-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
چه شبهایی رقیه از فراقت، سخت در تب بود چه تقدیری که وصل ما، خرابه، در دل شب بود چنان تار است چشمانم که باور کن نفهمیدم سکینه شانه زد موی مرا یا عمه زینب بود |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
با این پـر شکـسـته کـبوتر نمیشود بییاد مرگ هر شب او سر نمیشود دروازه و شلـوغی بازار و بزمِ می با روضهٔ خـرابـه بـرابـر نـمیشـود |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها قبل از شهادت
سنگ خورده، آتش افتاده به جانش کوبهکو مهربانتر باش نیزه، چند شب با این گلو تیغ کم کردهست جسمش را به صحرا عضو، عضو شعله کم کردهست از زلف سپیدش موبهمو |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و فراق رهبر شهید انقلاب
گوش دنیا، تـشنۀ آوای پُـرتکرار ماست ذکر زیبای حسین از بهترین اذکار ماست دلـرُبـایی میکـنـد از عـالـم بـالا حـسین در دل عرش برین هم، صحبت از دلدار ماست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
در غم هجر پدر، کاری به جز شیون نداشت اشک فرزند شهید اینقدر خندیدن نداشت وارث درد هزار و نهصد و پنجاه زخـم جای سالم یک سر سوزن به روی تن نداشت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
از سفـر نـیـزهها، آمده مـهـمان عـشق روز وصالت رسید، زخمی هجران عشق قـایق طـوفـانزده، دل به بـیـابـان زده دیدۀ لیلی ندید، چون تو پریشان عشق |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها قبل از شهادت
سر تو رسیده امشب، شده وقت میهمانی چه عزیز میهمانی، چه شکسته میزبانی نفـسی بیا و بنـشین، سخـنی بگو و بشنو که بدون تو چه خیری، برسد به زندگانی؟ |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها قبل از شهادت
ندارد دختری اینگونه بابایی که من دارم یقین مریم ندارد این مسیحایی که من دارم در آغوشش میانِ آسمانها سِیر میکردم ندارد عرش هم عرش معلایی که من دارم |
![]() |
![]() |
مناجات با سیدالشهدا و مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
وقتی از خـاک تو شـفا برسد گر نگاهی کـنی، چهها برسد به نـوا میرسـانـیاش قـطعـاً بی نـوا گـر به نـیـنـوا بـرسد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
غزل میچینم از آیاتِ روحانی «مکاسب» را کـتاب عـاشقی باید بـنا سازد مکـاتب را مگر آشوبِ «شهرآشوب» را از شهر برچینم مراثی را فرو بگذارم و خوانم مناقب را |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
عـمـریست که هـستیم مسلمان رقیه شـیـعـه شـدۀ مـوی پـریـشــان رقـیـه وصلیم به توحـید و نبوت، به امامت وصـلـیـم به زهـرا و به ایـمـان رقیه |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
آتـش زده غـم تو، بر خـرمـن رقـیه خوش آمدی پدرجان، بر دیدن رقیه دیروز من نشستم، بر روی دامن تو امروز تو نـشـسـتـی، بر دامـن رقیه |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
بخواب بر سر زانوی خستهام، سر بابا منم همان که صدا میزدیش: دختر بابا دلم گرفت از این کوچههای سرد غریبه چه دیر آمدی ای سر! کجاست پیکر بابا؟ |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم سـراغ ســرت را مـن از آسـمـان و ســراغ تـنـت از بـیــابــان بـگـیــرم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
حالا که برگـشتی سـرت پـیکـر ندارد بــابـا رقــیــه طــاقــتـی دیـگـر نـدارد از بس که خورده سنگ و چوب و ضرب خنجر یک جای سالم این سر و حنجر ندارد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
مرا به جز غـم هجران تو ملالی نیست به غیر عطر تو بویی در این حوالی نیست تو در کـنار مـنی هـیچ کـس نـمیبـیـنـد کنارم از تو لبالب پُر است، خالی نیست |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
برای خـشکی لـبهای تو هرچند بارانم ولی از داغ سوزانت ترکخوردم، بیابانم اگر پژمردهام دور از هوای چشمهای تو خزان افتاده بر گـلـبرگهای در بهارانم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها قبل از شهادت
من آن مجـاهـد نـسـتوه خـردسال اسیرم که شمع محفل آزادگیست روی منـیرم پیـام خـون خـدا خیزد از زبان خـموشم که سیّدالـشهـدا را به شهـر شـام سفـیرم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
لـیـلـهٔ قـدرم و تـنهـا سـحـرش را دارم پدرم نیست در آغوش و سرش را دارم دخـتـر شـاهـم و اما فـقـط از این دنـیـا پـای زخـمیشده و چشم ترش را دارم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد حالا تصور کن که آن سر، ماهِ خونرنگی در هـالهای از گـیسویی خاکستری باشد |




























