن، در شام بمباران تا بر زمین خون "سید حسن" جاریست فـریـاد میجـوشـد از قـلب این مـیـدان "سـیـد حـسـن" یـعـنی از پـا نـیـفـتـادن وقـتی تـبـرزار است دنیای دژخـیـمان لب باز کن ای مرد، ای واژه واژه درد همسایـۀ "میثم"، هم مـسلکِ "سلـمان" دریـایی و زنـدهست، قـلب پُر آشـوبت ای گـونههایت سرخ، از سیلی طوفان رزم شـبـانـگـاهـت، نـصـرُ من اللّهـت خاریست در چـشمِ خـونـبـار جلادان ظهر است و عاشوراست، در علقمه غوغاست کرب و بلای ماست: هم غزه، هم لبنان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
آرام از ســواحــل بــیــروت رد شـدی بیاخـتـیار باعث این جزر و مد شدی دریـا نـداشت طـاقـت دیـدار بـا تـو را رودی که رو به سوی فلک میرود، شدی آنسان در انفجار شکـفتی که گـفـتهاند خـورشـیدهای شـعـلهور بیعـدد شدی سرخوش میان خیل شهیدان نشـستهای اما دلیل این غـم بیحـصر و حد شدی از ما هم ای طنـین گـل سرخ! یاد کن در نزد او که عـاشـقیاش را بلد شدی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
بگـذار قـلب دشمنان از کـیـنه پُر باشد بـگـذار اسـرائـیـل دنـبـال تـرور بـاشد مارا که از این دشمنی کردن هراسی نیست جز ما کسی که در مسیر حقشناسی نیست ما چشممان بر دست آقای محرمهاست سرمایهمان ایمان "تهرانی مقدم"هاست در سنگـر عـلم و عـمـل آزادهها داریم مانخبگانی مثل "فخـریزاده" ها داریم آسـودهایـم امـا به لـطـف پـاسـداریهـا هستیم زیـر دِین خـون "شهـریاری"ها داریم از عـلم و تـدبّر جـوشن امروزه سنگر پُر است از "احمدیِ روشن" امروزه در جبهۀ ما حرف ایثار است و جانبازی الگوی جانـبازی ما "صیاد شـیرازی" طی کرده این نهضت مسیر سرفرازی را نسل "حججی" پُر کند جای "حجازی" را نقـش لـوای ما به جز الله اکـبـر نیست جز مکتب ما مکتبی "مغنیه" پرور نیست از جـمـع بـسـیار مجـاهـدهای لـبـنـانی تا "زاهدی" "سیدرضی" "قاسم سلیمانی" تسبیح شیعه "ما رایت الّا جـمیلا" بود آئـین زینب راه و رسـم لـشگـر ما بود نسل "بهـشـتی" وارثانی "باهـنر" دارد فـریـاد مـا در جـبهـۀ تـبـیـین اثـر دارد در بـنـد زهـرا فکـر فـردا بود در دنـیا راه شـهـیـدان راه زهـرا بـود در دنـیـا زهرا طریقش جز طریق پایداری نیست در مکتب او جای خفت جای خواری نیست ما را به راه راست دعوت میکند زهرا با فعل و تقریرش هدایت میکند زهرا مدیون زهرا بود هر نسلی حسینی بود اندیشۀ زهرا در افکـارِ "خـمـینی" بود تصویر ما از فاطمه تعریف قرآنیست شاگرد درس مکتبش سردار لبنانیست سید که خار چشم دشمنهای غاصب بود فتح الفتوحش هر زمان صدر مطالب بود سید که سرباز امام عـصر حاضر بود مـیـراث روح الله بود و از نـوادر بود سید "اشداء عـلی الـکـفـار " را فهـمـید آمـوزههـای حـیـدر کــرار را فـهـمـیـد غیر از خدا از هیچ کس اصلا نمیترسید از زوزههـای گـلـۀ دشـمن نمیتـرسید مانند شیر شرزهای همواره غرّان بود از روز اول ذوالفـقـار شیعه برّان بود میراث سید لشگری در اوج باورهاست الگوی حزب الله لبنان حضرت زهراست رزمندهها را نهضت زهرا به خط کرده مادر خودش سیدحسن را تربیت کرده ارزش ندارد جان اگر نذر ولایت نیست پایان راه شیرمردان جز شهادت نیست باید شـنـاسـایی کـنـیم اهداف دشمن را بایـد بـشـارت داد فـرداهـای روشن را سـیدعـلیمان فـتح خـیـبر میکـند فردا فـرزند حـیـدر کار حـیدر میکـند فردا ما سر به داران مطـیع رهـبری هستیم آمـادۀ دسـتـور فـتـح خـیـبـری هـسـتـیم با سر میافتد قوم فرعون زمان در نیل شیعه کـمر بـسـته به نـابـودی اسرائیل از جـبـهـۀ حق میرسد آوای پیروزی قـطعا تمـاشایی شود فـردای پـیـروزی فردا همه راهی قدس از سمت لبـنانـیم در مسجدالاقصی نماز شکر میخوانیم در قدس اگر فردا نماز جمعهای برپاست سید علیمان خطبهخوان مسجدالاقصیست مشی و مرام صهیونیست از یاد خواهد رفت حیثیت پوشالیاش بر باد خـواهد رفت راهی بـرای عـدهای یـاغـی نـمیمـانـد نـامی از اسرائیل هـم بـاقـی نـمیمـاند فردا که شوق هر فلسطینی تماشایست بیت المقدس تا مـدیـنه راهـپـیـمایست دنیا به کام مـهـدی موعـود خـواهد شد صبح فـرج وهـابیت نـابـود خواهد شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
باغ ما این است؛ طوفان شد، صنوبر ایستاد سروی از پا اوفتاد و سرو دیگر ایستاد روی نی میرفت بیسر آفـتاب کـربـلا باغ شاهد بود از آن پس نخل، بیسر ایستاد حال ما را خوب میدانند عـاشـورائیان هر زمان اکبر زمین افتاد، اصغر ایستاد یک اُحد دردیم آری، حمزه رفت امّا چه باک مصطفی هر وقت تنها ماند، حیدر ایستاد «قل هو اللهُ أحد» را دست بستند و چه غم هر کجا قرآن در آتش رفت، کوثر ایستاد عین تسلیم و رضائیم؛ این تمام حرف ماست زیر خنجر رفت اسماعیل و هاجر ایستاد أینَ نصرُ الله؟ نزدیک است اذان آمد، ببین! روی بـام خـانه با «الله اکـبر» ایـسـتاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
در پیش روی ما خیابانی که باریک است پر میزنی اما جهان پشت ترافیک است اخبار صبح شنـبه از خـون تو میگـوید خون تو یعنی جمعۀ دیدار نزدیک است اخبار میگوید تو را کـشتند و در گوشم این جمله مثل آخرین دستور شلیک است خون تو چون انبار باروت است، خواهد زد آتش به سر تا پای دنیایی که تاریک است آری، شهادت عین آزادیست مرد، ای مرد! این بیتها تنها برای عرض تبریک است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
دلی که بر ندارد چشم از آن دلخواه، پیروز است قدم تا پایمردی میکند در راه پیروز است زمان پلکی زد و بانگ رحیل آمد سواران را هر آنکس زنده شد زین فرصت کوتاه، پیروز است به جز صبح وصال دوست، فتحی نیست در عالم دلت گر شعلهور شد در شهادتگاه، پیروز است بکش ما را، که ما را زندهتر کردهست مرگ آری بترس از داغ غزه، اشک لبنان، آه پیروز است جهان روشن شد از نور شهادت، جاء نصرالله که باشم من؟! خدا فرموده: حزب الله پیروز است
: امتیاز
|
























