کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام در اربعین حسینی

شاعر : فائزه زرافشان     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن     قالب شعر : غزل    

داغ تازه‌ست، زمان هرچه که تکرار شود            دم به دم می‌رود این عشق که بسیار شود

خواب غفلت بپرد از سر هر چشمی که            بـا نـسـیـم حـرم امـن تــو بــیـدار شـود


قبل هر چیز دلم در پی یک هم‌سفر است            آه اگر اشک عـزای تـو مـرا یـار شود

عـارفـی آمـده تــا طـیّ مـنـازل بـکـنـد            شـاعـری آمـده تـا مـیـثـم تـمـّـار شــود

جان فدای لب عطشان تو، لب تر کن تا            بـانـگ لـبـّـیـک از آفـاق پـدیـدار شـود

می‌کشاند همه را پشت سرش وقتی که            »بوی پیـراهـن تو قـافـلـه‌سالار شود«

من به شوق حرمت گام در این راه زدم            غم ندارم که جهان بر سـرم آوار شود

هان! مگر فلسفۀ خلقت سر جز این است            یا سـر نیـزه رود یا که سـرِ دار شود؟

اربعین ذکر لب عشق دعای فرج است            کاشکی راه رسیدن به تو هـموار شود

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها‌ با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : یاسر رحمانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

دوباره روضه گرفته دلم برای سرت            دمی نشد که نباشد به دل هوای سرت

ز روز هجر تو من قصه‌گوی مهتابم            به شام و کوفه چو گفتم ز ماجرای سرت


شروع قـصه من تل خـاکی و وقتی            که بوسه زد لب آن دشنه بر قفای سرت

و ناگهان شب تاریک ما چراغان شد            دمی که لب به لب نی گذاشت نای سرت

تو راهی سفر کوچه‌های کوفه شدی            و من چقدر دعا خوانده‌ام برای سرت

بخوان دوباره بر این قوم خواب، مُزّمِّل            بخوان که قول ثقیلاست آیه‌های سرت

شکست نافله‌ام در قنوت وقت سحر            شـنیدم از سر نی تاکه ربنای سرت

الا که دُرّ یـتـیـمـی و آشـنـای یـتـیـم            روا نبـود شود سنـگ آشـنای سرت

هنوز خاطره‌ای مایه عذاب من است            نهیب چوب به لب خورده و صدای سرت

چه کـرد با سر تو آنقـدر بگـویم که            رقیه گفت ببوسم من از کجای سرت

نیـامدم که زیارت کـنم مـزار تو را            دوباره آمده‌ام جان دهم به پای سرت

توئی که خون خدایی توئی که ذبح عظیم            خـدا نوشـته برای تو و منـای سرت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر تغییر داده شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

چهل شبست که من قصه‌گوی مهتابم            چهل شبست که گفتم ز ماجرای سرت

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد زیرا همانطور که در کتب منتهی الآمال ص ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ص ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۱۱؛ مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱، مقتل تحقیقی ص ۲۶۸، پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۰۴ و دیگر کتب معتبر آمده است سر به چوبۀ محمل زدن، مغایرت با روایت های معتبر است؛ این قصه اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی جعل شده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

اگرچه یاس کبودم فدای روی مهت            اگر شکـسته سر زینبت فدای سرت

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و تحریفی بودن مطالب حذف شد

در ازدحام سرت زیر دست و پا گم شد            دویدم و نرسـیدم به گـرد پای سرت

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها‌ با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : حسن شیرزاد نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ابـرم که در فـراق تو بـارنـده‌ام حسین            صبـرم که در پـناه تو پـایـنـده‌ام حسین

مویم سـپـید گـشـته و قـدم خـمیده است            من زیـنـبم که از غـمت آکـنده‌ام حسین


برگـشـته‌ام که گـریـه کـنم درد شـام را            بر من ببخـش بی تو اگر زنده‌ام حسین

هر جا گلی شکست دل زینبت شکست            از کـوفـه تـا به شـام پـراکـنده‌ام حسین

این اربـعـین نبود، چهـل سال درد بود            من سال‌هاست بی تو سرافکنده‌ام حسین

برگـشـته‌ام بدون سه ساله، مرا ببخـش            شرمـنده‌ام به جان تو شرمـنده‌ام حسین

مـن قـول داده‌ام که دوبـاره بـبـیـنـمـش            تا آن قـرار شـمـع فـروزنـده‌ام حـسـین

اما گـمان مـبـر که مرا خـوار کرده‌اند            من برق ذوالـفـقـارم و بـرنـده‌ام حسین

چون موج قد کشیده‌ام از کربلا به شام            طوفان منم که محکم و توفنده‌ام حسین

آتــش زدم ســپــاه شــغــالان شـــام را            چون شیر شرزه حیدر غرنده‌ام حسین

من شـام را به نـام تو تـسخـیر کـرده‌ام            با لحـن مرتـضایی و کـوبـنـده‌ام حسین

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها‌ با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : قصیده

عزیز فـاطـمه! برخـیز بهـر استـقـبـال            که زینب آمده با یک جهان شکوه و جلال

اگرچه سرو قدش را شکسته کوه غمت            بـه بـام چـرخ نـهـاده لــوای اسـتـقـلال


به سربـلـنـدی خـورشـیـد آمده ز سـفـر            اگرچه خود الف قامتش خمیده چو دال

پیام خون گلوی تو را رسانده به عرش            اگرچه گشته در این راه، حرمتش پامال

کنار ماه رخت سوخت، سوخت چون خورشید            هلال روی تو دید و خمید همچو هلال

قسم به خون گلویت! که چارده قرن است            محرّم و صفرت زنده‌تر شود هر سال

قـسـم به خـاطـرۀ اربـعـین و عـاشـورا            بقای خون تو بی صبر زینب است محال

خروش زینب کبری به شام ثابت کرد            که فتح خصم ستم‌پیشه خواب بود و خیال

هر آن‌چه دید در این راه، دختر زهرا            جـمیـل بود جـمیل و جـمال بود جـمال

جـفای کـوفه و بـازار شام و بـزم یزید            به داغـد‌یـده بود سخـت‌تر ز زخم قتال

گـزارش سـفـر از من بـپـرس کآوردم            قد کمان، سر بشکسته در جواب سؤال

ز قـهـرمـانی خود بر تو شـاهـد آوردم            ببـین به جـسم کـبودم مدال روی مدال

هـلال من سـر نی بود و مـردم کـوفـه            نـگـاه دوخـتـه بـودنـد بـهـر اسـتـهـلال

به تازیانه و دشنام و سنگ و زخم زبان            به شهر شام شد از عترت تو استـقـبال

دو چشم باز تو می‌گفت: شامیان! نزنید            کـنـار نـیـزۀ مـن تـازیـانـه بـر اطـفـال

ز دوری تن و نـزدیک با سرت بودن            گهی فراق توأم کشته است و گاه وصال

دو چـشم زینبت از خـون‌دل شده دریـا            لب سکـیـنـه‌ات از تـشنگی زده تبخـال

یزید چوب به لب‌هـات می‌زد و می‌زد            به سوی طشت طلا، روح دخترت پر و بال

سفـیر کـوچک تو ماند در خـرابۀ شام            رساند مکـتـب ایـثـار را به اوج کـمال

رواست اشک شود خون به دیدۀ «میثم»            که کشتن تو به ماه حـرام گـشت حلال

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

 در این فراق چهل روزه بوده هر روزم            هـزار مـاه مـصیبت، هزار سال ملال

در این فراق چهل روزه در چهل منزل            نگاه من به جمال تو بود در همه حال

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد زیرا همانطور که در کتب منتهی الآمال ص ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ص ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۱۱؛ مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱، مقتل تحقیقی ص ۲۶۸، پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۰۴ و دیگر کتب معتبر آمده است سر به چوبۀ محمل زدن، مغایرت با روایت های معتبر است؛ این قصه اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی جعل شده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

گـزارش سـفـر از من بـپـرس کآوردم            قد کمان، سر بشکسته در جواب سؤال

 

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها‌ با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

بـاز اشـکـم به دیـده می‌آیـد            »بوى گل‌هاى چیده می‌آید«

باز از دور، بانگ قافـله‌اى             که به مقصد رسیده می‌آید


اربـعـین آمـد و ز شـام بـلا             زیـنـبِ داغ‌دیـــده مـی‌آیــد

زائـرى بـر زیـارت قـبرى            خـار در پـا خَـلـیـده می‌آیـد

بر مزارِ پدر، پـریشان‌حال            پـسـری غـم رسـیـده می‌آید

دخترى کز شکنجه‌ها رَسته            چـون غـزال رَمـیـده می‌آید

مـادرى بر کنار قـبـرِ پـسر            رنگش از رخ پریده می‌آید

خواهرت یا حسین! از ره دور            بـا هـزاران پـدیـده مـی‌آیــد

با سرت هم‌سفر، قدم به قدم            صـحـنـه‌هـا آفـریـده می‌آیـد

نـخـل بـارآور قــیـام تـو را            بـه بـیـان پـروریـده می‌آیـد

تار و پـود ستم به تیغ زبان            آنکـه از هـم دریـده می‌آیـد

سربلند است از شکستِ یزید            گر چه قامت خـمیده می‌آید

بود قصدش کمالِ نهضت تو            نِک به مقصد رسیده می‌آید

با زبـان قـلـم "مؤید" گفت            :بـاز اشکـم بـه دیـده می‌آیـد

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : محمد هادی افخمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

به حق پیـوسته‌ای آهسته بی‌اکراه می‌آید            سوی شش‌گوشه‌اش از هرجهت آگاه می‌آید

کریمانه چنان تکریم زائر می‌کنند از جان            غریبانه به موکب رفته؛ خاطرخواه می‌آید


سریر خلد چشم حسرت از او بر نمی‌دارد            مسافر؛ خسته؛ چون در استراحتگاه می‌آید

پر و بال ملائک فرش راه خاکیان باشد            که نقش این اثر از راه و از بی‌راهه می‌آید

مسیر قرب حق بازاست در این راهپیمایی            یقـیـن دارم خـدا بـا زائـر او راه می‌آیـد

به پیش چهره‌های سوخته از آتش خورشید            شرار سرکـش دوزخ یقـین کوتاه می‌آید

نشـان از أَیْنَ بـابُ‌اللهُ مِـنْـهُ یُـؤْتی آوردم            که باب‌الله هم گویا به این درگاه می‌آید!

امین وحی حق دارد زیارت‌نامه می‌خواند            که از گـلـدسـتـه آوای امـیـن الله می‌آیـد!

یکی بود ویکی نه! مرقد و یک کاروان! اینک            هزاران قـافـلـه در این زیـارتگاه می‌آید

نه خاک کربلا! شش دُنگ عالم را خرید آنروز            که هر بی‌دست وپا؛ بی‌توشه و تنخواه می‌آید

بپایش کی رسی؟ گر هر ستون تاول زند پایت            که زخمش تا هزار ونهصد و پنجاه؛ می‌آید

تو با پای پیـاده آمدی؛ او بهر اسـتـقـبال            سوار نیزه‌ای با سر ز قـربـانگـاه می‌آید

نهاده نای خود بر روی نیزه؛ تازه فهمیدم            چرا؛ یک‌دم؛ ز نـای نی نـوای آه می‌آید

گذشـتـه از سـراب آرزو مـاه بـنی‌هـاشم            که آب آئینه‌گردان در طواف مـاه می‌آید

سپاه قدس قامت بسته در محراب ابرویش            به رَجْم اهـرمن؛ تکبیر حزب الله می‌آید

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : عبدالحسین یعقوبی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

دوبـاره آمـده‌ام بهـر یک نگـاه حـسین            که می‌شوم به نگـاه تو روبـراه حسین

تو سـیـئـات مـرا می‌کنی ثـواب، آری            رسیده‌ام به تو با کوهی از گناه حسین


مـنـم غــلامِ غــلامِ سـیــاه تـو اربــاب            دعام کن که منم عـبد روسـیـاه حـسین

به یمن توست خـدا رحـمـتی اگر دارد            کسی که از تو جدا شد، شود تباه حسین

ببـین شکـسـته‌دلـم اربـعـین شد اما من            به کـربـلا نـرسـیـدم دوباره، آه حسین

نشد پـیـاده بـیـایـم بـه سـمـت کـربـبـلا            نشد که گریه کـنم در میان راه حـسین

اگر چه از حـرم با صفـات جـا مـاندم            به بزم روضه‌ات آورده‌ام پـناه حـسین

رسید خـواهر غـم‌دیـده‌ای به کـربـبـلا            دوباره روضۀ گودال قـتـلگـاه، حسین

ز خـاطـرم نـرود لحـظـه‌های آخـر تو            تو ماندی و تنِ بی‌جان و یک سپاه حسین

ز خاطرم نرود آن تنی که شد عریان            وَ نیزه‌ای که بر آن رفت رأس شاه، حسین

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها‌ با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفتعلن مفتعلن فاعلن قالب شعر : مثنوی

اختر من! هلال من! ماه من            هم‌سفر و همدم و همراه من

پیش روی محمل من صف‌ زدند            رقص‌کنان، خنده‌‌زنان کف ‌زدند


محمل ما در ملاء عـام بود            هـمدم ما سنگ لببـام بود

دیده به خورشید رخت دوختم            آب شدم، ساخـتم و سوخـتم

رأس تو می‌داد به زینب سلام            چشم تو می‌گشت به من هم‌ کلام

چشم تو از چار طرف سوی من            نـغـمۀ قـرآن تو نیـروی من

حال، پی عرض سلام آمدم            فـاتح و پـیـروز ز شام آمدم

ای به جـمالـت نگه فـاطـمه            ای سر نی هم‌‌سخن ما همه

باز هم از وحی محـمّد بگو            از گلوی پاره خوش‌ آمد بگو

آمـده‌ام شـانه به مـویت زنم            بوسه به رگ‌های گلویت زنم

دست، برون از جگر خاک کن            اشک غم از دیدۀ من پاک کن

ای به لبت زمـزمـۀ آبآب            آب بـده آب بـده بـر ربــاب

جان اخا غنچۀ پرپر کجاست            آب که آزاد شد اصغر کجاست

آمدم از شام سوی این حرم            تا به مـزار تو طواف آورم

مروه مزار تو، صفا علقمه            سعی کـنم پشت سر فـاطمه

آمـده‌ام ای همه‌جا هـمـرهـم            تا سفر خویش گزارش دهم

نام تو زنده ز قیام من است            فتح تو در خطبۀ شام من است

وحی خدا داشت بیانم حسین            تـیغ عـلی بود زبـانم حسین

سوخـتم و سوخـتم و ساختم            لـرزه به کاخ ستـم انـداخـتم

طـفـل تو گردید پـیـام‌‌آورت            شـام شـد آرامگـه دخـتـرت

گرچه به پای سرت آرام شد            سفـیـر دائـم تو در شـام شد

زنده شد از دفن شب دخترت            خـاطـرۀ دفـن شب مـادرت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر تغییر داده شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

بی‌تو دلم طـایـر بی‌بال بود            داغ چهلروزه چهلسال بود

زبانحال حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها‌ در برگشت به کربلا

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مسمط

ای ابتـدای غربت بی‌انـتهـا فرات            ای شاهـد همیـشگی ماجـرا فرات

با دستِ بسته رفتم از این کربلا فرات            با داغ مانده بر دلـم از یار رفته‌ام


واللهِ پـیـر کـرده مرا در جـوانی‌ام            خرده مگیر نیـلی‌ام و ارغـوانی‌ام

دانی چرا چنین شده قـد کمانی‌ام؟            تا شام رفـته‌ام، سر بـازار رفـته‌ام

آه ای فرات، خسته‌ام از ماجرای شمر            یادم نرفته طعنه و آن حرف‌های شمر

مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر            با چشم تار و پای پُر از خار رفته‌ام

بشنو که داغ روی دلم گشته منجلی            بازار شام و حرمله و دختر علی!

آهسته‌تر که بلکه عمو نشنود ولی            با عمه‌ام به مجـلس اغـیار رفته‌ام

: امتیاز
نقد و بررسی

یک بند از شعربه دلیل مستند نبودن و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع کلا حذف شد، در بحث غارت معجرها دو نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد ۱ـ موضوع غارت معجر بر فرض بر اینکه صورت گرفته باشد با آنچه متاسفانه بصورت عام در اشعار آورده می‌شود بسیار متفاوت است، لازم است بدانیم در عرب آن زمان قسمتی از حجاب زنان (معجر)، پارچه‌ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است؛ همچنان‌که هم اکنون نیز در عراق، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی! لذا آنچه در غارت معجرها مطرح است حذف این روبند صورت‌ها بوده است نه اینکه نعوذ بالله اهل بیت کشف حجاب شده‌اند همچنان که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم بر همین موضوع اشاره می‌کنند که خود این نیز مصیبت بسیار بزرگ و دردناکی است ۲ـ گفتن و یادآوری غارت معجرها حتی در حد همان روبند صورت شایسته و سزوار اهل بیت نیست!!!  آیا اگر خود ما روزی ناموسمان به هر دلیلی همچون باد و... برای لحظاتی نتوانند حجاب خود را حفظ کنند آیا دوست داریم که یکسره به ما متذکر شوند که در فلان روز چادر خواهر، مادر و یا همسرمان را باد برده و ....  آیا ما از تکرار این حرف ناراحت نمی‌شویم؟؟ پس به هیچ وجه شایسته نیست این فاجعۀ تلخ را حتی بر فرض صحت آن بازگو و تکرار کنیم!!!

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها‌ با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : مجتبی حاذق نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : متفاعلن فعولن متفاعلن فعولن قالب شعر : غزل

همه گوش باش و بشنو، غم مستدام ما را            شب شام تیره کرده، همه صبح و شام ما را

همه گوش باش و بشنو، همه چشم باش و بنگر            هـمه جا صـدای ما ‌را، اثـرِ قـیـام ما را


به سلاح گریه ما هم، شب شام را شکستیم            چه غمی‌ست پس شکستند، اگر احترام ما را

همه سرشکسته بهتر، سَرِ ما شکسته بهتر            که به روی نیزه بردند سرِ آن امام ما را

به سَرِ تو خیره بودم، که یزید را شکستم            و شکسته‌ام بتی را که شکست جام ما‌ را

چه بتی که سرنگون شد، عَلَمی که واژگون شد            همه دیـده‌انـد چـون شد، اثـر کلام ما را

سَرِ روی نی پریشان! تنِ روی خاک عریان!            به شکوفه‌ها به باران، برسان سلام ما را

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد غفورزاده نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

لـطـف خـداى تا نشـود یـاور کسی            دیـدار کـربـلا نـشـود بـاور کـسـی

پاى پیاده کس نرود سوی قـتـلگـاه            عشق حـسین تا نشود رهـبر کسی


امروز خـاطـرات اسـیران کـربـلا            کى می‌رود ز خاطر غم‌پرور کسی

امروز یاد می‌کند از اهل‌بیتِ نـور            در راه اگر ورق بخورد دفتر کسی

در این سفر به تشنه‌لبان آب می‌دهند            خنجـر فرو نیامده بر حـنجر کسی

اینجا کـبوتران همه را ناز می‌کنند            سنگ ستم نخورده به بال و پَر کسی

در پیش چشم هم‌سفران شکسته‌دل            بر نیـزه نیست ماه بلـند اختر کسی

در طول این مسیر مقدس، نمی‌زنند            با تازیانه بر سر و بر پیکـر کسی

گل هدیه می‌دهند به هر زائری ولی            سـیـلی نـمی‌زنـند به نیـلوفـر کسی

با پای غرق آبله و چـشم اشک‌بار            دنبـال کـاروان نـدود دخـتـر کسی

در کاروان خانـه‌بـه‌دوشانِ اربعین            کـنـج خـرابـه‌ای نـشود بستر کسی

وقت عبور قافله، از روى پشت بام            خاکستری نریخـته روى سر کسی

امروز می‌روند ولی وقت بازگشت            صد داغ نیست بر جگر خواهر کسی

یادش به‌خـیر قـافـلهٔ کـربلا که بود            هشتاد وچار گل همه نیلوفر و کبود

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : نغمه مستشارنظامی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : ترکیب بند

چهل غروب جهان خون گریست در غم رویت            چهل غروب، عطش سوخت، شرمسار گلویت

چهل غروب مرا مویه بود و موی پریشان            پناه می‌برم از شام هجـر بر شب مـویت


چهل غروب نفس حبس شد، طلوع نیامد            چهل غروب دویده‌ست جان خسته به سویت

چهل غروب جهان خطبه‌خوان مرثیه‌ات شد            چهل هزار غروب و طلوع، مرثیه‌گویت

کجاست خانه‌ات ای بی‌کفن شقایق صحرا            که ریگ ریگ بیابان معـطرند به بویت

به اربعین تو با جان خـسته آمده این دل            بگو که بشنود از شرح رازهای مگویت

به اربعین تو مهـمان شدند خـیل ملائک

قدم نهاده در این ره هزار عارف و سالک

به‌جز نگاه تو شیـرین نمی‌کند غـم ما را            قبول کن کمی از ذکر و نوحه و دم ما را

نشان ز خون تو دارد نشان ز سبزی گامت            کشیده راه سپیدت سه رنگ پرچم ما را

خدا نگـیرد از این قوم، عشق آل عـبا را            که سیل غم نشکسته‌ست عزم محکم ما را

کــنــار مــوکـب دلــدادگــان راه زلالـت            علم به دست ببـیـن غـیرت مجـسم ما را

رسـیـده‌ایـم به پـابـوسـتـان به پـای پـیاده            قـبـول کـن غم ما را قـبول کن کم ما را

هزار بـادیه سهل است در پی تو دویدن

خوشا نگاه زلالت، خوشا به چشمه رسیدن

نفـس‌نـفـس، همۀ راه را به گـریه دویـدم            به جز نگـاه زلالت به چـشمه‌ای نرسیدم

چه زخم‌ها که به جامانده بر جهانِ پس از تو            پس از غروب غریبانه‌ات چه‌ها که ندیدم

چهل غروب پس از تو هزار درد نهان را            میان بغض فـروخـفـته‌ام به دوش کشیدم

هزار سـاله مـنم، داغ قـلب لاله مـنم من            زمانه رشـتـۀ دل را بـرید و من نبـریـدم

عـطش نـمی‌رود از خاطـر مکـدر دریـا            صدای العـطش از طفـل آب کم نشـنـیدم

تمام عمر در این داغ جانگـداز شکـستم            خـیال نـقـش تو در کارگـاه دیـده کـشیدم

زلال خـندۀ خـورشـید و وسع آیـنه‌داران

منم که ران ملخ می‌برم به مُلک سلیمان

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام در اربعین حسینی

شاعر : حسن شیرزاد نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن قالب شعر : غزل

روضه‌ها را دوست دارم، روضه‌های ساده‌ات را            روضه‌خوان‌های گلو آزردۀ آزاده‌ات را

کودکان خـیـمه‌های نـذری کـنج خـیابان            پیـرهای مـوسـپـیـدِ از نفـس افتاده‌ات را


دوست دارم خادمان مخلصت را شاه عطشان            عاشقانی چون حبیب و عابس دلداده‌ات را

اشک، تسبیح است و تکیه، مسجد ما روسیاهان            پهن کن بر چشم ما بار دگر سجاده‌ات را

ای حسین! ای مهربان! آقای بی‌ه‍متای عالم!            وقف ما بیچاره‌گان کن لطف آقازاده‌ات را

اربعین تا اربعین ما تشنۀ شور تو هستیم            ظرف ما خالی‌ست ساقی! صرف ما کن باده‌ات را

قسمت ما کن نجف تا کـربـلا پای پیـاده            اربعـین‌های شلوغ و ازدحام جاده‌ات را

کوله‌ام را بسته‌ام، عزم سفر دارم دوباره            زائر نـور حـرم کـن نـوکـر آماده‌ات را

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : سیده اعظم حسینی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : مثنوی

دوباره هر که عزیز است دستچین شده است            مسافر سفـر عـشق، اربعـین شده است

دوباره هر که دلش سوخت انتخاب شده            مــلازم قــدم حـضــرت ربـــاب شــده


فـرشـتـگـان خـدا هر که را جدا کردند            بــرات داده و راهـی کــربــلا کــردنـد

هر آنکه در حرمش سر بر آستان دارد            به روی پا ز ملک بوسه‌ای نشان دارد

خوشا کسی که گرفته برات با دل شاد            ز دست مـعـجـزه‌آسـای پـنـجـره فـولاد

هر آنکسی  که برات از امام هشتم داشت            نه یک پـیـالـه، جواز تمامی خم داشت

خوشا کسی که رضا کرده صاحب نظرش            دعای حضرت معصومه توشۀ سفرش

مسیر عشق پُر از پیچ وتاب و باریک است            سواره نه، که به پای پیاده نزدیک است

در این سفر که سلوکی به مقصد نور است            بحکم "فاخلع نعلیک" وادی طور است

تـواضـع و ادب ایـنـجـا به کـار می‌آیـد            پـیــاده زودتــر از هـر ســوار مـی‌آیـد

پیـادگـان حـریـمی که مـحـتـرم شده‌اید!            شما که همـسـفـر بـانـوی حرم شده‌اید!

"معاشران ز حـریف شبـانه یاد آرید"!            ز مـانـدگـان سـفـر در مـیـانـه یاد آرید

به جای ما دلتان چون شکست گریه کنید            به پای کودکی تاول نشست، گریه کنید

بلـند مـرتـبه شـاهی ز صدر زین افـتاد            دوبـاره نـوبت روضه به اربعـین افتاد

ســلام مـا بـه زنـی کـه ز دور مـی‌آیـد            شـکـسـتـه اسـت ولـیکن غـیـور می‌آیـد

دوباره پـرچـم سـرخ قـیـام در دسـتـش            مـی‌آیـد و سـنـد فــتـح شـام در دسـتـش

سلام کشتۀ لب تشنه! خواهر آمده است            نه زینب است که زخمی مکرر آمده است

اگر چه سـخـت ولـی با شـکـوه آمـده‌ام            شـبـیه صـاعـقـه رفـتـم چو کـوه آمده‌ام

تـمـام راه بـه عـشـق ســر تــو آمــده‌ام            فـقـط بـبـخـش که بی دخـتـر تو آمـده‌ام

رقـیـه مـانـد که در شـام انـقـلاب کـنـد            که خواب شب زدگان را پُر اضطراب کند

اگـر چـه بـا جـگـر پـاره پـاره آمــده‌ام            هـزار سـال پـس از تـو دوبـاره آمده‌ام

به پاست تا به ابد خـطـبه‌خـوانی زینب            لـهـیـب شـعـلـۀ جـنـگ جـهـانـی زینب

بـبـیـن چـقـدر بـرای تو لـشـکـر آوردم            چـقـدر عـاشـق عـبـاس و اکـبـر آوردم

پیـادگـان حـریـمت ز خـاک هر وطنند            مـدافـعـان قـسـم خـوردۀ حـریــم مـنـنـد

چـقـدر دور ضریح تو جابر آمده است            به پـیـشواز بـیا، خـیل زائـر آمده است

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد و انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید. زیرا کلمه غرور در کتب فرهنگ لغت به معانی زیر آمده است:« ۱ - ( مصدر ) فریفتن فریب دادن ۲ - ( مصدر ) مغرور بودن ۳ - ( اسم ) فریفتگی ۴ - تکبر نخوت ۵ - پندار خیال باطل ۶ - جوشهایی که بر صورت جوانان پر خون و خوش بنیه پیدا آید » با این معانی می بینید که غرور دارای بار منفی است و بیشتر ذمّ اهل بیت است.

ســلام مـا بـه زنـی کـه ز دور مـی‌آیـد            شـکـسـتـه اسـت ولی با غـرور می‌آید

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام در اربعین حسینی

شاعر : محمدمهدی سیار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : مثنوی

چهل شب است که پای غم تو سوخته‌ایم            به اشک خویش و نگاه تو چشم دوخته‌ایم

چهل شب است نفس‌هایمان همه آه است            پُر از سکوت، پُر از گریه‌های ناگاه است


چهل شب است که مات غروب صحرائیم            چهل شب است که محو طلوع سرهائیم

چهل شب است ز دیـدار آب می‌سـوزیم            به یـاد هـق‌هـق طـفـل ربـاب می‌سـوزیم

چهل شب است خـدایا و نیست باورمان            سری به نـیـزه بـلـنـد است در برابرمان

سرت سـتـاره دنـبـالـه‌دار صحـراهاست            همیشه در شب تاریخ شعـله‌ات برپاست

زمـین مـزار شـهـیـدان تـوست سرتاسر            زمـانـه شـام غـریـبـان تـوست تا محشر

مـرا دلی‌ست که چـلـه‌نـشین ماتم توست            پـیــاده‌ای بـه ره اربـعـیـن مـاتـم تـوست

امیـد هـست مـرانی ز خـویـش ما را هم            رِعـایـتـی کـنـی إبـن‌الـسـبـیـل‌هـا را هـم

قـبـول کـن تو دلم را که زائر آمده است            بـبـین کـنـار قـدم‌هـای جـابـر آمـده است

تو گویی از قـفـس سینه خارج است دلم            میان گـرد و غـبـار طـویـرج اسـت دلـم

نهاده سر به بیابان شور و عشق و جنون            دویده است به شوق فرج ستون به ستون

ولایت است و شهادت شروع و مقصد ما            مسیـر زنـدگی ما: نـجـف به کـرب‌وبـلا

ز جای‌جای جهان گِرد دوست جمع شدیم            به لطف زلف پریشان اوست جمع شدیم

: امتیاز

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : علی اصغر انصاریان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : ترکیب بند

اى جـان مـا فـداى تو لـبـيك يا حسين            هستى است رونماى تو لبيك ياحسين

اى نَفْـس مُـطمَـئنّه كه تنها فقط خداى            گرديـده خـونْ‌بـهـاى تو لبيك ياحسين


هَلْ مِنْ مُعين تو گفتى و گوئيم يك صدا            در پـاسـخ نـداى تو لـبـيـك يـاحـسـين

تـوحيد را به قـتـلگهـت كرده‌اى بيان            حق راضى از رضاى تو لبيك ياحسين

زينب كـنـار پـيـكـر تو گـفـت: تا ابـد            بـرپـا بُـوَد لَـواى تو لـبـيك ياحـسـيـن

شكـرخـدا كه فـاطـمه ما را دعا نمود            گـشـتـيم مـبـتـلاى تو لـبـيك ياحـسـين

جا مانده‌ايم و دل به همين خوش كنيم كه            اينجاست كـربـلاى تو لـبـيك ياحسين

پيـغـمـبـرانـه مُعـتـكـفـم در حَـراى تو

هر روضه شعبه‌ای‌ست ز صحن و سراى تو

با سـيـنه‌اى پُر از غـم و با ديدۀ ترى            قامت خميده مى‌رسد از راه خواهرى

باور نـمى‌كـند كه چه‌هـا آمده سرش!            يك اربعـين گـذشـته ز هجـر برادرى

دارد مـرور مى‌كـنـد آن خاطرات را            بر روى خاك بود چه گل‌هاى پرپرى

يك ساعتى گذشت كه از روى تَل بِديد            بر جاى بوسه‌اش بزند بوسه خنجرى

لرزيد كـربلا و هوا تيره گشت و ديد            رفـتـه به روى نـيـزۀ بـيـدادگر سرى

اما هـنـوز كـيـنۀ دشـمـن نـشـد تـمـام            ده اسب تاخـتـند روى جـسم اطهـرى

بعد از حسين بود كه غارت شروع شد

بعد از حسين رنج اسارت شروع شد

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر تغییر داده شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

باور نـمى‌كـند كه چه‌هـا آمده سرش!            يك اربعـين گـذشـته ز هجـر برادرى

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و تحریفی بودن داستان بوسیدن گلوی سیدالشهدا توسط حضرت زینب و ... حذف شد! این قصه برای اولین بار در قرن چهادرهم در کتاب تذکرة الشهداء حبیب الله کاشانی بدون هیچ سندی جعل شده است، محققین و علما کتاب تذکرة الشهدا را به دلیل ذکر مطالب نامستند جزء کتب تحریفی معرفی کرده اند؛  جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

تنهـا حـسـين مـانـد و زمان وداع شد            بوسه زنـد به زير گـلـو جاى مادرى

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : حسن شیرزاد نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

نـشد پیـاده بیائیم و بی‌قـرار تو بـاشیم            نشد که این شب جمعه حرم کنار تو باشیم

نـشد که دل بـزدائـیـم از تـعـلـق دنـیـا            نشد که در سفر اربعین دچار تو باشیم


نشد پـیـاده بیـائـیم و از رقـیه بخوانیم            به پـای آبـله هـم‌درد یـادگار تو باشیم

شـبـیـه رود بـیـایـم سوی پـهـنـۀ دریـا            یکی ز خیل محبین بی‌شمار تو باشیم

عمود تا به عمود از غم تو روضه بخوانیم            تمام راه عزادار و اشکـبـار تو باشیم

نشد که روضه بگیریم کنج صحن ابالفضل            نشد که پیش عـلمدار داغدار تو باشیم

قـبول، اینکـه دل مـا نـبـود لایقـت اما            قبول کن که در این شهر سوگوار تو باشیم

: امتیاز

غزل مناجاتی جامانده هایی زیارت اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد غفورزاده نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

به نینوای حسین از "شفق" سلام برید            سلام خـسـتـه‌دلـی را به آن امـام بـرید

تـربت شـهـدا بـوی سـیـب می‌آیـد"            مرا به دیـدن آن روضـة‌الـسـلام بـرید


شکـسـته بـسته دعای من از اثـر افتاد            خبر به حضرت مولا از این غلام برید

معاشران! دل من، جای مانده در حرمش            مرا دوبـاره به آن مسجـدالحـرام بـرید

در آن حریم که هفتاد رنگ، گل دارد            به خون نشسته نگاهی بنـفـشه‌فام برید

در آن حریم مقدس، دوباره شیعه شوید            به شهر نور رسیدید، فـیض عام برید

اگر که علقمه در موج‌خیز اشک شماست            برای ساقی لب‌تـشنه یک دو جام برید

به دست‌های عـلـمـدار کـربـلا سوگـند            مرا دوباره به پابـوس آن "مـقام" برید

به یک اشـارۀ او کـارها درسـت شود            در آن "مقام" از این دل‌شکسته نام برید

زبان حال "شفق" شعر"شمس تبریز" است            "به روح‌های مقـدس ز من پـیام برید"

: امتیاز

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : محمدحسین مهدی پناه نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

بايد هميشه قلب و دل بی‌قرار داشت            تا راه در حـريـمِ نـگـاه نـگـار داشت

جـانـم فـداى اسم تو كه با شـنـيـدنـش            چشمم هميشه گريۀ بى اختيار داشت


آرى هـمـان گـدام كه دسـتان خـالى‌ام            وقت كرم فقط ز خودت انتظار داشت

با “الحسين يجـمعنا” كه شعار ماست            شيعه هميشه در همه‌جا اقتدار داشت

پايش روى صراط نلغزد هر آن‌كه در            راه زيـارتـت قـدمـى اسـتـوار داشت

از كـربلا دوباره فراقـش به ما رسيد            پس حق بده اگر دل من حال زار داشت

جا مـانـده‌ام درست شـبيه سه ساله‌اى            كز تـازيـانه‌ها به تنـش يادگار داشت

در مـوكـب دلـم شـده‌ام مـيـزبـانِ غـم            شد اربعين و هست به دل حسرت حرم

: امتیاز

غزل مناجاتی جامانده هایی زیارت اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : سیدروح الله مؤید نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

از جـانـب تـمـام زیـارت نـرفــتـه‌هـا            فـطرس، بـبـر سلام زیارت نرفته‌ها

یک چشمه اشک و یک دل پُر آه هدیه‌ای‌ست            تـقـدیـم بـر امـام زیــارت نـرفـتـه‌هـا


باید که بر سـه سـالـۀ او اقـتـدا کـنند            در هـجـر او تـمـام زیـارت نرفـته‌ها

در حـسرت زیارت آقا حـلاوتی‌ست            این شهـد شد به کام زیـارت نرفته‌ها

زائر به روز وصل خوش و در حرم گذشت            هر لحظه صبح و شام زیارت نرفته‌ها

در یـاد زائـران حـرم مـوج مـی‌زنـد            دلـتـنـگـی مـدام زیــارت نـرفـتــه‌هـا

اشـک است در نگـاه تـمامی زائران            بغض است در کلام زیارت نرفته‌ها

بعد از سلام و روضه، بخوان روضه‌ای دگر            تـنـهـا بـه احـتـرام زیـارت نـرفـته‌ها

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : سعید مبشر نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

به جست و جوی صدایی به جاده آمده‌ایم            دلـیـم و در پـی غـم، بی‌اراده آمـده‌ایم

جنون صدا زده ما را که مثل نامۀ فاش            به سوی مقتل خون، سرگشاده آمده‌ایم


اسـیر کـوه و بیـابـان شد اهل خانۀ تو            به کـربـلای تـو بـا خـانـواده آمـده‌ایـم

سـوار کـشتی صلحیم در مسیر نجات            اگـرچه بـاز به ظـاهـر پـیـاده آمـده‌ایم

سـبک‌تـر از نفـس ساکـنان عالم قدس            بـه شـانـه بـار امـانت نـهـاده آمـده‌ایـم

و رودخانه ادب کرد و سیـنه‌خـیز آمد            جـسـارت است که ما ایـسـتاده آمده‌ایم

در آتـش غـم تـو تـیـغ آب‌دیـده شـدیـم            که خـاک را همه بر بـاد داده آمـده‌ایم

تو صاف و ساده خدا را به ما نشان دادی            که ما به دیدن تو، صاف و ساده آمده‌ایم

: امتیاز