-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
دوباره میزنم از دل صدا: امام رضا بـیـا بـرای خـودت کـن مرا امام رضا چه دارم از همه دنیا به جز همین یک دل دلی که هـسـت به نـام شـما امام رضا هـوای نَـفـْس گـرفـتـه مـرا، گـرفـتارم مرا ز دست خودم کن رهـا امام رضا خـدا کـنـد دم آخـر بـه داد مـن بـرسی که گـفـتهام همه دم هر کجا امام رضا به دست هیچکسی رو نمیزنم بس که گـرفـتـه دسـت مـرا بـارهـا امام رضا تو را که داشـتـه بـاشم هـمـیشه دارایم هـزار شکـر که دارم تو را امام رضا چـقدر حـاجـت نـاگـفـته را روا کردی الا اجــابـت هـرچـه دعــا امـام رضـا چنین که فکر یتیم و اسـیر و مسکینی پـس الـسـلام عـلی هـل اتی امام رضا چـقـدر پـیـش تو وقـت زیـارتت گـفـتم زمـان مـرگ تو پـیـشم بـیا امـام رضا غریبهای دو عـالـم چقدر دل گرماند که هـسـت با دلـشـان آشـنـا امام رضا مرا اگر به حرم هم نیاوری عشق است که راضیام به رضای تو یا امام رضا کـنـار پـنـجـره فــولاد تـازه فـهـمـیــدم که هـسـت بـانـی کـربـبـلا امـام رضـا دلم گـرفـته، دلم باز روضه میخواهد گـرفـتـه از غـم تو دل عـزا امام رضا نـوشـتـهانـد کـه پـنـجـاه مـرتـبـه افـتـاد به درد زهـر که شد مـبـتلا امام رضا برای اینکه کـسی با خـبر از او نشود کـشـید روی سـر خـود عبا امام رضا ولی نـیـامده جـایی به او سـنان زدهاند نـدیـد ضـربـۀ سـرنـیـزه را امام رضا سرش جدا نشد از تن، تنش کشیده نشد نخورد نیزه و سنگ و عصا امام رضا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
همین که راز دل زهـر بر مـلا شده بود به قتلگاه از این بیت، کوچه وا شده بود و شمر خندۀ تلخی به خنجرش میکرد و شعر گـریهکنِ روضۀ رضا شده بود به سمت خانه چهل بار خاطرش خون شد نشـسته بود چهـل بار و باز پا شده بود به سمت خانه چهل روضه را نشست و گریست دلش حسینیهای غـرقِ در عزا شده بود و درد بـود که عـمامـه از سـرش افـتاد امام گـریـۀ کـز کـرده در عـبا شده بود اشاره کرد که آن خانه بیحـصیر شود و خاکهای کف حجره کربلا شده بود صدای سُم همه جای اتـاق شیهه کـشید در آن دقیقه که سَم درد بیدوا شده بود کریم در به روی خویش بست و راهی شد جـواد آمد و درهـای بـسـته وا شده بود جـواد آمـد و این تـازه اول روضهست جـگـر شبـیه به اکـبر جدا جدا شده بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
اگـرکـه دیـدۀ نـمـنـاک سوی در دارد بـه سـیـنـه آرزوی دیــدن پـسـر دارد توان و تاب نمانده دگر به اعـضایش بلور اشک به رخسار و چشم تر دارد چو شخص مارگزیده به خویش میپیچد شرار زهر و غم هجر بر جگر دارد شمیم غـم به سـماوات میبَرَد با خود اگر نـسـیـم ز خـاکـش غـبـار بردارد هنوز گـرم مـناجـات با خـداوند است هنوز در نفسـش گرمی و شرر دارد میان حجـرۀ غـربت، در اوج تنهـایی ز رازهــای دل او خــدا خــبـر دارد گهی به زیر لبش میزند صدا، پسرم بــیـا دمـی کـه پـدر نـیـت سـفـر دارد سزاست گر که بگویم ز ماتمش، زهرا کنار بـسـتـر او دسـت بر کـمـر دارد گهی به سوی مدیـنه دلش کند پـرواز گهی به مـقـتـل کـرب وبلا نظر دارد هنوز شیعه «وفایی» دراین مصیبتها دلـی ز آتـش انــدوه، شـعـلـهور دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت امام رضا علیهالسلام قبل از شهادت
نفسهای آخر، عطش، روضهخوان شد که لبهای تـشـنـه، به یـادم بیاید ابـاصلت! آبی بـزن کـوچـهها را قـرار است امـشب جـوادم بـیـاید قرار است امشب شود طوس، مشهد شود قـبـلـهگـاه غـریـبـان مـزارم اگر چه غـریـبی شـبـیه حـسـیـنـم ولی خواهری نیست اینجا کـنارم به دعبل بگو شعر کامل شد اینجا و قبرٍ بطوسی که خواندم برایش بگو این نفـسهای آخر هم اشکم روان است از بیت کرب و بلایش از آن زهر بیرحم پیچـیدهام من به خود مثل زهرای پشت در از درد شفابخش هر دردم از بس که خواندم در آن لحظهها روضهٔ مادر از درد بلا نیست جز عافـیت عاشقان را تـسـلای دردم نـگـاه طبیب است من آن نـاخـدایم که غـرق خـدایم «رضا»یم، رضایم رضای حبیب است اباصـلت آبی بـزن کـوچـههـا را به یادِ سواری که با ذوالفـقـارش بیـایـد سـحـر تا بـگـردنـد دورش خراسان و یاران چشم انتظارش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امام رضا علیهالسلام
چرا شب غـم و مـاتم سحـر نمیگردد چرا زمین و زمان نوحهگر نمیگردد وداعِ قــبـر نـبـی بـود و پــارۀ تـن او غـم فـراق از این سخـتتـر نمیگردد بگو به اهل و عیالش رواست گریه کنند مسـافـر به سـفـر رفـتـه بـرنـمیگردد به غیر خون جگر در عزای آن مسموم نصیب خـواهر خونینجگر نمیگردد شبـیه جد خـودش از مدینه رفت ولی سفر به مرگ که دیگر سفر نمیگردد خبر رسید که شد زخم پلک چشم ترش کسی ز زخـم دلـش با خـبر نمیگردد چنان گـریـست برای ذبـیحِ در گودال که مثـل دیـدۀ او دیـده، تـر نـمیگردد به گریه گفت که مردم! عزیز پردهنشین به چـشم مردم کـوی و گذر نمیگردد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
آخـرِ مـاه صـفـر، اوّل مـاتـم شده است دیدهها پُر گُهر و سینه پُر از غم شده است آه ای ماه! که داری به رُخت گَرد ملال خون دل خوردن خورشید مُسَلَّم شده است آخر ای ماه سفرکرده که سی روزه شدی رنگ رخسار تو همرنگ محرم شده است عـرشـیان مـنـتظـر واقـعـۀ جـانـسوزند چشم قدسینفسان چشمۀ زمزم شده است شـب تـودیـع پـیـمـبـر شهدا میگـفـتـنـد آه از این صبح قیامت که مجسّم شده است تا که برچیده شد از روی زمین سایۀ وحی آسمان ابری و آشفته و درهم شده است مجتبی گلشنی از لاله به لب، کرد وداع داغ او داغ دل عـالـم و آدم شـده اسـت بـاغ لبـریـز شد از زمـزمۀ یـاس کـبود لاله، دل تنگتر از حجلۀ ماتم شده است میهمانی که خراسان شد از او باغ بهشت میـزبـان غم او عـیسی مـریم شده است از همانروز که زد سکّه به نامش در طوس شب، پی کشتن خورشید مُصمّم شده است تـا بــسـوزد دل ذُرّیـۀ زهــرای بــتـول زهر در ساغر انگور فراهم شده است راسـتـی تا بـزنـد بـوسـه بر ایوان طلا کمر چرخ به تعظیم شما خـم شده است پایتخت دل صاحب نظـران است اینجا مشهد، انگشتنمای همه عالم شده است گر چه بسیار خـطـا دیـدهای از ما، امّا سایۀ مهر تو، کی از سر ما کم شده است؟ گر چه من ذرّۀ ناقابلم ای شمس شموس باز پیوند من و عشق تو محکم شده است تا کـسی بـنـدۀ سـلطان خـراسـان نـشود غمش از دل نرود مشکلش آسان نشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
دوباره میزنم از دل صدا: امام رضا بـیـا برای خـودت کـن مرا امـام رضا چه دارم از همه دنیا به جز همین یک دل دلی که هـسـت بـه نـام شما امام رضا هـوای نَـفـْس گـرفـتـه مـرا، گـرفـتارم مرا ز دست خودم کن رهـا امام رضا خـدا کـنـد دم آخـر بـه داد مـن بـرسـی که گـفـتـهام همه دم هر کجا امام رضا به دست هیچکسی رو نمیزنم بس که گـرفـتـه دسـت مـرا بـارهـا امام رضا تو را که داشـتـه بـاشـم هـمیشه دارایم هـزار شکـر که دارم تـورا امام رضا چـقـدر حـاجـت ناگـفـته را روا کردی الا اجـابـت هـر چـه دعــا امــام رضـا چنین که فکر یتیم و اسیر و مسکـینی پـس الـسـلام عـلی هـل اتی امام رضا چـقـدر پـیـش تو وقـت زیـارتت گـفـتم زمـان مـرگ تو پـیـشـم بـیا امام رضا غریبهای دو عـالـم چـقدر دل گرماند که هـسـت بـا دلـشـان آشـنا امام رضا مرا اگر به حرم هم نیاوری عشق است که راضیام به رضای تو یا امام رضا کـنـار پـنـجـره فــولاد تـازه فـهـمـیــدم کـه هـسـت بـانی کـربـبـلا امـام رضـا دلم گرفـته، دلم باز روضه میخـواهد گـرفـته از غـم تو دل عـزا امـام رضا نـوشـتـهانـد کـه پـنـجـاه مـرتـبـه افـتـاد به درد زهـر که شد مبـتـلا امام رضا برای اینکه کـسی با خـبر از او نشود کـشـید روی سر خـود عـبا امام رضا ولی نیـامـده جـایی به او سـنان زدهاند نـدیـد ضـربۀ سـرنـیـزه را امـام رضا سرش جدا نشد از تن، تنش کشیده نشد نخورد نیزه و سنگ و عصا امام رضا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امام رضا علیهالسلام
تو آن امام غـریبی، تو آن امـام رئـوف در این کرانه به خورشید بیبدل معروف غزال خسته کنارت دو بیت اشک گریست نگاه مهـرنوازت که شد به آن معطوف به یک اشـارۀ ابـرو، نَهَـیتَ عَن مُنکَـر به مهـربـانیِ لبخند، اَمَـرتَ بِالمَعـروف تو نـور در دل من ریـخـتی، نـفـهـمیدم نبـود سنـخـیـتی بین ظرف با مظـروف چـقدر آیـنـه بیـتـوتـه کـرده در حـرمت چقدر دل که در این بارگاه کرده وقوف من ایستاده؛ در آغوش خویش میکِشیام خوشم که هیچ غمی نیست در جوار رئوف من از نگاه تو خواندم «فَمَن یَمُت یَرَنی» تو را همان دم آخر، فِی الاحتِضار اَشوف برای وصف تو تنهـا سکـوت باید کرد چه الکن است در این آستان زبان حروف دو خـط روایت ابن شـبـیب را خـوانـدم و پا به پای دلم سوخت برگ برگ لهوف کـبـوتـرانـه دلـم پــر کـشـیـد تـا گـودال که دعبل آمد و سرداد روضۀ مکشوف چه کشتهای، چه غریبی، مُخَضَّبٌ بِدِماء چه مقـتلی، چه شهیدی، مُقَطَّعٌ بِـسُیوف
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
نگـاه خـیـره به در داشت تا خبر برسد خـبـر از آمــدۀ تــازه از ســفـر بـرسـد پدر همیشه امـیدش به یاری پـسر است جواد کـوچکـش ای کاش زودتر برسد کسی نداشت گمان در چنین زمان کمی شـرار زهـر بـلا خـیـز تا جـگـر برسد کـشـیده بود عـبا را به سر میانـدیـشید میان کـوچه نیـفـتـد به پـشـت در برسد روا مـبـاد امـامـی غــریـب تـشـنـۀ آب به خاک سر بگذارد که وعده سر برسد پدر همیشه امـیدش به یاری پسر است چه میشود که پدر یاری پـسر برسد؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ اهل بیت در ایام زیارت مخصوص امام رضا علیهالسلام
دم «قالوا بَلَی» سر داد و اهدا کرد جانش را به دست عشق هرکس داد بیپروا عنانش را و اما عشق... آسان مینمود اول ولی آخر بسی مشکل گرفت از سینهچاکان امتحانش را یکی را زهر کین دادند و جانش را زدند آتش یکی را سر بریدند و شکستند استخوانش را یکی در دامن دردانهاش خون جگر را ریخت یکی هم در عبایش جسم صدچاک جوانش را در این سو خواهری ارث از برادر برد غربت را در آن سو خواهری داغ دل و قدّ کمانش را به دنبال یکی یک خاندان در خاک و خون افتاد نمیبرد آن یکی ایکاش با خود خاندانش را یکی شد آفـتـاب مشهـد و تابـید بر عـالم یکی بر نیزه رفت و کربلا کرد آسمانش را بگو پروا کند از عشق هرکس مرد میدان نیست که تیغ عشق با خون مینویسد داستانش را به مشهد کربلا را خواستم از دامن «رحمان» که من در این دو پیدا کردهام «مُدهامَتان»ش را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
من از روز ازل آشفتهات بودم کماکان هم نه تنها قلب من تقدیم تو بادا که این جان هم به پابـوست بیـایم هیچ از دردم نمینـالم که دردم دوری است و میرسد پیش تو درمان هم شمالیها مقرند اینچنین بعد از زیارتها که با برکت شود محصول شالیها فراوان هم گذرهایی که از زیر حرم وا شد نشان دادهست همه مشهد به پاهای تو افتاده خیابان هم به پایان آمد این شعرم، ارادت همچنان باقیست که از بیت نخست آشفتهات بودم، کماکان هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
قـطره بودیم و هم مسیر شدیم بـا ولای عـلـی کـثـیـر شــدیـم دست ما نه... نگاه زهـرا بود پای این عشق اگر اسیر شدیم یا عـلی گفت و هو کـشـیدیم و راوی خـطـبـۀ غــدیــر شـدیـم ذره بـودیـم و بـینــوا بــودیـم دم بـاب الـجـواد امـیـر شـدیـم ســـائـــل وادی خــراســانــیـم رعـیـت زیـر دِیـن سـلـطـانـیم شکر، گاهی به سینه آهی هست ذوق خشکیده از گناهی هست آخــر کــار عـشــقبــازی مـا راه باز است و بارگاهی هست صـوت نـقـارهخـانه میگـوید: بـیپـنـاهـی؟ بیا پـنـاهی هست سـر ایـن سـفــرۀ کــرم حـتـی جام کـوثر اگر بخواهی هست از سـرم شـوق و بـیـم افـتـاده گــذرم بــر کــریــم افـــتـــاده با نگـاهـش دوباره خواند مرا سـوی دارالـشـفـاء کـشاند مرا دیـد تـنـهـا و بـی کـس افـتــادم در رواق حــرم نـشـانـد مــرا هــر کـجـا گـیــرِ دام افــتــادم ضامنم شد خودش، رهاند مرا بـیـشــتـر از قــدیـمهـا امـسـال حــرم کــربــلا رســانـد مــرا هـمــه جـا در پــنــاه او بـودم نــائـب روی مــــاه او بـــودم ازدحـام صـفـوف یـعـنـی ایـن بـار عـام عـطـوف یـعـنی این بین باب الجـواد و گنبد شاه... مانـدن ما، خـسـوف یعـنی این بیشتر از خودم به فکرم هست "یا امـامَ الـرئـوف" یـعـنی این دم گـرفـتـم هـزار و یک دفعه عــاشـقـیِ حـروف یـعـنـی این میروم پـشـت پـنـجـره فـولاد بعد از آن هر چه باد، بادا باد بــا رضـــای دل امــام رضــا مـیرسـم مـحـفـل امــام رضـا موج دل را کشید سوی خودش جــذبــۀ ســاحـل امــام رضــا بـیــن آب و گــل تـمــامـی مـا ریـخـتــنـد از گـل امـام رضـا چه مـقـامـی رفـیـعتـر از این؟ شـــدهام ســائــل امـــام رضــا بـیبـهـانـه، بـهـانـه مـیگـیـرم روضهای عـاشـقـانه میگـیرم رنـگ، از روی بــاغ افــتـاده گـــیـــر دام نــفـــاق افــتــاده ترسم از خدعههای مأمون بود گـــوئـــیــا اتــفـــاق افـــتـــاده از عبایش بخوان که چندین بار در مــســیـــر رواق افـــتـــاده دست و پا میکشد به روی زمین گــوشــهای از اتــاق افــتـــاده لخـتههای جگر سرازیر است اشکهای پـسر سرازیر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
زهـر اُفـتاده است بر جـانت تب و آتش شده است مهمانت میفـشاری زِ درد دنـدان را میکِشی زانـوان بیجان را شعلهها سرکش است میدانم جگـرت آتـش است میدانـم شده وقت غروب بین مسیر به زمین پا مکوب بین مسیر به سر خود عـبا کشیدهای و سر خود را کجا کشیدهای و پیش زهرا زمین مخور اینقدر تک و تنها زمین مخور اینقدر آه بـا چــشــم تــار اُفـتــادی وای پـنــجــاه بــار اُفــتـادی این چه زهری است بیصدا شدهای چـقـدر مثـل مجـتـبی شدهای به اباصـلـت نـالـه زن شـاید جای تو درب حجره بگشاید حیف دور و برت برادر نیست غیر آن چند تا کبوتر نیست به سر تو بـرادری که نـبود خوش بحال تو خواهری که نبود خواهری نیست بینفس بدود سمت تو روی خار و خس بدود خواهری نیست بین نامحرم گاه پیـش تو گاه پیـش حـرم سـر تـو دور از هـمه اُفـتـاد روی دامـان فـاطـمـه اُفـتـاد ای ابـاصلـت خـاطـر زهـرا زودتـــر بــبــنــد درهـــا را از زمین این حصیر را بردار صورتم را به خاکها بگـذار درد حرف تو را برید ای داد پـسرت نـالهات شنید ای داد سـرفـههـا آمد و امـانت برد آتـش زهـر استـخـوانت برد به زمین چنگ میزنی شاید لحظهای این نفس به لب آید بین حـجـره کـمـی تـقـلا کن راه مـسـدودِ سینه را وا کن لب تو خون شده است صبری کن پسرت آمده است صبری کن لب گـزیدی که ناله تا نزنی پیش این طفل دست و پا نزنی ریخت مژگانت از عزای حسین گریه کردی ولی برای حسین آه ما را عـزیز زهـرا کشت آه ریاّن حـسـین ما را کشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیه امام رضا علیهالسلام و مناجات آخر صفری
اگر چه گـریه نـمـودم دو ماه با غمتان مرا ببـخـش نـمـردم پس از محـرمتان لباس مشکـی من یادگـاری زهـراست چگونه دل کنم از آن؟ چگونه از غمتان؟ بگیر امانـتیات را خودت نگه دارش که چند وقت دگر میشـویم محـرمتان بـرای سـال دگـر نـه بـرای فـاطـمـیـه بـرای روضـه مــادر بـرای مـاتـمتـان دلـم بگـیر که محکـم ترش گـره بزنی به لطف فاطمه بر ریشههای پرچمتان هزار شکر که از لطف پنجـره فـولاد مـیـان حـلـقـه مـاتـم شـدیـم هــمدمتــان بیا دوباره بخوان روضههای یابن شبیب که من دوباره بسوزم دوباره با دمتـان چه شامها که زدی سر به گـریهام اما مرا ببـخـش نـمردم به پـای مـقـدمتـان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
هـنـگـامـهٔ ظـهـورِ رئـوفـیـّت خـداسـت امـشـب شـب ِتـجـلیِّ یا ایها الرضاست لب وا نکرده حاجتِ یک عمر میدهد بیهوده نیست خنده به روی لبِ گداست در صحـن انـقـلاب؛ نـمازم درست شد تعظیم؛ رو به گنبد سلطان رکوع ماست آقای مهـربان به کسی "نه" نگفته است از دور هم صدا بـزنم حـاجـتم رواست بـوسـیـدن ِضـریـح؛ تــقــرُّب مـیآورد حـتی نـگـاه کـردنِ گـنـبد گِـرِهگـشاست مشهد، کسی که یک شبِ خود را سحر کند او همنشین فـاطمه در عرش کبریاست جـاروکـشان خـانـه سـلـطـان ملائـکـند گـرد و غـبـارِ خـانـه آقـام کـیـمـیـاسـت گرد و غبارِ این حرم از جنس تربت است باب الجواد وقت ِغروبش چه با صفاست سـوگـنـد بـر قـدم بـه قـدم راه اربـعـیـن از خــانـه امـام رضـا راهِ کـربـلاسـت در بین حجره تاکه زمین خورد ناله زد آتش گرفته این جگـرم، دلبرم کجاست لب تشنه جان سپرد ولی نیزهای نخورد هنگام دست و پا زدنش سینهاش رهاست شبهای جـمـعـه مـادر اگر داد میزند دیده تن ِبدون ِسری زیر دست و پاست من یک سـوال از عـمـرِ سعـد میکـنم جای عـزیز فـاطـمه در بین بـوریاست حتی وحوشِ دشت همه آب خـوردهانـد لب تشنه رأس شاه دوعالم به نیزههاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
سینهها پُر شده از غصه و تشویش، بمان عــالـم آل مـحـمـد! نـفـسی بـیـش بـمان نفست گـشته بریده، به خودت میپیچی مثل یک مارگزیده به خودت میپیـچی نوکرت از غم و از غربت تو میمیرد خواهرت نیست، سرت را روی دامن گیرد نـالــۀ یـا ولـدی بـا تـن بـی حـال مــزن بین این حجرۀ در بسته، پر و بال مزن تو که نورت به زمین و به زمان میتابید چه شده اینهمه خاکی شدهای، ای خورشید؟! یک دو باری که نه، تکرار شده تا پنجاه هی نشستی به زمین، ناله زدی "وا اُماه" یاد یک کوچه دوباره، چه بههم ریختهای خاکها را به سرت، تا به حرم ریختهای خیره بر در شدی و سرخ شدی، میسوزی چشم بر میخ درِ حجره چرا میدوزی؟! شکر حـق با همۀ غـربـتت آمد پـسرت نـیـزهای زخم نزد بر جگـر محتضرت بین این حجرۀ در بسته، بگو دشمن کیست؟ پیکـر محترمت، زیر سم مرکب نیست قـاتـلت پنجـه بر این طرۀ مویت نکشید خنجـری کند به اطراف گـلویت نکشید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
اگر بـنده هـستی خـدا را بخواه اگـر درد داری، دوا را بخـواه فـقـط ضـامنِ کـربلا را بخـواه علیبن موسی الرضا را بخواه در اینـجا بجـز بـادۀ قُـم نخـور ز بابالجـوادِ حـرم جُـم نخـور کـسی که در اینجـا ادب داشـته دم و گـریـۀ نـیـمـهشب داشـتـه گـدا در حـرم، اذن رب داشـته "یـرون مـقـامی" به لب داشـته غم و درد خود را نهان کن نهان فقط "یـسمعـون کلامی" بخوان همینجا بهشت است! حسرت نکش مهیاست نعمت، تو زحمت نکش از این دست خالی خجالت نکش ز شخصی بجز شاه، منّت نکش ببند عهد و در قول خود جا نزن جز این در، در خانهای را نزن اگر قـطرهای، شور دریا بگیر بسوز و چنان شعلهای پا بگیر بـرای مــحـرم بـیـا جـا بـگـیـر برو گـوشهای از عـبا را بگیر رضا که عبا را به سر میکشید دلش تا به ششگوشه پَر میکشید به هم ریخت با زهر، بین گذر زمین خـورد! اما نه پیش پـسر نچید از سرِ نیـزه خـون جگـر نشد حـاصلـش کـمتر و بیـشتر حسین از حرم تا به میدان رسید فـقـط نـالـه از داغ اکـبر کـشید کـمی از عـلـی زیر پـا ریخـته هـزاران عـلـی در عـبا ریخـته نـبی صد طرف در مـنا ریخته سر عـمـه خـاک عــزا ریخـتـه قسم خورد زینب که گریان شود کمی تـار مـویش پـریشان شود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
من کیـستم؟ گـدای تو یا ثامن الحجج شـرمنـدۀ عـطـای تو یا ثـامن الحجج بالله نمی روم بر بیگـانگـان به عجـز تا هـسـتم آشـنـای تو یا ثـامن الحجـج از کار من گـره نگـشـاید کـسی مگر دسـت گـرهگـشای تو یا ثـامن الحجج تا آخـرین نـفـس نکـشـم دست الـتـجا از دامـن ولای تـو یـا ثـامـن الحجـج خواهم ز بخت همت و از حق سعادتی تا سر نهـم به پـای تو یا ثامن الحجج دارالشفاست کوی تو و خود تویی طبیب درد من و دوای تو یـا ثـامن الحجـج هـسـتـی چـو پـارۀ تن پیـغـمـبـر خـدا جان جهـان فـدای تو یا ثـامن الحجج چون میشود که دیدۀ من هم برد نصیب از دیـدن لـقـای تـو یا ثـامـن الحـجـج سوزد همیشه لاله صفت قلب دوستان از داغ ابـتـلای تو یـا ثـامـن الحـجـج هم ناله با جوان دل افسرده ات جواد گـردیم در عزای تو یا ثـامن الحجـج
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ای ابر لطف! کی تو مرا میدهی عبور از این کویر گـمشده تا جلـوهگاه نـور ماه و ستاره، محضر خورشید میرسند من ابر بیقرارم و بیبهره از حضور نـقـارهخـانـه شـد دل من بـا خـیـال تو دائـم تـو را صـدا بـزنـم تا دم نـشـور همدرد رنج خواهرتانم در این فـراق زیر لب: السلام علی زینب الصبـور بایـد دخـیـل پـرچـم سـبـز تو میشـدم مـثـل نـسـیـم آمـدم از دشـتهای دور اذن دخول خواندم و «فاخلع» به روی لب با این تصور: آمده موسی به کوه طور اذن دخول خواندن من، روضه خواندن است در ذهن من مدینه چرا میشود مرور؟ این آفتاب، جلوهای از چشمهای توست بیحس آفتاب، جهان است سوت و کور حس میکنم جهان پُرِ لبخندهای توست در چـشم آفـتاب، تو را میکنم مرور در محضر امـام دلم عـرض میکـنم: دست شماست بر سر ما تا دم ظهور گفتی حدیث و «فانفجرت اثنتی عشر» آتش گرفت قلب همه...«فارّ التنور» دستی کشیدهای به روی چشمهای من این چشمها اگر که شده سورههای نور چشمم کویر و، در تب مرداد وَهم بود با زمـزم عـنـایت تو شد چـنین نمـور این شعر چیست؟ ترجمۀ اشکهای من قـلـبم پُـر از تلاطم یا حیّ و یا غفـور با یـاد چـشـم تـو، قـدح شـعـر میزنم هر شب که از کنار دلم میکنی عبور عمریاست «لا اله» تو را جار میزنم باید که شعـر من بشود دعـبل غـیور این روزها کسی به دلـم سـر نمیزند شـد دفـتـر قـصـائـد من خـانـۀ قـبـور
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
وقت غروب فصل غـریـبی فرا رسید ابـری کـبـود آمـد و شـام عــزا رسـیـد این غربت از حوالی یثرب شروع شد با بـوی یـاس تا دل این کوچهها رسید اشـکـی که بـود هـمـدم تـنـهـایی عـلی جوشید چشمه چشمه ببین تا کجا رسید زهری که خون دل به لب مجتبی نشاند داغش به پـارهٔ جگـر مصـطـفی رسید مأمون گرفت خنجر تزویر را به دست با دشـنـهٔ دروغ و فـریب و ریـا رسید افسوس چشم دیدن خورشید را نداشت آن کـوردل به آخـر این مـاجـرا رسید خـورشـید بست بـار سفـر از دیار غـم وقـتـی غـروب غـربت آل عـبـا رسید با قلب خون عبای غریبی به سر کشید با قـامـت شـکـسـتـه ز بـزم بـلا رسـید شد روضهخوان جد غریبش در آن غروب داغ حـسـین تا که به جان رضـا رسید میخواند اشک شعلهورش فَابکِ لِلحُسَین مشهد به خاکبوسی کـربوبـلا رسید آتش گرفت خـیـمهٔ جـانش در الـتهـاب روی لـبـش تــرنـم یـا لَـیـتـنــا رسـیــد آن شعلهای که شام غم از خیمهها گذشت با هُرم آتش و عـطش از نیـنـوا رسید در شـام غـم تـلاوت قـرآن شروع شد وقتی گریز روضه به تشت طلا رسید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
کمک میگـیرد از دیوار با قد کـمانش هلاهل سخت برده از تنش تاب و توانش چنان نیلوفری بر خاک سرد حجره پیچد ز بس میسوزد از این زهر مغز استخوانش مسیر تا به حجره گرچه کوتاه است اما گـمانم نیم روزی را گرفـته از زمانش کـشـیده پـنجـه بر دیـوار یاد یاس نیـلی نـمیافـتـاد یک دم آه مـادر از زبـانـش عبا وقتی به سر افکـند یاد آن عـبا بود که حیدر پشت در انداخت بر روی جوانش تمام انتظارش را به در میدوخت تا که بیاید زودتر از راه عمرش، نوجوانش
: امتیاز
|
























