کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : وحید قاسمی     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن     قالب شعر : غزل    

وقـتی از داغِ جـوان‌مـرگ خـبر می‌آید            گـاهی از دیـدۀ تـر خـونِ جـگـر می‌آید

دارد از طوس به بغداد گریبان صدچاک            پــدری بــر سـر بـالـیـن پــسـر مـی‌آیـد


ناخودآگاه دلم رفت چرا کـرب و بـلا؟!            اربـاً ‌اربـا شـده‌ای پـیـش نـظـر مـی‌آیـد

اُم رذل است، نگوئید که اُم الفضل است            لقـب جـعـده به این زن چـقـدر می‌آیـد!

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

این چنین هلهله کردن وسط اشکِ امام            فـقـط از طـایـفـۀ حـرمـلـه بـر مـی‌آیـد!

آب را پیش نگاهش به زمین ریخت و رفت            عمر ما پای همین روضه به سر می‌آید

مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : مهدی جهاندار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

جواد آنکه به نزدش سخا و جود گداست            جواد آنکه خدا نیست، خنده‌های خداست

جواد آنکه هم از کودکی امام شده است            شبیه حضرت عیسی و حضرت یحیاست


جـواد آنـکه کـریـم بن هـفـت اقـیـانـوس            جواد آنکه جـواد بن هـشتـمـین دریاست

جــواد آنـکـه جـواب تــمـام پـرسـش‌هـا            جـواد آنـکـه امــام تـمـام بــاران‌هـاسـت

جواد آنکه به دل بردن از پـدر مشهـور            جـواد آنکـه عـلـی‌اکـبـر امـام رضـاست

جواد آنکه پـدر از پـسر غـریب‌تر است            یکی به غربت مشهد، یکی به سامرّاست

جواد آنکه به لب‌های تشنه جان داده است            جـواد آنکه پر از کلّ یوم عـاشـوراست

دلـم شکـسته ولی پر تـلاطم است هنوز            که "عشق" فاصلۀ کاظمین کرب و بلاست

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

کارم به لـطـف تو به گـدایی نـمی‌رسد            بی‌تـو گـدا به نـان و نـوایـی نـمی‌رسد

وصف تو در خیال نمی‌گنجد ای بزرگ            تـنهـا مـقـام تـو بـه خـدایـی نـمـی‌رسـد


حال و هوای نوکرتان رو به راه نیست            از سـمت کـاظـمـین هـوایی نمی‌رسد؟

نه دِعـبـِلـم، نه حِـمـیَری‌ام، نه فَـرَزدَقَم            بیچـاره‌ام... به من که ردایی نمی‌رسد

ابن الرضای من! به خدا دوست دارمت            جز این صدا ز سینه صدایی نمی‌رسد

چـشـمـم به راه تـوست، دم مـردنـم بیا            جـانم به لـب اگر تو نـیـایـی؛ نمی‌رسد

آه ای جـوان شهـر! چه کـردند با دلت            آه از جـگـر نکـش که دوایی نمی‌رسد

شکر خدا به مـوی تو دسـتی نمی‌رسد            شکـر خـدا به حـنـجـره پـایی نمی‌رسد

شکر خدا که دست به پیراهنت نخورد            اصلاً کسی به عـقـده‌گـشـایی نمی‌رسد

شـکـر خـدا اگـر چه جـوانی ولی دگر            جسمت به خیمه روی عبایی نمی‌رسد

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

گـم شد مـیـان هـلـهـلـه‌ها نـالـه‌هـای تو            نـالـه نـزن، صـدات به جایی نمی‌رسد

کف می‌زنند دور و بر حجره‌ات؛ کسی            ایـنجـا بـرای نـوحـه‌سـرایی نـمی‌رسـد

مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : فائزه زرافشان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

منم که باب نیازم، تویی که باب مرادی            چه خوش مقام عطایی! چه خوش امام جوادی!

منم نداری مـطلـق، تویی کـرامت بی‌حد            که آنچه خواسته بودم تو جز به لطف ندادی


چکامه‌ها همه حیران، میان اول و پایان            پدر که شمس شموس و پسر که حضرت هادی

تو روشـنـای زمـیـنی، تو آفـتـاب‌تـرینی            که در شـبـاشب عـالـم بنای نـور نهادی

بمیرم و نـسرایم، شکـست قـامت نخـلت            بمـیرم و ننـویسم که سر به خاک نهادی

دواتْ خون جگر شد برای مَقطع شعرت            چه سازم و چه سُرایم، نمانده عرض زیادی

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

غریبْ پیکر پاکت سه‌روز روی زمین بود            نـبـود نــوحـه‌سـرایـی، نـدا نـداد مـنـادی

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : علی ذوالقدر نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

هـزار نـقـشـه کـشـیـدیـد دام بـگـذارید            عـزیـز فـاطـمـه را تـشنه‌کـام بگذارید

همان عـزیز که بعد از نـوشتن نامش            مـوظـفـیــد عـلـیـه الـسـلام بـگـذاریــد


همان کسی‌که در این شهر آبرودار است            رواست سر به قـدومش مدام بگذارید

همان که بی کـرم او میان سفـره خود            مـحـال بود کـمـی هم طـعـام بگـذارید

همان که قبله عرش است و رو به او باید            قـدم به نـیـت بـیـت الـحـرام بـگـذارید

فدای جد غریبش که نیمه‌جان می‌گفت            به جسم من عوض خیمه گام بگذارید

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

مـیـان خـانه او نـیـست جـای رقـاصه            حـیـا کـنـیـد بـه او احـتـرام بـگـذاریـد

بد است پـیـکـر او را کـنـیـزها بـبرند            برای او دو سه تـایی غـلام بـگـذارید

میان قـعـر جـهـنـم بسوزد آنکه سـپرد            جـنـازه را به روی پشت بـام بگذارید

پـیـام آمـدن این کـبـوتـران ایـن اسـت            که احـتـرام بـه جـسـم امـام بـگـذاریـد

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : سعید توفیقی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : مسمط

خـدای جـود بده لـقـمـه‌ای ز نانت را            تـفـضّـلـی بـنــمـا خـاک آسـتـانـت را
بکش به روی سرم دست مهربانت را            اجـازتی بده مـداح روضه‌خـوانت را


که باز شرح دهـم درد بیـکـرانت را

ز اشک روضه ز تو نورعین می‌خواهم            دوباره زمـزمـه یا حـسـین می‌خواهم
میان سینه‌زنی شور و شین می‌خواهم            شب شهـادت تو کـاظـمـین می‌خواهم

که خـادمی بـکـنم خـیـل زائـرانت را

قلم نوشت ز نو؛ کـربلای دیگر خود            شروع کرد سـتم جـنگ نابرابر خود
گرفت آتش و سوزاند خشک با تر خود            دوباره فتنه یک زن کشید خنجر خود

دریـد با جگـرت قـلـب دوسـتـانت را

ز پـا فـتـادی و افـتـاد با تو سـاغـرها            ز سوز حنجرت آتش گرفت حنجرها
گره ز کار تو شد باز و بسته شد درها            چه شد زبان فـصیحـت امـام منـبرها

چگـونه شرح دهـم لکـنت زبـانت را

چه شد که با غم و با غصه هم مسیر شدی            میان این همه درد و محن اسیر شدی
زدند چشم تو را؛ بسکه چشمگیر شدی            جـوان ضامن آهو چه زود پیر شدی

بهـار من چه کنم این همه خزانت را

به سر زنان ز جنان فاطمه برون آمد            وَ در کـنار تو با روی لالـه‌گـون آمد
ز
لرزه‌های تنت عرش بی‌سکون آمد            ز بسکه پنجه کشیدی به خاک؛ خون آمد

بگو چه چاره کنم روی ارغوانت را

ستون عـرش خداوند! کم تزلـزل کن            میان آتش نمـرود؛ بشکـف و گل کن
به کام تشنه به
خشکیده لب توسل کن            تو را به خاطر زهرا کمی تحمل کن

اگر چه زهـر گـرفـتـه همه توانت را

طـبـیب عـالـمی و بـی‌طـبـیب افتادی            به سمت قبله به حالی عجـیب افتادی
به روی خاک چو خـدّ التریب افتادی            شـبـیـه جـدّ غـریـبت غـریب افـتـادی

نداد آب کـسی کام روضه‌خـوانت را

زمیـنـیـان؛ ز تو با آه جـانـفـزا گـفتند            و تـسلیت به شهـنـشاه اِرتـضا گـفـتند
فرشته‌ها ز
غمت یا رضا رضا گفتند            کبوتران همه حیَّ عـلی العـزا گـفـتند

که سوخت آتش آن مغز استخوانت را

: امتیاز
نقد و بررسی

چند بند از این شعر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر کلاً حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : مجتبی روشن روان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

افـتـاده بود تـشـنـه‌لـب و آه می‌کـشـید            فـریاد بی‌کـسـیش به جـائی نمی‌رسید

او رحـمت رحـیـم، جـواد الائـمّه بود            می‌داد از کـرامـت خود بر همه امید


من درک کرده‌ام خودم این نکته را که هست            نـام جــواد بـر هـمـۀ قـفـل‌هــا کـلـیـد

دریای جود و عاطفه و ناجی غریب            قبله؛ مراد؛ شهره به مِهر است و من مرید

برشانه داشت بـار غـم غـربـتی قدیم            روی لـبـش تـرانـۀ یـاحی و یاشـهـید

مجموعه‌ای ز مقتل اولاد فاطمه است            پس روضه‌هاش می‌طلبد گـریۀ شدید

باید به پای روضۀ این سرور صبور            سر را شکست... گریبان ز غم درید

شرمنده‌ام ز حضرت زهرا از این کلام            آنقدر ناله زد ز عـطش تا نفـس برید

سر را گذاشت گوشۀ حجره به روی خاک            گریان به سمت قبله غریبانه پَر کشید

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

کـف مـی‌زدنـد بـا نــفـس آتـشـیـن او            چـندین کـنـیـزِ پـسـتِ زنـازادۀ پـلـیـد

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : محمدرئوف رحمانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

مـشـتـاق روی مـاه جــوادالائـمـه‌ایـم            محـتـاج یـک نـگـاه جـوادالائـمـه‌ایـم

باب‌الجـواد شـاهـد این ادعای ماست            عـمـری‌ست در پـنـاه جـوادالائـمه‌ایم


«راهی‌ست راه عشق که هیچش کناره نیست»            مـا رهــروان راه جــوادالائـمــه‌ایــم

از کـاظـمـین راهی کـرب‌وبـلا شدیم            ما شـیـعـیـان، سـپـاه جـوادالائـمـه‌ایم

داغ عطش چه با دل لب‌تشنه می‌کند؟            دلــخــون هُــرم آه جــوادالائـمــه‌ایـم

در بین حجره؟ در دل گودال؟ پشت در؟            حـیــران قـتــلـگـاه جــوادالائـمــه‌ایـم

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد مطیع ها نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

ناگـزیـر است بـال و پـر بزند            یا که بر خاک حجره سر بزند

سوز زهری که کرده بی‌تابش            دائـمـا شـعـلـه بر جـگـر بـزند


نـالـه‌اش را کـسی نمی‌ شـنـوند            غـربتش روضه را شرر بزند

روضۀ باز، حجره بسته است            از عـطـش آه شـعـلـه‌ور بـزند

روضه یعنی‌که همسری بی‌رحم            جای رفـع عـطـش تَـشـر بزند

در عـزای جـوان، جـوان بـاید            از غـمـش نـالـه بـیـشـتـر بزند

به عـلـی اکـبـرِ حـسـیـن قـسـم            که جـوان داغ بـر جـگـر بزند

روضه یعـنی که لشگـرِ نـیـزه            ضربـه‌ها را به یک نفـر بزند

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : مرضیه عاطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

همسرش با مهربانی‌هایِ او سازش نداشت            لحظه‌ای حتی میان خانه آرامش نداشت

بُرده بود ارث از پدر یک رأفتِ دلخواه را            حیفِ آن قلبی که ایمن بود و آلایش نداشت


در جـوانـی پـیـر شد آقا جـواد إبن رضا            زجرها می‌دید و دیگر طاقتِ رنجش نداشت

جودِ مطلق شد گرفـتارِ خساست‌زاده که            بُخل و کینه داشت اما دستِ پُر بخشش نداشت

شد برایش قـاتـلِ جـانی شـریکِ زنـدگی            آن شریکِ زندگی که ذرّه‌ای ارزش نداشت

ذاتِ امّ‌الفضل با خورشید در جنجال بود            عینِ ظلمت بود و چشم دیدنِ تابش نداشت

سرفه‌ها می‌شد نفسگیر از گلویش تا جگر            سوخت آری هیچ زهری اینقدَر سوزش نداشت

بر زمین افتاد و خاکِ حجره دستش را گرفت            چشم‌هایش خیره ماند و قدرتِ چرخش نداشت

هیچ روزی در بلایا مثل عاشورا که نیست            هیچ روزی مثل عاشورا خدا سنجش نداشت

در قساوت! در جدال و قتل؛ آن هم قتلِ صبر            هیچکس مانندِ شمرِ بی‌حیا کوشش نداشت

پیکری شد غرقِ در خونِ قـفا در قتلگاه            پیکری‌که طاقتِ ده مرکبِ سرکش نداشت

مانْد عریان؛ روی خاکِ غربت و با گریه رفت            خواهری که جز خدا از هیچکس خواهش نداشت!

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

زهر را آخر به خوردش داد و میزد قهقهه            پشتِ در شد هلهله! فتنه‌گری کاهش نداشت

تشنه جان داد و تنش را روی بام انداختند            آسمان مانندِ عـاشورا تبِ بـارش نداشت

مدح و شهادت امام جواد (محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

جز عطش جز درد جز آتش بجز ماتم نداشت            آه، زهرِ ام‌فضل از زهرِ جعده کم نداشت

مجتبای دیگری در حجـره‌ای اُفتاده بود            غیر وا اُما خدایا سینه‌اش مرهم نداشت


آن حسن دورش شلوغ است از عزیزان این حسن            خواهری حتی برای گریه کردن هم نداشت

ای جوانِ خانه با این زهر پیرت کرده‌اند            ای بهم پیچیده قدّت شانه‌های خم نداشت

واجـوادِ فـاطـمه دارد رضا را می‌کُـشد            داغ این است این جوان جز قاتلش محرم نداشت

خوب شد بابای او بالاسرش امروز نیست            خوب شد پیش پدر خون‌ناله‌ای مبهم نداشت

بوی نان می‌آمد اما دخترک این روزها            چند وعده جای نان جز سیلی محکم نداشت

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

پشت در کِل می‌کشند و پای می‌کوبند تا            گم شود دادش که دیگر قوتی از سم نداشت

گرچه بر سینه کشیدندش به سمت پشت بام            جای شُکرش هست دیگر سینه‌ای درهَم نداشت

مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام

شاعر : محمود تاری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

نُه فلک خیمه زده سمت نگاه تو جواد            می‌درخشد به زمین چهره ماه تو جواد

برکت می‌چکـد از دست کـریـمـانۀ تو            جود و احسان تو گردیده گواه تو جواد


بی‌پـنـاهـان همه در سـایـۀ لطـفت آرام            عـشق هم آمده اکـنون به پـناه تو جواد

ای تو شفاف‌تر از زمزم و کوثر مولا            این منم تـشـنۀ خـورشید پگـاه تو جواد

آخـرالامـر بهـشتی شود از مرحـمـتت            هر که آمد ز ره شوق به راه تو جواد

می‌شود یـوسـف کـنـعـانی بـازار امـید            هر که افتاد در این عرصه به چاه تو جواد

بس که دیدی تو جفا از همه سو در عمرت            مـانـده بر آیـنـه‌هـا سـرخـی آه تو جواد

دشمن خانگی‌ات کشت تو را از ره کین            کس نپرسید چه بوده ست گناه تو جواد

ای امیر صف عشاق؛ کرم کن "یاسر"            در دو عـالم بشود جزء سـپاه تو جواد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

دارم از داغ غمت اشک دمـادم بیشتر            چـشم‌هـایم می‌زنـد بـارانِ نـم نم بیشتر

تو جوادی و کرامت با تو معنا می‌شود            پس دخـیل حـاجـت باب المرادم بیشتر


هـمسر نامـهـربان خـیلی اذیت می‌کـند            هرچه او نامهربان‌تر، شدت غم بیشتر

روی خاک حجره می‌پیچی به خود آقای من            ناله‌هایت می‌شود هر لحظه، کم کم بیشتر

مـادرت زهـراست آقـا آمده بالا سرت            قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر

از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل می‌شود:            زهر هر چه تلخ‌تر، سوزجگر هم بیشتر

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف گردید؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

این عطش، این گریه‌ها، این خنده‌های زهردار            شد بساط روضه‌ات حالا فراهم بیشتر

یک طرف این ناله‌ها، یک سو صدای هلهله            می‌کنم در روضه‌ات یاد مُحـرّم بیشتر

 

مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن قالب شعر : مسمط

ای آن که کرم ریزد، از دستِ کریم تو            احـسان و کرم باشد، مسکـین حـریم تو

هرکس که شود آگه، از لطف عمیـم تو            دانـد تـو کـریـمـی و، آئیـن عـطـا داری


هم روشنی ماهی، هم چشمۀ خورشیدی            هـم قـبـلـۀ دل‌هـا و، هـم کـعـبـۀ امـیـدی

هم مَحـرم راز حق، هم جلوۀ تـوحـیدی            سرتا به قدم نـور و، ایـمان و وفا داری

ای آن که فـروغ حـق، تابد ز جـمال تو            انـدیـشه کجـا یـابـد، راهی به کـمـال تو

قُـدسی نَـفَـسان خـوانـند، آیـات کـمال تو            این شوکت و عزت از، الطاف خدا داری

ای هـر دل آزاده، گـردیــده اســیـر تـو            هرتشنه لبی سیراب، از خـیر کـثـیر تو

در «جود» ندیـده کس، هـمتا و نظیر تو            دریای خروشانی از جـود و سخا داری

با گوهـر مهـر خود، بر ما تو بها دادی            شام غـم یـاران را، انـوار و ضیا دادی

بـا دیـدن نـابــیـنـا، او را تـو شـفـا دادی            در هر نگه لطـفـت، اکـسـیر شـفا داری

 در حـجـرۀ دربـسـته، با سـیـنۀ تـفـدیده            شام غم و غربت را، چون تو چه کسی دیده

زهرا به تو نالـیده، قـاتل به تو گریـیـده            جان و دل پر شوری، از درد و بلا داری

ای سوخته چون شمع و، جان داده چو پروانه            با لعل لب عطشان، در حجره و در خانه

گر بعد شهادت هم، ماندی تو غـریـبانه            میراث غم و غربت، از کرب‌وبلا داری

بنگر تو «وفایی» را، با این دل شیدایی            وقتی که گـرفـتارم، من در شب تنهایی

چـشمم به رهت باشد، تا بر سرِمن آیی            چون لـطفِ فـراوانی بر اهلِ ولا داری

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود مستند نبودن مطالب در مصرع اول بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق با روایات معتبر و رفع ایراد موجود بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

زهرا به تو نالـیده، قاتل به تو خـنـدیـده            جان و دل پر شوری، از درد و بلا داری

مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام

شاعر : محمود تاری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای چشمه‌سار جاریِ لطف و عطا جواد            بر مـن بـبـار نــور زلال خـدا؛ جـواد

لبـریـزم از خـطـا به حـریـم مـقـدست            بر من به بخش هرچه که دارم خطا جواد


از مهر توست کـلـبۀ قـلبم مـنوّر است            وز جود توست مسّ وجودم طلا جواد

بر نخـل عشق مـیوۀ شـیرین اهل بیت            در بـاغ نــور سـرو بـلـنــدِ ولا جــواد

روشـن‌تـرین چـراغ شـبـسـتـان اولـیـا            باب المراد شیـعـه و ابنُ الرِّضا جواد

هم خود کریم، هم که ز نسل کـرامتی            در نزد تـوست عـالَـم و آدم گـدا جواد

پـر می‌زند کـبـوتـر قـلـبم به کـاظـمین            خواهد گـرفت دانه ز دست شما جواد

ای مهربان امام که در طول عمر خود            از خصم خویش دیده هزاران بلا جواد

در عـنـفـوان عمر خـزان شد بهار تو            ای ارغـوانِ گـلـشـن سبـز رضا جواد

از کـین فتاد شـعـلـه به جان مطهـرت            با تو چه کـرد آتـش زهـر جـفـا جـواد

"یاسر" رسید تـشـنه به درگاه جود تو            در کـام او بــریـز تـو آب بـقـا جــواد

: امتیاز

زبانحال امام جواد علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : مجتبی تاجیک نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

ای مـرا دلـبـر و دلـدار دلـم می‌سوزد            همچـنـان شمعِ شب تـار دلم می‌سوزد

بغضِ غربت به گلو بسته خدا آهم را            پـشـت این آهِ شـرربـار دلـم می‌سوزد


گُر گرفته جـگـرم از ستمِ همسر خود            من ز بی‌مهـریِ این یار دلم می‌سوزد

دست نیرنگ پیِ یاری اُمُّ الفضل است            زآتـشِ زهـر سـتـمـکـار دلم می‌سوزد

همۀ عمرم از او زخم زبان می‌خوردم            یـا رب از این‌همه آزار دلم می‌سوزد

ظلم بـیداد چونان روزِ مرا شب کرده            که چه در خواب و چه بیدار دلم می‌سوزد

این لبِ تشنه مرا بُرد به گودالِ عطش            از غـم قـافـلــه سـالار دلـم مـی‌سـوزد

چشم من روضۀ طفلان حرم می‌خواند            مثـل چـشـمان عـلـمـدار دلم می‌سوزد

روضۀ علـقـمه و بـوی گل یاس علی            یـادِ آن مــادر بـیـمـار دلـم مـی‌سـوزد

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف گردید؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

دور تا دور تـنـم هـلـهـلـه دارد دشمن            همچنان زینب از این کار دلم می‌سوزد

 

مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام

شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ارث قبیله است که هرکس جوان‌تر است            مویش سفید گشته و قدش کمان‌تر است

این بیست و پنج سال که سنی نمی‌شود            اما بهـار عـمر شما پُـر خـزان‌تـر است


تو مجـتـبای خـانـۀ مـوسی بن جعـفری            با همسری که از همه نامهربان‌تر است

زهـری کـشنده بود و لبت را سیاه کرد            زهری که چوب نیست؛ ولی خیزران‌تر است

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام

شاعر : وحید قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : مثنوی

پشت در با جگری سوخته تب می‌کردی            دست و پا می‌زدی و آب طلب می‌کردی

گوشۀ حجره، عطش فاتحه‌اش را می‌خواند            اشک‌هایت به نظر روضۀ سقا می‌خواند


همسرت جعده تباری‌ست، بمیرم مظلوم!            مَحرم راز دلت کیست!؟ بمیرم مظلوم!

دردِ این غربت جان‌سوز مرا خواهد کشت            خون لب‌های تو امروز مرا خواهد کشت

تشنگی، زخم ترک روی سبویت انداخت            ناگهان شمر شد و پنجه به مویت انداخت

اجـرت کـشـتن‌تان گـندم مرغـوب نشد            پیـکـرت در تـه گـودال لگـدکـوب نشد

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف گردید؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

زهر تنها کمی از بال و پرت را سوزاند            کف زدن‌های کنیزان جگرت را سوزاند

کهنه داغی به دلِ داغ نـشین می‌ریزند            آب را پیش نگاهت به زمین می‌ریزند

بر سر بام عجب مرثیـه جان‌فـرسا بود            ســایـه‌بـان بـدنـت بـالِ کـبـوترهـا بـود

مدح و شهادت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد غفورزاده نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

کـبـوتـرانه بـیا در هـوا پـری بزنـیم            بـه آسـتـان بـلـنـد وفـا سـری بـزنـیم

بیا به خـانـۀ فـیـض جـواد اهل‌البیت            به این امید که در وا کند، دری بزنیم


سفر کنیم به پابوس چـشمۀ خورشید            نـفـس در آیـنـۀ ذره‌پــروری بـزنـیـم

به شوق زمزم او تشنگی به دست آریم            ز کـوثـر کرمش نیز ساغـری بزنیم

به پـیـشـگـاه گـل زود پـرپـر زهــرا            ز اشک دیده گـلاب معـطـری بزنیم

 به آستـانۀ باب‌الـمـراد آن معـصـوم            سرشک عاطـفه از دیـدۀ تری بزنیم

صدای زمزمه آمد، چه می‌شود آبی            بـر آتـش دلِ سـوزانِ مـادری بـزنیم

: امتیاز

مدح و شهادت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : سعید تاج محمدی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

چه حاجتی مگر این قوم خواستند و ندادی؟            که سنگ بود جوابِ تویی که آینه‌زادی

تو لب گشودی و بوزینه‌های رفته به منبر            خجل شدند؛ چه عُمرِ کمی! چه عِلم زیادی!


لب از حلاوت نامت شکر شکن شده شاها            که هم جـوان الائمه و هم امـام جـوادی

نوشت از دَرِ پـشتی مرو که خـلق بداند            تو بعد من پسرم! تا همیشه باب مرادی

به "السلامُ عَـلی جَـدیَ الـشهـید" معـطر            لبی که تشنه و مسموم روی خاک نهادی

شهـیـدْ تـشـنه‌شدن ارث خـاندان تو بوده            که قـاتل تو نـفـهـمیده بود از چه نژادی

و روضه‌خوان چه بخواند به غیر روضۀ اکبر؟            و خاک بر سر دنیا که از سرش تو زیادی

: امتیاز

مدح و شهادت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

آن شمعِ شعله‌ور که به غیر از شرر نداشت            آتش گرفته بود و به جز چشم تَر نداشت

از نالـه‌اش شـراره به هـفت آسمان فتاد            اما به قـلـب سـنـگـی قـاتـل اثـر نداشت


غـربت گـرفـته بود دلش را ز چار سو            گوئی که شامِ محنت و دردش سحر نداشت

تا داشت او نفس، ز جگر گفت العطش            مرهم برای سوزش زخـم جگـر نداشت

شد پـاره‌پـاره آن دلِ از زهـر شعـلـه‌ور            غیر از خدای، کس ز دل او خبر نداشت

همچون حسین سر به سرِ خاکِ غم گذاشت            خاکم به سر، که سَر زِ روی خاک برنداشت

او از نـفـس فـتـاد و درِ حـجـره باز شد            دیدند شاهـدان که دگر بال و پر نداشت

خون گریه کن وفایی ازاین غم که آن امام            حـتی امـان ز هـمـسر بـیـدادگـر نداشت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف گردید؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

ای دل بسوز، ازغم آن‌کس که همسرش            کف می‌زد و به سوختن او نظر نداشت