
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و شهادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
جز عطش جز درد جز آتش بجز ماتم نداشت آه، زهرِ امفضل از زهرِ جعده کم نداشت مجتبای دیگری در حجـرهای اُفتاده بود غیر وا اُما خدایا سینهاش مرهم نداشت آن حسن دورش شلوغ است از عزیزان این حسن خواهری حتی برای گریه کردن هم نداشت ای جوانِ خانه با این زهر پیرت کردهاند ای بهم پیچیده قدّت شانههای خم نداشت واجـوادِ فـاطـمه دارد رضا را میکُـشد داغ این است این جوان جز قاتلش محرم نداشت خوب شد بابای او بالاسرش امروز نیست خوب شد پیش پدر خوننالهای مبهم نداشت بوی نان میآمد اما دخترک این روزها چند وعده جای نان جز سیلی محکم نداشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
رو زدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست وای بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست خواب خوش کردن حرامش میشود تا به ابد هرکسی پشت درت تا به سحر بیدار نیست تو نگـفته میدهی و ما نگـفـته میرویم مطـلـقا اینجا نیاز خـواهش بسیار نیست هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی هیچکس لطفش به ما جز تو به این مقدار نیست هرکسی دستش به دامانت نیامد خار هست هرکسی دستش به دامان تو آمد خار نیست هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی در مقام قرب سن و سال که معیار نیست فرش زیر پای خود را هم به سائل دادهای تا که دیدی چیز دیگر در ته انبار نیست کاظمین الغیظ یعنی حضرت موسی و تو محضر جد و نواده کارها دشوار نیست مشت میکوبیدی از غمهای مادر بر زمین آتشی روی دلت چون آتش مسمار نیست سالها گفتی به اشک چشم و با سوزجگر حق حوریه عذاب کوچه و دیوار نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
کریمی و گدایت میکند مهمان دو عالم را تهی دست فقیرت دیدهام دستان حـاتم را رجب، ماه مبارک، ماه شعبان، ماه ذیقعده تبرک کردهام با دیدنت این چند ماهم را دم باب الجـواد تو دم گـرمى به من داده غنیمت میشمارم تا دم محشر همین دم را به مشهـد با دل پُـر آمـدم امـا دلـم وا شد فدایت که دوباره از دلم برداشتى غم را من از حاجات خود خیری ندیدم پس بیا اینبار خودت یادم بده چه حاجتی از تو بخواهم را دو قطره گریه آوردم؛ همین آقا همین آقا قبولش کن همین کم را همین کم را همین کم را نشستم سـفـرۀ درد و دلم را وا کـنم دیدم بغل کردى چنان من را که یادم رفت دردم را لباس مشکى مارا به امضایت مزین کن تفضل کن محـرم باز برداریم پـرچـم را به جان مادرت زهرا، به حق عمهات زینب بده روزى اشکم را، بده رزق محرم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
حس میکنم در صحن تو عطر دعا را عطـر تـوسلهای در بـاران رها را غرق اجـابت مـیشـود دست نـیـازم هر وقت میخوانم در این مرقد خدا را آئـینههـای لـطـف تو تکـثـیـر کـردند در صحن چشمم اشکها را؛ اشکها را آهم کـبــوتـر مـیشـود تـا گـنـبـد تـو مـیآورد فــریـادهــای یـا رضــا را من از کـنـار پـنجـره فـولاد هـر بار حس میکـنم عـطر مـلـیح کـربلا را ای زائران اینجا دخـیـل غـم ببـنـدید هر صبح جـمـعه نـدبـهٔ «آقا بیا» را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
سـلام! آمـدهام تـا به من، امـان بـدهـیـد دلی به روشـنـی رنـگ آسـمـان بدهـید یگانه مشرق عصمت! چه میشود که به من برای عرض ادب، همت و توان بدهید؟ دخـیـل پـنجـره فـولادتـان شـدم، شـایـد به این کـبوتـر پربـسـته، آشـیـان بدهید جز این دعا، چه بخواهم من از شما، که مرا پـنـاه، از خـطـر «آخـرالـزمان» بدهید ودیعهایست نهان، در نهاد من «توحید» به شرط آن که طراوت، شما به آن بدهید از آستان شما، عرض حاجتم این است که در زمین خراسان، به من ضمان بدهید دلم که آهوی وحشیست، مانده سرگردان شـما طـریق هـدایت به او نـشان بدهید جواب این دل درمانده را، به جان جواد به حُـرمت نـفـس پـاک قـدسـیان بدهـید علامت دل عاشق، شکستن است اینجا به این شکـستهدل، امّید و آرمان بدهید فرشتـگـان مقـرّب! برای سرمـۀ چـشم به من، غباری از این روضه ارمغان بدهید رهایی از غم ایام، در ولای رضاست به من، سعادت این فیضِ جاودان بدهید یکـیست حـرف دلـم با زبـانـم از اول به من، تـوانِ قـبولی در امتحـان بدهید در آفتاب قیامت، که عافـیتسوز است خدا کند به «شفق» نیز سـایـبان بدهید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
بهشت اینجاست اینجا گوشهای از صحن آزادی میان انقلابی که تو بیشک راهمان دادی میان عـطر گـلـدانهای دلگـرم نگـاه تو تو که تنها امید شاخههای سبز شمشادی تو که با دستهای مهربان و لطف بی حدّت پناه یک زن درمانده در صحن گهرشادی صدای شادی نقاره میآید، بهشت اینجاست میان لحظۀ سبز اذان در گـوش نوزادی دو دستگرم آغوشی که در هر پنجره باز است میان بغـضهای نشکن هر قلب فـولادی میان گـریههای مستجـاب چـشم زائـرها کنار لحظههای بیقـرار مملـو از شادی پناه آوردهام امشب به این آرامش مطلق دلم گرم است در این خانۀ آبا و اجدادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
میآیـد از دسـتت کـمی بـاران بگیرد رزقی کـریـمانهتـر از سلـطان بگیرد با حال خسته، دلشکسته، دستْ خالی پـای ضریـحـت آمده درمـان بگـیـرد هم آب میخواهد بنوشد در حـریـمت هم سـفـرهای آورده تا که نان بگـیرد او آمـده پـیـدا کـنـد حـال خـوشـش را او آمـده تا غـصـهاش پـایـان بـگـیـرد خـالیست دسـتـانـش ولی امـیـد دارد تا با کـلافی یـوسـف کـنـعـان بگـیـرد پـائـیـن پـایـت آمـده، پــایـش نـلـغــزد بالای سر زانـو زده، سـامـان بگـیرد مرده است قلب شاعرت در روزمرْگی آقا نگـاهی کن که مُـرده جان بگـیرد بر گنبدت رو میزند هر روز، خورشید تا نوری از این روضۀ رضوان بگیرد با معـرفت هر کس به پـابـوس تو آید در روز محشر حق بر او آسان بگیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ببار ای روح باران بر بیابانی که من دارم بتاب ای ماه، در شام غریبانی که من دارم در این قحطی عشق و سردی لبخندها گاهی بگیر ای مهربان دستانِ لرزانی که من دارم به سویت آمدم با غصههایی تازه، میدانم که آگاهی تو از اندوهِ پنهانی که من دارم به جز تو ای امـید مـردم درمـاندۀ عـالم که درمان میکند درد فراوانی که من دارم برایت بازگو کردم دلم را چون یقین دارم تو تسکین میدهی قلب پریشانی که من دارم چراغ گریه را برداشتم در صحن آزادی که شاید بگذرد یوسف به زندانی که من دارم جـواب التـمـاسم را بده، ای ضامن آهـو ببین در اشکها قلب هراسانی که من دارم دلم مثل کبوتر میپرد در صحنها، آری به کاخ آسمان میارزد ایوانی که من دارم جهان هرگز نمیبیند شکستِ شیعیانش را همیشه رأیتش بالاست سلطانی که من دارم امین الله میخوانم به چشم خیس و میگویم امانت پیش تو ای شاه، ایمانی که من دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
حرم دارد مقامی برتر از بیتالحرام اینجا که ابـراهـیـمها یابـند ترفـیع مـقـام اینجا «فَمِنهُم مَن قَضیٰ نَحبَه»، فدای آنکه در این ره سر تـسلیم دارد پـای پـیـمـان امـام اینجا اجابت شد دعای تو سلام ای سیدابراهیم! مجابت خواند مولای تو در دارالسلام اینجا سفر استان به استان یافت در این آستان پایان به پائینپای سلطان یافتی حُسن ختام اینجا همه عمرت پی حاجات مردم عمره و حج بود که حجّت شد به طوف قبلۀ هفتم تمام اینجا تو دست از خدمت مولا و ملت برنمیداری به جنت هم دعا داری برای خاص و عام اینجا «فَإِنَّ الْعِـزَّةَ لِلَّه» را در این حـرم دیدی بگو با خصم «وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام» اینجا تو مشهد را پسندیدی، که نزد دوست میدیدی شهیدی از نژاد هاشمی دارد مقـام اینجا زیـارتـنـامـۀ آخـر مـفـاتـیـحالجـنانت شد شهادتنامۀ خود را گـرفتی از امام اینجا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
چون مـورم و به ملك سلیمان رسیدهام بر من نگـاه كن، كه پـریشان رسیدهام از ساحـل كـرامت خود گر نظر كـنی چون قطرهای، به بحر خروشان رسیدهام تا كسب معـرفت كنم از خـاك درگهت بـر قـبـلـهگـاه هـشـتـم ایـمـان رسـیدهام ای صحن با صفـای تو یـادآور بهشت خارم ولی به روضۀ رضوان رسیدهام مثـل كـبـوتـران سـبــكـبـال ایـن حــرم بـالـی زدم بـه گـوشـۀ ایـوان رسـیـدهام دست تهی نمیروم از این حرم برون بر خـانـۀ رئـوف كـریـمـان رسـیــدهام در حصنی از ولایت و الطاف خود مرا سامان ببخش، بی سرو سامان رسیدهام بگـشا گره ز كار و دلـم، ای گـرهگـشا چون غـنچههای سربهگریبان رسیدهام دست مرا ز دامـن مـهـرت جـدا مكـن چون فرصتی گذشته به پایان رسیدهام من دعـبـل تو نیـسـتم آقـا، «وفـاییام» امّا به محـضر تو غـزلخـوان رسیدهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
بـر آسـتـان رضــا روی الـتــجــا دارم نـظـر گـشـا و بـبـیـن الـتـجـا کجا دارم بـر ایـن مـقـامِ خـدا داده افـتـخـار کـنـم کـه در حــریـم رضـا رتـبــۀ گـدا دارم غبار درگه "شمسُ الشموس" عینِ شفاست بـرای چـارۀ هر درد، از این دوا دارم ز صاحـبان کـرم نیست چـشم اکـرامـم امـید مَکـرمَت از حـضرت رضا دارم مرا چه بیمِ ضلالت ز کوره راه جهان؟ کـه از ولایـت او نــورِ رهــنــمـا دارم قسم به تربت پاکش که کعبۀ دلهاست! غــلام اویـم و در خـدمـتـش وفــا دارم ز معصیت نگران و به مِهر او خرسند چه حالتیست که در خوف و در رجا دارم؟ به مِـهـر آل عـلی پـروریده جان و تـنم مِسَم ولی خوشم از این که کـیمـیا دارم ز توس دل نتـوانم گـرفت و رفت ولی به سـر هـوای دلانـگـیـزِ کـربـلا دارم ز دل نـمیرودم یـاد نـیـنـوای حـسـیـن که روز و شب ز فراقش چو نی نوا دارم اگر نَـمـُردم و رفـتم به آسـتـانبـوسـش از این زمـانه به او بـاز شِکـوهها دارم به رستخیز، "موید"! چو از لحد خیزم به دستْ نامه و بر لب رضا رضا دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
دنیا به چشم زاهـد تو، دارِ محـنت بود دلجویی از مردم برایت عین نعمت بود وقتی به روی کارگرها میزدی لبخند شادی خریدن بهترین نوع تجارت بود کفشت گلی میشد، عبایت سر به سر خاکی میز ریاست هم برایت میز خدمت بود در باز میکردی به روی مردم محتاج گوش شنیدن داشتی هر وقتِ ساعت بود درد نهـان مـردمت را خـوب میدیدی آنچه در این مدت ندیدی خواب راحت بود وقتی دل دریـاییات لـبریز غـم میشد راهی مشهد میشدی، وقت زیارت بود با دولتت عکسی برای یادگاری نیست بعد از تو سهم سینه تنها آه حسرت بود آن شـام که دلـواپـست بـودیم دانـسـتـیم صبح شهادت در نگاهت صبح دولت بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
آن شب که ابر و بارشِ باران بود آن شب که در دل همه طوفان بود آن شب که دیدهها همه گریان بود او میهمان حضرت سلطان بود آخـر رسید دسـت به دامـانـش آخـر رسـید مـحـضر جانـانش آخـر رسـیـد او به رفـیـقـانـش دلـدادهٔ مـسـیـر شـهـیـدان بـود خدمت به خلق در نظر او بود همواره با محبت و خوشرو بود مـیز ریـاسـتـش سرِ زانـو بود در خـانه نه، مـیانهٔ میدان بود زخـم زبـان شـنـید ز بعضیها روی خوشی ندید ز بعضیها بر او چهها رسید ز بعضیها آری شهید تهمت و بهـتان بود دلهـا ز داغ رفــتـن او نـالان چـشم همه ز رفـتن او حـیران یک کشور از شهادت او گریان او افـتـخـار مـلـت ایـران بـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
از امامِ خود شهادت خواست، حاجت را ببین حاجتش هم داده شد، راه شهادت را ببین بوسهای از حاج قاسم داشت بر پیشانیاش همسفر شد با همان بوسه، رفاقت را ببین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
به تن کردی عبای مشکی و شال سیادت را ردای خدمت و تنپوش اخلاص و عبادت را تو با خونت، خط تحریف حق را برملا کردی و از نو زنده کردی معنی صبر و رشادت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
دل که یکپارچه امّید و سراسر بیم است منجـنیـقیست که گهوارۀ ابراهـیم است "آه" ما، "ماه" شد از حـلـقـۀ انگـشتر تو پرتو حادثه تـفـسیر همین یک میم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
ای نسل تو فـاطمی، تبارت عـلـوی این شـرط وفـا نـبـود، بی ما بـروی مهـمـان رضـا شدی! مـبـارک باشد ای خـادم آسـتــان قــدس رضــوی! محمدعلی بیابانی ای خــادم آســتـــانِ رأفــت؛ ســیّــد رفـتی و خـوشا به این سعـادت سیّد در روز ولادت امـــام هــــشـــتــــم شد عــیدیِ تو رزق شـهـادت سـیّد! مرضیه عاطفی خوشبخـت کسی که با ولایت باشد چون شمع، چراغِ راه وحـدت باشد خوشبخت کسی که بعد عمری خدمت پـایــان مـسـیـر او شـهــادت بــاشـد عمار علوی از زخم زبان، اگرچه رنجور شدی از خـدمت بی دریغ، مشـهـور شدی اجر تو همین بس! که شب میلادش با حکم "رضا" شهید جمهـور شدی وحید اجاقی بر هر چه غرور سد کشیدی ای مرد از درد زمـانـه بـد کـشیدی ای مرد جـز نـام شـهـیـد لایـقـت هـیچ نـبـود در خدمت نـور قـد کـشیدی ای مرد زهرا کولیوند ای عـمر تو در خـدمت اسلام، تمام هـمـسـایـهٔ دیــوار بـه دیــوارِ امــام! آنـان کـه به پـابـوسِ رضـا میآیـنـد گـویند سـلام بر تو، در «دارِ سلام» محمد جواد غفورزاده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
جز گنبدت هر آنچه که تابید را ببخش از پشت کـوه آمده؛ خورشید را ببخش شرک است، فکرِ سجده به ششگوشهکعبهات عـلاّمـههای مـکـتب تـوحـیـد را ببخش حفظِ حیات واجب و پابـوس، مـستحب دانــایـی مـراجـع تــقــلـیـد را بـبـخـش در راهِ استـخـاره؛ حـرم سمت ما دوید آوارگــانِ جــادۀ تــردیــد را بـبــخــش یک امتحان گرفـتی از آسانتـرینِشان شرمـندهایم، این همه تجـدیـد را ببخش با یک نسیم، لرزه به ایمانمان نشست بـاغ پـُرادعـای پُـر از بـیـد را ببـخـش در این کـویـر، ثـانـیـهها پـیر میشوند از عـمـرمـان ادامـۀ تـبـعـیـد را ببخش بـاران عـصارۀ عـرقِ شـرمِ آبهاست ابری که دیـر کرد و نبـارید را ببخـش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
ابـری بـدون اذن تـو بـاران نـمیشـود شـمـعی بدون نـور تو تـابـان نمیشود ای مـهــر تـو دلـیـل هـمـه امـتـیـازهـا بیتو بـشر که لایـق غـفـران نمیشود ای تـربتت شـفـای همه دردهای خلـق دردی بـدون مهـر تو درمـان نمیشود چشمی که تر شود به عزایت، به روز حشر دارم یقـین که ابری و گریان نمیشود مــا داغــدار پــیــرهـن پــارۀ تــوأیــم داغت به هیچ پرده که پنهـان نمیشود ای مـاتـم عـظـیم جهـان، تا فدای جان درد و غـم مـحـبِّ تو درمـان نمیشود برگ برات شاه خراسان تویی حـسین بیاذن تـو زیـارت جـانـان، نـمیشـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
جامِ جهان نماست در این قطعه از بهشت آرامِ جان ماست در این قطعه از بهشت فـوج فـرشـتـگـان به نیـایش نـشـسـتهاند آوای «ربّنا»ست در این قطعه از بهشت آئینۀ شكوهِ «كلیم» است و «کوه طور» آن نور و آن صداست، در این قطعه از بهشت هر دل كه زنده است به انفاس موسوی همصحبت خداست، در این قطعه از بهشت خورشید شاهد است، كه نقـش كـتـیبهها «والشمس والضحی»ست، در این قطعه از بهشت عطر مدینه، نور نجـف، رنگ كاظمین اشراق كربلاست، در این قطعه از بهشت هرگـاه سـعی در طـلـب مـعـرفـت كـنی هم مروه، هم صفاست، در این قطعه از بهشت عشاق، در «طواف حرم» موج میزنند حجّ من و شماست، در این قطعه از بهشت جانِ جهان كجاست؟ در این عرش آستان محرابِ دل كجاست؟ در این قطعه از بهشت در چـشم عـارفـان سحـر خـیز، آسـمـان آبیتر از دعاست، در این قطعه از بهشت صدق و صفا، خلوص و یقین، عشق و آرزو باران واژههاست، در این قطعه از بهشت فــولاد، پـای پــنـجــرهاش آب مـیشـود اسرار كیمیاست، در این قطعه از بهشت روشنتر از ستاره، به مژگان نشسته است اشكی كه بیریاست، در این قطعه از بهشت جای دگر، سراب فـریب و غـمِ فـناست سرچشمۀ بقاست، در این قطعه از بهشت در خلوتِ خیالِ خود از خویشتن بپرس از ما «رضا» رضاست، در این قطعه از بهشت؟ ما را به باغ و گلشن و صحرا چه حاجت است؟ تا حجّت خداست، در این قطعه از بهشت اذن ورود ما به حرم چیست غیر اشک؟ وقتی قرار ماست، در این قطعه از بهشت زائر در این حریم مطهر، غریب نیست بیگانه، آشناست، در این قطعه از بهشت تذهـیبنـامۀ عـمل عـاشـقان، «شفـق»! امضای مرتضاست، در این قطعه از بهشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
مثل عشاقی که هر ساعت دم از "او" میزنند در حرم آئـیـنـهها بانگ هوالهو میزنند روی یوسفها کجا و روی سلطان رئوف از قضا این بار با هم دلبران مو میزنند بعد یک ساعت نشستن با تو دانای عرب رومیان لبخند بر عـلـم ارسطـو میزنند در صف میزان، کبوترهای مشهد میرسند سنگ عفوت را به شاهین ترازو میزنند فرشبافان در پی کـسب ضمانت نامهات نقـشۀ قـالـیـچـهها را طرح آهـو میزنند وه چه تصویریست هر شب آبشاران بهشت روبروی حوض گوهرشاد زانو میزنند هر سحر کوه گناهان را که میریزد زمین خادمانت مثل کاه از صحن جارو میزنند خسته از درهای بسته دستهای نا امید عاقبت بر پـنجـره فـولاد تو رو میزنند
: امتیاز
|