
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بسم رب النور، رب العشق، رب العالمین بسم احمد، بسم زهـرا و امیرالمـؤمـنین بسم رب الجود، بسم مجتبی، بسم الکریم بـسـم ثـارالله، بـسـمالله رحـمـن الـرحـیم باز هم فـصل بهـارِ گـریه و آهـم رسید شکر میگویم دوباره ماه دلخواهم رسید السلام ای بهترین ماه! ای محرم السلام! السلام ای بهترین ارباب عـالـم! السلام از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین با تمام روسیاهی دعـوتم کـردی حسین تو مسیحای منی و روضهات دارالشفاست گریه بر داغ تو بر هر درد بیدرمان دواست قطرۀ اشکی سبب شد کور بینا بازگشت با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت هست مدیون تو سر تا پا وجودم یا حسین بینگاهت صد کفن پوسانده بودم یا حسین حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است مثل او این حرف در طوفان فریاد من است «هر که هستم، هر چه هستم، بر کسی مربوط نیست» جود اربابم حسین بن علی مشروط نیست پیرهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است یا حسینِ ما همان قرآن تلاوت کردن است گرچه دور افتادهایم از کربلا، هیئت که هست دست ما کوتاه مانده از حرم، تربت که هست چادر زهرای اطهر سایبان روضههاست بانوی پهلو شکسته، میزبان روضههاست روضهای را که به پا کرده در این دنیا خودش اختیارش نیست دست هیچکس الا خودش بیاراده، غرق ناله، بیامان، بیاختیار گـریـه بـاید کـرد مـثل مـادران داغـدار گـریههای مـادرانه یـادگار فـاطـمهست روضه خواندن کار ماها نیست، کار فاطمهست سوخـتی در آتش صحـرا بُـنَیّ، سوخـتم رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم کاش در گودالِ خون عطشان نبودی لااقل پیش چشم این و آن عریان نبودی لااقل
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
تـمـام دار و نـدارم نـثـار مـقـدم تـو فـدای مـاه عـزایت، فـدای مـاتـم تو هزار شکر نَمردم به زیر بار گـناه هزار شکر رسیدم به زیر پرچم تو غـبـار فـرش حـسـیـنـیه آبـرویم داد چکید اشک روانم ز دیده از غم تو شنیدهام رمضان برتر است از هر ماه قبول میکنم آن را ولی محرم تو... چه ماتمیست که عرش خدا سیهپوش است چه غصهایست فراتر ز داغ اعظم تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
غرق غـفلت، غرق امواج گناهان آمدم با امید شـسـتـشو در بحر غـفـران آمدم تا که شاید با غـم عشق تو سودایی کنم گرچه آهی در بساطم نیست، نالان آمدم بعد یکسال آزگار این سو و آن سو رو زدن با سری پائین و با شرمی فـراوان آمدم خسته از دنیایم ای ارباب! تحویلم بگیر چکمههایم روی دوش است و پشیمان آمدم مثل طفـل خانه گـم کرده میان کوچهها تا به پرچم خورد چشمانم، هراسان آمدم ای پناه روزهای سخت و سرد زندگی! باز کن آغوش گرمت را که لرزان آمدم دسـت خـالی مرا بـین مـحـبـانت بگـیر رو سیـاهی در میان رو سـپـیـدان آمدم با نیابت از شهیدی هر شب اینجا میرسم مـن به امـیـد دعـاهـای شـهـیـدان آمـدم تا صدای مـادرت پـیچـیـد بـین آسـمان: «یـا بُـنـَيَّ یا بُـنـَيَّ» من پـریـشـان آمدم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره لـوحِ دلـم در طـواف مـاتم شد دوباره رخـتِ عـزا بر تـمام عـالم شد فـلک به شانۀ تـقـدیـر میکـشـد ما را که عکس روی دل آرام او مجسّم شد چه مـاتـمیست که هر آیـنـه نوا دارد چه شورشی است که هر روزمان محرم شد ببین که ولوله بر جان عـرشیان افتاد چو از برای سری نیزهای فـراهم شد صدای کیست که هر دم بُـنَیَّ میگوید نوای کیست که با این زمانه توأم شد سری به نیزه بلند و زنی کمان قامت تمام عرش به سوگ عزای اعظم شد قسم به مادرِ آب و به مِهرِ او سوگـند خجل ز تشنگی تو فرات و زمزم شد خـمـیرمـایۀ قـلـبـم به کـورۀ عـشـقـش ز آتـشِ جگـرِ او بـسوخـت تا جَـم شد به عزّت و شرفش بس همینکه در عالم مـیـان نـوحـه کـنـانـش خـدا مـقـدم شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
قلب رو به قـبلهام را کرد احیا پرچمت ای نفـسهـایم بـقـربان مسیـحا پرچـمت هر محرم با هزاران شوق بر تن کردهام رخت مشکی ظاهراً، در باطن امّا پرچمت قامت گردنکشان خم میشود بیاختیار هر کجا که میشود از دور پیدا پرچمت بسکه مواج است از چندین خیابان دورتر ماندهام دریا به چشمم میخورد یا پرچمت!؟ بر سر خورشیدِ گنبد تا میافتد سایهاش میشود زیبـاترین تصویر دنیا پرچمت غبطه خوردن کار خاک و آب و آتش میشود باد وقتی عشق بازی میکند با پرچمت هر فرازی دیدهام با خود فرودی داشتهاست «هر چه بالا رفت پائین آمد الّا پرچمت» با تو هر کس بود ماند و بیتو هر کس بود رفت هست از روز ازل تا حشر، بالا پرچمت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
در این فِراق، چقدر از طراوتم کم شد چـقـدر بد شدهام؛ خـوب شد محـرّم شد چقدر یکسره محتاج گریهام شب و روز دوباره روضه بخوان بلکه اشک، مرهم شد و بـسـت زخـم عـمـیـق گـنــاههـایـم را و آبِ ریـخــتــه بـر آتـش جـهـنــم شـد و ریخت روی خـطـوط سـیاه نامۀ من و جـوهــر هـمـۀ ســیّـئـات در هـم شـد و راه یافت همین اشکها به عمق دلم و جا گرفت در این شورهزار و زمزم شد مرا گذاشت به روی صراط عـاشـورا و خود مسیر تو را قطره قطره پرچم شد ز راه توبه مـرا برد تا رضاً بـرضاك سپس شهادت من هم قـضای مـبرم شد که عـیب نیـست اگر آرزو به دل دارم مگـر نـبـود که گـریـه شـفـیـعِ آدم شد؟ بجوش چشم من امشب که خاکِ دل تشنه است و شکـر کن که بـساط عـزا فـراهم شد هوای شرجی و پُر بغضِ ظهر عاشورا شبانه بر دلِ سردم نشـست و شبـنم شد چقدر بر مـژهام جای اشک خـالی بود چقدر خوب شدم، خوب شد محـرّم شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
خاطرم این روز و این شبهاست درهم بیشتر سـال را دور تو میگـردم محرم بیشتر هر دلی چیزی برای خود فراهم کرده است من ولی داغ تو را کردم فـراهـم بیشتر بند بنـدم سوخـت از ترکـیب بند محتشم در نیاوردم سر از این راز مبهم بیشتر اول هر مـاه پـشت مـاه خـم میشد ولی در عــزای اشــرف اولاد آدم بـیـشــتـر کعبه و رکن و صفا و مروه و خیف و منا جمله میگریند از داغ تو، زمزم بیشتر لحظه لحظه شد دوتا پشت تو از هفتاد داغ تا شد از داغ بـرادر قـامـتت خـم بیشتر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
در هر مصیبت و محنی فَابکِ لِلحُسَین در هر عـزای دلشکنی فَابکِ لِلحُسَین در خـیـمـهٔ مـراثـی و انـدوه اهـلبـیـت قبل از شروع هر سخنی فَابکِ لِلحُسَین در مــکــتـب ارادت اِبــن شــبــیـبهــا همنـالـه با اَبـاالـحـسـنـی فَابکِ لِلحُـسَین إن کُـنـتَ بــاکـیـاً لِـمُـصـابٍ کَـأنـبـیــاء فِـی الإبـتـلاءِ و الحَـزنِی فابکِ لِلحُسَین شبهای جمعه مثل ملائک میان عرش با بوی سـیب پـیـرهـنی فَـابکِ لِلحُسَین در تـنـدبـاد حــادثـهای گـر کـبــود شـد بـال نـحـیـف یـاسـمـنـی فَـابکِ لِلحُسَین دیـدی اگـر مـیـان هـیـاهـوی تـشـنـگـی طفلی و لب بههم زدنی! فَابکِ لِلحُسَین لبتشنه جان سپرد اگر عاشقی غـریب یا روی خاک مانـد تـنی فَابکِ لِلحُسَین گرم طـواف، نـیـزه و شمشیر و تـیرها دور شـهـید بـیکـفـنی فَـابکِ لِـلـحُـسَین بـا نـعـل تـازه جـای دگـر غـیر کـربـلا تـشـیـیع شد مگر بـدنی؟ فَابکِ لِلحُسَین رحمی نکـردهاند در آن غـارت غریب حتی به کـهـنه پیـرهـنی فَابکِ لِلحُـسَین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
ای فصل لالههای معـظًم خوش آمدی شهر همیشه سرخ محرم خوش آمدی در چـشمهای تـشنۀ با شب عجین من سیـل شـدیـد، آتـش نـمنـم خوش آمدی در جان زخمخوردهام از جور روزگار ای مهربانترین غم عالم خوش آمدی ای از حـجـاز آمـده تـا دشـت کـربـلا اشک فرات، گریۀ زمزم خوش آمدی ای ابر بیامان، قـدمت روی چشم ما طومار نوحـههـای دمادم خوش آمدی ای کـاروان که یـاد تو و داغهـای تو بر هر مصیبتی شده مرهم، خوش آمدی بر پـرچم حـسـیـنیه زهرا نوشته است «به مجلس عزای حسینم خوش آمدی»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
شکر خدا دعای سحرها گرفته است دست مرا کـرامت آقـا گـرفـته است شکر خدا که چـشم همیشه حسینیام اشکی برای روز مبـادا گرفته است بـالِ فـرشـتـه اسـت بـرای تـبـرکـش اطراف چشمهای ترم را گرفته است اینجا حسینیهست ملائک نشـسـتهاند جبریل هم رای خوبدش جا گرفته است ایـن دسـتـمـال گـریـۀ مـاه مـحـرمـم امروز بوی چادر زهرا گرفته است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
برپا شده در خانۀ من خـیمهای از غـم میپـوشد از امـروز دلـم جـامـۀ مـاتـم دیـوار، به پیـشـانی خود بـسته کـتـیـبه در، باز برافراشته در سوگ تو پرچم هـر آجـر این خـانه شده سـیـنـهزن تو آشـفـتـه اگـر در دل صفهـای مـنـظم نـذر تو نـمـودم هـمۀ هـسـتـی خود را بر سفـرۀ تو بـابـرکت میشود این کـم خواندهست خدا روضه برایت شب خلقت شـد گــریـه بـرای غـمـت ارثــیــۀ آدم ممنون که در هیئت تو بر همه باز است گرم است دل من به همین چای محرم در مجلس تو کودکم امسال سهسالهست بیهیچ سخن مرثـیهخـوان است دمادم بــا کـولـۀ سـنـگـین گـنــاه آمــدهام تــا انـدازۀ یک بـال مـگـس اشک بـریـزم دلتـنگـم و دستم به ضریحـت نرسیده امـسـال بـده از حـرمـت رزق مرا هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
جز نـام تـو به روی لـب ما روا مباد بزم عـزای توست کسی بیصدا مباد من از خدا همیشه فـقـط خـواستم دلم، با هیچکـس به غـیر حـسین آشـنا مباد پـای دلـم بـبـنـد که از دسـت مـیرود از بند، این همیشه مهـاجر، رها مباد در پای این عـلم همه یک خـانوادهایم ما با هـمـیم، تـفـرقـه در بـین مـا مباد با اشک شیـر داد و دعـا کرد مـادرم این طفل، نذر هیچ کسی جز شما مباد افسرده است هر که به هیئت نمیرود گـریه برای غیر غـمت رزق ما مباد روح نماز و روزه و حج و جهاد من! سمـت کسی به غـیر تو قـبـلهنـما مباد خالی مباد شور عـزادارت از شعـور از مجـلـس تو نام شـهـیـدان جـدا مباد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
فـرقی ندارد كه جـهـنـم یا بهـشت است هرجا كه میگویم حسین، آنجا بهشت است هر روز از این روضه به آن روضه دویده حق دارد آنكه گفته این دنیا بهشت است چـشمی كه از داغـت نـمیبـارد جـهـنـم چشمی كه از داغت شود دریا بهشت است ششگوشه را از ششجهت دیدیم و گفتیم از هر جهت این كعبۀ زیبا بهشت است بــالا و پـــائــیــنـی نــدارد خــانــۀ تــو بالای سر فردوس و پائین پا بهشت است با جبر، ما را عـاشق خود كن كه فـردا در اخـتیار حضرت زهـرا بهشت است گفتند زهـرا زائر شبهای جـمعه است گـفـتـیم زیر پـای مـادرهـا بهـشت است خیمه به خیمه سوخت دست و پای طفلان در آتشی كه شعـلههایش تا بهشت است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
تا دم مرگ تو را مرثیهخوان خواهم ماند نوکرت بوده و هستم و همان خواهم ماند مثل فطرس همۀ عمر به چشمان پُر اشک صبح و شب رو به حرم نامهرسان خواهم ماند زیر باران غمت دل به جنون خواهم زد مثل یک موج در اوج هیجان خواهم ماند حسرت هیچ کسم نیست در این تنهـایی عـبد آقـای جـوانـان جـنـان خـواهـم ماند تن به مـرداب جـهـالـت ندهـم با مهـرت گرچه یک قطره ولی در جریان خواهم ماند هر کسی در گذر عمر عوض خواهد شد من که در قاطبۀ گـریهکـنان خواهم ماند رشک من عاقبت کار زهـیر است فقـط سائل عـاقـبـت خـیـریتـان خـواهم مـاند پنجه در زلف ضریحت نکشیدم چندیست باز در حسرت آن کعبۀ جان خواهم ماند؟ مـثـل بـیتـابـی فـرزنـد بـه آغـوش پـدر از حرم دورم و در آه و فغان خواهم ماند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
ما به دربار تو ای دوست ارادت داریم بـه گـدایـی در خــانـهات عــادت داریـم اینکه ما گـریهکـن بـزم عـزای تو شدیم لطف زهراست که اینگونه سعادت داریم عشق ما بر تو و بابای تو امروزی نیست این متاعیست که از روز ولادت داریم بهـتـر از بـاغ بهـشـتست خـدا میداند هر کجا بزم عـزایی که به یـادت داریم قـبلۀ ما حـرم و ذکـر تـمام است حـسین روز و شب تکیه بر این ذکر و عبادت داریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
اشکِ ما پـاره دلی بود که آبش کردیم چـشمِ ما خـانۀ مـا بود خـرابـش کردیم تکهای سنگ در این سینۀ ما بود، شبی روضهاش بُـرده و با آه مـذابش کردیم بارها خواست که دنـیا بـبـرد ما را از درِ این خانه که هربار جـوابش کردیم آنکه زد طعـنه به احـوالِ پـریشانی ما شَمّهای از تو نوشتـیم و کـبابش کردیم مَلکی خواست که ما را ببرد باغِ بهشت در حرم مانده و با گریه مُجابش کردیم عمر آن نیست که از روز و شب ما رفته گریه کردن به تو را عمر حسابش کردیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
بهر جارو زدن صحن تو مژگان داریم جـگـر پـاره ز داغ تو به دنـدان داریم مو پـریشان شدۀ زلـف پـریـشان توأیم ما در آشفـتگی عشق تو سامـان داریم منّت از دست طـبـیبان نکـشـیدیم دمی چون به دستان شفابخش تو ایمان داریم جانمان خرج عـزایت نشود میمـیریم ما فقط بین حـسـیـنیه به تن جان داریم همه چـشـمیم، بِنه پا، به خدا دلـتـنگـیم چند یعقوب در این کـلبۀ احـزان داریم ما شنیدیم براتِ حرمت دست رضاست انتـظـار نـظـر از شاه خـراسـان داریم كـرم دست تو بـد جـور گـدا مـیطـلـبد بیسبب نیست اگر میل كـریمان داریم نام تو برده شد و مادرت از راه رسید باز هم شکرِ خـداوند كه مهـمان داریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
آزاد آن دلیست که این جا اسـیـر شد باید به پـای مِهـرِ شما بود و پـیـر شد در روز رستخـیز سرافکـنده کِی شود هرکس که در حضور شما سر به زیر شد؟ بی مهـرتان کسی به مـقـامی نمیرسد هرکس که بود سائل این در، امیر شد باشد چراغ ظلـمت قـبرش هر آن دلی کز پـرتـو ولای تو روشن ضمـیر شد هر روز پیش چشم به تصویر میکشم سر روی نیزه رفت و تنت غرق تیر شد در حـیـرتـم کـه بـیـن تــمـامـی اولـیـا آقا کـفـن برای تو تـنهـا حـصـیـر شد! مدیون لطف توست «وفایی» و باز هم در محضرت رسیده و مـنتپـذیـر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
تـا آبـشـار زلـف تو را شب نـوشـتهاند مـا را اسـیـر خـال روی لب نوشـتهاند در اعـتکاف گـیسوی تو سالهای سال مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشتهاند در مـسـجـد الــحــرام خـم ابــروان تـو مـثـل فــرشـتـگـان مـقـرب نـوشـتـهانـد در مـحـضــر نـگــاه الـهــی تــو مــرا در خـیل نـوکـران مـهـذَب نـوشـتـهانـد شبهای جمعه که دل من مست کربلاست از اشـتـیـاق وصـل لـبـالـب نـوشـتهانـد با یک نـگـاه مـادرت ایـنجـا رسیـدهایم ما را دلیست فـاطمهمذهب؛ نوشتهاند: «از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است» مـا را فـدای دلـبـر زیـنـب نـوشـتـهانـد من را که بی قرار حرم میکنی بس است اصلا مرا غبار حرم میکنی بس است شرط نزول کوثر رحمت دعای توست اصلاً تـمـام خـلـقـت عـالم برای توست بــالاتـری ز درک تــمــام جـهــانـیــان وقـتی که انـتهـای جهـان ابتدای توست حتی نـداشت روح الامین اذن پَـر زدن آنجـا کـه از ازل اثـر رد پـای تـوسـت بیحـب تو کـسی به سـعـادت نمیرسد رمـز نجـات اهـل زمـانـه ولای توست آسـوده خـاطـران هـیـاهـوی محـشـریم وقتی رضای حضرت حق در رضای توست فردوس ماست تا به ابد روضة الحسین تنهـا بهـشت اهل ولا، کـربـلای توست در آسـتـانـۀ تو کـسـی نـا امـیـد نـیـست صحن امیر علقـمه، دار الشـفای توست از ابـتـدای صبـح ازل فـضـل میکـنی مـا را گدای دست اباالـفـضـل میکـنی وقـتی که هـسـت دوش نـبی آسـمان تو یـعـنی تـو از پـیـمـبـری و او از آن تو فرزند خویش را به فدای تو کرده است بستهست جان حضرت خاتم به جان تو معـلـوم کـرد نـزد هـمه حـرمـت تو را با بـوسـههـای دم به دمش بر دهـان تو فـرمود هـفـت مـرتـبه تکـبیر عـشق را تـا بـشـنـود تـرنّـم عـشـق از زبـان تـو آوای « من أحـب حـسینا» وزیده است هـر روز پــنـج مـرتـبـه از آسـتـان تـو ما از در حـسـیـنـیـه جـایـی نـمـیرویم هـستـیـم تا هـمیـشه فـقـط در امــان تـو هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق آنـجـا که صبـح مـیگـذرد کـاروان تـو این اشـکها برای دلـم تـوشـه میشود اذن طواف مـرقـد شـشگـوشه میشود حال و هوای قلب من امشب کبوتریست وقتی که کار صحن و سرای تو دلبریست شبهای جمعه عکس حرم زنده میشود تصویر رقص پرچم و گنبد چه محشریست ما را اسیـر عـشـق تو کرده، تـفـضلت با این حساب کار شما ذره پروریست بـا تـربـت تـو کــام دلـم را گـشـودهانـد آقـا ارادتـم بـه شـمـا ارث مـادریسـت در ماتم تو محفـل اشک است چـشم ما اصلا بنای هیأت ما روضهمحوریست ما سالهاست در غـم تو گـریه میکنیم هـمنـالـه با مـحـرم تو گـریـه میکـنـیـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین شوری غریب داده به این بیتها حسین زیـبـاتـرین تـغـزّل عـالـم به نـام اوست هرجا که شعـر میشود آغـاز با حسین این واژههـا هـمـیـشه بـرایـم مـقـدّساند زنجیر، طبل، سینهزنی، کـربلا، حسین این کـوچـهها مـسـیـر عـبـور محـرّماند حس کردهاید رد شده از هر کجا حسین؟ حس کـردهاید در وسط روضههای مان ما را چـهقـدر میزنـد آیا صدا حـسین؟ حس کـردهاید تـشـنه که بـاشیم، زودتـر سیـراب میشویم بگـوئیم «یا حسین»؟ آری! حـسین مرهـم هر درد بیدواست دارد برای هر غـم و دردی دوا حـسین یا از سکوت خاک به پا خیز، محـتشم! یا شورشی دوباره برانگیز با حسین... دیگر سکوت میکنم و قطرهقطره اشک شاید مگر ادامـۀ این شعر را حسین ...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
ای در دلـم محـبت تو! هـست و نیستم! هـستی تـویی بـدون تو من هـیچ نیـستم اشک است و آه نام تو، آن را تمام عمر هر صبح و شام زمزمه کردم، گریستم آخر مگر تو هستیِ من نیستی حسین؟! پس من در این زمانه به دنبال چـیستم؟ حُرّم و یا که شمر در این کربلای نفس؟! اصلاً خودت بگو که در این صحنه کیستم؟ اصلاً در این مبارزهها جای من کجاست؟ ای وای اگـر که روبـروی تـو بـایـستم آخـر شـهـیـد مـیشـوم آری بـه راه تـو در این مسیر اگر که شهـیـدانه زیـستم!
: امتیاز
|