کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : اعظم سعادتمند     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع     قالب شعر : غزل    

این زن که می‌بینی نگاهی خاص دارد            در چـشـم‌هـایـش مـعـدن الـمـاس دارد

او عاشق شاهی‌ست که جای زر و سیم            تـنـهــا دو تـا پـیــراهـن کـربـاس دارد


هـنـگـام گـنـدم آرد کردن، گـفـتـگـوها            بـا خــاطـراتِ نــیــلـیِ دسـتــاس دارد

با بچه‌های فاطمه چون همنـشین است            بر دامـنش عـطـر گـلاب و یاس دارد

فانوس حاجات جهانی روشن است از            لطفی که نـور چشم او «عباس» دارد

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : علی گلچین پور نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : مربع ترکیب

روحِ ادب را با قدومِ خود معـطّر کرد            دنیـایِ مـا آلـوده‌ها را هم مـطـهّر کرد

هرآنچه را که خواستیم از او، میسّر کرد            در سرنوشتِ سینه‌زن‌ها هم مقدّر کرد


تا که به دنـبـالِ امـیـرالمـؤمـنـین باشیم

تا ریـزه‌خـوارِ سـفـرۀ اُم‌ُّالـبـنـین بـاشیم

آرامـشِ دنـیـا به لـطفِ او رقـم خورده            تـدبـیـر کرده فـتـنۀ دشـمن بهـم خورده

با یادِ زهرا و غمش، هرلحظه غم خورده            در پایِ عشقِ پاکِ مولایش، قسم خورده

مفـهـومِ ایـثار و ادب را رهبری کرده

نامـادری نه! بعـدِ زهـرا مـادری کرده

همواره قبل از هر دعـا اُم‌ُّالبنین گـفتیم            در بـیـن امـواجِ بـلا اُم‌الـبـنـیـن گـفـتـیم

در اوجِ سـخـتی ذکرِ یا اِم‌ُّالبنین گـفـتیم            از جان و دل هر بار تا اُم‌ُّالبنین گـفـتیم

دیـدیـم حـاجـت‌هـا روا شـد با نـگـاهِ او

شکـرِ خـدا هـستـیم، عمری در پناهِ او

در خانه هرکس که گرفـتارِ بلا می‌شد            یک سـفـرۀ ام‌البـنـیـن نـذریِّ ما می‌شد

وقتی بساطِ روضه در خانه بـنا می‌شد            دردِ هـمـه با یـک نـگـاهِ او دوا می‌شد

نامش همیشه قـلّۀ ذکر و مناجات است

چون مادرِ باب‌الحوائج، بابِ حاجات است

باور نمی‌کرده که عباسش زمین خورده            از نانجیبان، پهـلـوانِ او کـمین خورده

دستش جدا و از یسار و از یمین خورده            بر فرقِ او هم یک عمودِ آهنین خورده

در حسرتِ مشکِ دریده روضه می‌خوانده

با یادِ آن دستِ بریده روضه می‌خوانده

او روضه‌دارِ روضه‌هایِ کـربـلا بوده            مــاتــم‌زده از مــاتـمِ رأسِ جــدا بــوده

یادِ لبِ خـشکِ حـسـیـنش هرکجا بوده            هـمـراهِ زینب او همیشه در عـزا بوده

دنیا برایش تیره و همرنگِ با شب شد

شرمندۀ رویِ رباب و رویِ زینب شد

: امتیاز
نقد و بررسی

همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، ابن شهرآشوب؛ سلیم بن قیس؛ علامه مجلسی، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی و ... ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸،  مناقب آل ابیطالب ج ۳ ص ۳۶۲، مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۶۰، بحار الأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۲، کبریت احمر۳۷۵، منتهی الآمال ۲۲۷ و  ...) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها وصیت کرد که پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نما لذا ​امیرالمؤمنین عليه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا ابتدا با امامه ازدواج کرد سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود، لذا ازدواج امیرالمؤمنینعليه السّلام با اُمُّ البنین حدوداً ۱۵ سال بعد از شهادت حضرت زهراست که در آن زمان امام مجتبی عليه السّلام ۲۴ و سیدالشهداعليه السّلام ۲۳ سال داشته اند، یعنی آنکه ازدواج کرده و در خانه خود بوده اند، لذا اختلاف سن حضرت عباس عليه السّلام با سیدالشهدا عليه السّلام هم حداقل ۲۳ سال است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

مفـهـومِ ایـثار و ادب را رهبری کرده            نامـادری نه! بعـدِ زهـرا مـادری کرده

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت اُمُّ البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه اُمُّ البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

در حسرتِ مشکِ دریده روضه می‌خوانده            با یادِ آن دستِ بریده روضه می‌خوانده

 

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : حسن کردی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فعولن فعولن فعولن فعول قالب شعر : غزل

به چشم علی چون نگین بوده است            همین بس که او بهترین بوده است

ادب پـای درسـش به جـایـی رسید            ادب درس اُمُّ الـبـنـیـن بــوده اسـت


نه تنهـا که مـرد آفـرین گشته است            که او نـورِ نـورآفـریـن بـوده است

پـس از فــاطـمـه قـلـب اُمُّ الـبـنـیـن            به دنـیـای حـیـدر امـیـن بوده است

در آفــاق خـلــقـت کـجـا دیــده‌انــد            که نـامـادری اینچـنین بوده است؟!

در اوصاف اُمُّ البـنـین یک کلام...            که عـبـاس او بی‌قـرین بـوده است

هـمیـشه به هـمراه ایـثـار و عـشـق            ابالفـضل نـامش عـجـین بوده است

ولی بعد از عباس و بعد از حسین            دلش لحظه لحظه حزین بوده است

عـلـمـدار گـریه پس از کـربـلاست            پس از کـربـلا بـانیِ روضه‌هاست

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن حذف شد، همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، ابن شهرآشوب؛ سلیم بن قیس؛ علامه مجلسی، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی و ... ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸،  مناقب آل ابیطالب ج ۳ ص ۳۶۲، مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۶۰، بحار الأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۲، کبریت احمر۳۷۵، منتهی الآمال ۲۲۷ و  ...) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها وصیت کرد که پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نما لذا ​امیرالمؤمنین عليه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا ابتدا با امامه ازدواج کرد سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود، لذا ازدواج امیرالمؤمنینعليه السّلام با اُمُّ البنین حدوداً ۱۵ سال بعد از شهادت حضرت زهراست که در آن زمان امام مجتبی عليه السّلام ۲۴ و سیدالشهداعليه السّلام ۲۳ سال داشته اند، یعنی آنکه ازدواج کرده و در خانه خود بوده اند، لذا اختلاف سن حضرت عباس عليه السّلام با سیدالشهدا عليه السّلام هم حداقل ۲۳ سال است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

اگــر گــفــت مـن خــادم زیــنــبــم            یقـین در کـلامـش یقـین بوده است

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : سیده تکتم حسینی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فعولن فعولن فعولن فعول قالب شعر : غزل

به درگـاه حـیـدر دو زانـو نشین است            ادب از کـرامـات او خوشه‌چـین است

سرش بر شـکـوه بـلندای عرش است            اگر چـشـم او از ادب بر زمـین است


چــنـان مــادری بــوده آمــوزگــارش            اگـر که ابالـفـضـل او این‌چـنـین است

خیالش پس از مرگ جمع است زهرا            که گـنـج عـلی نـزد فـردی امین است

به تکـریم او بـاید از جـای برخـاسـت            که او هر کسی نیست، اُمُّ البنین است

: امتیاز
نقد و بررسی

همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، ابن شهرآشوب؛ سلیم بن قیس؛ علامه مجلسی، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی و ... ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸،  مناقب آل ابیطالب ج ۳ ص ۳۶۲، مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۶۰، بحار الأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۲، کبریت احمر۳۷۵، منتهی الآمال ۲۲۷ و  ...) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها وصیت کرد که پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نما لذا ​امیرالمؤمنین عليه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا ابتدا با امامه ازدواج کرد سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود، لذا ازدواج امیرالمؤمنینعليه السّلام با اُمُّ البنین حدوداً ۱۵ سال بعد از شهادت حضرت زهراست که در آن زمان امام مجتبی عليه السّلام ۲۴ و سیدالشهداعليه السّلام ۲۳ سال داشته اند، یعنی آنکه ازدواج کرده و در خانه خود بوده اند، لذا اختلاف سن حضرت عباس عليه السّلام با سیدالشهدا عليه السّلام هم حداقل ۲۳ سال است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

خیالش پس از مرگ جمع است زهرا            که گـنـج عـلی نـزد فـردی امین است

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : عباس جواهری رفیع نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

پس از زهرا نمی‌بینی زنی را این‌چنین باشد            زنی این‌گونه هم‌پـای امیر المؤمنین باشد

قدم بگـذاشت در بیت عـلی فـخر کلابـیه            که مفهوم جدیدی از ادب روی زمین باشد


شده بانوی این خانه ولی چشمی ندید اصلاً            سر یک سفره با اولاد زهرا هم‌نشین باشد

اگر اُمُّ الاسد خوانند او را، این روا باشد            ولی می‌خواست نام او فقط اُمُّ البنین باشد

شجاعت را به فرزندان خود چون شیر می‌داده            که اُمُّ الغیرت و اُمُّ الادب، شیرآفرین باشد

ابالفضلم! همیشه سید و مولا بخوان او را            کسی را که ز نسل رحمةٌ للعـالمین باشد

عـلـمداری که در باران تـیر عـلقمه داده            دو دستش را که دستان خدا در آستین باشد

سـروده چـارپـاره در عـزای کـربـلا اما            هنوز از خیسی چشم عروسش شرمگین باشد

به جای چار فرزندی که در کرببلا داده            بنا شد در کنار چار امامش هم‌نشین باشد

تویی بانو نخستین سفره‌دار داغ عاشورا            که تا محشر قیام کربلا با تو عجین باشد

اگر چه مادرم زهرا نشد اما خدا را شکر            برای من همین بس مادرم اُمُّ البنین باشد

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن حذف شد، همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، ابن شهرآشوب؛ سلیم بن قیس؛ علامه مجلسی، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی و ... ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸،  مناقب آل ابیطالب ج ۳ ص ۳۶۲، مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۶۰، بحار الأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۲، کبریت احمر۳۷۵، منتهی الآمال ۲۲۷ و  ...) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها وصیت کرد که پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نما لذا ​امیرالمؤمنین عليه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا ابتدا با امامه ازدواج کرد سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود، لذا ازدواج امیرالمؤمنینعليه السّلام با اُمُّ البنین حدوداً ۱۵ سال بعد از شهادت حضرت زهراست که در آن زمان امام مجتبی عليه السّلام ۲۴ و سیدالشهداعليه السّلام ۲۳ سال داشته اند، یعنی آنکه ازدواج کرده و در خانه خود بوده اند، لذا اختلاف سن حضرت عباس عليه السّلام با سیدالشهدا عليه السّلام هم حداقل ۲۳ سال است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

شده بانوی این خانه ولی چشمی ندید اصلاً            سر یک سفره با اولاد زهرا هم‌نشین باشد

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : شهریار سنجری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

سـوگـنـد بـه فـرزنـدهای راسـتـیـنـش            گـشتیم و پـیدا نیست در عالم قـرینش

همراه زهرا، مرتضی هم آفرین گفت            بـر دامـن پـاک ابـالـفـضـل‌آفــریـنـش


از نـور حـیدر گـشته روشن آسمانش            از نـور ساقی می‌شود روشن زمینش

او را بخـوان داراتـر از داراتـرین‌ها            ما را بخوان مستضعفِ مستضعفینش

عبـاس بـرده دست بر دامـان این زن            عـالم اگر روزی خورد از آسـتـیـنش

بـیـن تـمـام کُـنـیـه‌هـایی که نـوشـتـنـد            جــان‌هــا فــدای کـنـیـۀ اُمُّ الـبـنـیـنـش

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : حسن زرنقی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

بگیر زیر پَر خود، عزیز دار چو جانت            چهار دسته‌گلی را که پیش توست امانت

که بوده‌ای که علی گفت جای فاطمه باشی؟!            که بوده‌ای تو؟! که پیدا نبوده است کرانت


چه صادقانه شریک غم علی شده بودی            چه عـاشـقـانه شدی مـادر امـام زمـانت

رسیده‌ای به مقامی که راه عرش خدا را            به خشت خشتی از این خانه داده‌اند نشانت

چه خانه‌ای که به هر لحظه در معیت زینب            به روی شانۀ جانت خوش است بار گرانت

حسین را به ابوالفضلِ خود سپردی و رفتند            فـدای حـس غـریب تـو و دلِ نـگـرانـت

چهار فصل بهارت چقدر سبز گذشت و            چقدر سرخ رسـیده چهار فصل خزانت

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای سـفـره‌دار! سـفـرۀ اعیانی‌ات قبول            اُمُّ‌الـشـهـیـد! لـشکـرِ قـربـانـی‌ات قبول

ای مشکِ چشم‌های تو نذرِ لبِ حسین!            ای آسـمان! زیـارتِ بـارانی‌ات قـبـول


گـفـتند از خـسوفِ قـمر، بـاورت نشد            حیران ماهِ عـلـقـمه! حـیرانی‌ات قبول

ای روضه‌خوانِ چار مزارِ خیالی‌ات!            اُمُّ‌ الـبـقـیـع! تـعـزیـه‌گـردانی‌ات قـبـول

چادر به سر کـشیده‌ای و زار می‌زنی            ای کوهی از وقار! پریـشانی‌ات قبول

شـمعِ مـزارِ کـیـستی ای مـادر قـمر؟!            شبگـریـه‌های شامِ غـریبانی‌ات قبول

فریاد داشت سوزِ دَمت رو به دشمنت:            ای امتِ رسول! مـسـلـمـانی‌ات قبول!

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

ای روضه‌خوانِ چار مزارِ خیالی‌ات!            اُمُّ‌ الـبـقـیـع! تـعـزیـه‌گـردانی‌ات قـبـول

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

هر شب رکابِ چشم‌هایش را نگین می‌شد            با برکـۀ او، مـاه وقتی همنـشین می‌شد

می‌خـواست خدمتکـارِ اولادِ عـلی باشد            «ام‌البنین» می‌خواست، «ام‌المؤمنین» می‌شد


از فضلِ مادر بود، شد عباس «ابوفاضل»            باید خدای فضل اباالفضل‌آفـرین می‌شد

هر قطرۀ اشکش که روی خاک می‌افتاد            انگار یک فرزندِ او نقـشِ زمین می‌شد

هر گُل که بویی از حسینش داشت را می‌چید            در باغِ مقتل روضه‌هایش دست‌چین می‌شد

از سنگ‌ها هم چشمه می‌جوشید با آهش            در روضه‌‌هایش دشمنش روضه‌نشین می‌شد

آب از خجالت آب می‌شد پیش اشک او            وقتی که حرف از مشک می‌شد، شرمگین می‌شد

گـفـتـند سَـقـّایت بـلاگـردانِ اصـغـر شد            گفت: «آه عباسم؛ ولی باید همین می‌شد!»

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

از سنگ‌ها هم چشمه می‌جوشید با آهش            در روضه‌‌هایش دشمنش روضه‌نشین می‌شد

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمدحسن بیات‌ لو نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : مثنوی

روشـــنـــاتــر ز آب اُمّ بـنــیـن            بـــانـــوی آفــتـــاب اُمّ بــنــیـن

انــتــخـــاب ابـــوتـــرابــی تـو            افــتــخــار بــنــی کــلابـی تــو


خـانـه‌دار عـلـی پـس از زهـرا            بـی‌قـرار عـلـی پـس از زهــرا

خــانـه‌ات خــانــۀ ولایـت بـود            هـمـسـریِ عــلـی بـرایـت بـود

چـقـَدَر خـوب بـخـت تو وا شد            زنـدگـانــی تـو چـه زیـبــا شـد

قـلب و جـانت شده به نام عـلی            که شـده شـوهـرت امـام عـلـی

بـا حـضــورت بــهــار آوردی            عـطـر زیــبـــای یـــار آوردی

آمــدی بـــوی فــاطــمـــه آمــد            خــنــده روی لـب هــمــه آمــد

تـو بـرای هـمـه عـزیـز شــدی            پـیش زیـنب ولـی کـنـیـز شدی

آسـمـان هـسـتـی و قـمـر داری            درّ و گوهر به روی سر داری

در حـیـا و شـرف قَـدَر هـستی            مــادر چـار تـا پـسـر هــسـتـی

بــه تـــو و مـــادری‌ت ایــوالله            مـادرِ مـهـربـانِ « عــبــدالله »

دلت از عـرش هـم فـراتـر بود            جعفرت؛ در حماسه محشر بود

دامنت مـهـد زهـد و ایمان بود            اثـر پـاکی تو «عـثـمان » بـود

به به از این یقـین و اخلاصت            همه عـالـم فـدای « عـبـاست»

عصمت بی‌نظیر تو عشق است            شوکت شرزه شیر تو عشق است

دانـشِ مـکـتـبـت دلـیــری بـود            خـانه‌ات کهـکـشان شیـری بود

پـسـرانـت اگـر چـه یـل بـودنـد            بـه وفــا و ادب مــثــل بــودنـد

درس مـردی تو یـادشـان دادی            از خودت عشق را نشان دادی

کـربـلا شـور جـلـوه‌گـاه ت بود            نــوبـت جــلــوۀ ســپــاه ت بـود

ادبـت بــود رو سـپـیـدت کــرد            تـا ابـد مــادر شـهـیــدت کــرد

شرف و شمس حق نگینت کو؟            آی ام الـبـنـیـن؛ بـنـیـنـت کــو؟

: امتیاز
نقد و بررسی

همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، علامه مجلسی، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی و ... ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸،  مناقب آل ابیطالب ج ۳ ص ۳۶۲، مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۶۰، بحار الأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۲، کبریت احمر۳۷۵، منتهی الآمال ۲۲۷ و  ...) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها وصیت کرد که پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نما لذا ​امیرالمؤمنین عليه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا ابتدا با امامه ازدواج کرد سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود، لذا ازدواج امیرالمؤمنینعليه السّلام با اُمُّ البنین حدوداً ۱۵ سال بعد از شهادت حضرت زهراست که در آن زمان امام مجتبی عليه السّلام ۲۴ و سیدالشهداعليه السّلام ۲۳ سال داشته اند، یعنی آنکه ازدواج کرده و در خانه خود بوده اند، لذا اختلاف سن حضرت عباس عليه السّلام با سیدالشهدا عليه السّلام هم حداقل ۲۳ سال است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

خـانـه‌دار عـلـی پـس از زهـرا            بـی‌قـرار عـلـی پـس از زهــرا

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : غلامرضا شکوهی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل قالب شعر : ترکیب بند

به خـون دیـده، تـر کن آسـتـین را            بـه یــاد آور حــدیـث راسـتـیـن را

بــبــار از آســمــانِ دیــده بـــاران            اگر گـل‌پـوش می‌خواهی زمین را


به دشت سینه چون تن‌پوش خورشید            بــپـوشـیـم اشـک و آه آتــشـیـن را

بیا روشـن کـنـیم ای دیـده با اشک            چـــراغ خــاطــر اُمّ‌الــبــنــیــن را

همان بانو که حُـسـنـش آفریده‌ست            بـه ذهـن آفــریــنــش آفـــریــن را

بـگـیـر ای عـشـق پـرواز کـلامـی

کـه گــویـم آســتـانـش را سـلامـی

چو شمعی در حریم خانه می‌سوخت            که از هُرمش پر پروانه می‌سوخت

چه داغی داشت در جان کز شرارش            دل هر عاقـل و دیـوانه می‌سوخت

ز حـسـرت از تـنـور سـرخ آهـش            در و دیوار هر کاشانه می‌سوخت

دل و جانش چو بغض سرخ خورشید            ز داغ مـاتـم جـانـانـه مـی‌سـوخـت

بـه یـاد آن کـبـوتـرهـا کـه رفـتـنـد            دل او در قـفـس تـنها نمی‌سـوخت

تـمـام هـیـئـت افـلاک از ایـن درد

نـگـاه ابـر بـود و گـریـه می‌کـرد!

مگر خورشید، آتش در جگر داشت؟            که در دل، زخم‌هایی شعله‌ور داشت

دل سنگ از شرار سینه‌اش سوخت            به قلب صخره هم آهش اثر داشت

پس از کـوچ شهـیدان از دل دشت            چو دریا دامنی از گـریه تر داشت

بـه یــاد دسـت‌هـای سـاقـی عـشـق            ز غم دستی به دل، دستی به سر داشت

نه تنها روز، چون مرغ شباهنگ            سر فـریاد هر شب تا سحر داشت

چو رنگ کاروان کـوچ، صد داغ            به دل آن مادر از هجر پسر داشت

دلــی بــــود و در آن آلالــــۀ‌ درد

چه می‌رُست از نگاهش؟ نالۀ درد

: امتیاز

ربانحال حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها قبل از وفات

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

کسی که غـم به دلش کـرده آشـیانه منم            شـرارِ درد به جـانـش کـشد زبـانـه منم

کسی که در دل دریای غم فتاده و نیست            ره نجـاتـش از این بـحـر بی‌کـرانه منم


کسی که مادر خوشبخت روزگاران است            ولـیـک تـیــر بـلا را بُـوَد نـشـانـه مـنـم

کسی که هـمسریِ با عـلی بُوَد فخـرش            ولیک غم زده بر هـسـتی‌اش زبانه منم

کـسی که سـیـده اُمّ‌الـبـنـیـن بُـوَد نـامـش            ولیک مـانـده از این نـام بی‌نـشـانـه منم

به یـاد قـبر عزیزان خویـشتن هر روز            کسی که سـاخـتـه انـدر بـقـیـع لانه مـنم

شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس            کسی که بار غـریـبی کـشد به شانه منم

کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش            که از شـهـادتـشان خورده تـازیـانه منم

شـنـیده‌ام که جـدا شد دو دسـت عـبـاسم            کسی که دست به سر زد در این میانه منم

غـریبِ دشت بـلا را دریغ مـادر نیست            کسی که گریه بر او کرده مـادرانه منم

دو نـازدانـه ز عـبـاس من به جـا مـانده            کسی که سوخته با این دو شمعِ خانه منم

قلم زده است «مؤید» چو در مصیبت من            کـسی که شافـع او شد به این بهـانه منم

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد رسولی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آسمان بودی و در دامان مهرت ماه بود            قـلـۀ ایـثـار! هر كـوهی كـنارت كاه بود

هـمـسر مـولا شدی اما درون خـانـه‌اش            كـودک زهـرا به چـشـم تو ولـی الله بود


نیـستی زهـرا ولی اینـقـدر می‌دانـیـم كه            مثل او تنهـا عـلی از رتـبـه‌ات آگـاه بود

زود از داغ پـسرهـای رشیدت سوخـتی            آه، عمـر نامت ای اُمُّ البـنـین كـوتاه بود

در كنار چار نقش قبر، كارت روز و شب            آه بود و اشـك بود و اشـك بود و آه بود

با خجالت از رباب آخر وجودت آب شد            تا كه حرف مشك می‌شد اشك تو در راه بود

خواستم وصفی كنم از عشق عباس و حسین            مصرعی كوتاه شد، خورشید محو ماه بود

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

در كنار چار نقش قبر، كارت روز و شب            آه بود و اشـك بود و اشـك بود و آه بود

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : علی ذوالقدر نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مسمط

اُمّ البـنـین شدم که شوم یاور حسین            تا گل بـیـاورم بـشود پـرپـر حـسین

قـصدم نبود اینکه شوم مادر حسین            هـستند دخـتـران علی در بر حسین


هستند مثل مادرشان مضطر حسین

شد شامـلـم دعـای سحـرهای فاطمه            روشن شدم به نور قـمرهای فاطمه

تاج سـر مـنـنـد گـهـرهـای فـاطـمـه            اولاد من کجا و پـسـرهای فـاطـمـه

هستند هر چهـار پـسر نوکر حسین

شـرمـنده‌ام نشد سپـر مجـتـبی شوند            قسمت نبود زودتر از این فدا شوند

حالا بـنـاست راهی دشت بـلا شوند            حتی اگر که تک‌تک‌شان سرجدا شوند

جای گـلایه نیست، فدای سر حسین

جـریـان گـرفـتـه‌اند کـنار ابـوتـراب            از آلِ هـاشـم‌انـد نه قـوم بـنی کلاب

اصلاً نیاز نیست به ترس و به اضطراب            عباس من شده به علمداری انتصاب

او هست یک‌تـنه همۀ لشکـر حسین

عهدی‌ست بین اُمِّ بنین و خدای خود            غیر از رضای دوست نخواهم برای خود

من دل نبسته‌ام به دل بچه‌های خود            اصلاً حسین و زینب و کلثوم جای خود

عباس من فدای علی اصغـر حسین

هرچند او دگر پـسر خویش را ندید            اما غـمین نبود که عباس شد شهـید

دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید:            بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید

خاتم ز قحـط آب، لب انـور حـسین

کارش دگر نـشـسـتن در آفـتاب شد            آب زلال در نــظــر او مــذاب شـد

شـرمـنـدۀ نـگـاه غـریب ربـاب شـد            از اینکه هم‌قبیلۀ شمر است، آب شد

رو می‌گرفت نزد دو تا خواهر حسین

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد غفاری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

میان خاکیِ دنیا، پُر از خلد برین بودن            در اوج آسمان‌ها ماندن اما در زمین بودن

زنی آبی‌تر از دریا، چـراغ خـانۀ مولا            که در طوفان و تاریکی، چنان بودن، چنین بودن


چه حس بی‌نظیری می‌شود در خانه‌ای ساده            دمـادم محـرم راز امیـرالمؤمـنین بودن

بشر را ساحتی تازه به مفهوم ادب دادن            مدام از فاطمه، از کودکانش شرمگین بودن

قمرهایش، پسرهایش، جوانمردان تاریخ‌اند            شگفتا زن که در دنیا چنین مردآفرین بودن

زنی این‌گونه باید بود تا اُم‌البنین گـشتن            خوشا اُم‌ُّالبنین بودن، خوشا اُم‌البنین بودن

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : سیدمحمدمهدی شفیعی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

خودت را از هرآنچه غیر عشق او رها کردی            خودت را نذر او کردی و از عالَم جدا کردی

برای پاسداری از حسینش، بچه‌هایت را            فدا کردی، فدا کردی، فدا کردی، فدا کردی


بشیر از ماه تو گفت و تو از خورشید پرسیدی            ادب را تربیت کردی، ولا را مبتلا کردی

عـلـمدار عـزای زینت دوش نـبی بودی            در آغوش مدینه خـیمۀ ماتم به پا کردی

تو خاک تیره را با اشک چشمانت بها دادی            تو خاک تیره را با اشک چشمانت طلا کردی

نشستی روضه خواندی در دل تاریک قبرستان            زمینِ مرده را با اشک خود دارالشفا کردی

شبیه فاطـمه اشکت چراغ راهِ مردم شد            برای گریه هرجا کربلایی دست و پا کردی

چه مادرها که نور تو چراغ راهشان بوده            چه فصلی در کتاب غیرت و ایثار وا کردی

جهان را خیمۀ شیداییِ اصحاب عاشورا            جهان را مجلس مرثیۀ خـون خدا کردی

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

نشستی روضه خواندی در دل تاریک قبرستان            زمینِ مرده را با اشک خود دارالشفا کردی

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد حسین رحیمیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

او حـضرت خـاتـون عـالـم ما گدایش            شد دستـگـیـر عـالـمی دسـت دعـایش

بـایـد بــگـیــرد چــادر اُمُّ الـبـنـیـن را            هر کس که افـتـاده عـقـب کـربـبلایش


پـیـر و جـوان کـربـلا را داده حـاجت            شـنـبه به شـنـبه سـفـره‌های بی‌ریایش

مـادربـزرگـم بـچـه‌هـایـش را سـپـرده            بر معـجـزات سفـرۀ مشکـل گـشـایش

هر سال می‌گـیـرنـد اجـر نوکـری را            گـریـه کـنـان فـاطـمـیــه در عـزایـش

دار و نـــدار او فــدای کـــربــلا شــد            دار و نــدار کــربــلایــی‌هــا فــدایـش

عــبــاس در دامــان او ربِّ ادب شــد            رحمت به شیر پـاک و شیر با وفایش

این شیر زن با گریه دنیا را به هم ریخت            مروان کشد آه از جگـر با هـای‌هایش

تـازه نـکـن داغ دلـش را ای مــدیـنـه            دیگـر نـزن اُمُّ البـنـین او را صـدایش

ای آسمان خون گریه کن بر غربت او            این پیر زن در علقـمه مانده عصایش

ای کاش او پـیـری زينب را نـمی‌دیـد            شد مرگ، بعد از کـربلا تنها دعـایش

اُمُّ البـنـینِ بی بـنـین را عـاقـبت کشت            داغ حـسین و رأس از پـیکـر جدایش

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای مـادر بهشت تو را غصه‌ها شکست            هر بار بی‌قـراری زینب تو را شکست

بر سر گرفت چادر زهرا؛ سکوت کرد            آهی کشید و بغض لبت بی‌هوا شکست


هر بار یاد فـاطـمه کردی دلت شکست            وقتی دلت شکست، دل مرتضی شکست

ای هـم‌نـفـس‌تـریـنِ عـلـی بعـد فـاطـمـه            قـلبت میان غربت یک ماجـرا شکست

پیـشانی‌ات که گـنبد محراب را شکافت            وقت هـجـوم تـیغ به شیـر خـدا شکست

ده سال پـیـر قـصـۀ اشک حـسن شـدی            از زخم هر زبان که دل مجتبی شکست

وقتی حسین رانده شده از شهر مادریش            بـاید نـوشت حـرمـت آل عـبـا شکـست

عــبــاس شـد ســتــاره دنـبــالــه‌دار تـو            تا کـربـلا رسـید، و در کـربلا شکـست

یک عمر گریه کردی و گفتی فقط حسین            ای مادر بهشت تو را غصه‌ها شکست

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : مربع ترکیب

ای همسر سردار جهـان، مـادر عباس            وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عـباس

در بیت عـلـی آمده! هـمسنگـر عـباس            خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس


اُم‌الــشــهـــدا، فــاطــمــۀ دوم حــیــدر

هـم فـاطـمـۀ دوم و هـم زیـنـب دیـگـر

تو چـشـمۀ فیـض از نـفـس پنج امامی            تو فـاطـمـۀ بـیـت شـه عـرش‌ مـقـامـی

تو هـمـسر تنهـا وصـی خـیـرالانـامـی            تـو مـادر والا گـهــر خـون و قـیـامـی

جـوشـد ادب و فـضـل ز آیـات کلامت

پیـوسته ز هـفـتاد و دو تن باد سلامت

شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد            زینب که بود عصمت داور به تو نازد

تـا روز جـزا آل پـیـمـبـر بـه تـو نـازد            عباس تو در عرصۀ محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان

یک روزه دهد چار پسر در ره جانان؟

ای سوخـته در شعلـۀ مـصباح هـدایت            ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت

خـشنـود ز رفـتـار تـو زهـرای ولایت            جان هـمـه خـوبـان جهـان بـاد فـدایت!

با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی

کـردی به بنـی‌فـاطمـه اظهـار کـنیزی

عون تـو شـده در صف عاشور فدایی            عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی

تا دادن جـان، جـعـفـر تـو بـود ولایـی            عـباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایـی

چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی

گـشتـنـد عزیزان تو هر چار، حـسینی

تـو اُم‌ِّ بـنـیـنـی نــه! تـو اُم‌ُّ الـشـهــدایـی            پیـوسـته به ثاراللَه و از خویش جـدایی

دلـبــاخــتـۀ جــلـوۀ مــصـبـاح هُــدایـی            بیش از پسران گـریه کنِ خون خدایی

ای بوسۀ خورشید به خـاک کف پایت

حق است کند فـاطمه پیـوسـته دعـایت

دادی بـه ره شمـس ولا چـار قـمـر را            دور پسـر فـاطـمـه گـردانـده پـسـر را

در ماتم‌شان ریخته بس اشک بصر را            آتـش زده از گـریـه دل اهـل‌ نـظـر را

از بس که در امواج بـلا یـار حـسینی

بـا داغ پـسـرهـات عــزادار حـسـیـنـی

یک روزه به دل داغ روی داغ تو دیدی            چون فاطمه یا فاطمه از غصه خمیدی

بر گرد همان چار مـزاری که کشیدی            از داغ حسین‌بـن ‌علـی جـامـه دریـدی

با آن کـه دلت خون ز غم چار جوان بود

چشمت به حسین‌بن‌علی اشک‌فشان بود

بـا داغ چـهـار اختــر تـابـنـده جـبـینت            گـفـتـی کــه نخـوانـنـد دگـر ام‌بـنـیـنـت

آتش نـزند کـس به دل زار و حـزینت            ای لـشکـر مـاتم به یسـار و به یـمینت

خون خوردی و نالیدی و از پای فتادی

تـا جـان بـه سـر گـریۀ پیـوسته نهادی

روزی که تو رفتی و جهان غرق عزا بود            تابـوت تـو بر دوش عزیـزان خدا بود

با داغ تو خـون بر جگر اهـل ولا بود            عبـاس تو ای مـادر عبـاس! کجا بود؟

ای کاش که چون عون، کنارت پسری بود

از جعفر و عثمان عزیزت خبری بود

ای قـبلۀ دل تربت بی‌شمـع و چـراغت            ای داغ پس از داغ دوباره روی داغت

ای چارگل خفته به خون، حاصل باغت            باشـد کـه بـیایـم بـه مدیـنه به سراغـت

با آن که شدم زائر بی‌صبر و قـرارت

نگذاشت عـدو گـل بـفـشانم به مزارت

یا فاطمه خـون دلم از دیده روان است            قبر تو عیان است عیان است عیان است

چشم همه بر تربت پاکت نگران است            آن فاطمه قبرش ز چه از خلق نهان است؟

از اشک، مگـر خاک بـقـیع تو بـشویم

آن تـربت پـنهـان شده را بـلکه بجـویم

هرچـند که خـون جـگـرت بود روانـه            دیـگـر بـدنـت دفــن نـگـردیـد شـبـانـه

بر بـازوی و پـهـلـوت نـدیـدنـد نـشـانه            ای کـوه غـم چـار جـوانت روی شـانه

بر «میثم» دل‌ سوخته کن اشک، عنایت

تا خـون دل خـویش کنـد وقف عزایت

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محسن رضوانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی            معمای ادب را با همین ابیات حل کردی

رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو            میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردی


فرستادی به قربانگـاه اسماعـیل‌هایت را            همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی

کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند            تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی

چه شیری داده‌ای شیران خود را که شهادت را            درون کامشان شیرین‌تر از شهد و عسل کردی

رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد            به تیغ اشک خود، اعرابشان را بی‌محل کردی

: امتیاز

زبانحال حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها با فرزندش حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد غفورزاده نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

جز او بقـیع زائر خـلـوت‌نـشین نداشت           در کوچه‌باغ مرثیه‌ها خوشه‌چین نداشت

نـجـوای غـمـگـنـانۀ این مـادر صبـور           تأثـیر، کـمـتر از نـفـس آتـشـین نداشت


جز چشم او که چشمهٔ احساس شد، کسی           یک آسمان ستاره به روی زمین نداشت

با آن‌که خفته بود به خون، باغ لاله‌اش           از شکوه کمترین اثری بر جبین نداشت

بعد از به دل نـشاندن داغ چهـار سـرو           دلـبـسـتـگی به واژهٔ اُم‌الـبـنـیـن نـداشت

می‌گـفت ای دلاور نـسـتوه! ای رشـید!           خورشید نیز صبر و رضا بیش از این نداشت

عـبــاس مـن! کـه لالـهٔ عـبـاسـی مـنـی           ای کاش دل به داغ فراقت یقین نداشت

ای ساقی حرم که عـطش تـشنهٔ تو بود           ساقی به جز تو سلسلهٔ «یا و سین» نداشت

عباس من! شـنـیده‌ام افـتـاده‌ای از اسب           تاب تحمل تو مگر صدر زین نداشت؟

والله، بـعـد زمـزمـهٔ «اِن قـطـعـتـمـوا»           چشم تو اعـتنا به یـسار و یمین نداشت

تا موج نخل‌ها ز حضورت به هم نخورد           دریای غیرت این همه اوج و طنین نداشت

تو، مـاه من نه؛ مـاه بـنی‌هـاشـمی ولی           پیـشـانی بلـنـد تو این قـدر چـین نداشت

وقتی حسین بر سرت آمد، که یک نظر           چـشم تو تـاب دیـدن آن نـازنین نداشت

: امتیاز