کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد مطیع ها     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن     قالب شعر : غزل    

ناگـزیـر است بـال و پـر بزند            یا که بر خاک حجره سر بزند

سوز زهری که کرده بی‌تابش            دائـمـا شـعـلـه بر جـگـر بـزند


نـالـه‌اش را کـسی نمی‌ شـنـوند            غـربتش روضه را شرر بزند

روضۀ باز، حجره بسته است            از عـطـش آه شـعـلـه‌ور بـزند

روضه یعنی‌که همسری بی‌رحم            جای رفـع عـطـش تَـشـر بزند

در عـزای جـوان، جـوان بـاید            از غـمـش نـالـه بـیـشـتـر بزند

به عـلـی اکـبـرِ حـسـیـن قـسـم            که جـوان داغ بـر جـگـر بزند

روضه یعـنی که لشگـرِ نـیـزه            ضربـه‌ها را به یک نفـر بزند

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : مرضیه عاطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

همسرش با مهربانی‌هایِ او سازش نداشت            لحظه‌ای حتی میان خانه آرامش نداشت

بُرده بود ارث از پدر یک رأفتِ دلخواه را            حیفِ آن قلبی که ایمن بود و آلایش نداشت


در جـوانـی پـیـر شد آقا جـواد إبن رضا            زجرها می‌دید و دیگر طاقتِ رنجش نداشت

جودِ مطلق شد گرفـتارِ خساست‌زاده که            بُخل و کینه داشت اما دستِ پُر بخشش نداشت

شد برایش قـاتـلِ جـانی شـریکِ زنـدگی            آن شریکِ زندگی که ذرّه‌ای ارزش نداشت

ذاتِ امّ‌الفضل با خورشید در جنجال بود            عینِ ظلمت بود و چشم دیدنِ تابش نداشت

سرفه‌ها می‌شد نفسگیر از گلویش تا جگر            سوخت آری هیچ زهری اینقدَر سوزش نداشت

بر زمین افتاد و خاکِ حجره دستش را گرفت            چشم‌هایش خیره ماند و قدرتِ چرخش نداشت

هیچ روزی در بلایا مثل عاشورا که نیست            هیچ روزی مثل عاشورا خدا سنجش نداشت

در قساوت! در جدال و قتل؛ آن هم قتلِ صبر            هیچکس مانندِ شمرِ بی‌حیا کوشش نداشت

پیکری شد غرقِ در خونِ قـفا در قتلگاه            پیکری‌که طاقتِ ده مرکبِ سرکش نداشت

مانْد عریان؛ روی خاکِ غربت و با گریه رفت            خواهری که جز خدا از هیچکس خواهش نداشت!

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

زهر را آخر به خوردش داد و میزد قهقهه            پشتِ در شد هلهله! فتنه‌گری کاهش نداشت

تشنه جان داد و تنش را روی بام انداختند            آسمان مانندِ عـاشورا تبِ بـارش نداشت

مدح و شهادت امام جواد (محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

جز عطش جز درد جز آتش بجز ماتم نداشت            آه، زهرِ ام‌فضل از زهرِ جعده کم نداشت

مجتبای دیگری در حجـره‌ای اُفتاده بود            غیر وا اُما خدایا سینه‌اش مرهم نداشت


آن حسن دورش شلوغ است از عزیزان این حسن            خواهری حتی برای گریه کردن هم نداشت

ای جوانِ خانه با این زهر پیرت کرده‌اند            ای بهم پیچیده قدّت شانه‌های خم نداشت

واجـوادِ فـاطـمه دارد رضا را می‌کُـشد            داغ این است این جوان جز قاتلش محرم نداشت

خوب شد بابای او بالاسرش امروز نیست            خوب شد پیش پدر خون‌ناله‌ای مبهم نداشت

بوی نان می‌آمد اما دخترک این روزها            چند وعده جای نان جز سیلی محکم نداشت

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

پشت در کِل می‌کشند و پای می‌کوبند تا            گم شود دادش که دیگر قوتی از سم نداشت

گرچه بر سینه کشیدندش به سمت پشت بام            جای شُکرش هست دیگر سینه‌ای درهَم نداشت

مدح و مناجات با حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیه‌السلام

شاعر : سید پوریا هاشمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

رو زدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست            وای بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست

خواب خوش کردن حرامش می‌شود تا به ابد            هرکسی پشت درت تا به سحر بیدار نیست


تو نگـفته می‌دهی و ما نگـفـته می‌رویم            مطـلـقا اینجا نیاز خـواهش بسیار نیست

هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی            هیچکس لطفش به ما جز تو به این مقدار نیست

هرکسی دستش به دامانت نیامد خار هست            هرکسی دستش به دامان تو آمد خار نیست

هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی            در مقام قرب سن و سال که معیار نیست

فرش زیر پای خود را هم به سائل داده‌ای            تا که دیدی چیز دیگر در ته انبار نیست

کاظمین الغیظ یعنی حضرت موسی و تو            محضر جد و نواده کارها دشوار نیست

مشت می‌کوبیدی از غم‌های مادر بر زمین            آتشی روی دلت چون آتش مسمار نیست

سال‌ها گفتی به اشک چشم و با سوزجگر            حق حوریه عذاب کوچه و دیوار نیست

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد یا ضعف محتوایی و معنایی در مصرع اول بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

رو زدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست            مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد پرچمی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

کریمی و گدایت می‌کند مهمان دو عالم را            تهی دست فقیرت دیده‌ام دستان حـاتم را

رجب، ماه مبارک، ماه شعبان، ماه ذیقعده            تبرک کرده‌ام با دیدنت این چند ماهم را


دم باب الجـواد تو دم گـرمى به من داده            غنیمت می‌شمارم تا دم محشر همین دم را

به مشهـد با دل پُـر آمـدم امـا دلـم وا شد            فدایت که دوباره از دلم برداشتى غم را

من از حاجات خود خیری ندیدم پس بیا اینبار            خودت یادم بده چه حاجتی از تو بخواهم را

دو قطره گریه آوردم؛ همین آقا همین آقا            قبولش کن همین کم را همین کم را همین کم را

نشستم سـفـرۀ درد و دلم را وا کـنم دیدم            بغل کردى چنان من را که یادم رفت دردم را

لباس مشکى مارا به امضایت مزین کن            تفضل کن محـرم باز برداریم پـرچـم را

به جان مادرت زهرا، به حق عمه‌ات زینب            بده روزى اشکم را، بده رزق محرم را

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : یوسف رحیمی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

حس می‌کنم در صحن تو عطر دعا را            عطـر تـوسل‌های در بـاران رها را

غرق اجـابت مـی‌شـود دست نـیـازم            هر وقت می‌خوانم در این مرقد خدا را


آئـینه‌هـای لـطـف تو تکـثـیـر کـردند            در صحن چشمم اشک‌ها را؛ اشک‌ها را

آهم کـبــوتـر مـی‌شـود تـا گـنـبـد تـو            مـی‌آورد فــریـادهــای یـا رضــا را

من از کـنـار پـنجـره فـولاد هـر بار            حس می‌کـنم عـطر مـلـیح کـربلا را

ای زائران اینجا دخـیـل غـم ببـنـدید            هر صبح جـمـعه نـدبـهٔ «آقا بیا» را

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد غفورزاده نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

سـلام! آمـده‌ام تـا به من، امـان بـدهـیـد            دلی به روشـنـی رنـگ آسـمـان بدهـید

یگانه مشرق عصمت! چه می‌شود که به من            برای عرض ادب، همت و توان بدهید؟


دخـیـل پـنجـره فـولادتـان شـدم، شـایـد            به این کـبوتـر پربـسـته، آشـیـان بدهید

جز این دعا، چه بخواهم من از شما، که مرا            پـنـاه، از خـطـر «آخـرالـزمان» بدهید

ودیعه‌ای‌ست نهان، در نهاد من «توحید»            به شرط آن که طراوت، شما به آن بدهید

از آستان شما، عرض حاجتم این است            که در زمین خراسان، به من ضمان بدهید

دلم که آهوی وحشی‌ست، مانده سرگردان            شـما طـریق هـدایت به او نـشان بدهید

جواب این دل درمانده را، به جان جواد            به حُـرمت نـفـس پـاک قـدسـیان بدهـید

علامت دل عاشق، شکستن است اینجا            به این شکـسته‌دل، امّید و آرمان بدهید

فرشتـگـان مقـرّب! برای سرمـۀ چـشم            به من، غباری از این روضه ارمغان بدهید

رهایی از غم ایام، در ولای رضاست            به من، سعادت این فیضِ جاودان بدهید

یکـی‌ست حـرف دلـم با زبـانـم از اول            به من، تـوانِ قـبولی در امتحـان بدهید

در آفتاب قیامت، که عافـیت‌سوز است            خدا کند به «شفق» نیز سـایـبان بدهید

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : معصومه سادات اسدیان نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

بهشت اینجاست اینجا گوشه‌ای از صحن آزادی            میان انقلابی که تو بی‌شک راهمان دادی

میان عـطر گـلـدان‌های دلگـرم نگـاه تو            تو که تنها امید شاخه‌های سبز شمشادی


تو که با دست‌های مهربان و لطف بی حدّت            پناه یک زن درمانده در صحن گهرشادی

صدای شادی نقاره می‌آید، بهشت اینجاست            میان لحظۀ سبز اذان در گـوش نوزادی

دو دست‌گرم آغوشی که در هر پنجره باز است            میان بغـض‌های نشکن هر قلب فـولادی

میان گـریه‌های مستجـاب چـشم زائـر‌ها            کنار لحظه‌های بی‌قـرار مملـو از شادی

پناه آورده‌ام امشب به این آرامش مطلق            دلم گرم است در این خانۀ آبا و اجدادی

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : زینب حسامی نوع شعر : مدح وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

می‌آیـد از دسـتت کـمی بـاران بگیرد            رزقی کـریـمانه‌تـر از سلـطان بگیرد

با حال خسته، دل‌شکسته، دستْ خالی            پـای ضریـحـت آمده درمـان بگـیـرد


هم آب می‌خواهد بنوشد در حـریـمت            هم سـفـره‌ای آورده تا که نان بگـیرد

او آمـده پـیـدا کـنـد حـال خـوشـش را            او آمـده تا غـصـه‌اش پـایـان بـگـیـرد

خـالی‌ست دسـتـانـش ولی امـیـد دارد            تا با کـلافی یـوسـف کـنـعـان بگـیـرد

پـائـیـن پـایـت آمـده، پــایـش نـلـغــزد            بالای سر زانـو زده، سـامـان بگـیرد

مرده است قلب شاعرت در روزمرْگی            آقا نگـاهی کن که مُـرده جان بگـیرد

بر گنبدت رو می‌زند هر روز، خورشید            تا نوری از این روضۀ رضوان بگیرد

با معـرفت هر کس به پـابـوس تو آید            در روز محشر حق بر او آسان بگیرد

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : حسن شیرزاد نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

ببار ای روح باران بر بیابانی که من دارم            بتاب ای ماه، در شام غریبانی که من دارم

در این قحطی عشق و سردی لبخندها گاهی            بگیر ای مهربان دستانِ لرزانی که من دارم


به سویت آمدم با غصه‌هایی تازه، می‌دانم            که آگاهی تو از اندوهِ پنهانی که من دارم

به جز تو ای امـید مـردم درمـاندۀ عـالم            که درمان می‌کند درد فراوانی که من دارم

برایت بازگو کردم دلم را چون یقین دارم            تو تسکین می‌دهی قلب پریشانی که من دارم

چراغ گریه را برداشتم در صحن آزادی            که شاید بگذرد یوسف به زندانی که من دارم

جـواب التـمـاسم را بده، ای ضامن آهـو            ببین در اشک‌ها قلب هراسانی که من دارم

دلم مثل کبوتر می‌پرد در صحن‌ها، آری            به کاخ آسمان می‌ارزد ایوانی که من دارم

جهان هرگز نمی‌بیند شکستِ شیعیانش را            همیشه رأیتش بالاست سلطانی که من دارم

امین الله می‌خوانم به چشم خیس و می‌گویم            امانت پیش تو ای شاه، ایمانی که من دارم

: امتیاز
نقد و بررسی

داستان پناه بردن آهو به امام رضا علیه السلام از دست صیاد و ضمانت آن حضرت در نزد صیاد تا رفتن و برگشتن آهو و ... در منابع روایی ما نیامده است؛ لیکن داستان های مشابهی با کمی تفاوت در مورد پیامبر اکرم در صفحه ۸۱ کتاب اعلام الوری طبرسی و در خصوص امام سجاد علیه السلام در صفحات ۳۲۴ کتاب اثبات الوصیله مسعودی و ۲۶۱ جلد ۱ کتاب الخرائج والجرائح قطب راوندی و در خصوص امام صادق علیه السلام در صفحات ۳۷۰ کتاب بصائر الدرجات شیخ صفار و ۱۱۲ جلد ۴۷ بحارالانوار علامه مجلسی نقل شده است که به نظر می آید داستان ساخته شده برای امام رضا علیه السلام ترکیبی از این چند روایت باشد  دانشنامه امام رضا ج ۱ ص ۲۰۲ البته شیخ صدوق در کتاب عیون اخبارالرضا ج ۲ ص ۲۸۵ روایتی از پناه بردن یک آهو به حرم و مرقد امام رضا علیه السلام نقل کرده است که مدت ها بعد از شهادت ایشان رخ داده است؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید

جـواب التـمـاسم را بده، ای ضامن آهـو            ببین در اشک‌ها قلب هراسانی که من دارم

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : سیدمحمدرضا یعقوبی آل نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

حرم دارد مقامی برتر از بیت‌الحرام اینجا            که ابـراهـیـم‌ها یابـند ترفـیع مـقـام اینجا

«فَمِنهُم مَن قَضیٰ نَحبَه»، فدای آن‌که در این ره            سر تـسلیم دارد پـای پـیـمـان امـام اینجا


اجابت شد دعای تو سلام ای سیدابراهیم!            مجابت خواند مولای تو در دارالسلام اینجا

سفر استان به استان یافت در این آستان پایان            به پائین‌پای سلطان یافتی حُسن ختام اینجا

همه عمرت پی حاجات مردم عمره و حج بود            که حجّت شد به طوف قبلۀ هفتم تمام اینجا

تو دست از خدمت مولا و ملت برنمی‌داری            به جنت هم دعا داری برای خاص و عام اینجا

«فَإِنَّ الْعِـزَّةَ لِلَّه» را در این حـرم دیدی            بگو با خصم «وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام» اینجا

تو مشهد را پسندیدی، که نزد دوست می‌دیدی            شهیدی از نژاد هاشمی دارد مقـام اینجا

زیـارتـنـامـۀ آخـر مـفـاتـیـح‌الجـنانت شد            شهادتنامۀ خود را گـرفتی از امام اینجا

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

چون مـورم و به ملك سلیمان رسیده‌ام            بر من نگـاه كن، كه پـریشان رسیده‌ام

از ساحـل كـرامت خود گر نظر كـنی            چون قطره‌ای، به بحر خروشان رسیده‌ام


تا كسب معـرفت كنم از خـاك درگهت            بـر قـبـلـه‌گـاه هـشـتـم ایـمـان رسـیده‌ام

ای صحن با صفـای تو یـادآور بهشت            خارم ولی به روضۀ رضوان رسیده‌ام

مثـل كـبـوتـران سـبــكـبـال ایـن حــرم            بـالـی زدم بـه گـوشـۀ ایـوان رسـیـده‌ام

دست تهی نمی‌روم از این حرم برون            بر خـانـۀ رئـوف كـریـمـان رسـیــده‌ام

در حصنی از ولایت و الطاف خود مرا            سامان ببخش، بی سرو سامان رسیده‌ام

بگـشا گره ز كار و دلـم، ای گـره‌گـشا            چون غـنچه‌های سربه‌گریبان رسیده‌ام

دست مرا ز دامـن مـهـرت جـدا مكـن            چون فرصتی گذشته به پایان رسیده‌ام

من دعـبـل تو نیـسـتم آقـا، «وفـایی‌ام»            امّا به محـضر تو غـزلخـوان رسیده‌ام

: امتیاز

مدح و منقبت امام رضا علیه‌السلام

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

بـر آسـتـان رضــا روی الـتــجــا دارم            نـظـر گـشـا و بـبـیـن الـتـجـا کجا دارم

بـر ایـن مـقـامِ خـدا داده افـتـخـار کـنـم            کـه در حــریـم رضـا رتـبــۀ گـدا دارم


غبار درگه "شمسُ الشموس" عینِ شفاست            بـرای چـارۀ هر درد، از این دوا دارم

ز صاحـبان کـرم نیست چـشم اکـرامـم            امـید مَکـرمَت از حـضرت رضا دارم

مرا چه بیمِ ضلالت ز کوره راه جهان؟            کـه از ولایـت او نــورِ رهــنــمـا دارم

قسم به تربت پاکش که کعبۀ دل‌هاست!            غــلام اویـم و در خـدمـتـش وفــا دارم

ز معصیت نگران و به مِهر او خرسند            چه حالتی‌ست که در خوف و در رجا دارم؟

به مِـهـر آل عـلی پـروریده جان و تـنم            مِسَم ولی خوشم از این که کـیمـیا دارم

ز توس دل نتـوانم گـرفت و رفت ولی            به سـر هـوای دل‌انـگـیـزِ کـربـلا دارم

ز دل نـمی‌رودم یـاد نـیـنـوای حـسـیـن            که روز و شب ز فراقش چو نی نوا دارم

اگر نَـمـُردم و رفـتم به آسـتـان‌بـوسـش            از این زمـانه به او بـاز شِکـوه‌ها دارم

به رستخیز، "موید"! چو از لحد خیزم            به دستْ نامه و بر لب رضا رضا دارم

: امتیاز

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : سعیده کرمانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

دنیا به چشم زاهـد تو، دارِ محـنت بود            دلجویی از مردم برایت عین نعمت بود

وقتی به روی کارگرها می‌زدی لبخند            شادی خریدن بهترین نوع تجارت بود


کفشت گلی می‌شد، عبایت سر به سر خاکی            میز ریاست هم برایت میز خدمت بود

در باز می‌کردی به روی مردم محتاج            گوش شنیدن داشتی هر وقتِ ساعت بود

درد نهـان مـردمت را خـوب می‌دیدی            آنچه در این مدت ندیدی خواب راحت بود

وقتی دل دریـایی‌ات لـبریز غـم می‌شد            راهی مشهد می‌شدی، وقت زیارت بود

با دولتت عکسی برای یادگاری نیست            بعد از تو سهم سینه تنها آه حسرت بود

آن شـام که دلـواپـست بـودیم دانـسـتـیم            صبح شهادت در نگاهت صبح دولت بود

: امتیاز

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : علی مقدم نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : مسمط

آن شب که ابر و بارشِ باران بود            آن شب که در دل همه طوفان بود

آن شب که دیده‌ها همه گریان بود            او میهمان حضرت سلطان بود


آخـر رسید دسـت به دامـانـش            آخـر رسـید مـحـضر جانـانش

آخـر رسـیـد او به رفـیـقـانـش            دلـدادهٔ مـسـیـر شـهـیـدان بـود

خدمت به خلق در نظر او بود            همواره با محبت و خوشرو بود

مـیز ریـاسـتـش سرِ زانـو بود            در خـانه نه، مـیانهٔ میدان بود

زخـم‌ زبـان شـنـید ز بعضی‌ها            روی خوشی ندید ز بعضی‌ها

بر او چه‌ها رسید ز بعضی‌ها            آری شهید تهمت و بهـتان بود

دل‌هـا ز داغ رفــتـن او نـالان            چـشم همه ز رفـتن او حـیران

یک کشور از شهادت او گریان            او افـتـخـار مـلـت ایـران بـود

: امتیاز

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : محمد خادم نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

از امامِ خود شهادت خواست، حاجت را ببین            حاجتش هم داده شد، راه شهادت را ببین
خاکِ مردمدار بودن بر عبایش می‌نشست            شال سبزش سهم جنگل شد، سیادت را ببین


بوسه‌ای از حاج قاسم داشت بر پیشانی‌اش            همسفر شد با همان بوسه، رفاقت را ببین
ما هـیاهـوهای ناکـارآمد این‌جا مانـده‌ایم            آن سکوت اهل شهادت بود، قسمت را ببین
ای دلم! بـازارهای بی‌شـهـادت را نگـاه            خودفروشی را نظر کن، اُفت قیمت را ببین
آتش از عشق حسین و جان از ابراهیم‌هاست            آه، خاکستر شدن از این حرارت را ببین
در خبر آمد که صاحب دولتی پرواز کرد            دفن شد پائین ِپای دوست، دولت را ببین

: امتیاز

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : مریم سقلاطونی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

به تن کردی عبای مشکی و شال سیادت را            ردای خدمت و تن‌پوش اخلاص و عبادت را
تمام عمر خود را وقف دین و مردمت کردی            کجا دیده است دنیا این‌همه عشق و ارادت را؟


تو با خونت، خط تحریف حق را برملا کردی            و از نو زنده کردی معنی صبر و رشادت را
مراد از «من قضی نحبه و منهم»بودی و آخر            گرفتی از علی موسی‌الرضا یک شب مرادت را
چه توفیقی از این بهتر که مثل جد مظلومت            نصیب و روزی‌ات کرده خدا رزق شهادت را!
پس از این هر نسیمی می‌وزد از سمت کوهستان            تبرک می‌برد دامن به دامن عطر یادت را
شهادت؛ رزق خوبان جهان است و خدا هرگز            به آسانی نمی‌بخشد به هر کس این سعادت را
شهـیـدانـه گـذشـتی از تـمـام لـذّت دنـیـا            خدا هم اینچنین بخشیده پاداش جهادت را
چنان خورشید تابیدی که دنیا دیده از هر سو            کران تا بی‌کران؛ دریا به دریا امتدادت را
علیرغـم تمام طـعـنه‌ها و نـاسـپـاسـی‌ها            خدا انداخت بر روی زبانها نام و یادت را

: امتیاز

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : سید مهدی موسوی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

دل که یکپارچه امّید و سراسر بیم است            منجـنیـقی‌ست که گهوارۀ ابراهـیم است
زندگی عطر خوشی بود که از شیشه پرید            شاهدم آن گل سرخی‌ست که در تقویم است


"آه" ما، "ماه" شد از حـلـقـۀ انگـشتر تو            پرتو حادثه تـفـسیر همین یک میم است
بال پرواز تو در آتش اگر سوخت، چه باک!            حال پرواز تو روشنگر این اقـلیم است
یادگار تو
در آغوش مِه و جنگل و کوه            بالگـردی‌ست که اعـلامیۀ تـرحیم است
عمر تو پیشکش حضرت سلطان شد و حال            شعر ما یکسره تقدیم به این" تقدیم" است

: امتیاز

سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی

شاعر : جمعی از شعرای آئینی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعلن مفاعیلن فع قالب شعر : رباعی

ای نسل تو فـاطمی، تبارت عـلـوی            این شـرط وفـا نـبـود، بی ما بـروی

مهـمـان رضـا شدی! مـبـارک باشد            ای خـادم آسـتــان قــدس رضــوی!


محمدعلی بیابانی

ای خــادم آســتـــانِ رأفــت؛ ســیّــد            رفـتی و خـوشا به این سعـادت سیّد

در روز ولادت امـــام هــــشـــتــــم            شد عــیدیِ تو رزق شـهـادت سـیّد!

مرضیه عاطفی

خوش‌بخـت کسی که با ولایت باشد            چون شمع، چراغِ راه وحـدت باشد

خوش‌بخت کسی که بعد عمری خدمت            پـایــان مـسـیـر او شـهــادت بــاشـد

عمار علوی

از زخم زبان، اگرچه رنجور شدی            از خـدمت بی دریغ، مشـهـور شدی

اجر تو همین بس! که شب میلادش            با حکم "رضا" شهید جمهـور شدی

وحید اجاقی

بر هر چه غرور سد کشیدی ای مرد            از درد زمـانـه بـد کـشیدی ای مرد

جـز نـام شـهـیـد لایـقـت هـیچ نـبـود            در خدمت نـور قـد کـشیدی ای مرد

زهرا کولیوند

ای عـمر تو در خـدمت اسلام، تمام            هـمـسـایـهٔ دیــوار بـه دیــوارِ امــام!

آنـان کـه به پـابـوسِ رضـا می‌آیـنـد            گـویند سـلام بر تو، در «دارِ سلام»

محمد جواد غفورزاده

: امتیاز

مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

جز گنبدت هر آنچه که تابید را ببخش            از پشت کـوه آمده؛ خورشید را ببخش

شرک است، فکرِ سجده به شش‌گوشه‌کعبه‌ات            عـلاّمـه‌های مـکـتب تـوحـیـد را ببخش


حفظِ حیات واجب و پابـوس، مـستحب            دانــایـی مـراجـع تــقــلـیـد را بـبـخـش

در راهِ استـخـاره؛ حـرم سمت ما دوید            آوارگــانِ جــادۀ تــردیــد را بـبــخــش

یک امتحان گرفـتی از آسان‌تـرینِ‌شان            شرمـنده‌ایم، این همه تجـدیـد را ببخش

با یک نسیم، لرزه به ایمان‌مان نشست            بـاغ پـُرادعـای پُـر از بـیـد را ببـخـش

در این کـویـر، ثـانـیـه‌ها پـیر می‌شوند            از عـمـرمـان ادامـۀ تـبـعـیـد را ببخش

بـاران عـصارۀ عـرقِ شـرمِ آب‌هاست            ابری که دیـر کرد و نبـارید را ببخـش

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : داریوش جعفری نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ابـری بـدون اذن تـو بـاران نـمی‌شـود            شـمـعی بدون نـور تو تـابـان نمی‌شود

ای مـهــر تـو دلـیـل هـمـه امـتـیـازهـا            بی‌تو بـشر که لایـق غـفـران نمی‌شود


ای تـربتت شـفـای همه دردهای خلـق            دردی بـدون مهـر تو درمـان نمی‌شود

چشمی که تر شود به عزایت، به روز حشر            دارم یقـین که ابری و گریان نمی‌شود

مــا داغــدار پــیــرهـن پــارۀ تــوأیــم            داغت به هیچ پرده که پنهـان نمی‌شود

ای مـاتـم عـظـیم جهـان، تا فدای جان            درد و غـم مـحـبِّ تو درمـان نمی‌شود

برگ برات شاه خراسان تویی حـسین            بی‌اذن تـو زیـارت جـانـان، نـمی‌شـود

: امتیاز