-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیهالسلام
همیشه تا که بُوَد بر لب مَلَک تهـلیل هماره تا که بشر راست ذکر ربّ جلیل درود بـاد به دوّم شـهـیـد راه حـسین سلام باد به اوّل قـتـیـل نـسـل خـلـیل |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیهالسلام
قسمت این بود تا که در کوفه تو عـلـمـدار پـرچـمش باشی اصـلاً آنـجـا تو را فـرسـتاده تا سـفـیـر مـحـرمـش بـاشـی |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
از سـر دارالامــاره روی بــام میدهم بر محضرت مولا سلام چشم بد از دورِ چشمان تو دور سایهات بر اهل عـالـم مـسـتدام |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
در شجـاعـت، منم ابوطالب در ارادت، منم عـقـیـلِ دگر که خـدا در پـیـام خـون خدا برگـزیـدم چو جـبـرئیل دگر |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
به شانه کولۀ بارم، خـرابِ دوریِ یارم بُـود امـیـد بـبـیـنم دوبـاره روی نـگـارم به سیلِ اشک ندامت ز مادر تو خجالت کِشم که غیر دو کودک برای هدیه ندارم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیهالسلام
اگرچه غصه به دل داشت، رنج دیده نبود دو چشم غرقۀ اشکش به خون تپیده نبود تو را که تشنه لب انداخـتـند از سر بام کسی به فکـر دل دخـتـرت حـمیده نبود |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیهالسلام
شهری که دعوت کرده بود از آفتاب ای مرد وقت وفای عهد، خود را زد به خواب ای مرد افسوس متن و خط و مُهر نامههاشان را انکـارهـا کـردند روز انتـخـاب ای مرد |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
اينجا درختها همه تير و كـمان شدند تيرِ گلـوی كودك و پـيـر و جـوان شدند در خاك كوفه هيچ ز مردی نشانه نيست زين مـردمان شوم كه نـامـردمان شدند |
![]() |
![]() |
شعر بصیرتی و مدح و شهادت مسلم بن عقیل علیهالسلام
دل شکـسته! به آهی شکـستهخاطر باش بیا و مستمع و روضهخوان و شاعر باش غریب، نامه فـرسـتاده باز سوی حـبیب بـیـا بـرای امــام زمــان مـظـاهـر بـاش |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
یک سلامِ گرم از این بی سرو سامان شده به همان آقا که در کوه و کمر حیران شده عید قربانت مبارک ای به قـربان سـرت کوفیان با کشتن من عیدشان قربان شده! |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
تک و تنها، میان مردمی نامـرد حیرانم سلام از پشتبام شهر سمت شاه عطشانم خودم نامه فرستادم، بیایی، وای عجب دردی! الهی بشکند دست سفیرت، کاش برگردی |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
ترسم این نیست سفیر تو سر دار رود! تـرسـم این است رقـیـه سر بازار رود کوهی از سنگ، سر بام ببینی چه کنم!؟ دخترت را مـلأ عـام بـبـیـنی چه کنم!؟ |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
بر سر بام گـرفتار به صد شیون و آه مـیفـرسـتـم چه سـلامـی به ابـاعبدلله دست بر سینه شدم رو به بیـابـانم من تو کجای سـفـری حـیف نـمیدانم من |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مسلم بن عقیل علیهالسلام
دلم شـور میزد که از دور دیـدم دو پیغـام سرخ از بیـابان رسیدند سوارانی از کوفه و غـصههایش که پیـغـمـبر روضه یک شهـیدند |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
گرچه دیـدم از همه آزار؛ أبکی لِلْحسین سنگ خوردم از در و دیوار؛ أبکی لِلْحسین مرد پیش دشمنش از گریه خودداری کند من که چشمم هست گوهربار؛ أبکی لِلْحسین |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
در کوچه بـاغها خـبری از بهار نیست بر شاخهها، نشانهای از برگ و بار نیست هـجـدههـزار نـامـه بـرایت نـوشـتـهانـد امـا به خـط هـیـچ کـدام اعـتـبار نیست |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
گل بودم و به بزم خزان میهـمان شدم پژمردم و شکـستم و افـسردهجان شدم کوچه به کوچه خانهبهدوشم در این دیار همچـون نـسـیم، طـائـر بیآشـیان شدم |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
از مـسـلم سـفـیـر به شـاهـنـشـه دلـیـر این اشکنامه را بپذیرید از این حقیر ای نـام جـد اطـهـر تو روی هر منار وی آفـتـاب روشـن دین ای مه مـنـیر |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
هوا هوای غم است و هوای خونجگری به هر طرف که نظر میکنم تو در نظری ز عشق گفتم و این شهر در به رویم بست همیشه عـاقـبت عـاشـقیست دربـدری |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
امروز اگر ابالفضل در کوفه پیش من بود ابن زیاد نعـشاش، مابینِ یک کـفن بود درد غـریـبیام را غـربـتکـشـیـده دانـد این بیکسی من هم، ارثیه از حسن بود |




























