-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در لیله المبیت
رسید وحی تا که از بـلا تو را خبر کند خبر کند که یک نفر به جای تو خطر کند چـقـدر تـیـغ آخـتـه به خـانـۀ تو تـاخـتـه کدام مرد حاضر است سینه را سپر کند؟ چه صولتی! عجب یلیست! مرد مردها علیست به جان او مبـاد چـشـم تـیـغهـا نظر کند بگو چگونه رد شدی؟ کسی ندیده برگ گل چـنین سلامت از میان خـارها گـذر کند به گـرد پـای لـیـلـة المـبیت هم نمیرسد هر آنکه مدعیست هر چقدر هم هنر کند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در لیله المبیت
شب همان شب که سفر مبدأ دوران میشد خط به خط باور تـقـویم، مسلمان میشد شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب در شب فـتنه، شب فتنه، شب خـنجـرها بـاز هـم چاره عـلـی بـود نه آن دیگرها مرد، مردی که کمر بسته به پیکار دگر بـیزره آمـده در مـعـرکـه یکبـار دگر تا خودِ صبح، خطر دور و برش میچرخید تیغِ عریان شده بالای سرش میچرخـید مـرد آن اسـت که تا لحـظـۀ آخـر مـانده در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده باده در دستِ سبو بود و نـفـهـمـید کسی و محـمـد خـود او بود و نـفـهـمـید کسی در شبِ فتنه، شبِ فـتـنه، شب خـنجرها باز هم چـاره عـلـی بـود نه آن دیگـرها دیگرانی که به هـنگـامـه تـمـرّد کـردند جان پـیـغـمـبر خود را سپر خود کردند بـگـذاریـد بگـویـم چه غـمی حاصل شد آیـۀ تــرس بـرای چـه کـسـی نـازل شـد بگـذاریـد بـگـویـم خـطـر عـشـق مـکـن «جـگـر شـیـر نداری سفر عشق مکن» باز هم یک نفـر از درد به من میگوید من زبان بستهام و خواجه سخن میگوید: «من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم» طاقت آوردن این درد نهان آسان نیست شِقشقیّهست و سخن گفتن از آن آسان نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
به نامت میشود خوشبو دهانم یا علی مولا جهنم میشود بی تو جهانم یا علی مولا دو عالم را تو رزاقی؛ همیشه گرم انفاقی رسید از سفرۀ تو آب و نانم یا علی مولا نمازم ارزشی در بارگاه حق نخواهد داشت اگر نـامت نبـاشد در اذانـم یا علی مولا اگر در نسل من بیحب تو طفلی تولد یافت الهی که بـسـوزد دودمـانـم یا علی مولا نـمـیدانـم چـرا حــسِ کـلـیـمالله را دارم زمانهایی که با تو همزبانم یا علی مولا چنان حالِ خوشی را در نجف دارم که میخواهم کـنارت تا نفـس دارم بمانم یا علی مولا نجف را بیشتر از هر بهشتی دوست دارم من چرا که در نجف جنتمکانم یا علی مولا مرا آسیبی از خورشیدِ سوزانِ قیامت نیست اگر مهـر تو باشد سـایـبانم یا علی مولا در این دنیا که مهمان تو بودم؛ کاش فردا هم میان قـبر باشی مـیـزبـانـم یا عـلی مولا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
جهان، سرای عـدم بود بیولای علی حیات، زنده شد از چـشمۀ بقـای علی خــدا بـه اوج هـنــر آفــریــده از اول تـمـام عـالـمـیـان را فـقـط برای عـلی مـقـام یـار کجـا و عـقـول نـاقـص مـا عـلـی عـلـیِ خـدا و خـدا خـدای عـلی زمان جنگ ندارد رقیب و وقـت دعا تمام خـلـق شـود مـسـتِ ربّـنـای علی صدای کیست چنین خوش شکفته در معراج؟ خدا مکالـمه کردهست با صدای عـلی بهشت لطف نـدارد بدون نـوکـریاش زمین چه جای قشنگیست در هوای علی بیا و خاک نجف را بکش به چشمانت که کعبه سجده نماید به خاک پای علی جهان به چـشـم نـدیـده ولی اگر داری بیا نـمـونه بیـاور یکی به جـای عـلـی بگو که جانِ دو عالم چه ارزشی دارد؟ چرا که حضرت زهرا شده فدای علی به وصلهوصلۀ پیراهنش که وصل شدهست ستون عـرش به جانِ نخ عـبـای علی مـن و تـمــامـی اولاد و جــدّ و آبــادم فدای حـیدر و زهـرا و بچههای عـلی فرج؛ گشایش کار است، العجل یارب به دستهای کریم و گـرهگـشای علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
جان و دلم به کار تو گرم است یاعلی چـشمم به انتـظار تو گرم است یاعلی خـورشـید با تـمامی خـورشـید بودنش در گـردش مـدار تو گرم است یا علی هر کس دم از عدالت و انصاف میزند پشتش به ذوالفقار تو گرم است یاعلی سر میزنی به مردم دلخسته و هنوز نانهای کولهبار تو، گرم است یا علی هر گوشهای که انجمن شاعران بهپاست با شعـر شهـریار تو گرم است یا عـلی آتـشفـشـان سـیـنـۀ سـلـمـان و قـنـبـرت از عـشق آشکـار تو گرم است یا علی نـیـمـهشـبـان سـوز و گـداز کـمـیـلهـا با چشم اشکبـار تو گرم است یا علی با رمز یاعلی چه شهـیدان که سوختند بـازار لالـهزار تو گـرم اسـت یا عـلی آغوش باز میکنم ای عشق! وقت مرگ قـول تو و قـرار تو گـرم است یا علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نه در کاخ و نه در حجره نه پشت میزها گم بود علی با کفشهای وصلهدارش بین مردم بود کسی که جلوۀ اخـم خداوند است اخم او بروی مستمندان صورتش غرق تبسم بود زره بی پشت میپوشید در میدان جنگ اما زره شبها به پشتش کیسۀ خرما و گندم بود به بیتالمال برگرداند مال مفتخورها را اگر پای زنان خلخال اگر بر اسبشان سُم بود علی آن آیت الهی که در چشم خدابینش زن مکارۀ دنیا شـبیه خوک و کژدم بود عـلی حاکم شد و تنها برای آهن داغش، مـیـان سـایـرین اقـوام را حـق تـقدم بود علی را کم کنی از دین چه میماند که دین بیاو چنان شیر بدون اشکم و بییال و بیدم بود بگو با کورها و با کران غیر از ولای او کدامین نعمتش منظور اتممتُ علیکم بود؟ شما گرد و غباری در بیابان عدم بودید خدا با صوت او در طور مشغول تکلم بود به شأنش آیههای هلآتی میآمد از قرآن شما هم شأنتان قبر و تکاثر بود و زُرتُم بود شما اشترچران بودید و فرزند ابوطالب میان عـرشیان سرگرم تعـلیم و تعلم بود یکی در غار با پیغمبر اما زهره ترکانده علی در زیر تیغ چل نفر در خواب چندم بود به ذکر یا علی آرام نوح از عرشۀ کشتی نظر میکرد و دنیا با عذابش در تلاطم بود همو که در رکوعش عرشیان سائل شدند آری همو که در نمازش تیرها در پای او گم بود علی با دست خود علامه را کوثر تعارف کرد و خصمش در جمل بر پشکلی گرم تیمم بود فضیلتهای او بغض نمک نشناسها میشد همان بغضی که صبحی تیغ شد یک روز هیزم بود شبی در خواب دیدم قنبرش بین بهشتیها تو گویی قرص ماه کاملی در بین انجم بود تمام دین همان انگور حک روی ضریح اوست که از ظهر غدیر این خوشۀ مستانه در خم بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
هرکس به تو رسیده فرهمند میشود آنکس که با تو بوده خردمند میشود معماریِ عجیبِ تو را هر که دید گفت جـبـریل در حـریـم تو پـابـند میشود شیعه ملاک برتریَش حُبِ حیدر است با این حساب، فاطمه خرسند میشود هوهوی ذوالفقار تو طوفان به پا کند از ترس، دشمنت نفـسش بند میشود اینکه علی مع الحق و حق مع علیست یعنی عـلـی صفـات خـداونـد میشود چشم خدایی و، غضبت هم خدایی است کافـر به یک نـگـاه تو دربند میشود چون حب توست همرهِ رزمندههای تو پس مالک است آنکه ظفرمند میشود لـطـف تو ای عزیز خـداونـد شـامـلِ آنـانـکـه از بِــلادِ شـمـایـنـد مـیشـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
چه بود ذکر عارفان؟ علی علی علی علی چه بود روشنای جان؟ علی علی علی علی که بود خالق جهـان؟ خـدا خـدا خـدا خـدا که داشت از خدا نشان؟ علی علی علی علی هزار نغمه پیش از این، سرودهاند در زمین ولی یکیست جاودان: علی علی علی علی اگر خـدا خدا کـنی، تـمام شب دعـا کـنی ندا رسد از آسـمان: عـلی علی علی علی که بوده کعبه مولدش؟ کنار حق تولدش؟ بهجز امیرمؤمـنان؟ عـلی علی علی علی به خوابگاه مصطفی که خـفت وقت ابتلا شب هجوم بیامان؟ علی علی علی علی به بدر و خندق و اُحد، به خیبر و حُنَین شد چه کس هماره جانفشان؟ علی علی علی علی که در رکوع، بیریا، زکات داده بر گدا چنانکه کرده حق بیان؟ علی علی علی علی مهی چنین مبارکت، الا زمـین! مبارکـت بچرخ دور او بخوان: علی علی علی علی علیست ذکر اولم، عـلیست ورد آخـرم و اسم حیّ لامکـان: علی علی علی علی نگاه ما به سوی تو، به جستجوی روی تو در این جهان و آن جهان: علی علی علی علی! در آن زمان که هیچکس، نیایدش به لب نفس بگیر دست ناتوان، علی علی علی علی!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نجفت از همۀ کون و مکان ما را بس نقش انگور ضریحت ز جنان ما را بس بـرق ایـوان تـو انـگـار که جـادو دارد حرمت از همه عیش گذران ما را بس ساقی انگار که پیـمانه نماند است دگر مستی عشق تو در هر شریان ما را بس ما که باشیم که وصل تو شود قسمت ما بردن اسم حـریـمت به زبان ما را بس طـلـب رزق نـکـردیم ز دربـار کـسـی کرم و لطف تو از هر جریان ما را بس میتوان دفتری از وصف علی انشا کرد خـطبـۀ نـقـطهنـدار تو ز آن ما را بس منسب و مال نخواهیم ز درگاه تو شاه وصلۀ کفش تو از هر دو جهان ما را بس عـلـوی بودن ما برکـت نان پـدر است از عناوین جهان مرثیهخوان ما را بس
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
جنون گریخت سراسیـمه از مـلاقـاتم شب شـراب که بـاشد دچـار افـراطـم بریز هر چه که داری مکن مراعـاتم تو بیملاحـظه، من نیـز بی مبـالاتـم سیاه مست تو هستم گذشته کار از کار (شب شراب میارزد به بامداد خمار) تو آن قـصـیدۀ بی اخـتـیار مـوزونـی پر از خـیالی و از هر خیال بیـرونی شکـوه شـعـر کهـن در کـلام اکـنونی بـریـز قـاعـدهها را بهـم؛ تو قـانـونی سرودنِ تو حماسیترین مغازله است جهان بدون تو اسلوب بیمعادله است رسیدهام به تو در نظمی از پریشانی به شاعرانهترین لحظههای حـیـرانی نگفتهام که چه میخواهم از تو؛ میدانی شراب شعر صغـیر و فـؤاد کرمـانی تو ای قـصـیـدۀ اعـلا مـسـمط عـالـی جنون "فاتح علی خان" در اوج قوالی کـتـاب معـجـزه در بیشـمار ابـوابی اگر چه نـقـطۀ ایجـاز غـرق اطـنابی بخـوانـمت منِ وامـانـده با چه الـقابی اگر خـدات بگـویـم تـو بر نـمیتـابی اگر مـلال تـوأم بـی دریغ کـن دفـعـم تو تـیغ میکشی اما مـنم که ذینـفـعم تو هـمـزمانِ زمان نـیستی کجایی تو کـنار فـاطـمـهای هـمـدم حـرایـی تـو به چـشم حـیرت جـبرئـیل آشـنایی تو به ذهن کوچک دنیا پر از چرایی تو تو در نـهـایت مـعـراج در نـبـایـدهـا نشـسـتهای به تمـاشای رفت و آمـدها به نـاشـنـاسیِ مـنـظـومــۀ عـلی نـامه به الـغــدیـر به مـوی سـپـیـد عـلامـه به یا عـلـی مـددِ پـوریـا به هـنـگـامه به شرمگـینیِ من در چکامه و چامه تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای آنکه ز شوقت جگر خلق کباب است گر نیم نظر لطف کنی عین ثواب است در سجـده بفـرما که به پایت بدهـم جان خم کن سر این شیشه که هنگام شراب است ای دل نظـر شیـر خـدا حد وسط نیست یا موج مزن یا که بجوش این چه سراب است ذکر تو سـوار است به سنگ یمن اینجا یعنی علی از شوق علی پا به رکاب است تأثیر اگر کرد فغان لطف تو باقی است یک تار سر زلف تو تکمیل رباب است اسباب تکـامـل همه نـفی است در اینجا انگور که چسبد به ضریح تو شراب است آن نامه که سر بسته فـرستـند به کویت گر پاره کـند خادم تو عین جواب است تـیغی که تو بستی چو به گلزار ببـنـدند یک غنچه دمیدن همه جا عالم آب است شمـشیر همان شمۀ شیر است به میدان جز تو به میان تیغ اگر بست خطاب است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
تـشـنهکـامی که لبِ او رَبَّـنـا بـرداشـته آب را از چشمهسار مرتضی برداشته از وضوی او حیات جـاودانه میچکـد خضر از مَسـحِ عـلـی آب بقـا برداشته کعبه را بی پردۀ مشکی تصوّر کردهاند تا علی از شانههای خود عـبا برداشته از زمانی که علی حِین قنوتش اخم کرد طاق محـراب مسـاجـد انحـنا بـرداشته کار دست قابض الارواح داده وقت جنگ ذوالفقارش را به قصد حمله تا برداشته وصلهپینه فوت و فنِّ کیمیای حیدر است بـارها فـضّه ز نعـلیـنش طـلا برداشته روز محشر دست حسرت بر سر خود میزند هرکه دست از حُبِّ آل مرتضی برداشته آمده که شیعۀ حیدر، شفیعش فاطمهاست این مُسَبب شد که من را هم هوا برداشته میتوان بر شکِّ قلبش با یقین خرده گرفت زائری که در نجف قـبلهنما برداشته؟! در حریمش شاعران سرگرم مضمون یابیاند جای جای صحن او را محتوا برداشته گنبد و گـلدسته را انسان تجـسّم میکنم گـوئـیا ایـوانطـلا دست دُعـا بـرداشته اذن دیـدار پـسر را هم پـدر امضا کـند در نجـف زائر بـراتِ کـربـلا برداشته آن کفنهای بهـشتی سهم فرزندش نشد پس برای خود حسینش بوریا برداشته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
از نجف یکسره تا کرب و بلا گفت: علی دل گره خورد به نام شهدا گفت: علی چشمه و رود به تسبیح خدا مشغـولند هرکه از نام خدا گفت، خدا گفت: علی عشق فریاد زد و بیرق حق بالا رفت کوه در لحظۀ برگشتِ صدا گفت: علی درد افـتاد به جـانـم، نـفـسـم بـنـد آمـد دلِ بیـچـارۀ من وقت بلا گـفت: عـلی به طـبـیبان جـهـان کـار نـدارد اصلاً دلِ مشتاق عـلی جای دوا گفت: علی به نجف رفت و به شکرانۀ زائر شدنش چشمم از دیدن ایوانِ طلا گفت: علی زاهد از سیر الی الله چه منظوری داشت؟ عارفی داد اذان، قـبلهنـما گـفت: علی ملکی مثل علی در شب معراجش دید که پیمبر همه جا قبل دعا گفت: علی به ولایت، به عبادت، به سعادت برسد هـرکه با پـنج تن آل عـبا گـفت: علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بر گـنبد طلای عـلی، شاهِ چـارهجـو خورشید یک دقـیقه نتابـیده بیوضو ما تا همیشه شهره به عشاقِ حیدریم مـستـیم مست بـادۀ کـوثـر سبـو سـبو یـلهای نـامـدار عـرب هم نمیشدند با ذوالـفـقـار حـیـدر کرار رو به رو خواندیم خط به خط همه آیات وحی را مدح عـلی و آل عـلی بود مـو به مو ما دلشکستهها مگر از خود چه داشتیم؟ ما را نـجـفنـشـیـنـیمـان داده آبـرو آرام کـوچههای نـجـف را قـدم بـزن هر جا دلت شکست، فقط یا علی بگو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
روشنترین تجلیّ صدق و صفا علیست یکـدانـه مَحـرم حـرمِ کـبریا علیست هم نـاخـدای کـشتی بحر ولایت است هم نکـتـهٔ مؤکّد در «إنّـما» علیست نامی که بر صحیفهٔ خُم نقش بسته است از ابتـدای خلـقـت و تا انتها علیست قـصد از بیان «انفُـسَنا» در مـبـاهـله نَفْسِ نَفیسِ حضرت خیرالوری علیست خـورشـیـد آسـمـان ولایـت که تـا ابـد تـابد به قـلب پاک همه اولیا علیست حبلالمتینِ دستِ علی دست احمد است حـبلالمـتـینِ سـلـسـلهٔ انـبـیـا علیست تنهـا نه از زمین و زمـان باخـبر بُوَد با رمز و راز عرش خدا آشنا علیست بعد از خدا و احمد و قرآن به روز حشر در کشتی شکستهدلان ناخدا علیست شیـواتـرین جـواب «اَلَـسـْتُ بِـرَبِّکُم» زیبـاتـرین ترنّم «قالوا بلا» علیست ذکر عـلیالـدوام من از لحظهٔ نخست تا وقت مرگ در همهدم ذکر یاعلیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بـایـد رکـوع کـرد برای تو یا سـجـود؟ ای واجبالـوجـودتـرین ممکـنالـوجود دیشب به شـوق دیـدن ایـوان طـلای تو یک چشم دجله بودم و یک چشم زندهرود بـا آنـکـه هـیـچ بـودی از اول نـداشـتـم با عشق تو مصالحه کردم هر آنچه بود تا میچشی دو حـبّه از انگور این حرم یک جذبه در قیامی و یک خلسه در قعود اینجا که میرسی تو در این بحر، مثل کاه همواره در فـرازی و همواره در فرود ای خضر! اعتراف کن از برکت علیست اینجا رسیـدهای به مـقـامـاتی از خـلـود اینجا رسـیدهای به اجـابـتتـرین قـنوت اینجا رسـیـدهای به تـشهـدتـرین شـهـود اینجا که میرسی به نبود خودت برس بودِ تـو بـا وجـودِ عـلـی میشـود نـبـود آنان که بیعـلی همۀ عـمـرشان گذشت بردند در نهایت از این زندگی چه سود؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
تا سـر به خـاک مـقـدم مـولا گـذاشـتیم دل را در آسـتـان نـجـف جـا گـذاشـتیم خاریم و رو به گـلـشن یـاسین نهادهایم خـاکـیم و سر به درگـه مـولا گـذاشتیم چون ذرّه چشم در ره خورشید دوختیم چون قـطره پا به وسعتِ دریا گذاشتیم تـا آفـتـاب گـوشـۀ چـشـمـی به ما کـنـد شب تا به صبـح پـنجره را وا گـذاشتیم ایوان باصفای تو از بس که دیدنیست بـا چـشـمِ دل قـرار تـمـاشـا گـذاشـتـیـم ما را ببخش اگر زِ هجـوم فـرشـتـگان گـاهی به روی بـال مـلـک پـا گذاشتیم با کـاروان اشک کـسی هـمـسفـر نـشد «این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم» این اشک را به رسم امانت در این حرم تـنـهـا بـرای تـوشـۀ فـردا گـذاشـتـیم...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شبهای قدر
او هـمـان آیـنـۀ روشـنِ ذاتِ ازلـیست بهترین اسم خدا بی برو برگرد "علی"ست با عـلی باز شده پای عجـائب به جهان پر زد از شوق به سویش، دلِ بابُ الثعبان مؤمنون خوانده علی قبل نزولش از بر گاه جـبـریل صدا میزنـدش "پیغـمبر" شب مـعـراج به هـرسو رد پـایش افتاد و نـبـی پـیـش خـدا یـادِ صـدایش افـتـاد آمـد و از شب معـراج، نـبـی داد خبر: "از صدای سخن عـشق ندیدم خوشتر" چه قَدَر فـیض از او برد رسول عربی "چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی" گر در از باغِ مقـامش بگـشـاید تـمثـیل انـبـیا را نرسد دست به خـرمای نخـیل که رسـولانِ اولـوالـعـزم خدا تا امروز خطبۀ بی الف و نقـطه نگـفـتـنـد هـنوز آدم آب و گلش آنروز که در قالب بود پـدر خـاک، عـلـی ابـن ابـیـطـالـب بود پدر خاک عـلی، حـیـثیت آدم از اوست "عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست" نورِ حقی که از او طورِ خدا روشن گشت برقِ دندانِ علی بود که خندید و گذشت آن شب سخت که اسمش شبِ طوفانِ بلاست نوح میگـفت نتـرسـید یـدالله اینجاست عیسیِ مریم از این مرد گرفتهست مدد جـانْ فـدای پـسـرِ فــاطـمــۀ بـنـت اسـد در دلِ آتش اگر رفت چه جای بیم است؟ همه جا نادِ علی، حافـظِ ابـراهـیم است هر زمان سازِ سخن کرد به هرجا داوود أشــهـــدُ أنّ عــلــیــاّ ولــیُ الله ســـرود چه بگـویم ز مـقـامـات عـلی، حـیـرانم هـا عـلیٌ بـشـرٌ کـیـفَ بـشـر میخـوانم قنبری داشت که عالم کفِ دستانش بود گَرد نعـلین عـلی، مُلکِ سلیـمانـش بود بشکند در گذر از عـینِ عـلی، پای قـلم بازماندهست به وصفش دهنِ تیغ دو دم آفـتابِ قَـدَر از کـوهِ قـضـا سـر زد باز دشت میلرزد و میلرزد و میلرزد باز تیغِ ابروی غضب کردۀ خود را خم کرد باز هم جای خودش را علمش محکم کرد لب شمشیر علی تـشنۀ تکـبـیر خداست ملکالموت، صدایِ نفسِ شـیر خداست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
زمینِ تـشنه بـغـل کرده آسـمان تو را که قـطرهای بچـشد مـزّۀ جهان تو را نوشتهاند به توصیفِ وحی، فصل به فصل پیـمـبـرانِ اولـوالـعـزم، داستان تو را مــنـارههـای فــلـک بـا "انـا ولـیالله" رساندهاند به گـوشِ زمان اذان تو را سرِ گـرسنه به بالین گذاشتی هر شب ولی گـرسـنه نـدیـدنـد میـهـمان تو را نگاهِ حسرتِ گـندم دخیل بسته به جو که بوسه داده ضریحِ تنورِ نانِ تو را نـدیـدهاند ضعـیـفـان نگـاهِ خـشمت را و دشـمـنانِ خـدا روی مهـربان تو را مجالِ خواندنِ نهجالبلاغه در عرش است کسی نمیفـهمد در زمین زبان تو را به ردّ شمس قسم، یک اشارهات کافیست که قاصدت برساند به ما زمان تو را فرشتگـانِ سبکبال در زمین جمعاند که تا نجـف بـرسـانـند زائـران تو را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شبهای قدر
علی که رشتۀ خلقت به دست قدرت اوست مقدرات جهان بـسته بر نـظارت اوست مقـام او به تـصور نـمیرسـد که خـیال شکسته بالتـر از اوج بینهـایت اوست علی که هرچه که خوبیست توأمان دارد علی که هر چه که پاکیست در طریقت اوست علی که حج و نماز و دعا و صبر و رضاست علی که آینۀ کـفر و دین، مودت اوست عـلـی که نـقـطـۀ بـاء است باء بـسم الله علی که شرط قبول عمل، ولایت اوست غدیر فصل خطاب است بر کبیر و صغیر که حرف اول و آخر، فقط محبت اوست نهاده کیسۀ خرما به دوش، در پی کیست؟! شهی که تکهای از نان خشک قسمت اوست لباس وصله بر اندام هـیچ شاهی نیست که همترازی با اهل فـقر، عادت اوست همان علی که به هنگـامۀ رکـوع نـماز زکات، چشمه جـوشندۀ سخـاوت اوست هـمان علی که عـلـمدار فـتح خـیـبر شد همان علی که ظفر وامدار رأیت اوست همان که تیغ اگر خورد، پای پس نکشید همان علی که اُحُد جلوۀ اطاعت اوست چـنانکه در تب و تاب نبـرد ثـابت کرد که ذوالفـقـار، برازنـدۀ شجاعـت اوست دلاوری که چـنـان او نزاده مـادر دهـر امیر مـقـتـدری که کـرم سجـیت اوست همان علی که به خندق خلوص ضربت او نـماد روشـنـی از قـلـۀ عـبـادت اوسـت "حماسه" واژۀ گـنگیست در نبرد علی به وقت جنگ، زمین عرصۀ قیامت اوست اگرچه خفته جهان بود، خفت جای نبی که ترس واژۀ بی معـنی هـویت اوسـت به کهکشان علی هر ستاره خورشیدیست علی که نورتر از نور، واقعـیت اوست کمال هرچه کمال و جمال هرچه جمال چکیده از سر انگشت با کرامت اوست خدا که گنج نهان است رخ نموده در او عـلی تـجـلی انـسـانـی حـقـیـقـت اوسـت حقیقتی که به خون غرقه گشت در شب قدر حقـیقـتی که به دلها غم شهادت اوست به فکـر قـاتل خود نیز بود و وا عـجـبا از آن امیر دلیری که عدل، خصلت اوست زن یـهـودی و خـلـخـال و آهِ تـلخ عـلی دلـیل تـلـخی این آهِ تلـخ، غـیرت اوست نه از عـلی نـتـوان دید ظـلـم بر مـوری از آن علی که جهان در کف کفایت اوست عقیل، عدل علی را چشیده است و زمان هنوز در عجب از جلوۀ عـدالت اوست به غیر گوهر از آن لب نکرده بذل، علی به گونهای که بیان قاصر از فصاحت اوست علی که هر چه که گـفتیم از فضایل او به قدر سایهای از کاروان شوکت اوست به جز کلام خـدا، آیـههای روشن وحی کدام جمله سزاوار وصف و مدحت اوست جهـان نـدیـده چـنـان او امـام مظـلـومی هر آنچه مانده ز اسلام، رنج و محنت اوست به شـقـشـقـیه قـسم خـار در میانۀ چـشم چو استخوان به گلو بازگوی غربت اوست چه غربتی که فقط چاه همدمش شده بود چه غربتی که فقط مرگ، خواب راحت اوست به پشت در که رسید اشک شد به گونه چکید چو دید دخـتر یاسین پی حـمایت اوست گـرفـتـه قـاطـبـۀ کـفـر تازیـانه به دست به خون کشیدن آیات وحی، نیت اوست کسی نبـود بگـوید مـزن حـرامی پـست که این کبوتر زخمی تمام عزت اوست علی شکست در آن صبر ناگزیر که دید تلاش دشمن غدار، هتک حرمت اوست از این عریـضۀ غـمبار و تلخ میگذرم از این عریضه که مردن، سزای صحبت اوست نبـاشد آنکه نـبـیـند عـلـی ولی خـداسـت بمیرد آنکه به دل در پی عداوت اوست هزار شکر خدا را که شیعهایم و هنوز هر آنچه لطف به ما میرسد به برکت اوست به نام نامی زهـرا قـصیده خـاتمه یافت که نام فـاطمه باب شروع رأفت اوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ حضور و مبارزۀ مردم در زیر سایه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ما را به عـلـی، میـثـم تـمّـار ببینید ما را همه از عشق، سرِ دار ببینید گفتم علی و... لب من طعم رُطب داد مـسـتـی مـرا مـوقـع افـطـار ببـینید تکـثـیر شده نـام عـلی در جگـر ما ما را نهکـم اینبار که بسیار ببـینید باید که محـبـّین عـلی را بـشـمارید خواهید که یک قوم جگردار ببینید جـای هـمـۀ مـردم ایــران عـزیـزم امـروز فـقـط حـیـدر کـرّار ببـیـنید نه خواهش و نه پوزش و نه صلح و نه تسلیم ما را فقط ای قـوم به پـیکار ببـینید شیریم که از نعرۀ ما خواب ندارید ما را به سـرِ ضجّـۀ کـفـتار ببـیـنید ما سایۀ مرگیم به روی سر صهیون ما را به سرِ خویش علیوار ببینید دیروز عَلَمدار اگر رفت، به جایش امروز جـوانهای عَـلـَمدار ببـیـنـید
: امتیاز
|
























