-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
در طـوف کـعـبـۀ تو صـفا موج میزند در زمــزم تـو آب بــقــا مـوج مـیزنـد شاها! ز لطف توست که روز و شب این همه بـر آســتــانــۀ تــو گــدا مــوج مـیزنـد دست نـوازشت به سر زائرت گـواست اینجا عـطـا به روی خـطا موج میزند کس نارضا نرفـته از این آسـتان برون در چـشـم زائـر تو رضـا مـوج میزند دارالشّفاست کوی تو، جای شگفت نیست اینجـا اگـر که شهـد شـفـا مـوج میزنـد اینـجـا اگـر دعـا بـه اجـابـت نـمیرسـد تا عرش از چه دست دعـا موج میزند از هر دل شکسته صدا میرسد به گوش در این حـرم همیـشه صدا موج میزند با دست خـالی از حـرمت کس نمیرود تـا روی گـنـبـد تـو طـلا مـوج مـیزنـد کویت بهشت ماست که هرجا رویم باز در دیـده اشک حـسرت ما موج میزند دادی به «رستگار» هم اذن حضور را زآن بر لـبـش سـپاس خـدا موج میزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
تو کـیـستی شریک غـم اهـل عـالـمی در خـاک طـوس کـعـبـۀ اولاد آدمـی هرکس که بیکس است تویی یار و همدمش هر کس غریب شد تو بر او یار و همدمی با آنکه چار صحن تو از میهمان پُر است مهـمـاننـوازتـر ز کـریـمـان عـالـمی آن رازها که از همه پـوشـیده داشـتم تنها در این حرم به تو گفتم، تو مَحرمی تو حـجّ دائـم فـقـرایـی، تـو کـعـبـهای تو مروه، تو صفا، تو مقامی، تو زمزمی من کیستم ز معصیت از خار، خارتر تو کـیـسـتی عـزیـز رسـول مکـرّمی بازم بخوان به پیش که من ذرّهام تو مهر وصلم نما به خویش که من قطره تو یمی گـیرم به هیچ هم نخـرد هیچکس مرا تنـهـا تویی تویی که خـریـدار میثمی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
ایکـاش که خـاک ره زوار تو بـاشـم تـا آنکه مـقـیـم تـو و دربـار تو بـاشم ایکاش که مثل همه در مشهد قدست مـهـمـان حـریـم تـو و زوار تو بـاشـم بر گـنـبـد و گـلـدسـتۀ تو چـشم بدوزم با شـوق «تمـاشایی گـلزار تو باشم» ای کوثـر رأفت! به زلالی تو سوگـند چون تـشنهلـبان، تـشنۀ دیدار تو باشم یک لحظه رهایم مکن ای کعـبۀ امـید آزادیام این است گـرفـتـار تو بـاشـم تا آن که نصیبم بشود نور تو، ای کاش چون آینـهها، نقـش به دیـوار تو باشم وقـتی که طـبیب دل بـیـمار تو بـاشی من صحتم این است که بیمار تو باشم نیکوست که با وعدۀ تو، در سفر مرگ دلـبــاخـتـۀ دیــدن رخـسـار تـو بـاشـم بگـذار که مـانند «وفایی» هـمۀ عـمر سیراب ز سرچـشمۀ سرشار تو باشم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
آشفتهتر از من کسی در بین مردم نیست پیداست در اینجا کسی جز من چنین گم نیست دورم نکن از خود؛ بیا آتش بزن جان را این استخوانها در حد یک مشت هیزم نیست؟ تا عـشق تو جا در دلـم وا کرد فهـمـیدم هرگونه عشقی بی تو جز حس توهّم نیست تا دارمت حتی به حاتم رو نخواهم زد آنجا که دریا هست پس جای تیمم نیست جـلـد حــرم بـودن دلـیـل بـهـتـری دارد چـشم کـبوتـرهای تو دنـبال گـندم نیست وقتی که چـشم پنجـره ابریست یعنی که فـولاد هم اینجا درونش بی تـلاطم نیست بیـهـوده دنـیا رو نمیگـردم که درمـانم، در نسخهای غیر از بلیط مشهد و قم نیست شیراز، مشهد، قم، مسیر مطلع الشمس است ایران به غیر از خانۀ خورشید هفتم نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام و گرامی داشت دهه کرامت
ناگهان نوری به سویم آمد، از شب رد شدم چشم دل را باز کردم، وارد مشهد شدم ظرف خـالیام دویده در پِی احـسان تو یا علی موسَیالرِّضا! دست من و دامان تو قُـلّۀ کـوه وقـارت مـعـدن الـماسهـاست گنبد زرد تو خورشید دیار فارسهاست بال و پرهای خیالم در هوایت رُشد کرد کودکیهایم کنار حوضهایت رُشد کرد قطرهای از اَبرِ مِهرت چشمهسار رحمت است آب سقّـاخـانههای تو شراب جـنّت است مِلک قلب عاشقان دربست، تحتِ رَهن توست بابِ حاجات همه بابالجَواد صحن توست دسـتـمـال اشک را با تـربـتت آمیـخـتـم گریههای مادرم را در ضریحت ریختم پنجـره فـولاد تو اعـجـاز را آغـاز کرد نُطق طفـل لالِ مـادرزادِ ما را باز کرد میتـوانی جـسمِ بیجـان مرا احـیا کـنی در رواقت گُم شوم، شاید مرا پیدا کنی! سَرخوشیِ تازهای دادی سَرِ پیـری مرا مثل کَفشِ کُهنهای تحویل میگیری مرا کـولـۀ سنـگـیـنـی از بـار گـنـاه آوردهام "بر امام مـهـربـان خـود پـنـاه آوردهام" تار و پود فـرشهایت را مَرمَّت میکنم این سه شب اندازۀ سیسال خدمت میکنم عـاقـبت پـرونـدۀ تـفـسیرها مختومه شد باطن هر یا رضا، یا حضرتِ معصومه شد مشهد و قم تا ابد بانیِ خوشنامی ماست این دو خطّه برکت ایران اسلامی ماست در دل ما عشق این خواهر برادر را ببین حُکمرانی کردنِ موسیبنجعفر را ببین مـورِ ناچـیزم، به دربـار سلـیـمـان آمدم دستبوسی، محـضرِ شاه خراسان آمدم آه! درد لاعــلاج تـو مـرا بـیـمـار کـرد روضۀ یَابْنَ الشَّبیبت چشم من را تار کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
مگر در ساعت رفتن دلم جا مانده بود اینجا؟ که از پی کفشدارانش مرا خواندند زود اینجا سلامم را که پیش از لب گشودن در جواب آمد؟ دخیلم را چه کس پیش از گره بستن گشود اینجا؟ نمازم را که پیش از بستنِ قامت، امامت کرد؟ دعایم را که پیش از عرض حاجتها شنود اینجا؟ چو خیل زائران خاکیاش در آمد و شدها ملک شانه به شانه در فرود و در صعود اینجا ولایت چشمهای دارد که در این خانه باید دید کرامت معدنی دارد که باید آزمود اینجا هدایت کوکبی دارد، از این مشرق شده طالع نبّوت موکبی دارد که میآید فرود اینجا تو در بازار دل چشمی مهیّا کن چه میدانی به هر آئینه چندین جلوه خواهد رو نمود اینجا؟ تو همّت خواه از این سلطان که در حاجترواییها ازل را تا ابدها نیست رنگِ دیر و زود اینجا قرار اینجاست، یار اینجاست، کار اینجاست، بار اینجا کرم اینجاست، لطف اینجاست، فضل اینجاست، جود اینجا چنان جانهای پاک انبیا صف بسته بر این در که آدم دارد از خاتم تقاضای ورود اینجا مسیح اینجا، کلیم اینجا، خلیل اینجاست، نوح اینجا شعیب اینجاست، شیث اینجاست، لوط اینجاست، هود اینجا منم مور و سلیمان هم به لطفش کرده مهمانم وگرنه من که میدانم که جای من نبود اینجا مگر شمعی شوم در گوشهای از این حرم، گریان که جز با اشکِ عجز، آئینهای نتْوان فزود اینجا شفایم میدهی با دستهای روشنت، آنجا به خاکت میتپد گلهای اشکِ من، کبود اینجا هزار آئـیـنه آوردم به سودای بهـارانش ولی یک غنچه لبخندش مرا از خود ربود اینجا خلائق را نسیم روضۀ «دارالسلام» این در ملائک را ز ابواب زمین «باب السجود» اینجا ببین حج تمام اینجا، نماز اینجا، امام اینجا طریقت را عماد اینجا، شریعت را عمود اینجا کلید خانۀ سبزِ بهشتت در کف است ای دل توان در مدح اهلالبیت اگر بیتی سرود اینجا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ای حصن محکم! شرط ایمان را عوض کردی تفسیرهای سست قرآن را عوض کردی جـز بـا دعـای تـو یـقـیـن دارم نـمیآمـد ای آسمان! تصمیم باران را عوض کردی حتی به اشک شیعـیان خود جهت دادی گفتی حسین؛ آنگاه جریان را عوض کردی گـفـتی حـسین و آتـشی بر جان او افـتاد گفتی حسین و حال رَیّان را عوض کردی پیش از تو بوی تـربت از ایران نمیآمد تا آمدی عطر خراسان را عوض کردی راحت میآید محضرت شاعر معذب نیست مولای من! تعریف سلطان را عوض کردی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
دیشب به سـرم بـاز هـوای دگـر افـتـاد در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چـشـمم به ضـریحِ شـه والاگـهـر افـتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد این قبر غریبالغربا خسرو طوس است این قبر مغیثالضعفا شمس شموس است خاک در او، مرجعِ ارواح و نفوس است باید ز ره صدق بر این خاک در، افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد این روضۀ پر نور، به جنت زده پهـلو مغز ملک از عطر نسیمش شده خوشبو بـشـنـیــد نـســیـم ســحــری رایـحـۀ او کز بوی بهـشـتـیـش چنین بیخبر افـتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد حوران بهشتی زده اندر حـرمش صف خیل ملک از نور، طبقها همه بر کف شاهان به ادب در حرمش گشته مشرّف اینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد با آل عـلـی هـر که در افـتـاد، برافـتـاد اولاد عـلـی شـافـع یـوم عـرصــاتانـد دارای مـقـامـات رفــیــعُالـدّرجــاتانـد در روز قـیـامت همه اسـباب نجـاتاند ای وای بر آنکس که به این درّه، درافتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد کام و دهـن از نام عـلی یافـت حـلاوت گل در چمن از نام عـلی یافت طراوت هر کس که به این سلسله بنمود عداوت در روز جـزا جایگـهـش در سَقَر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد هر کس که به این سلسلۀ پاک جفا کرد بد کرد، نفهـمید، غـلط کرد، خـطا کرد دیدی که یزید از ستم و کینه چهها کرد آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
نسوزد تا که دل، چشمی به عالم تر نمیگردد نبارد تا که ابری، نخل بارآور نمیگردد ملاک خاتـمـیت قـابلیت هست انسان را وگرنه هر یـتـیم مکه پیـغـمبر نمیگردد اگر بارد ز ابر آسمان هر روز و شب باران لیاقت گر نباشد، قطرهای گوهر نمیگردد ز هر ساقی مکن خواهش که می در ساغرت ریزد که هر ساقی به عالم ساقی کوثر نمیگردد به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن کز این در هیچکس با دست خالی بر نمیگردد میسّر گر نشد لطفش برو خود را ملامت کن که کملطفی ز اولاد علی باور نمیگردد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
تو آمـدی و بـر این خـاک آبـرو دادی بهار بودی و بر باغ رنگ و بـو دادی ظهور کردی و آفاق از تو روشن شد به چشم بیرمق ماه و مهر، سو دادی ز فیض نور خود ای آفتاب هستیبخش! به آسمان و زمین جلـوهای نکـو دادی در این کـویـر، تو سرچـشـمـۀ تولایی که بر تمامی لبتـشـنـگان سـبـو دادی ز هجرتی که تو را از مدینه کرد جدا چه حـسـرتـی به دل بیقـرار او دادی ز جای پای تو سبز است خاک نیشابور به خاک پـاک خـراسان تو آبرو دادی کلام وحی ز لبهای تو شنیدن داشت که شرح حِصن ولا را تو موبهمو دادی نمـاز عـیـد تو شد یک حـمـاسۀ دیگـر پـیـام بـر همه از «لا تَـفَـرَّقـوا» دادی به هر کسی که به دارالامان تو رو کرد همیشه فرصت و امکان گـفتگـو دادی فـدای قـلـب رئوفـت شـوم که دلها را کـبـوتـرانـه به ایـن آسـتـانـه خـو دادی عجیب نیست ز تو گَر به گوشۀ چشمی جـواب این همه چـشـمِ پُـر آرزو دادی برای عرض ارادت «وفایی»آمد و گفت سیـاهنـامۀ ما را تو شـسـتوشـو دادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
آمـــدم ای شــاه پــنـــاهــم بــده خــط امــانـی ز گــنــاهــم بــده ای حـرمـت مـلـجـأ درمـاندگان دور مـران از در و راهــم بـده لایـق وصـل تو که من نـیـسـتم اذن به یک لحظه نگـاهم بده... تا که ز عشق تو گدازم چو شمع گـرمـی جـانـسـوز بـه آهـم بـده لشکر شیطان به کمین من است بـیکــسـم ای شـاه پـنــاهـم بـده از صف مژگان نگهی کن به من بـا نـظـری یـار و سـپــاهـم بـده در شـب اول که به قـبـرم نهـند نـور بـدان شــام سـیــاهــم بــده ای که عـطـابـخـش همه عالمی جــمــلـۀ حـاجـات مـرا هـم بـده آنچه صلاح است برای «حسان» از تو اگـر هم که نـخـواهـم بده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم قـبولـم کن من آداب زیـارت را نمیدانم نمیدانم چرا اینقدر با من مهـربانی تو نمیدانم کـنـارت میـزبانم یا که مهـمـانم نگـاهم روبهروی تو بلاتکـلیف میمـاند که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم به دریا میزنم، دریا ضریح توست غرقم کن در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم سکوت هرچه آئینه، نمازم را طمأنـیـنه بریز آرامشی دیرینه در سینه، پریـشانم تمـاشا میشوی آیه به آیه در قـنوت من تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم اگر سلطان تویی دیگر اِبایی نیست میگویم: که من یک شاعر درباریام، مداح سلطانم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
مانـدهام مثـل کجا میشـود ایـران بیتو یا چه ویـرانکـدهای بود خراسان بیتو مردم ما به کسی غـیر تو حاجـت نبرند نـزد این طـایـفـه هـیـچاند کریمان بیتو در حـرم لذت مـهـمان شـدنت را دیـدیم چه غریب است رضا، معنی احسان بیتو حرف دیروزم و امروزم و فردای من است کاش هرگـز نرسد عـمر به پایـان بیتو ما رضا جان، همه از نام تو جان میگیریم مُـردگـانـیم همه حضرت سلـطان بیتو رعـیـت راضیِ از نـوکـری سلـطـانـیـم حرفی از خویش نـدارند غـلامان بیتو آمدی و حـرمت جـان به مـسلـمانی داد شیعه کی میشده این قوم به قرآن بیتو؟ به خداوند و رسولش قسم ای قبلۀ عشق هیچ کس پیش خدا نیست مسلمان بیتو باغ فـردوس به چـشـمان حـرم دیـدۀ ما هست چون پنجرهای رو به بیابان بیتو مثل سلـمـانی عـاشـق به تو ایـمان دارم نگـذرد برزخم ایکاش که یکآن بیتو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
کریمی و گدایت میکند مهمان دو عالم را تهی دست فقیرت دیدهام دستان حـاتم را رجب، ماه مبارک، ماه شعبان، ماه ذیقعده تبرک کردهام با دیدنت این چند ماهم را دم باب الجـواد تو دم گـرمى به من داده غنیمت میشمارم تا دم محشر همین دم را به مشهـد با دل پُـر آمـدم امـا دلـم وا شد فدایت که دوباره از دلم برداشتى غم را من از حاجات خود خیری ندیدم پس بیا اینبار خودت یادم بده چه حاجتی از تو بخواهم را دو قطره گریه آوردم؛ همین آقا همین آقا قبولش کن همین کم را همین کم را همین کم را نشستم سـفـرۀ درد و دلم را وا کـنم دیدم بغل کردى چنان من را که یادم رفت دردم را لباس مشکى مارا به امضایت مزین کن تفضل کن محـرم باز برداریم پـرچـم را به جان مادرت زهرا، به حق عمهات زینب بده روزى اشکم را، بده رزق محرم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
حس میکنم در صحن تو عطر دعا را عطـر تـوسلهای در بـاران رها را غرق اجـابت مـیشـود دست نـیـازم هر وقت میخوانم در این مرقد خدا را آئـینههـای لـطـف تو تکـثـیـر کـردند در صحن چشمم اشکها را؛ اشکها را آهم کـبــوتـر مـیشـود تـا گـنـبـد تـو مـیآورد فــریـادهــای یـا رضــا را من از کـنـار پـنجـره فـولاد هـر بار حس میکـنم عـطر مـلـیح کـربلا را ای زائران اینجا دخـیـل غـم ببـنـدید هر صبح جـمـعه نـدبـهٔ «آقا بیا» را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
سـلام! آمـدهام تـا به من، امـان بـدهـیـد دلی به روشـنـی رنـگ آسـمـان بدهـید یگانه مشرق عصمت! چه میشود که به من برای عرض ادب، همت و توان بدهید؟ دخـیـل پـنجـره فـولادتـان شـدم، شـایـد به این کـبوتـر پربـسـته، آشـیـان بدهید جز این دعا، چه بخواهم من از شما، که مرا پـنـاه، از خـطـر «آخـرالـزمان» بدهید ودیعهایست نهان، در نهاد من «توحید» به شرط آن که طراوت، شما به آن بدهید از آستان شما، عرض حاجتم این است که در زمین خراسان، به من ضمان بدهید دلم که آهوی وحشیست، مانده سرگردان شـما طـریق هـدایت به او نـشان بدهید جواب این دل درمانده را، به جان جواد به حُـرمت نـفـس پـاک قـدسـیان بدهـید علامت دل عاشق، شکستن است اینجا به این شکـستهدل، امّید و آرمان بدهید فرشتـگـان مقـرّب! برای سرمـۀ چـشم به من، غباری از این روضه ارمغان بدهید رهایی از غم ایام، در ولای رضاست به من، سعادت این فیضِ جاودان بدهید یکـیست حـرف دلـم با زبـانـم از اول به من، تـوانِ قـبولی در امتحـان بدهید در آفتاب قیامت، که عافـیتسوز است خدا کند به «شفق» نیز سـایـبان بدهید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
بهشت اینجاست اینجا گوشهای از صحن آزادی میان انقلابی که تو بیشک راهمان دادی میان عـطر گـلـدانهای دلگـرم نگـاه تو تو که تنها امید شاخههای سبز شمشادی تو که با دستهای مهربان و لطف بی حدّت پناه یک زن درمانده در صحن گهرشادی صدای شادی نقاره میآید، بهشت اینجاست میان لحظۀ سبز اذان در گـوش نوزادی دو دستگرم آغوشی که در هر پنجره باز است میان بغـضهای نشکن هر قلب فـولادی میان گـریههای مستجـاب چـشم زائـرها کنار لحظههای بیقـرار مملـو از شادی پناه آوردهام امشب به این آرامش مطلق دلم گرم است در این خانۀ آبا و اجدادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
میآیـد از دسـتت کـمی بـاران بگیرد رزقی کـریـمانهتـر از سلـطان بگیرد با حال خسته، دلشکسته، دستْ خالی پـای ضریـحـت آمده درمـان بگـیـرد هم آب میخواهد بنوشد در حـریـمت هم سـفـرهای آورده تا که نان بگـیرد او آمـده پـیـدا کـنـد حـال خـوشـش را او آمـده تا غـصـهاش پـایـان بـگـیـرد خـالیست دسـتـانـش ولی امـیـد دارد تا با کـلافی یـوسـف کـنـعـان بگـیـرد پـائـیـن پـایـت آمـده، پــایـش نـلـغــزد بالای سر زانـو زده، سـامـان بگـیرد مرده است قلب شاعرت در روزمرْگی آقا نگـاهی کن که مُـرده جان بگـیرد بر گنبدت رو میزند هر روز، خورشید تا نوری از این روضۀ رضوان بگیرد با معـرفت هر کس به پـابـوس تو آید در روز محشر حق بر او آسان بگیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ببار ای روح باران بر بیابانی که من دارم بتاب ای ماه، در شام غریبانی که من دارم در این قحطی عشق و سردی لبخندها گاهی بگیر ای مهربان دستانِ لرزانی که من دارم به سویت آمدم با غصههایی تازه، میدانم که آگاهی تو از اندوهِ پنهانی که من دارم به جز تو ای امـید مـردم درمـاندۀ عـالم که درمان میکند درد فراوانی که من دارم برایت بازگو کردم دلم را چون یقین دارم تو تسکین میدهی قلب پریشانی که من دارم چراغ گریه را برداشتم در صحن آزادی که شاید بگذرد یوسف به زندانی که من دارم جـواب التـمـاسم را بده، ای ضامن آهـو ببین در اشکها قلب هراسانی که من دارم دلم مثل کبوتر میپرد در صحنها، آری به کاخ آسمان میارزد ایوانی که من دارم جهان هرگز نمیبیند شکستِ شیعیانش را همیشه رأیتش بالاست سلطانی که من دارم امین الله میخوانم به چشم خیس و میگویم امانت پیش تو ای شاه، ایمانی که من دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
چون مـورم و به ملك سلیمان رسیدهام بر من نگـاه كن، كه پـریشان رسیدهام از ساحـل كـرامت خود گر نظر كـنی چون قطرهای، به بحر خروشان رسیدهام تا كسب معـرفت كنم از خـاك درگهت بـر قـبـلـهگـاه هـشـتـم ایـمـان رسـیدهام ای صحن با صفـای تو یـادآور بهشت خارم ولی به روضۀ رضوان رسیدهام مثـل كـبـوتـران سـبــكـبـال ایـن حــرم بـالـی زدم بـه گـوشـۀ ایـوان رسـیـدهام دست تهی نمیروم از این حرم برون بر خـانـۀ رئـوف كـریـمـان رسـیــدهام در حصنی از ولایت و الطاف خود مرا سامان ببخش، بی سرو سامان رسیدهام بگـشا گره ز كار و دلـم، ای گـرهگـشا چون غـنچههای سربهگریبان رسیدهام دست مرا ز دامـن مـهـرت جـدا مكـن چون فرصتی گذشته به پایان رسیدهام من دعـبـل تو نیـسـتم آقـا، «وفـاییام» امّا به محـضر تو غـزلخـوان رسیدهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
بـر آسـتـان رضــا روی الـتــجــا دارم نـظـر گـشـا و بـبـیـن الـتـجـا کجا دارم بـر ایـن مـقـامِ خـدا داده افـتـخـار کـنـم کـه در حــریـم رضـا رتـبــۀ گـدا دارم غبار درگه "شمسُ الشموس" عینِ شفاست بـرای چـارۀ هر درد، از این دوا دارم ز صاحـبان کـرم نیست چـشم اکـرامـم امـید مَکـرمَت از حـضرت رضا دارم مرا چه بیمِ ضلالت ز کوره راه جهان؟ کـه از ولایـت او نــورِ رهــنــمـا دارم قسم به تربت پاکش که کعبۀ دلهاست! غــلام اویـم و در خـدمـتـش وفــا دارم ز معصیت نگران و به مِهر او خرسند چه حالتیست که در خوف و در رجا دارم؟ به مِـهـر آل عـلی پـروریده جان و تـنم مِسَم ولی خوشم از این که کـیمـیا دارم ز توس دل نتـوانم گـرفت و رفت ولی به سـر هـوای دلانـگـیـزِ کـربـلا دارم ز دل نـمیرودم یـاد نـیـنـوای حـسـیـن که روز و شب ز فراقش چو نی نوا دارم اگر نَـمـُردم و رفـتم به آسـتـانبـوسـش از این زمـانه به او بـاز شِکـوهها دارم به رستخیز، "موید"! چو از لحد خیزم به دستْ نامه و بر لب رضا رضا دارم
: امتیاز
|
























