-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
چـقدر مـانده به دریـا، به آستان حسین پُر از طراوت عشق است آسمان حسین بگو که نام مـرا دل شکـسـته بنـویـسند بگو! که میرسد از راه کاروان حسین هـمیـشه دلنـگـرانم مـباد خـط بخـورد شـنـاسـنـامـهام از نـام دوسـتـان حسین هنوز حسرت آن روز در دلم جاریست به کـربـلا نـرسـیـدیـم در زمان حـسین مرور کردهام این قصه را هزاران بار نمیشود بهخـدا کـهـنه، داسـتان حسین به جستجوی چه هستی؟! از آفتاب بپرس! که هست در همه جای جهان، نشان حسین هنوز میوزد احساس شرم از هر رُود قـصـیدهای نـسرودند نـذر جـان حسین نـداشـتم به جـز این بـیـتهـا رهآوردی که پیشکش کنم آن را به آستان حسین بهار بود، که یک شب به خواب میدیدم به کـربـلا، شدهام باز میـهـمان حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
ای آبـروی چـشم هـمیـشه تـرم حسین! ای سرّ نـیـنـوایی تو در سـرم حـسین! عطر شهادت است که دل میبرد ز من نام تو را همین که به لب میبرم حسین! هر سال بیـشتـر شـدهام مَـحـرم غـمـت امسال از هـمیشه شکـسـتـهترم حسین! لـبـیکگـوی تـوست نه تـنهـا لـبان من لبیکگوی توست رگ حـنجرم حسین! هـفـتـاد بـار بر سـر کـوی تو گر مـرا آتش زنند، باز در این لشکـرم حسین! خـاکـسـتـرم به بـاد رَود گر هـزار بار گوید به شوق و هلهله خاکسترم: حسین از پـیکـرم اگـر که سـرم را جدا کـنند گوید سـرم جـدا و جـدا پـیکـرم حسین بــادا کـه بـارهـا بــدرنــدم درنــدگــان گر لحظهای ز بیعت تو بگذرم حسین! از دامـن تو دسـت نـخـواهم کـشید؛ نه نذر تو کرده است مرا مـادرم؛ حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
خلیل خواست که در راه حق جوان بدهد بنا نبـود کـسی جـز تو امـتـحـان بدهـد نبی شـبیه عـبایی تورا به دوش گرفت که تـار و پود کسا را به ما نشان بدهد کسی که قدر تو را چون حبیب فهمیده رواست پای غمت لحظه لحظه جان بدهد ندیده بود به چشمش زمین، ز خلق کسی که خون کودک خود را به آسمان بدهد نمـاز از تو بجـا مـانـده و سـزاوارست اگـر به نـام تـو هـر مـأذنـه اذان بـدهـد کجاست غـیر حـسیـنیه مکـتـب درسی که پـای روضۀ تو عـشق یـادمان بدهد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
خوشم که دم همه دم یا حسین میگویم به وقت شادی و غم یا حسین میگویم خوشم که خانۀ قلبم حوالی حرم است به یـاد اهل حـرم یا حـسـین میگـویم بلـند گـریه نکـردم مگر برای حـسین به بـنـد بـنـد دلـم یا حـسـیـن میگـویم من از دیار حبیبم چه باکم از پیریست به قـد و قـامت خـم یا حسین میگویم خوشم که دست ابوالفضل جانپناه من است به یاد دست و عـلم یا حسین میگویم همه قـبـیلۀ من عاشق تـوأند! مپرس، چرا قـدم به قـدم یا حـسـیـن میگـویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
سائل شدیم، شامل لطف و کرم شدیم خوار آمدیم از نفـست، محـتـرم شدیم لب وا نکرده، حاجتمان مستجاب شد وقتی دخیل گوشهای از این عَلَم شدیم چشم امـیـدمـان به نخ پرچم عـزاست پس بی دلیل نیست اگر اهل غم شدیم رفـتـیم اگر بهشت، حـسیـنیه میزنیم با جـمع نوکـران ز ازل همقسم شدیم ماندن به راه عشق تو عین سعادت است شکـر خـدا به پای تو ثـابتقـدم شدیم این زندگی مـاست ببـیـنـیم بعد مرگ در زیر خاک، خاک شریف حرم شدیم دست بریده در همهجا دستگیر ماست حالا که اشکریزِ دو دست قلم شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
کربلا گـفـتم، دلم لـرزید، گفتم: یا حسین اشک روی گونهام غلتید، گفتم: یا حسین باد سـرگـرم نـوازش بود با گـلـبـرگها باغبان هر شاخه گل را چید، گفتم: یا حسین ابرهای آسمان گلرنگ شد وقت غروب رفت در دریای خون خورشید، گفتم: یا حسین رد شدم از صحن سقاخانۀ «شهر بهشت» هر کبوتر آب مینوشید، گفتم: یا حسین داشتم در دست خود تسبیح سرخی از عقیق دانههایش هر طرف پاشید، گفتم: یا حسین نام «ثـارالله» را بـردنـد هفـتاد و دو بار خاطرات جبهه شد تجدید، گفتم: یا حسین حاجیان «روز دهم» گفتند در کوی منا عید قربان است، ما را عید، گفتم: یا حسین در طواف کعبۀ ششگوشه، از من بیدلی، معـنی لـبیک را پرسید، گـفتم: یا حسین قاری قرآن تلاوت کرد از اصحاب کهف برگ قرآن را که میبوسید، گفتم: یا حسین چشم در چشم برادر، دست در دست پدر دختری معصوم میخندید، گفتم: یا حسین شیـرخـواری نازنین با لایلایِ مادرش در دل گهواره میخوابید، گفتم: یا حسین از شقـایق رسم عشق و عاشقی آموخـتم هر کسی داغ برادر دید، گفتم: یا حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
نخستین کس که در مدح تو شعری گفت آدم بود شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود نخـستـین اتفـاق تـلختر از تلخ در تاریخ که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرّم بود فتاد از پا کنار رود در آن ظهر دردآلود کسی که عطر نامش آبروی آب زمزم بود دلش میخواست میشد آب شد از شرم، اما حیف دلش میخواست صد جان داشت، اما باز هم کم بود مدینه نه، که حتی مکّه دیگر جای امنی نیست تمام کـربـلا و کوفه غرق ابنملجـم بود اگر در کربلا طوفان نمیشد کس نمیفهمید چرا یک عمر پشت ذوالفقار مرتضی خم بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
حسین ای که از غمت، دلم جدا نمیشود روح بدون عشق تو، رنگ خدا نمیشود کسی بـدون نـام تو، بی خـبر از قیام تو بی مـدد پـیـام تـو، غـم آشـنـا نـمـیشـود قسم به آبـروی تو، به سرخی گـلـوی تو که بی ولای تو ز ما، خدا رضا نمیشود وقت نماز عاشقی، در عـرفات کوی تو غیر بهـشت روی تو، قـبـلهنـما نمیشود "گرد حـرم دویدهام، صفا و مروه دیدهام هـیچ کجـا برای ما، کـربـبـلا نـمیشود" مشـتـری وصـال تو، شیـفـتـۀ جـمـال تو عاشق خط و خال تو، اهل خطا نمیشود آنکه به سینه میزند، دم از مدینه میزند ذکر و نماز صبح او، هیچ قضا نمیشود حسین در همین جهان، تو را بهشت میبرد منـتـظر شفـاعـت و، روز جزا نمیشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
نـورانیت اشک غـمت را عدمی نیست غمخوار تو را بهتر از این غم نِعَمی نیست هر چند که هم عصر غمم، خانه به دوشم در سینه ولی جز غم ارباب، غمی نیست مقـروض توأم بـابت یک عـمر رفاقـت این قرض ولی پیش نگاهت رقمی نیست تا اشک رفیق است مرا در شب روضه انگار کـنار توأم، این لطف کمی نیست اول قـدم عشق، قـدم سمت حسین است عاشق نشد آن دل که به شوق حرمی نیست بازنده شد آنکس که بهشت از تو طلب کرد جنت که به پیش کـرم تو کـرمی نیست بی عـشـق تـو دیـوار به دیـوار بـلـرزد شهری که خیابان دلش را علمی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
نگـذار که در حـسرت بـسیار بمیرم در روضهٔ گـودال، تو بگـذار بمیرم جانی طلب توست، بگیرش نگرانم! تـرسم همه این است بـدهکـار بمیرم وقتی سخن از وصل و فراق حرم توست صد بار شوم زنـده و صد بار بمیرم خورشید چه آورده سرِ جسم شریفت!؟ سخت است که در سایهٔ دیوار بمیرم یک عمر شهادت طلـبیدم که نبـینی! در بستر بیـماری و تب، زار بمیرم آن موی پریشان سرِ نی، فلسفهای داشت باید که به عشـق تو گـرفـتار بمـیرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
تا گردش زمـانه و لیل و نهـار هست نام حسین هست و حسینی شعار هست این نـام پُـر شکـوه بر اوراق روزگار جـاوید هـست تا ورق روزگـار هست تا در دلی ز شوق حقیقت زبانهایست زین حقپرست در همهجا حقگزار هست تا مـوج میخـروشد و تا بحر میتـپـد یاد از خروش او به صف کارزار هست تا سر زند سپـیـده و تا بشـکـفـد سحر خورشید روی او به جهان آشکار هست تا عدل هست، رایت او هر طرف بهپاست تا ظلم هست، نهضت او استوار هست تا در زمانه رسـم یـزید است برقـرار سـودای دادخـواهی او برقـرار هست ای برترین شهید که هر کس خدای را با چشم دل شناخت، تو را دوستدار هست هرگز مـباد خاطر ما خالی از غـمت تا گـردش زمانه و لیل و نهـار هست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
به فتوای جنون طاعت بیابی این اطاعت را بخوان مُهر نماز عاشقان، سنگ ملامت را چنان ماندهست در زیر زبان شیرینی نامش که در سیب بهشتی هم نیابی این حلاوت را طریـقـش، جـلـوۀ انا الیه راجعـون دارد بیا در اربـعـینِ او تـمـاشا کن قیامت را نه تنها قبل رفتن زائـرانش را ببخـشاید که بخشیده به زوارش خدا حق شفاعت را شب جمعه، دعا با چشم غرق اشک میفهمد کنار کعبهای ششگوشه معنای اجابت را به گرمی دشمنش را نیز در آغوش میگیرد نمیخواهد ببیند در نگاه حُر خجالت را به خاتم بخشیاش بر دشمنان، حاتم حسد برده به جا آورده حتی با تنی بی سر سخاوت را سجودش گوشۀ گودال باعث شد که بگذارد خدا در تربت اعلای او شأن عبادت را نگویی: روضه خوان از کاه دارد کوه میساز! بگو این داغِ سنگین کاه سازد کوه طاقت را کنار قـتـلگـاهـش دردهـایم شد فراموشم چنان زینب که برد از خاطرش درد اسارت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
راه تـو راه نـجـات اسـت ابـا عـبـدالله روضهات شرط حیات است اباعبدالله هر کجا گفتهام از عشق، تو مقصد بودی عـشـق تو جـلـوۀ ذات است اباعبدالله بی تو با هر قلمی هر غزلی سر گیرد بـازیِ بـا کـلــمـات اسـت ابـا عـبـدالله شب ما سوختگان را قمری لازم نیست پـرچـمت نور صراط است ابا عبدالله میزبان حرمت هر شبِ جمعه است خدا عقل از این مرتبه مات است اباعبدالله اربـعـین کـربـبـلا رفـته فـقـط میداند اشکها بـرگ بـرات است اباعـبدالله کشتۀ اشکی و سوگند به لبتشنگیات تـشـنـهات آب فـرات اسـت اباعـبدالله
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و دهۀ فجر
دل و جان در گِرُوِ حضرت جانان داریم هرچه نعمت بُوَد از محضر ایشان داریم سالـیانیست که ما ریـزهخـورِ اربابیم از سـرِ سفـرۀ او رزق فـراوان داریم پای از روضۀ اربابِ طریقـت نکشیم تا که در سینه نفس، تا که به تن جان داریم نمنم اشک مصیبت به عزای تو خوشست از دم روضۀ تو جلوه دو چندان داریم اولین مستمع مجلس روضه زهراست روضه آهسته بخوانید که مهمان داریم پیر میـخانـۀ عـشاق، خـمـینی فرمود: هر چه داریم ز سـالار شهـیدان داریم تفـرقـه، ظـلـم و ستـم راه ندارد در ما تا که جـمهـوری اسلامی ایران داریم با وجودی که ز هجران، دلِ ما غمبار است به ظـهـور پـسر فـاطـمـه ایـمان داریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
کـشید چشمِ تو خـورشـید کـاملِ ما را گرفته وسعتی از نـور، محـفـل ما را به سمت جَذْبۀ داغ تو جذب خواهد شد هر آنکه خـوب بـبـیـنـد دلائـلِ مـا را همه، بـنی اَسَـدِ بـوریا به دستِ توأیـم به گُـودِ عشـق کـشانـدی قـبائل ما را همیشه پرچم تو روی دوشِ این خانهست غمت حـسیـنیه کردهست منزل ما را هـزار روزَنِ اُمّـیـد را در آن وا کـن لباس کهـنۀ خود فرض کن دل ما را چِقَدر تیغِ فـراقِ تو کُـشتهمُرده گرفت خودت قصاص کن اینبار قاتل ما را قـسـم به دامـن آتـش گـرفـتـۀ طـفـلـت شرارِ هجر تو سوزانده حاصلِ ما را "من" نشـسته دمِ در، غـذا نمیخواهد به کـربـلا بـرسان دست سـائـل ما را فنونِ اهل جنون درس میدهد یک عُمْر بـیـا بـبـیـن هــنـرِ پـیـرِ عـاقـلِ مـا را اواخـرِ هـمـۀ ما کـنـارِ جـز تـو مـبـاد تویی که خاطـره کـردی اوائـل ما را فرات، مِلکِ سند خوردۀ اباالفضلست سـپـردهانـد بـه عـبّـاس سـاحـل مـا را همین که خورد زمین، دستگیر عالم شد هزار مرتـبه حل کـرده مشکـل ما را نـوشـتهاند سرش روی نیـزه بـند نشد همین به ضَـجّه رسانده مقـاتـل ما را عقیله بعد علمدار رو به علقمه گفت: خـدا بـخـیر کـند وضع محـمـل ما را سنان یکی دو قدم مانده تا بهمن برسد تو نیـسـتی بِکـِـشی حـدِّ فـاصل ما را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
کبوترم که غزل صحن آسمان من است کـلام پـهـنـۀ پـرواز بیکـران من است به عـارفـانـهتـرین اوجهـا رسـیـده پرم به عاشقانهترین شعرها نشان من است همیشه در پی توصیف عشق میگـشتم که عـشق نقـطۀ آغـاز داستان من است «همه قـبـیـلۀ من عـالـمـان دین بودند» کنون ببین که جنون سهم دودمان من است به فکـر واژهای از جنس عاشـقی بودم حسین گفتی و گفتم حسین "جان" من است حـسـیـن گـفـتی و آتـش گـرفـت ابـیـاتـم که یاد خـون خـدا آتـش نهـان من است شرارهای است که پنهان نمیشود در دل حرارتی است که در سینه میهمان من است قداستی است که در قلب میتپد شب و روز محبتی است که آئـین خـاندان من است در این زمانه که هر گوشه تیرهگی چیره است چراغ روشن تـاریکی جهـان من است منم که فطرسم و نادم از گذشتۀ خویش حسین پاسخ الغـوث و الامان من است چگونه با تو بگویم من از حـقـیقـت او حسین بغض فرو خوردۀ بیان من است حـسـیـن نـام بـلـنـدی کـه بـعـد نـام خـدا همیشه و همه جا بر سر زبان من است کسی که عـبد خـدا بـوده است از آغاز یگانهای است که مولای مهربان من است حسین گفتی و گفتم "حسین" یعنی "عشق" بلی حسین فقط "عشق جاودان" من است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
مهـر تو را به عـالـم امـکـان نمیدهم این گنج پُر بهاست من ارزان نمیدهم گر انتخاب جنّت و کویت به من دهند کوی تو را به جنت و رضوان نمیدهم نـام تـو را بـه نـزد اجـانب نـمـیبـرم چون اسم اعظم است به دیوان نمیدهم جان میدهم بهشوق وصال تو یا حسین تا بر سـرم قـدم نـنـهـی جـان نمیدهم ای خاک کـربـلای تو مُهـر نـماز من آن مهـر را به ملک سلیـمان نمیدهم مـا را غـلامـی تو بـود تـاج افـتـخـار این تاج را به افـسر شـاهـان نمیدهم دل جایگـاه عـشق تو باشد نه غیر تو این خانۀ خداست، به شیطان نمیدهم گر جرعهای ز آب فراتت شود نصیب آن جرعه را به چشمۀ حیوان نمیدهم تا سر نهـادهام چو "مؤید" به درگهت تن زیـر بـار مـنـت دونـان نـمـیدهـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
به گوش میرسد از آسمان اذان حسین زمین از آنِ حسین، آسمان از آنِ حسین هزار سال گذشت و هنوز در گذر است کسی مرا برسـانـد به کـاروان حـسین عجیب نیست اگر بر کویر خشکِ یزید ببارد ابر کـرامـت از آسـمـان حـسین مرا به دست کسی جز حسین نسپارید قسم به جان عقیله، قسم به جان حسین به ریگهای بـیـابـان بگـو قـیام کـنـند به احـترامِ کـفِ پـای دخـتران حـسین حسن غریبترین نام عـالم هستیست و عـاشقـانهترین نامِ عـاشـقانه: حسین به کام مـاست، اگرچه به نـام او باشد چه شعرها که نگـفتیم از زبان حسین هـزار سال گـذشت و بـلـندتـر از قبل به گوش میرسد از نیزهها اذان حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
تو آن عاشقترین مردی که در تاریخ میگویند تو آن انسانِ نایابی که با فانوس میجویند تمام باغها در فصل لبهای تو میخندند تمام ابرها در شطّ چـشمان تو میمویند به شوق سجدهات هفتآسمان خم میشود بر خاک به نام نامیات خورشیدها از خاک میرویند قناریهای عاشق از گلوگاه تو میخوانند و قمریهای سالک کو به کو راه تو میپویند تمام موجها در حلـقۀ یاد تو میچـرخند تـمام بـادها نام تو را سرگـرم هوهـویند تو تمـثـال تمام عـطرهای بیریـا هستی که تصویر تو را عشاق در آئینه میجویند تو آن ذکر جلی هستی، که دلها از سرِ مستی به لحنی ارغوانی با زبانی سرخ میگویند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
پرچـمت را هر کجا دیدم دویدم یا حسین زیر این پرچم همیشه خیر دیدم یا حسین من زمینگـیرم ولی تو دستگـیرم بودهای غیر خوبی از شما چیزی ندیدم یا حسین هر کسی که ذکرتان را گفت، آقای من است از کسی که دور بود از تو بُریدم یا حسین کودکیام خوب یادم هست که بارِ نخست از لب بـابای خود نامت شـنـیدم یا حسین خاطرات کربلا هر لحظه همراه من است یاد لحـظه لحـظهاش آهی کشیدم یا حسین یاد باد آن روزگاری که میان صحـنتـان چون کبوتر دور گنبد میپـریدم یا حسین بهترین ایام عـمرم در حرم بود و گذشت حال، اما از فـراقـش من خمیدم یا حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
ماندهام از کـربلا مهجور؛ أبکی لِلحسین باز هم در هالهای از نور؛ أبکی لِلحسین بیقـرارم! بیـنـِـمان افـتاده خـیلی فـاصله هستم از ششگوشه خیلی دور؛ أبکی لِلحسین هست این غم تا قیامت بهترین آرامبخش میشوم در روضهها مسرور؛ أبکی لِلحسین کنجِ هیئت سر به زانو میگذارم؛ سالهاست میشوم از هر کسی رنجور؛ أبکی لِلحسین از گـناهـانم خجالـت میکشم! بسکه شدم بینِ خـوبان وصلهٔ ناجور؛ أبکی لِلحسین اجر من باشد رضایتمندیاش! تا که شوَم با دعـای مـادرش مأجور؛ أبکی لِلحسین رویِ منـبـر بـارها عـلّامـهٔ بحـرالعـلـوم گفت از گهواره تا به گور؛ أبکی لِلحسین سالها خونِ گریه کرد از غربتش سنگِ عقیق گفت در آغوش کوهِ طور؛ أبکی لِلحسین اشکِ غرقِ معرفت؛ رزقِ "شهادت" میدهد هر شبِ جمعه به این منظور؛ أبکی لِلحسین جایِ جان دادن برایش روضهخوانی میکنم بیشتر از این نشد مقـدور؛ أبکی لِلحسین
: امتیاز
|
























