-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
زبانحال امام رضا علیهالسلام قبل از شهادت
از داغِ زهـر پیکـرم آتش گرفته است گـویی تـمامِ بـستـرم آتـش گرفته است تـر مـیکـنـد لـبـانِ مـرا کـودکـم ولـی از تـشنـگی، لب ترم آتش گرفته است |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
چون سرو که بر زمین فتاد افتادی دلـتـنـگ شـدی یـاد جـواد افــتـادی مانند عـلی که سمت زهرا می رفت بر روی زمیـن تو هـم ز یاد افـتادی |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
دعا كـنـیـد شـب گـریـه آورش نـرسـد و جـانِ او به لـبـانِ مـطـهـرش نـرسد هـنوز هم كه جـوادش نـیـامـده از راه دعـا كـنـیـد نـفـس هـای آخـرش نـرسد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
سـلام و درود خـدا، ای رئوف به روح بـلـنـد شما ای رئـوف شـهـنـشاه ایران ما، ای رئوف علیّ بن موسی الرّضا، ای رئوف |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
زهر کاری شده و شعله به پیکر اُفتاد لالهای خشک شد و سوخت و پرپر اُفتاد چقدر سخت شده تا که به حُجره برسد تا درِ خانـۀ خود رفـت و مکـرر اُفـتاد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
باز در شهر پیمبر چه قـدر غوغا شد باز هم چشم حرم پای غـمی دریـا شد قسمت این است ز یثرب برود جانب طوس روضۀ غـربت آقا هـمه جا بـر پـا شد |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست اسیـر دام تو را حاجت رهـایی نیست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
ای گـل گـلـزار زهــرا یـا رضا ای عـزیـز جـان طاهـا یا رضـا هـشتـمین شـمـس درخـشـان ولا پور زهـرا نجـل موسی یا رضا |
![]() |
![]() |
ترسیم حالات امام رضا علیهالسلام در هنگام شهادت
آهستـه میآمد ولی بـیبـال و پَـر بـود یک دست بر پهلو و دستی برجگر بود زیـر سـر مهـمـانـی اجـبـاریاش بـود وقتی که میآمد عبایش روی سر بود |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
وقـتی عـبا را بر سر خود میکـشیدی بـنـد امـیــد عــالــمـی را مـیبُــریـدی هربار می افتادی و میگفتی ای کاش آه ای عـصای پـیـری من میرسیـدی |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
عـبا کـشیده به سر غربتی نهـان دارد نگـاه زار به این حالـش آسـمـان دارد به یک قـدم نـرسیـده دوبـاره میافـتـد مشخص است تنی زار و ناتوان دارد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
افتادهای بر روی خاك و پَر نداری جـز دیـدۀ تر مونـسی دیگـر نداری آنقدر غـربت میچكد از جسمت آقا ناخـواسته میگـویمت مـادر نداری |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
کعبۀ اهل ولاست صحن و سرای رضا شهر خـراسان بُوَد کـرب و بلای رضا در صف محشر خدا مشتری اشک اوست هر که در اینجا کـند گـریه برای رضا |
![]() |
![]() |
زبانحال امام رضا علیهالسلام قبل از شهادت
این لرزه های زانویم از زهر کینه نیست داغ و فـراق مـادرمان بی هـزیـنه نیست روی کـبـود مـادر مـن قـاتـل مـن اسـت ورنه شرار، این همه در زهر کینه نیست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
در خاک می پیچد تنش را مرد غربت دارد در این حـالت تمـاشا مرد غربت باید تماشا کرد و خـون از چشم بارید دریـا به دریـا هـمـنـوا با مـرد غـربت |
![]() |
![]() |
ترسیم حالات امام رضا علیهالسلام در هنگام شهادت
با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین وسط كوچه هـمینكه بـدنت لـرزه گرفت ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین |
![]() |
![]() |
ترسیم حالات امام رضا علیهالسلام در هنگام شهادت
در اوج غربت وغم زهر کینه یارش بود میان حجـره دلش تنـگ گـلعـذارش بود در آرزوى جـوادش دمى قـرار نـداشت به آخـرین نـفـسـش چـشـم انتظارش بود |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
دل همیشه غـریـبـم هـوایتان کرده است هـواى گریـۀ پـایین پـایـتـان کـرده است وَ گـیـوه هـاى مـرا رد پـاى غـمـگـیـنـت مسافـر سحـر کوچـه هایتان کرده است |
![]() |
![]() |
شهادت امام رضا علیهالسلام
ای دل غمزده برخـیـز و بیا گریه کنیم وقت آن است که با اهل ولا گریه کنیم همچـو پروانه پر خویش به آتش بزنیم یا بسوزیم چنان شمعی و، یا گریه کنیم |
![]() |
![]() |
ترسیم حالات امام رضا علیهالسلام در هنگام شهادت
جگرش خون شد و چشمش نگران بر در بود سینه اش سوخته از غربت و چشمش تر بود وقت تودیع جگر گوشۀ خود را میخواست بـه تـمـنّـای رخـش دیــدۀ او بـر در بـود |




























