-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
گُر گرفتم، سوختم، در شعلهها تب کردهام آفـتابـا از عـطش جان را لـبالـب کردهام من خودم دیدم که لبهای تو را با چوب زد هرچه با لبخـند تو کـردند با لب کردهام |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
ابری گذشت و گفت که دریا رقیه است طوفان وزید و گفت که صحرا رقیه است کوهی قیام کرد و به طوفان و ابر گفت این کوه، این شکـوه، هـمـانا رقـیه است |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها قبل از شهادت
روح بزرگش دمیدهست جان در تن کوچک من سرگرم گفت و شنود است او با من کوچک من یک لحظه از من جدا نیست بابای خوبم، ببینید دستان خود حلقه کردهست بر گردن کوچک من |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با حضرت رقیه سلاماللهعلیها
کنون که داغ تو بر سنگ هم اثر بگذارد چه مرهمی ز غمت عمّه بر جگر بگذارد برو بهشت که جبریل جای خشت خرابه برای زیـر سـرت بـالـشی ز پَر بگذارد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
سری غرق در خـون، گـلویی بریده بـمـیـرم سـر تـو چـه رنـجـی کـشیده لـبی سـرخ و پـرپـر، لـبی پـاره پاره چه مویی! پریشان، چه رنگی! پریده |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
شاعر برای گفتن از این غم کمک میخواست روضه برای شرح این ماتم کمک میخواست آنقدر روی پیکـرش زخـم و کـبودی بود مرهم برای زخم از مرهم کمک میخواست |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
از جهان گرچه به جز غصه ندیدیم حسین غـم و انـدوه شـما بـاز خـریـدیم حسین شیـوۀ چـشـم شـمـا بـود به دل آتش زد چـقدر از غـمتـان داغ کـشـیـدیم حسین |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
ابـر تـیـره روی مـاه آسـمـانـم را گرفت کـربلا از من عـموی مهربانم را گرفت وقت دلتنگی همیشه او کنارم مینشست بیوفـا دنیا انـیـس و هـمزبانم را گرفت |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
بیابان در بیابان در بیابان گریه میکردم تمام راه را از تو چه پنهان گریه میکردم تـمام راه را با حـرمـله طی کـردهام بابا کمان در دست او بود و کماکان گریه میکردم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
روضهات را قصه میگفتم برای دخترم گریه کردم تا سحـر با هـایهای دخترم گـفـتم از آب و غذا افتادی از روز دَهم آنقدر کِـز کـرد، کم شد اشتـهـای دخترم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
با سر رسیدهای! بگو از پیکری كه نیست از مصحف ورقورق و پرپری كه نیست سر مینهم به سردی این خاکها؛ کجاست دستان مهربان و نوازشگری که نیست؟ |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
ملـیکهای که سماوات در پنـاهـش بود هزار مرثیه در عمق هر نگاهش بود قـیـام کـرد علیه خـزان چو ابـر بهـار و قطره قطرۀ چشم ترش سپاهش بود |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
غنچهای پژمردهام روی مزار خویشتن غیر یک بوسه ز لبهایت ندارد جان سخن تـازیـانه بـافـته بر تن لـبـاس خـسـتگی همره جـان در بیاید از تـنم این پیـرهن |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
چه تکریمی نموده شهرِ شام از باب حاجاتش سه روزی مانده این حوریه پشت باب ساعاتش سر بـازار نُه ساعت سر پـا ایـسـتاده او کسی که نُه فلک بنشسته بر خوان کراماتش |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
حـیـدر نسب و فـاطـمه سیماست رقیه آرام دل عـــمــه و بــابــاسـت رقــیــه دلـتنگ رخ فـاطـمه کمتر شود ارباب تـا آیـنـۀ حـضـرت زهــراسـت رقـیـه |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
بیتو احساس غریبیست پریشانی من شـدهای با خـبـر از گـریـهٔ پـنهـانی من رفتی و دور و برم پُر شده از ابر سیاه مثـل خـورشـید بیا در شب بارانی من |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
گـفـتی حسین و قـصه را آغاز کردی در قلب او جای خودت را باز کردی نـاز پـدر را مـیخـرد عـالـم، ولی تو هر بـار از راهی بـرایـش نـاز کردی |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
آمـدی از بـین آتـش تا گـلـسـتـانت کـنـم با پـریـشانی نمیخـواهم پـریـشانت کنم کاش میشد زخمهایت را بریزم در تنم تا فقـط انـدازۀ یک زخـم، درمـانت کنم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
مرغ باغ ملـکـوتم که شکـسـتهست پرم ریخته دست زمان خاک یتیمی به سرم چه فـراقی و چه داغی که ندیـده چشمم در همین فـاصله از زنـدگی مخـتـصرم |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام با حضرت رقیه سلاماللهعلیها
چشمهای خـسـتهات را باز دریـایی نکن اینقَدَر با اشک، رویت را تماشایی نکن هیچجا مانند اینجا چشم مردم شور نیست روی ماهت را دوباره غرق زیبایی نکن |




























