-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
زبانحال حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام قبل از شهادت
سکـوتم را شما دیـدید اما بیصدا بودید به سوی قبله اما رویگردان از خدا بودید سراغم آمدید اما چه دیر! آن روز که باید به دادم میرسیدید، آه ای مردم کجا بودید؟! ز غربت با شما میگفتم ای بیدرد دینداران! اگر انـدازۀ این چـاه با من آشـنـا بـودیـد تمام زندگی من میان کوچه روزی سوخت چه میگویم؟! شما خود در میان کوچهها بودید! شما بودید و میدیدید من تنها شدم، آری! همانها که مرا آتش زدند آن شب، شما بودید! شما باشید و این دنیا! علی و یک جهان ماتم شمایی که از اول هم به دنیا مبتلا بودید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
پر است از عطر یاس و نرگس و باران شبستانش شبستانی که میروید بهشت از روح و ریحانش شبستانی مُقَرنَس مَفرشش عرش خداوندی ملائک بر سر سجّاده محو نقش ایوانش و چشمانداز مُلک لمیزل در چار سویش سبز شکفتهست آسمانها در حیات نوربارانش مقدّس معبدی، لاهوتیان را مظهرُ الأسماء قیامت عالمی، پیغمبران نادیده حیرانش جـمالُ اللّه، نـورُ اللّه، وجـهُ اللّه، ستـرُ اللّه حجاب از «قُل هُوَ اللهُ أَحَد» برداشت سلمانش هِیَ السّرُ الخفیّ فی لیلةِالإسرا وَ لاتُدرَک به اسم اعظم مکـنونهاش زنده شهیدانش بیا تسبیح بردایم و تسبیحش به جای آریم که از آیات ربّانیّه سرشار است عرفانش قیامش در دل آتش ظهور سرخ رستاخیز گلستانیست از خون خدا، جانها به قربانش علی تنها علی آئینۀ زهراست ای مردم! خداوندی که بیهمتاست، بیهمتاست قرآنش عـلـی را ایـسـتاده دیـدهام تا دیـدهام تنهـا علی تنها علی حق است و حق برهان برّانش سلامش را تو پاسخ گو، به دیدارش تو در بگشا علی را سایهبانی نیست الّا بیتالأحزانش چه کردی آی سیلاب دلآشوب آشیانش را؟ که غـرق آه میبـیـنم پـریشان پریشانش اگر خاری به او نازکتر از گل گفته، بیپروا بزن ای رعدِ هستیسوز، از بنیان بسوزانش نمیدانم کجا این قصّه را باید به پایان برد؟ اگرچه انتقامی سخت خواهد داد پایانش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
کسی که قاب کرده چهرهاش را حق به سیمایش عبادت میکند هر روز سلمان با تماشایش کسی که در نمازش آنچنان بیخود ز خود میشد که میشد تیر را بیرون کشید آن وقت از پایش علی "ممسوس فی ذات "است، ما که جای خود داریم هزاران مجتهد هم عاجزند از درک معنایش هزاران بار دیگر گر ترک بردارد این خانه یقین دارم نمیآید برون از کعبه همتایش یقیناً زائرش معراج رفته نه حرم، وقتی شکـوه عرش را دیده به ایوان مطلایش کسی را که" سلونی" گفته را باید اطاعت کرد نه آن را که "اقیلونی" نمیافتد ز لبهایش خدا لعنت کند هر کس که خورده حق مولا را خدا لعنت کند هر کس که تکیه کرده بر جایش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
آمد خبر، ولی چه خبر؟! سخت ناگوار رفت از شنـیدنش ز دلم طاقت و قرار باور نمیکـنـیم، مگـر میشود؟! مـباد دل خون شد از خبر که خبر بود گریهدار "دلدار رفت و دیده به حیرت دچار شد" دلدار رفت و شد به عزایش دلم دچار آمد خـبـر که "قـائـد امّـت، شهـید شد" سـید عـلـیِ خـامـنـهای، آن بـزرگـوار آن رهـبر عزیز که یک عـمر ایـستاد قد خـم نکرد هیچ ز غـمهـای بیشمار بیعـت نکـرد هـیچ زمـان با یـزیـدیـان آن رهـبر حـسـیـنی و آن حـیدریتـبار مثل حـسـیـن، روز دهـم او شـهـید شد وقت شهادتش چو عـلی بود روزهدار آتـش بـه سـیــنـهایـم ولـی ایـسـتـادهایـم آتشفـشان به سینه و چون کـوه استوار آتش گـرفـتـهایـم از این داغ جـانگـداز هــسـتـیـم داغــدار ولـیـکـن امـیــدوار هـسـتـیـم داغــدار امــامِ شـهــیــدمــان امّا نـمـیشـویم به سـسـتـیِ غـم دچـار هـسـتـیـم داغــدار ولـی بـاز مـیرویـم بی واهمه به معـرکه صدها هزار بار تا کار دشـمنان نرسد تا خود شکـست پـا پـس نمیکـشـیـم ز مـیـدان کـارزار پا پس نمیکشیم، که در دستهای ماست امـروز یـادگـار عـلـی تـیـغ ذوالـفـقـار پا پـس نـمیکـشـیم مگـر که درآوریـم از دودمان دشمن خونخوار خود، دمار ایران که نیست خطۀ بیروت و سوریه ما را هراس نیست ز باروت و انفجار از دشـمنان چه ترس که ما ایـستادهایم از بادها چه باک به این نخل ریشهدار این پرچم سه رنگ نمیافـتد از شکوه این پرچم سه رنگ نمیافـتد از وقـار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
خبـر رسـیـد که نـاگـاه بیخـبـر رفـتـی تو ای کبوتر زخمی، شکـستهپـر رفتی اگرچه در دل مـا تـا الـی الابـد هـسـتی عزیز اهـل نـظـر! زود از نظـر رفـتی گمان کنم که همین دفعه بود فرصت شد که خانـوادگی ایـنبـار در سـفـر رفـتی فرار در منـش شیـعـۀ عـلی ننگ است همیـشه و هـمهجا در دل خـطـر رفـتی تو استخـوان به گـلو داشتی ز نا اهـلان تو مقـتدات علی بود، خـونجگـر رفتی به شوق دیـدن جـدت حـسیـن روز دهم زبان روزه لب خشک و چشم تر رفتی تو کـاشـتی به دلـم نخـل اسـتـقـامـت را عجب به بار نشستی! چه پُرثمر رفتی! تمام زنـدگیات را شهـید زیـستـه بودی تو زنده بودی و هستی و زندهتر رفتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
گفـتم دلِ شکـسـته امان میدهد، نداد پلک ترم به طبع تـوان میدهد، نداد گـفـتم نرفـته است، میآیـد دوباره او از راه دور، دست تکان میدهد؛ نداد گفـتند گاهِ جـنگ، نهان میشود، نشد گـفـتند تن به نقل مکان میدهد، نداد دشمن خیال کرد علی را تـرور کـند داغش به طرح فتنه زمان میدهد، نداد دشمن خیال کرد که پژمرده میشویم خون شهـید بوی خزان میدهد، نداد دشمن خیال کرد علی رفت و مجتبی در پیشگـاه حـادثه جان میدهد، نداد مردم! قسم به پیر شهیدان که غیر او هرکس که گفت راه نشان میدهم نداد میخـواسـتم که قـافـیه را بیـشتر کنم پنـداشتم که گـریه امـان میدهد، نداد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
گره به کار بیفـتد، گرهگشا حسن است ابوتراب چو گنج است و کیمیا حسن است کسی که سفرۀ شاهانهاش به چـشم آمد کسی که پُر شده دور و برش گدا حسن است مـیان خـلـق غـریـبـم ولـی خـبـر دارم برای خسته و درمانده آشنا حسن است سـفـارشِ پــدرم بــوده از هـمــان اول که ذکرِ روی لبم موقعِ بلا حسن است زمانِ کودکیام مـادرم به گوشم خواند امـامِ دومِ ما بچـهشـیـعـهها حسن است بقیع، روضۀ در خلوت امام رضاست مرادِ پـنجـره فـولاد از شفا حسن است دلیـلِ حـفـظِ وطـن در وصـیـتِ شـهـدا به خون سرخ و به سربندِ سبزِ یاحسن است علم به دست گرفت و جهان تماشا کرد برای حـیدرِ کرار جانفـدا حسن است وقار در سخـنـش انـسجـام زیباییست که حُسن یوسف و حُسن ختام با حسن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
گل میکند لـبخـند تو مهـمان که میآید باز است آغوش تو سرگردان که میآید لبریز برکت میشود هر خاک بیحاصل از چـشـمهـایت نـمنـم بـاران که میآید حـتی خـدا مـحـو تـمـاشـای تو میماند از خانۀ تو صوت اَلـرّحمان که میآید مثل تنورت گرم دلهای یتـیـمان است از کـیـسۀ خـیرات عطر نان که میآید حاجات من بیخواستن عمری اجابت شد چـشمانـتـظارم بر لبـانم جان که میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
بـاغ دل بـتـول و عـلـی را ثـمر حـسن دُر زینب است و لعل حسین و گهر حسن شاه جهان علیست چه شاهی که بهر او شد عرش حق اریکه و شد تاج سر حسن در مدح مرتضی چه بگویم کزان تبار دختر شدهست زینب کبرا، پسر حسن! گردون طواف خانۀ زهرا کند که گشت ماه شبش حسین و به شامش سحر حسن بر منـتجـب چه نام نـهـم غیر مجـتـبی آن شاه حسن را چه بخوانم مگر حسن ورد زبـان عـالـمـیـان نـام احـمد است ورد زبان حـضرت خـیرالـبـشر حسن جـانم به اهـل بیت نـبـی! هر چـهـارده اهل کـرامـتانـد ولـی بـیـشـتـر حـسن صحرا به یک اشاره شود حجرۀ طلا! باری کند ز لطف به خاک ار نظر حسن هر روز کوچه کوچه پی سائلان روان هر شب به کوچههای فلک رهگذر حسن انـدوهـگـیـن مـاتـم فـرق عـلی حـسین اندوهـگـین روضۀ دیـوار و در حـسن آید صدای فـاطـمه بر گـوش قـدسـیـان ای بی کفن حسین؛ الا خون جگر حسن! لعنت به هرکه خوار و ذلیلت شمرده است کوری چشمشان به توأم مفـتخر حسن یا ایهـاالـعـزیز! تو عـزّت عـطا کـنی! هرکس که شد گدای تو شد معتبر حسن جـان مرا خـدای کـند خشت صحن تو لطفی! که این دعا بشود "کارگر" حسن از من سـلام سوی خـداونـدگـار حُسن من کـیـسـتم؟؟ سلام خـداونـد بر حسن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
میشناسد چون گدا را از خودش بهتر کریم پیش خود دارد همیشه کیسهای از زر کریم در تمام شهر، لطفش سفرهداری میکند شعبه دارد بر سر هرکوچه و معبر کریم نه بگویی بخشش او شامل هر آشناست! به غریبه بیشتر دادهست بال و پَر کریم بسکه بر روی گدایان باز بوده روز و شب گوئیا اصلا ندارد خانهاش هم "در" کریم سائل از این خانه دستِ پُر به منزل میرود بینیازش میکند از هر کسِ دیگر کریم "با کریمان کارها دشوار نه دشوار نیست" کار ما بیچـارهها افـتاده امشب بر کـریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
قلم چو کوه دماوند سخت و سنگینبار ورق کـبوتـر آتـش گـرفـتـهای تـبدار زمانِ از تو نـوشـتن ورق کـند پـرواز زمانِ از تو سـرودن قـلـم شـود الـوار زبان به مدح تو واکردن آنچنان سخت است که بین جمع کند یل به ضعف خود اقرار تو آنچنان که تویی روبروی آینه باش نه در مقابل این پای تا به سر زنگـار کرامت تو به هر بیت، بیت خواهد داد مراست در پی هر یک، هزار استغفار روایـتیست شریف از کـتاب القـطـره که قطرهایست ز دریا و وصف توست بحار که بَر نِشاند تو را جای خویش بر منبر امیر قـصـر کـلام و عـمـارت گـفـتـار امام خـطـبه طلب کرد خطبهای از تو ولیِّ راز طلـب کرد سِـرّی از اسـرار تو بر بـلـندی کـوه تـواضـع و تـسـلـیم شبیه فاطمه در مشی و قول و حلم و وقار کسی نـدیـده چـنـین مـاهـتاب بر منـبر کسی نـدیـده چـنـین آفـتـاب در انـظـار زبان به خطبه گشودی و مرتضی مدهوش شبیه عـاشق و معـشـوق لحـظۀ دیـدار پس از ثنای الهی و نعـت مصطـفـوی چه گوید آنکه علی راست تاج ایل و تبار؟ علیست باب الهی علیست حصن حصین علیست پرسش اول علیست آخر کار موالیان عـلی مـؤمنانـد و گـوهـرقـدر و منـکـران عـلی کـافـرند و بیمقـدار چنان مـدیح عـلی از زبان پـاک حسن نشست بر دل کـروبـیـان عـرشسـوار که مرتضی به تو بر زد صلا: «بِنَفسی اَنت» فدای لـفـظ تو جـان نـبی بـگـیـر قـرار فدای تو پدر و مـادرم که فـضل تو را هزار لوح و مُجَـلـّد نـیـاورد به شـمار ثنای حُسن تو گفتن بهشت شاعرهاست ثنای حُسن تو گـفـتهست حـیـدر کـرار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
همیشه نـور زلالش در آسمان خداست حسن غریبترین مرد در جهان خداست و بـعـد «اَشــهــَدُ اَنَّ عَــلـی ولـیُ الله» که بانگ «اَشهَدُ انَّ حسن»، اذان خداست فـدای غـربت آن پـیـشـوای مظـلـومی که درد بی کسیاش اوج امتحان خداست مرا به حج چه نیازیست تا حسن دارم که روی ماه حسن کعـبۀ عیان خداست چهار قـبر غـریب و بـهـشت خاکی آن مکان عـرشی دفـن ستـارگـان خداست نــدیــدهام احــدی را کــریــمتــر از او از او که واسطـۀ فـیض آستان خداست قسم به صلح حماسیتر از هزاران جنگ حسن، حسینترین مرد قهرمان خداست «تـوان واژه کـجـا و مـدیـح گـفتن او» که وصف جلوۀ این ماه در توان خداست هـمـیـشه هست «یَـدُاللهِ فَـوقَ اَیـدیـهـِم» و او ادامـۀ دسـتـانِ مـهـربـانِ خـداست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
به واژههای کریم و کَرَم، تو جان دادی به هر که نانِ شَبَش را نداشت، نان دادی چقدر، مـاه و سـتـاره از آسـمـان افـتاد هر آن زمان که عبا را کمی تکان دادی بزرگ و کوچک و پیر و جوان و دشمن و دوست به هر که از تو امان خواسته، امان دادی تو بـا تـمـامِ تـوانـت، شـبـیــهِ بـابــایـت به دستِ بستۀ هر نا تـوان، توان دادی پیامِ صلحِ تو جز جنگِ نرم چیزی نیست تو جنگهای نـوین را نـشانِـمان دادی مـیـانِ مـعــرکـۀ کــربــلا بـه راهِ خــدا خودت اگر چه نبودی ولی جوان دادی هـمیـشه ریـزهخـورِ سـفـرۀ شـما بودیم همیشه سهمِ خودت را به این و آن دادی کریم بوده و هستی، کریم خواهی ماند کـریم بـودنِ خود را به ما نـشان دادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
وقـتی بسـاطِ مـستیمـان جـور میشود نـامِ تو سـبـز میشود انـگـور میشـود «حا»ی حسن حلاوتِ حلوایی از بهشت «سین»اش میان سفرۀ ما سور میشود ما بینوا و نان و نوا «نونِ» نام توست با گفتن از تو نان و نمک نور میشود نامت ستارهایست که با هر طلوعِ آن چـشم حـسـودهای دمـت کـور میشود وقـتی هجاهجا به تو نـزدیک میشویم بـیـچـارگـی قــدمبـهقــدم دور مـیشـود نـام تـو را ادامـۀ کــوثــر نـوشــتـهانـد از روی «حا»ی حضرت حیدر نوشتهاند شد آبـروی دفـترِ ما «حاوسـینونون» شعرآیهای مُقَـطّعه با «حاوسینونون» سرمشقهای دَمزده از «عینو لامو یا» راه سـلـوکِ ما شده تا حـاوسـیـنونون خـوانـدیـم اسـمِ اعـظـمِ پــروردگـار را با یا هجاهجای تو؛ «یا حاوسینونون» دیـدیـم بر کـلـیـدِ مـفـاتـیـحِ مـسـتـجـاب منقوش بود جای دعا «حاوسینونون» لکـنت نـوشـتهایم، که با آن صـدا زدیم شعرِ بلندِ نامِ تو را «حاوسـینونون»! گُـنگـیم در نوشـتن از اوصـافِ نامِ تو ایـن شـعـرهـای لال کـجـا و مـقـام تو! ما سـائـلانِ دسـت به دامـان گـرفـتهایم سخت است زندگی؛ ولی آسان گرفتهایم ما خـاکـسـارهـای تو در هر تـیـمـّمـت کـشکـول، زیر نـمنـمِ بـاران گـرفـتهایم رزقت زیاد و ریزهخوریهای ما کم است از نـانخـورانِ خـانـۀ تو نان گرفتهایم مـا از جُـذامـیـان سـرِ راهـت از قـدیـم مـعـنـا بـرای واژۀ درمـان گـرفـتـهایـم وقـتِ سـلـوک، از نـفـسِ ذاکــران تــو ذکرِ «حسینجان» و «حسنجان» گرفتهایم وقتی دو نعمت است دَمِ هر نفس زدن بـاید حـسـیـن دَم شـود و بـازدم حـسـن ای واژۀ سکوتِ پُر از حرف؛ امام صبر! ای آنکه ریخـتـند به کام تو جام صبر! با پِی کـنـندۀ شتـرسـتـان چه کردهاند؟! ای ذوالـفـقـارِ زخـمی دامِ نـیـام صبـر! وقـتـی نـمـازِ ذکـر عـلی در قعـود بود بـرپـا نـگـاه داشـتـیاش با قـیـام صبـر حافظ سکوتِ سرخِ تو را یک جگر گریست تا گفت: «سنگ، لعل شود در مقام صبر» باید نوشت مـقـتـلی از روضۀ سکوت با نام گـریهدارِ «امـامی به نام صبر» ای صـبـرِ تـو، تـجـلـّی پـیـکـارِ کربلا بـایـد تـو را نـوشـت جـلـودارِ کــربـلا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
شد به لطف تو مهـیا بار عامی اینچنین خوش بهحال شیعه که دارد امامی اینچنین عقل اگر در شکل مردی بود میشد مجتبی گفت پیغمبر به توصیفت کلامی اینچنین روی پای مرتضی و روی دوش مصطفی ای به قربان تو و شأن و مقامی اینچنین بذل و بخشش کردهای دارایی خود را سه بار نیست در حد کسی جز تو مرامی اینچنین محـو روی مـاه تو یا سفـرۀ احـسان تو در تحیّر مـانده چـشمان جذامی اینچنین در جواب ناسزا لطف و محبت کردهای در مـرام توست تـنهـا انتـقـامی اینچنین غنچههای صلح تو در کربلا گل میکنند گشت تـدبـیـر تو آغـاز قـیـامـی اینچنین لذتی بـالاتـر از دیـدار روی یـار نیست کاش سهم ما شود حُسن ختامی اینچنین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
به دستهای کریمت کرم بدهکار است برای گـفـتن مدحـت قـلـم بدهکار است در احـتـرام تو باید چه گـفـت حـیـرانم که لفظ پیش تو ای محترم بدهکار است به محـضرت نرسیده گرفت حاجت را گدا به جود تو چندین قدم بدهکار است شکـوه خـاتـم تو ذکر حـسـبی الله است به این عبودیتت کعبه هم بدهکار است چـهـار وارث خود را به کـربـلا دادی چهار شعر به تو محـتشم بدهکار است غریب هستی و دنیا چقدر شرمنده است که پای مرقد تو یک حرم بدهکار است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
به گوشِ هرچه آزادهست، تا آخر صدایش هست خودش پرواز کرده، پشتِ این کشور دعایش هست پدر بود و عزیز و رهبر و حامیِّ این مردم اگرچه رفته او از پیشِ ما، اما خدایش هست میانِ آسِمانها رفت و جایَش بین ما خالیست میانِ ما زمـینیها نـوای ربنـایش هست مسیرِ عشق را پیمود و اکنون پیشِ ارباب است در این راهِ سراسر نور، اما ردِّ پایش هست فراقش آتشی انداخته در جان، ولیکن او به سوی دوستانش رفت، آنجایی که جایَش هست عزیزِ ملتِ ما، مقتدایش مهدیِ زهراست اگرچه ظاهراً رفتهست اما مقتدایش هست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
ناگهان بوی بـلا در همۀ دشت وزید نفس سرد خزان بر سحر خاک خزید خوشهها یک به یک از شاخۀ تاک افتادند برگها سجدهکنان باز به خاک افتادند موجی از رود سحر از شب این دشت گذشت مثل هر شب، شب او در تب این دشت گذشت آن شب امواج نگاهش به تلاطم افتاد مرگ را دید و شهادت به تبسم افتاد خبر آمد سحر از غصه نجاتش دادند و در آن ظلمت شب، آب حیاتش دادند خضر ما رفت بیارد خبر از آب حیات رفت هنگام سحر در پی اکسیر نجات جلوۀ لطف خدا بود و نگاهش باقیست مژدۀ روشن صبح است و پگاهش باقیست ماند او، شعر سرافرازی ما را خواند و... رفت او، سرّ «لِیَستَنقِذَ...» را فهماند و... آی صاحبنفسان مژدۀ صبح آمده است چه کسی خیمۀ دیدار برایش زده است؟ از نهـانخـانۀ رخـوت بهدر آئید همه نـشنـیـدیـد؟ خـبرهـاست! برآئـید همه وعدۀ نور همینجاست، درست این ارض است چون اَنَس خیمه زدن بر سر راهش فرض است غافل از دشمن، سردرگم، حیران نشوید گردنافراختهگان! سر به گریبان نشوید ظاهراً رفت ولی باطن آن ماندنهاست سورۀ عصر برای همگان خواندنهاست در شب معرکه ماند و به خطر پشت نکرد در تب معرکه ماند و به خطر پشت نکرد رفت تا اینکه بفهـمیم که در رفتنها آتشی هست و بلایی به سر دشمنها رفت تا بلکه بفهمیم که وقت خطر است مرگ در سایۀ شمشیر برازندهتر است رفـت تا آمـدنی را هـمهجـا جار زند نشتر صبح به هر خـفتۀ بیعـار زند گـفـت بـیـدار بـمـانـیـد! کـسی میآیـد آیــۀ نــور بـخـوانـیـد! کـسی مـیآیـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
اگرچه رفتی و از عاشقان نگاه گرفتی چه رزقِ ماهی از این لحظههای ماه گرفتی چگونه تا شب قدر این دعا دوام بیارد؟ و خیرِ عاقبتت را از «افتتاح» گرفتی پناهِ زیرِ زمین شأن بزدلان زمین است بلنـدعـزمی و در آسـمان پـناه گـرفـتی دوباره بر همۀ هجـمههای تفـرقـهافکن به یک خطابۀ خون، بیکلام، راه گرفتی برای عـزت این خاک هیچ کم ننهادی و خون کودک یکساله را گواه گرفتی دقـیق نیّتَت این بود، اینکه زنده بمانی شـهـادتِ ازلـی را پـنـاهـگـاه گـرفـتـی عبای زخمی تو مانده تا به مرگ بگوید که: مردگان دگـرانند... اشتباه گرفتی!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چه با قلب من کرد؛ غم بعدِ تو چه مرگم شده؟ زندهام بعدِ تو چه باید سرود و چه باید نوشت؟ که خشک است بغضِ قلم بعدِ تو علـمـدارِ جـانـبازِ حالا شهـید! چه خون شد خیالِ حرم بعدِ تو وفـادارِ عـهـد تـوأم؛ با سـرم، که پـائـیـن نیایـد عـلـم بعدِ تو تو لطفی! تو مِهری! تویی دوستی حلال است خـونِ ستم بعدِ تو زمین کوهی از لاشۀ گرگها ببـیـنـد به خـود دمبهدم بعدِ تو نشان داد دسـتت به ما راه را نـشد مـرد این راه کـم بعد تو امـامِ تـو این روزهـا میزنـد حـوالـی کـعـبـه قـدم بـعـد تـو نشان بود قتلِ تو اِی نفْس پاک مـیآیـد امــامِ حــرم بـعـد تـو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
خبر تلخ و خبر داغ و خبر سخت است و سنگین است خبرها آهِ دلتنگی، خبرها اشک خونین است خبر را کوههای شانههامان بر نمیتابند خبر بغض است اما نه، خبر سنگینتر از این است خبر را مادران با ضجه میخوانند هر گوشه خبر در جان ما هر لحظه الرحمن و یاسین است شهادت را طلب کردی و قلب عاشقان لرزید نفهمیدیم اما تو دعـایت عـین آمین است تو را گفتند در زیرِ زمینی و تو میگفتی مگر خون من از این مردم آزاده رنگین است؟! پناه دردهـای مـردم غــم دیـدهات بـودی پناه هر چه محروم و پناه هر چه مسکین است پس از هر ماتمی تسکین قلب ما شما بودید پس از تو قلب مردم را در این ماتم که تسکین است؟! اگرچه رفتنت تلخ است در صبح ظهور اما کنار یار بر میگردی و آن لحظه شیرین است
: امتیاز
|
























