
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
صحرا به صحرا، کو به کو، داریم نمنم میرویم پشت سر هم، دم بهدم، آدم به آدم میرویم ما هر دو عالم را به این معراج دعوت میکنیم از این سوى عالم اگر آن سوى عالم میرویم راهىشدن، دریا شدن، یعنى کمال قطرهها ما هم به راه افتادهایم و جانب یم میرویم در شعله آتش میشویم، آتش به عالم میزنیم هم مثل یک پروانه میسوزیم ما، هم میرویم هم در نجف، هم کربلا، پرچم به دست زینب است هرجا که پرچم میرود، دنبال پرچم میرویم عیسیبن مریم، آدم، ابراهیم، موسى، نوح، هود این راه را پیغمبران رفتند و ما هم میرویم ما تشنۀ وصلیم و دنبال سلوک وصلـتیم پس پابرهنه، تشنهلب، تا نهر علقم میرویم بىواسطه اسماء حق در ما تجلى میکند هر وقت تحت قبۀ سلطان عالم میرویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
از شوق قـلبم میتـپـد هر دم برای تو میبـارد ابرِ چـشـمهـایم در هـوای تو عطر غمِ شیرین تو در جان که میپیچد گُل میکند بر سیـنهام شور عـزای تو از کودکی ای دوست خیلی دوستت دارم ای کاش باشم تا هـمیـشه مـبـتـلای تو خوشبخت آنکه پای عشق توست تا آخر بدبخت آنکه دور شد از خـیمههای تو من رفتهام از دست، مولا! بارها، اما برگـشـتـهام هر بـار تنهـا با دعـای تو این اربعـین باید به آغوش تو برگردم من خستهام از غـربتِ دنیا؛ فـدای تو! راه پس و پیـشِ مرا بـسـته گـنـاهـانـم کو جادهای که میرود تا کربلای تو؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
کـنجِ حرم انگـار تـنهـا جـایِ ما نیست رفـتند زائـرها و حالِ ما چه حالیست رفـتـنـد و مـا مـانـدیـم و یک آهِ نهـانی حسرت به دل داریم! این دردِ کمی نیست با خاطراتش اشک میریـزیم هر شب جز خاطراتی شعلهور همدردمان کیست؟! قسمت نشد مشایه و داغش به دل مانْـد گاهی نرفتن بدتر از صد زخم کاریست لعنت بر آن عصیانِ شیطانزادهای که با شوقِ بیحد اسممان را خط زد از لیست رحمت بر آن نوکر که اربابش به او گفت: بار سفر بردار! این توفـیق؛ حتمیست اجـر تـمام روضههـایت اربـعـین است مثل هـمیشه رفـتنت امسال قـطعیست امـسال هم ما را حـرم قـابـل نـدانـست عمریست جای ما به زیرِ قبّه خالیست غمگین نشسته، غبطه خواهد خورد و این است حالِ دلی که بیقرار است و هواییست موکب به موکب میرود تا تلّ و مقـتل اشکی که از چشمانمان هر لحظه جاریست بـاید کجا این درد را مـرهـم گـذاریم؟! تکلیفِ ما جا ماندههایِ کربلا چیست؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
به دریا میزنم دل را به دریای پریشانها چه امواجی به راه افتاده در قلب بیابانها به هر سنگی در این جاده دخیل عشق باید بست که شاهد بودهاند آنها در این صحرا چه جریانها صدایی میشود تکرار و من مدهوش آن لحنم صدایی خوشتر از آواز بلبل در گلستانها "هلا بیکم، هلا بیکم" عجب آوای شیرینی! مهیا میشود چای عراقی، آی مهمانها! کسی آغوش وا کرده، کسی آنسوی این صحرا بیائید ای کلیمیها، مسیحیها، مسلمانها! کجا دیده جهان زیباتر از اعجاز مشّایه! کجا دیده کویری تازهتر از باغ و بستانها! چه خوشبختم که میافتم در این جریان طوفانی منم حالا نمی از مـوج دریای پریشانها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
مثل آن مهتاب که هوش از کواکب میبَرَد عشقِ مطلوبِ تو دل از هرچه طالب میبَرد بُهت خِلقَت را رقم زد بُردن نامت، حسین خلق را این ذکر تا مرز عجایب میبَرد تا ابد هم وقت باشد، جا نمیافـتـد غـمت مـنـبر انـدوهِ تو از بس مطالـب میبَـرد بی تو مثل یخفـروشم که ندارد مشـتری روزگار از عُمر من قالب به قالب میبَرد هرکسی خرج بساط ماتمت شد، بُرد کرد حظِ سودِ خالصت را دخل کاسب میبَرد رتبهای هرگز ندیدم بهتر از حُرَّت شدن نوکـرانت را ادب تا این مـراتب میبَرد فرش روضهخانههایت، قالی محراب ماست مُستَحَـبّات تو ما را سمت واجب میبَرد مشکیِ ما جنسش از چادر سیاه زینب است رخت نوکـرهات نخهای مناسب میبَرد دینِ دنیا را جهان در اربعینها دیده است پـرچـم سرخ تو را کُـلِّ مـذاهـب میبَرد پابـرهـنـه، لا بهلای زائـرانت، جـبرئـیل استـکـان چـای را بین مَـواکـب میبَـرد ای سری که سرسری شمر از گلویت رد نشد بین خُورجینی تو را خولی غاصب میبَرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
ای سمت خود کشانده خواص و عوام را دریـاب ایـن سـپــاهِ پـیـاده نـظـام را... هر کس سلام داد تو را در سفر، گرفت در مـوکـب نـخـست، جـواب سـلام را از دست خادمان تو نوشید هر که چای یکـجـا چـشـیـد لذت شُـرب مـدام را... گفتم که «السلامُ عَلی مَن بَکَتهُ…» برد اشـک عــلــیالــدوام، قـــوام کــلام را «ما آزمودهایم در این شهر، بخت خویش» مـا قــابــلــیـم نــوکــری ایـن امـــام را پــای پـیـاده آمـدم و روی مـن سـیــاه! پای بـرهـنـه نـیـسـتم این چـنـد گـام را با دست خـالی آمدم و روی من سـیـاه! چیزی نـبود قـابل عـرض این مقـام را مـصـراع آخـر است، رسیـدیـم کـربـلا باید چه کرد این همه حُسن خـتام را؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
شگفتا راه عشق است این، که مرد جاده میخواهد حریفی پاکباز و امتحان پسداده میخواهد مسافر را پیاده، داغدیده، صاحب دردی ورای دردهای پیـش پا افـتاده میخواهد سفر، موکب به موکب، کولهپشتی، چای، خرما، اشک یقین کن میزبانت اربعین را ساده میخواهد دلی آرام و پر غوغا، سری شوریده و شیدا دلی سرمست جان دادن، سری دلداده میخواهد مسلمان و مسیحی را به حُرّیت فراخوانده جدا از دین و ایمان، آدمی آزاده میخواهد هلا جامانده از این راه! آخر تو چه کم داری؟ مگر این جاده غیر از شوق فوقالعاده میخواهد؟ حسینبنعلی تنهاست ای یاران به پا خیزید که اینک وارث او لشکری آماده میخواهد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
هم آسمان به شوق حـریمت پیاده است هم چشم بیقرار زمین، سمت جاده است جان داده است این دل همچون کویر را این اشکها که در غم تو بیاراده است ای نبض جان ما شده در هر طپش حسین این قـلب بیولای تو بیاسـتـفـاده است مـن خـانـهزاد ایـل و تـبـار شـمـا شـدم سـرمـایـهام مـحـبت این خـانـواده است دیگر کـسی شـبـیـه تو پـیـدا نـمیشـود همچون حسین، مادر گـیتی نزاده است وقتی که فاطمه است خـریدار اشکها مردن برای نمنم این غم، چه ساده است شهد وصال جای خودش، تحت قبهات طعم دعا برای فـرج، فـوقالعاده است ذکر فرج زیاد بخـوانـید؛ چون ظهـور در ایـستـگـاه سبـز دعـا ایـسـتاده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
دلم برای تو ای اربعین چه دلتنگ است دوباره بین من و تو هزار فرسنگ است دلـم برای همان ازدحـامِ پـشـت ضریح که دستهای دعا با تو چنگ در چنگ است دلم برای هـمان قـلـبهـا که بیرنگـنـد دلم برای همان چایها که پُررنگ است دلـم برای همان دسـتـههای سـیـنـهزنـی که با صدای قدمهای من هماهنگ است! دلـم برای هـمان آشـتـی، هـمان لبـخـنـد در این زمانه که؛ دور از تو؛ هرطرف جنگ است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
نمیدانم گناهم چیست، اما کم گناهی نیست که امسال اربعین ما را به آن درگاه، راهی نیست همیشه کاسۀ خیل گدایان پُـر نخواهد شد چه باید کرد؟ باید ساخت، چون گاهی، نگاهی نیست اگرچه بال و پر دارم، ندارم رخصت پرواز که حالم بهتر از حال کبوترهای چاهی نیست به یاد خاطـرات سالهای پیـشم و با من به جز حسرت متاعی نیست، جز گریه سلاحی نیست عمود یک هزار و سیصد و هشتاد و چندم بود؟ که دیدم گریه کردن یا نکردن، دلبخواهی نیست به دور از کربلا هم زائرت هستیم، آقا جان به غیر از سایۀ لطف تو ما را سرپناهی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
تا ماه سر زد از شب حیرت، رها شدیم راهی شـدیم، راهی این جـادهها شدیم حسی غریب در دلمان شعله میکشید تـا ایـنکه با غـریـبـی او آشـنـا شـدیـم با اَلـرَّحـیـلِ قـافـلـه از خـود بـرآمـدیم از هرچه داشت رنگ تعلق، جدا شدیم دیـدیـم کـعـبـه سر به بـیـابـان گـذاشته دیگـر نـپـرس تـشـنۀ رفـتن چرا شدیم از مسجدالحرام گذشـتیم و در طـواف با جـان تـشـنـه راهی خاک مـنا شدیم باران گرفت و خاک پُر از بوی سیب شد باران گرفت و تشنهتر از کربلا شدیم باران تـیـر بود و عـطـش ناگزیر بود در آن مـیـانـه تـشـنـۀ یا لـیـتـنـا شـدیم دیـدیم مـاه، تـشـنه گذشت از کنار آب در مـنـزل نـخـست شـهـیـد وفـا شـدیم خورشید، غرق خون وسط آسمان رسید محـو قـنـوت روشـن خـون خـدا شدیم وحی از فراز منـبر نی میوزید و ما آیـه بـه آیـه شـیـعـۀ آن چـشـمهـا شدیم بعد از هزار سال پُر از عطر و بوی توست با جـادههـای تـشـنه اگـر هـمنـوا شدیم حب الحـسـین یجـمعنا، رود رود رود دریـا شـدیم و غرق طواف شما شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
تـابـیـدهای، به صبـح تمـاشا رسیـدهایم بـاریـدهای، بـه دامـن دریـا رسیـدهایـم این کشف، این مکاشفه از کی شروع شد؟ پـلکی زده، به وادی معـنـا رسـیـدهایم با مرکـب غـم تو به معـراج رفـتـهایم ظهر عطش به لیلة الاسریٰ رسیدهایم تاریخ را ورق زده انگشت خـونیات مـا بـا اشـارهٔ تـو بـه فـردا رسـیـدهایـم آئـیـنه بینـهـایت و آئـین، واحـد است با تو به درک تازهای از«ما» رسیدهایم از وحـشت کـویـر و از انـدوه درههـا از قـلـههای رنـج به اینجـا رسـیـدهایم مـا نـائب الـزیـارهٔ گـلهـای پـرپـریـم از بـاغ «الـتـمـاس دعـا»ها رسیدهایم لبتـشنه و گـرسنه نمانـدیم در طریق بـا نـان گـرم و آب گـوارا رسـیـدهایـم رخت و لباس، خاکی و پا زخم و دل دچار بهبه! چه باشکوه و چه زیبا رسیدهایم من بـاورم نمیشود اینجایم ای حسین آغـوش بـاز کـردهای؛ آیـا رسـیدهایم؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
در هوایت عشق دارد شور و حال تازهای عـشق تو داده به من انگـار بال تازهای از ستون اول این جـاده در صحـن توأم هر قـدم دارد برای من وصـال تـازهای کربلای تو؛ شب جمعه؛ شمیم سیب سرخ در سرم هر لحظهای دارم خیال تازهای دیدن ششگوشهات شد احسنالاحوال من تـازه اینجا میشود آغـاز، سـال تازهای در کنارت لحظه لحظه عمر معنا میشود زندگی با عـشق تو یعنی مجـال تازهای میشود من هم یکی از کشتگان عشق تو؟ میروم از کـربـلایت با سـؤال تازهای!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
ندارد ابرِ اشکی را که ما داریم؛ باران هم ندارد شورِ اشکِ دیدۀ ما را نمکـدان هم به دنبال دوای درد خود جایی نمیگردیم که ای محبوب ما! همواره درد از توست؛ درمان هم تو چون پروردگاری و نه تنها امت اسلام که بر تو میکند تعظیم حتی نامسلمان هم تو آن دست کریمی که گره وا میکنی از خَلق گرههایی که حتی وا نخواهد کرد دندان هم من از آیات فجر و مریم و اسراء فهمیدم که نازل شد برای روضه خواندن از تو قرآن هم رسید از راه، ایام وصال و پای من لنگ است اگر لب تر کنی سوی تو آیم لَنگلَنگان هم نجف تا کربلا راهِ رسیدن تا خداوند است خدایی که نخواهم یافت در حجِ فراوان هم دلِ مجنون نه در گلزار، در صحرا شود آرام ولی این روزها پس میزند ما را بیابان هم به انگور نجف محتاجتر از ما نخواهی یافت چه انگوری که مثلش را نمییابند مستان هم عراقیها به سمت بارگـاهت راه افـتادند دری بگشای ای بابِ کرامت سوی ایران هم مسیح از دور میآید، کلیم از طور میآید شبیه مور میآید عصاکوبان سلیمان هم حرم محتاج زائر نیست وقتی مادرت باشد که زهرا میزبان کربلای توست، مهمان هم شکایت میکنم بر تو، از این هجران طولانی از این دنیای تلخی که ندارد قصد پایان هم دلم سیر است از دنیا؛ بگیر ای عشق جانم را مگر پایان بگیرد در زمانِ مرگ هجران هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
بارانِ پُر مـهـرِ حـرم را دوسـت دارم الـمـاسِ چـشـمان تـرم را دوست دارم وقتی که دفتر نوحهخـوانِ ماتم توست خـونگـریـۀ چـشمِ قـلم را دوست دارم کـنج رواق عـاشـقی... در زیر باران طـوفـانِ شعـر محتشم را دوست دارم غـرقـم میانِ موج موجِ روضـههـایـت طوفانِ اشک و سیلِ غم را دوست دارم عـمـری نـمکگـیـرم کـنـار سـفـرۀ تو احسانِ این بیت الکرم را دوست دارم چــون از ازل مـثـلِ تــمـام خــانـدانـم این خـانـدانِ مـحـتـرم را دوست دارم هم پایِ جابر... اربعـین... پایِ برهنه تا کـربـلایت، هر قـدم را دوست دارم جـانـا اگر مـقـصـد تـویی تا پـای جانم این جادۀ پُر پیچ و خم را دوست دارم نامت دلـیـلِ آشـکـار مـعـجـزات است بر نـام تو حـتّیٰ قـسـم را دوست دارم آقا به گـیـسـویت قـسم، از عـمقِ جانم جـان دادنِ زیـرِ عـلـم را دوسـت دارم در بیت آخر یک صِله میخواهم ارباب گـرمایِ آغـوشِ حـرم را دوست دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در کاروان اسرای اهل بیت
هر دلی با کاروان کـربلا همراه نیست از مقام کعبۀ عشق و شرف آگاه نیست تا رسیدن، آه و درد و تشنگی باید کشید راه عشق و معرفت آنقدر هم کوتاه نیست رهنمایی دل ما کار مـصبـاح الهـداست مهر چون باشد، نیازی بر فروغ ماه نیست فرصت عرض ادب را مغتنم باید شمرد فرصت عرض ارادت گاه هست و گاه نیست جان به قربان شهیدی که به زیر تیغ خصم بر لبان تشنهاش جز ذکر "یا الله" نیست در میان نالـههایی که ز داغش شد بلند نالهای جانسوزتر از ذکر "وا اماه" نیست تا چهل منزل سری بر نیزه میتابد، ولی در بساط داغداران غیر اشک و آه نیست بار این غم را مگر زینب کشد بر دوش خویش ورنه کوه غم کشیدن در توان کاه نیست با نگاه آل یاسـین چـشـمها گـریان شود ای «وفایی» گریه بر او هیچگه دلخواه نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بیعصا معجزه کُن حضرتِ موسایِ حرم گوشهچشمی که شوم سینۀ سینایِ حرم به عصا نیست نیازی با نگاهَت بشکاف پـدرِ حـضـرتِ امـضـایِ بـراتِ جـنـّت آمـدی سـر بُـگـُذارد پـدرت بـر تـربت دستِ خود مُشت نمودیم به سینه بزنیم پـدرِ مـنـبـری و گـلپـسـرِ تو مـحـراب آفـتاب است رضایِ تو کریمه مهـتـاب بابِ حاجات شدی یکسره حاجت بدهی آمــدی آیِــنِــۀ رویِ پــیــمــبــر بـاشـی وسـطِ مـعـرکـهها غـیـرتِ حیدر باشی تا اَبـد دِیْنِ تو بر گـردنِ دیـن میمـانـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام موسی کاظم علیهالسلام
باب حاجات است و لطفش دائم است حُـبّ او در روز مـحـشـر لازم است حـضـرت جــبـریـل هـم ریــزهخــورِ ســـفــرۀ جـــودِ امــامِ کــاظــم اســت بـی ولای او هـر آنـکـه بــوده اســت بیشـک و تـردیـد، قـطـعـا نادم است خـوش بـه حـال آن کـسـی کـه تـا ابـد در حـریـم کـاظـمـیـنـش خــادم اسـت کـاش روزی مـن بـفـهـمــم عــاقـبـت مـرغ روحم تا به کـویش عـازم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
سلام ای نام نیکت، بابِ حاجات سـلام ای قـبـلـه کـوی مـنـاجات سلام ای ذوب، در درگـاه ایـزد سـلام ای جــلــوۀ روی مـحــمـد سـلام ای مُـظـهـِرِ آیـاتِ کــوثـر سلام ای حضرت موسیبن جعفر سـلامِ ما، به خـیـرِ مـقـدمِ توست سـلامِ مـا، جـوابِ هر دمِ توست تـو که فـرزنـدِ خـتـم المـرسلینی تـو دلـبـنــدِ امـیــرالـمـؤمـنـیـنـی تو زهرا را عزیز و نور عـینی تو موسای حسن، نـوحِ حـسـینی وصـیِ سـیـدِ ســجــاد هــســتـی چو بـاقـر، مَـظـهـرِ ایجاد هستی تـو نــورِ صــادقِ آل عــبــایــی امـیـنِ وحـی، بـابــای رضــایـی امـامِ پـنـج مـعـصـومـی، نـگـارا به معصومه پدر، حجت خدا را وجـودت مـایۀ لـطف و کرم شد ز فـرزنـدان تو، ایران حـرم شد تَـوَلا با تو هر جا گسترش یافت تَـبـَرا با تو آقا گـسـتـرش یـافـت عـلـومِ دین، ز عـلمِ تو عیان شد مـواساتِ تو درسِ شیـعـیـان شد ز کَظمِ غِیضِ تو، شد حِلم لبربز و از حِـلـمِ تو الطـافِ خـدا، نـیز رهِ قرآن و عترت از تو برجاست علَم در دستِ اعجازِ تو برپاست خـدا فـرمود: این فـرزند زهــرا برای حـفـظِ دیـن، آمـد بـه دنـیـا اَلا ای آسـمـانهـا تـحـتِ امـرت شَها ای کهکـشانها تحتِ امرت تـو را آلِ سـیـادت مـیشـنـاسـند هـمـه اهـلِ ارادت مـیشـنـاسـنـد تـو مـولای جـمـیـعِ مـمـکـنـاتـی نه گـمـنـامی، که فـخـر کائـنـاتی نـبـاشـد دهـر در اَمــرت مــردد فَلَک، با گـردشِ چـشـم تو گردد ولایت بهـرِ فـوقَ الارض داری تو بر تحتَ الثَری، رحمت بباری به اذنِ تو رسـد فـصـلِ بـهـاران به یُمنِ تو بـبارد بـرف و بـاران به امر تو شـود دریـا خـروشـان به فرمان تو معدنهاست جوشان به نطق و منطقَت، مَنطوق داری امـامـت بر همه مـخـلـوق داری به موجودات، روزی میدهی تو و بر ذرات مـنـّت مـینـهـی تـو به دستت، مِهر و مَه، چون دانه تسبیح کـند قـرآن، مـقـامـاتِ تو تشریح تو آیـاتِ خـدا را روح و جـانـی روایـاتِ نـبــی را حـکـمــرانـی اَلا ای جـان و هم جـانـانِ خـاتـم تـویـی فـرمـانـروای کـلِ عــالـم تویی شاهَـنـشَهِ عالم به هر حال به فوقِ عرش یا قعـرِ سیـهچـال چنان محـوِ خـدای خویش بودی که با مولای خود خلوت نمودی تو بـودی که شـبـیهِ عـمـه جانت به زنـدان، حـفـظ کردی آرمانت نه زنـدان مـانـعِ نــورِ وجــودت که زندانبان مزاحم بر سجـودت بـه دیـدار خـدا بـس بـیقــراری چه اُنسی با غل و زنجیر داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
هر عاشق سرگشتهای که غرق حیرانیست آقاست مادامی که در دام تو زندانیست در سینهام جز مهر تو جاری نخواهد شد با شوقِ مدح تو لبم گرم غزل خوانیست هر کس که خرج غیر تو کردهست طبعش را قطعاً ضرر کرده، پریشان از پشیمانیست مانند "بُشر حافی" خود سر به راهم کن رو کن به این دل، این دلی که رو به ویرانیست لطفی کن امشب در به روی سائلت واكن من که خبر دارم در این خانه فراوانیست عمری نمکگیر تو میباشیم و بدبخت است هر کس کـنار سفـرۀ اولاد زهـرا نیست شیراز، قـم، مشهـد شهادت میدهـند آقا این سرزمین از لطف تو همچون گلستانیست یک پنجره فولاد باید ساخت در صحنت این ایـده از آنِ هـنرمـندان ایـرانـیست از تو نوشتن، از تو خواندن روی منبرها کار فـؤاد و دعبل و عـمان سامانیست مولا! سفارش کن مرا در نزد فرزندت رؤیای من رؤیای پیـر مرد سلمانیست بین دو راهی مـانـدهام در مرثـیه دیگر این شعر هم سردرگـم ابیات پایانیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
از دو چشمت نگاه میخواهیم در نگـاهـت پـناه میخواهیم خانهای در محـلـهٔ خـورشید کوچهای رو به ماه میخواهیم خسته، تنهـا، غـریب، آواره گم شدیم از تو راه میخواهیم ما تو را از خدا نخواستهایم ما فـقـط اشـتـباه میخواهـیم کـوهی از لطف دیـدهایم اما باز هم از تو کاه میخواهیم از نگـاه تو گـریهای جـاری از گـلـوی تو آه میخـواهـیم راهـی کـاظـمـیـن هـستـیم و تـوشهٔ بـین راه میخـواهـیـم تـوشهٔ کـربـلا شـب جـمـعـه گریه در قـتلگـاه میخواهیم
: امتیاز
|