-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
ای قـبلهگـاه دلها! کی میشود بیایی؟ محبوب حق تعالی! کی میشود بیایی؟ سرتاسر جهان را، ظلمت گرفته مولا ای مهر عـالـمآرا، کی میشود بیایی؟ عـالم تـبـاه گـشـته، حـق بیپـنـاه گشته دین تا که گردد احیا، کی میشود بیایی؟ هستی شود فـدایت، کعبه زند صدایت ای روح این مصلا! کی میشود بیایی؟ ای سایـبـان توحـید! ای چلچراغ امید! ای آفـتـاب تـقـوا! کی میشـود بـیایی؟ پرچـمفـراز قـرآن! بر یاری ضعیفان، با ذوالفـقـار مولا، کی میشود بـیایی؟ با آنکه غـمنـصیبی، بر دردها طبیبی ای مونـس دل ما! کی میشود بیـایی؟ گاهی میان خلوت، گاهی به شور و جلوت پرسم ز تو، به نجوا، کی میشود بیایی؟ در مـوجخـیـز دنـیا، گـم شد ره دل ما ای رهنمای دلها! کی میشود بیایی؟ گـوید ز سـوز سـیـنه، با کـربـلا مدینه ای یـادگار زهـرا! کی میشود بیایی؟ هر روز و شب «وفایی» گرید از این جدایی ای صبح صادق ما! کی میشود بیایی؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نـبـودهام نـگـران تو عصر غـیـبت هم نفس كشیدن بیتو شده است عادت هم گـنــاه كـردم و اشـك تـو را در آوردم برای تو كه ندارم به غـیر زحـمت هم بــرای آمــدن تــو نـــكــردهام كـــاری عجیب این كه نمردم از این خجالت هم نه استـغـاثـه به تو میكـنم نه فكر توأم زدم همیشه خودم را به خواب غفلت هم به نرخ روز فقط خوردهام در عالم نان نداشتـم به امـامی كه هست غـیرت هم مـنم شـبـیه همان كس كه گوشـۀ بازار فروخت یوسف و دستش نبود قیمت هم بـه جـان مـادرم آقـا كه دوسـتـت دارم اگر چه نیست به عاشق مرا شباهت هم برای جـد خودت صبح و شام گریانی عـنایتی كه بـسوزم از این مصیبت هم میان نیزه و شمشیر و سنگ تن گم شد به پیـكـری كه نمـانده شده جسارت هم فـقـط نه اینكه جـسـارت شده به آل الله اضافه كن به همه روضهها اسارت هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دلی به دست خود آوردهام از آن تو باشد سپـردهام به تو سـر تا بر آستان تو باشد جهان من! دل من آمدهست سوی تو اینک به این امید که یک گوشه از جهان تو باشد گـنـاهـکـار کـسی بـیپـنـاه آمـده سـویت بگـو چگـونه بیـاید که در امـان تو باشد چه میشود که بر این دل شبی قدم بگذاری دلی که آمده تا صحن جمکـران تو باشد چه غم اگر که بسوزاندش زمانه کسی را که ازل بلـه گـفـته که در زمـان تو باشد بده زمین و زمان را به دستهام که گفتم بخواهم از تو دعایی که در توان تو باشد چگونه «ناحیهات» را بخواند آنکه ندارد توان مـرثـیـهای را که از زبـان تو باشد سلام بر سر بر نیـزه رفـتهای و سلامی به چشمهای پُر اشکی که دیدگان تو باشد سلام بر تو و بر لحـظهٔ قـیام و قـعـودت چه میشود که دلـم شـاهـد اذان تو باشد چه میشود که بخوانی تو بیتی از غزلم را خـوشا تـرنم شعـری که بر لبان تو باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
مستأصل اینجا آمدم، فکری به حالم کن هر شب رسیدم رو زدم، فکری به حالم کن من با امیدی سمت روضه راه میافـتم اینقدر رفـتم آمـدم، فکـری به حالم کن چیزی که از آقـایی تو کم نخـواهد شد با اینکه من خیلی بدم، فکری به حالم کن من بیدعای خیر تو بیراهه خواهم رفت دوزخ نباشد مقصدم، فکری به حالم کن وقتی به حـقّ عـمهات زینب قـسم دادم امشب نکن دیگر ردم، فکری به حالم کن دلـتنگ بوی سیب صحـن کربلا هستم دلتنگ عطر مرقدم، فکری به حالم کن فکری به حالم کن تو را جان علیاکبر امشب حـلالـم کن تو را جان علیاکبر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
در انتظار تو چشمم همیشه بارانیست و بیتو حال و هوای دلم چه طوفانیست بیا که خـیری از این زندگی نمیبینم که لحظهلحظۀ عمرم پر از پریشانیست هوای خـیمۀ قـلبم بدون تو سرد است بهار پیش دو چشمم شب زمستانیست ز جادهای که گذر کردهای مسافر عشق بین که جای قدومت چقدر نورانیست درون سیـنـۀ من پـر ز آه تبدارست حدیث غیبت تو بین سینه زندانیست دعـای نـدبـۀ هـر صبـح جـمـعهام آقا به قـصد آمـدن تو برای مهـمانیست بیـا که مـاه عـزای شهـیـد بیسـر شد بیا ببار که هـنگـام مرثـیهخـوانیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
میآیی و غم ما را جواب خواهی کرد دعای چشم مرا مستجاب خواهی کرد بیا و دسـت جهـان را بگـیـر با لبـخـند که با تـبـسم خود انقـلاب خواهی کرد طلـوع کن بتکـان از هوای ما شب را بتاب بر دل دنیـا، ثـواب خـواهی کرد شـنـیـدهام به شما تـکـیه میدهد کـعـبه و آسمان و زمین را خطاب خواهی کرد تو آفـتـابی و هـمـراه عـدهای مـهـتـاب اساس ظلمت شب را خراب خواهی کرد محرم است بیا و دو قطره روضه بخوان که سنگ را به دو خط روضه آب خواهی کرد هـوای روضۀ احـلی من العـسل داریم بخوان که قلب زمان را کباب خواهی کرد زمـان اگـر بـرود تـا کـنـار پـیـکـر او برای یـاری قـاسم شـتاب خواهی کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
اگر از این درِ خـانه بـرانـیام چه کنم؟ مرا نخواهی و از خود ندانیام چه کنم؟ گــنـاه ذائـقـهام را بـبـیـن عـوض کـرده اسیر شهوت و نفْـس جـوانیام چه کنم؟ نـدیـدن تو شبـیـه شـبی غـمانـگـیز است دچار این شب سرد و خزانیام چه کنم؟ بـگـیـر دسـت مـرا تـا ز پــا نــیـفـتــادم نـیـازمـنـد تـو و مـهـربـانـیام چه کـنم؟ مـنم شـبیه تو هر شب به روضه آمدهام که مبتلا به غم روضهخوانیام چه کنم؟ مرا ببخـش نـمـردم برای داغ "حـسین" پر ازخجالت از این سختجانیام چه کنم؟ میان این همه عـاشق که زائرت شدهاند اگر مرا به زیـارت نخـوانیام چه کنم؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
آفـتـابـا بس که پـیـدایی، نـمیدانم کجایی دور از مایی و با مایی، نمیدانم کجایی هر طرف رو آورم، روی دلآرای تو بینم جلوهگر از بس به هر جایی، نمیدانم کجایی جمعها سوزند گرد شمع رخسار تو و، تو در میان جـمع تـنهـایی، نـمیدانم کجایی گاه چون یونس به بحری، گه چو عیسی در سپهری گاه چون موسی به سینایی، نمیدانم کجایی گاه دلها را به کوی خویش از هر سو کشانی گاه خود پنهان به دلهایی، نمیدانم کجایی در جهان جویم رخت یا از جنان گیرم سراغت در دو عـالم عـالمآرایی، نمیدانم کجایی هر کجا میخوانمت، بر گوش جان آید جوابم پیش من با من همآوایی، نمیدانم کجایی شهر را گردم به شوقت کو به کو، منزل به منزل یا به دشت و کوه و صحرایی، نمیدانم کجایی کعبهای یا کربلا یا در نجف یا کاظمینی یا کـنار قـبـر زهـرایـی، نمیدانم کجایی عبد را هجران مولا تلختر از زهر باشد من تو را عبدم، تو مولایی، نمیدانم کجایی زخم قرآن را شفابخشی به تیغ انتـقـامت درد عترت را مداوایی، نمیدانم کجایی مانده بر لبهای اصغر همچنان نقش تبسم تا بـرای انـتـقـام آیی، نـمیدانـم کـجـایی «میثم» از خون جگر دائم بهیادت دیده شوید تا بر او هم چهره بگشایی، نمیدانم کجایی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
چـقـدر مـنـتـظـر و بـیقـرارمـانـی تو شـبـیـه ابـر بـهـاری ز مـهـربـانـی تو حضور گـرم تو احـساس میشود دائم هـمیـشه و هـمهجـا در کـنـارمـانی تو بگـیـر دسـت مـرا تا به آسـمـان برسم مـنـم که اهل زمـیـنـم، وَ آسـمـانـی تو کریمی و همهجا حرف این کرامتهاست خـدا کـند که مـرا هم زِ در نـرانـی تو سهشـنـبههـای تـوسـل، مـیـان زائـرها گمان کنم که در این صحن جمکرانی تو دعای پشت سر ما دعای وتر شماست شـبـیه فـاطـمـه در فکـر نـوکـرانی تو چه حاجتم به دو دنیا، که من تو را دارم خوشم چو بنده، نوازی، به تکه نانی تو به یاد نوکری و نوکرت به یادت نیست به جـان فـاطـمـه امّـا عـزیـزمـانـی تو خدا کـند که بیایی شبی به این روضه خدا کند که شبی روضه را بخوانی تو بخوان به یاد غم عمهای که میفرمود: عزیز فاطمه، مضروب خـیزرانی تو عزیز فاطمه، خواهر نداشتی تو مگر که جای دامن من، دست این و آنی تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نمیدانم چرا دردِ دلـم، درمـان نمیگیرد غم هجرانِ جانفرسای تو، پایان نمیگیرد من از سختیِ دردِ دوریات دق میکنم آخر فراقِ تو به من یک لحظه هم آسان نمیگیرد برای خشکی چشمم علاجی نیست جز گریه کویر من به هر در میزند، باران نمیگیرد تو را دنیا گرفت از من، عجب دنیای نامردی! چرا مردی از این بیمعرفت تاوان نمیگیرد اگر بودی، اقلّاً این گدایت سرپناهی داشت دل سرگشتهام بیتو سر و سامان نمیگیرد هزاران بار عهدم را شکستم، مایۀ ننگم تمام شهر از من حس اطمینان نمیگیرد گـناه آمد، تـمام اعـتبارم را گرفت و برد که حتی سایۀ من از خودم فرمان نمیگیرد بیا از شرّ شیطانی به نام «من» رهایم کن تو که باشی کنارم، اینقَدَر میدان نمیگیرد وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى، عمر من در خواب غفلت رفت تو کاری کن، اجل بی اذن تو که جان نمیگیرد خلاصه با همین آلودگیها، دوستت دارم برای هیچکس قلبم به این میزان نمیگیرد خمارم، میل انگور ضریح مرتضی دارم شرابی در حد این بادۀ جوشان، نمیگیرد! میان صحن حیدر از سر عالَم کلاه افتاد کدامین چشمها را برق آن ایوان نمیگیرد رگ خواب منِ دلتنگ، دست دختر شاه است برات کـربلا را جز رقیهجان نمیگیرد؟ جهان میسوخت وقتی دختر از بابا بغل میخواست که بیآغوش، حس عاطفه جریان نمیگیرد خدا را شکر دیگر خیزرانی هم مزاحم نیست لبش را لحظهای از آن لب و دندان نمیگیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بـیا بـیا دلـمـان را تـکـان بـده شب اول بـیـا و رزق فـراوانمـان بـده شب اول همیشه شرط وصال شما طهارت نفس است برای تـوبه نـمـودن زمان بده شب اول تو را به حرمت این روضهها ضمانتمان کن اگر چه اهل گـناهیم، امان بده شب اول محـرمی که نـباشی، به کار شیعه نیاید به اهل ندبه خودت را نشان بده شب اول برای این که مبادا به روضه کم بگذاریم به جمع گـریهکـنانت توان بده شب اول دو ماه مثل تو باید به گریه انس بگیریم به ما دو چشمۀ اشکِ روان بده شب اول دعـای خـیر تو بوده اگر اسیر حُـسینیم دوبـاره گـریهکن روضۀ سفـیر حسینیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نوشـتهاند دلـم را برای خونجگـری بدون گـریه زمـانه نـمیشود سپـری نیازمند تکامل، به گریه محتاج است درخـتِ آب نـدیـده، نـمیدهد ثـمـری دو فیض، توشۀ راه سلوکِ عاشق هست تـوسّل سـحـری و عـنـایـت سـحـری هـزار نافـله خـواندن چه فـایـده دارد اگر نداشته باشد به عـاشـقان نـظری به هر دَری که زدم باز پشت دَر ماندم بس است در زدنِ من، بس است در به دری برای بـنـده خـریـدن بـیـا سَـرِ بـازار چه خوب میشود این مرتبه مرا بخری بدون تو چه بـلاهـا که بر سـرم آمـد چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری همیشه خیر قنوتِ تو میرسد به همه اگر چه نـامِ مـرا در نَـوافِـلـت نَـبَری خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد دعای من به خودم هم نمیکند اثری یگـانه منـتـقـمِ خـونِ کـربـلا! بـرگرد قسم به عَـمّۀ مـظلـومهات بـیا برگرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه رمضانی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
مستأصل اینجا آمدم، فکری به حالم کن هر شب رسیدم رو زدم، فکری به حالم کن من با امـیـدی سـمت روضه راه میافتم اینقـدر رفـتـم آمـدم، فـکری به حـالم کن چـیـزی که از آقـایی تو کـم نخـواهد شد بااینکه من خیلی بدم، فکری به حالم کن من بی دعای خیر تو بیراهه خواهم رفت دوزخ نباشد مقصدم، فکری به حالم کن وقتی به حـق عـمـهات زینب قـسـم دادم امشب نکن دیگر ردم، فکری به حالم کن دلـتـنگ بوی سیب صحـن کـربلا هستم دلتنگ عطر مرقـدم، فکری به حالم کن فکری به حالـم کن تو را جان علیاکبر امشب حـلالـم کـن تو را جـان علیاکبر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
با این همه دلتنگی و یک جفت کتانی حاشـا که مرا از در این خـانه بـرانی میآیـم از این راه فـقـط در پی یک آه تا منـزل جانـان چه نـیازی به نشانی؟ مجنونم و از سرزنش خلق غمی نیست دیـوانه رهـا کی شده از سنگپـرانی؟ هرگـز نـتـوانـنـد از این کـوی برانـند آن را که تو از لطف به اینسو بکشانی ای آنکه مرا خواندهای! ایکاش بگویی: این بار قـرار است بـیـایی که بـمـانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
مـجـنـونتـرین آوارۀ روی زمـیـنـم آوارۀ كـرب و بـلا در اربــعــیــنـم دیگر نخواهم داشت در دل آرزویی امروز اگر مـهـدی زهـرا را ببـینم آقـا كـجـای شـهـر هـسـتی تا بـیـایم قدری به پای روضههای تو نـشینم با گـریه كـردن بـر غـریـبی تو آقـا امـروز كـامل میشود اركان دیـنـم ای كاش میشد تا كه همچون جاده من نیز از خاك پایت هـرقـدم بوسه بچـیـنم ای وای كه از راه آمـد اربـعـیـن و از غـصۀ زینب نـمردم، شرمگـینم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
خـدا کـنـد که دلـم را فـدای یـار کـنم به این بهانه مگـر رنج را مهـار کنم مرا مجال گریز از حصار داغِ تو نیست بگو چگونه ز دست غمت فرار کنم! لباس پارۀ یـوسف به کـوی ما نرسید چـه بـا دل پـدر پـیـرِ بـیقـرار کـنـم! بهار زنـدگیام را خَـزان غـفـلت بُرد نـمیشود به جـوانـیام افـتـخـار کـنم شکست قلب تو از فرطِ بیخیالی من بـنا نـبـود دلـت را جـریـحـهدار کـنـم اگر جواب سلامت به دست من برسد فـراق را به همین حکـم، برکنار کنم شمیم گیسوی خود را به بادها بسپار که بوی زلف تو را عطر ماندگار کنم اگر که طعـمۀ دنیا شدم، خودم کردم نـیـامـدم گـلـه از مکر روزگـار کـنم در اوج سُستیِ باور، تو اعتقاد منی! نشد به نـام تو یـکـبار هم قـمـار کـنم هنوز هم که هنوز است، دوستت دارم بغـل بـگـیـر مـرا تا که آشـکـار کـنم زدم به این در و آن در ببینمت که نشد به جان مادرِ تو ماندهام چه کار کنم! دوای بغض گلوگیر من فقط نجف است کجا به غیر نجف عشق را هوار کنم سر مـرا بـنـویـسـیـد نـذر تـیـغ عـلـی به شوق اینکه فقط لمسِ ذوالفقار کنم علیست راه رسیدن به اربعین حسین پدر اجازه دهـد تـرک این دیـار کـنم هنوز از حرمش برنگـشـته، دلـتـنگم چِقَدر خاطره را پشت هم، قطار کنم کـفـن کـنـیـد مـرا بـا لـبـاسِ مَـشـّـایـه چه عشقبازیِ محضی در آن مزار کنم! تو را قسم به همان شاه بیکفن، برگرد بـیـا اجـازه مـده حـسِّ اِنـکـِـسار کـنم غروب روز دهم، خون به قلب زینب شد حـسـین زیـر سـم اسـب نامـرتب شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
حالا که دیگر جـا نـمـانـدم اربـعـین را میبوسم از جان، جایجایِ این زمین را این خاک که این روزها بوسیده در راه صحـنِ کـف پـاهـای یـاری نـازنین را آقا کجایی تا که همچـون جـاده من نیز بر خاکِ پـاهـای تو بگـذارم جـبـین را بین کدامین موکب امشب با حـضورت خوشحال کردی مردم جادهنـشین را؟! دیــدیــم بــا قــصـد شـکـار زائــرانـت موکب به موکب چشمهای در کمین را بــر دوش خــود آوردهام بـــار ســـلامِ جامـانـدههایی دلشکـسته، دل غـمـین را پا در مسـیـری مینـهـم که قـبلاً از آن بُـردنـد اهـلِ بیتِ شـاهـنـشـاه دین را...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بـاز ما را سر این سـفـره نـشـانـدی آقا باز ما را تو به این خـیـمه کشاندی آقا دست و پا گیری ما مانع لطف تو نشد دست مـا را به محـرم تو رسـانـدی آقا مثل هر سال گرفـتی تو فـقـط تحـویـلم بـاز هـم پـای گـنـهـکـار تو مـانـدی آقا گرچه من از همه جا رانده و مانده بودم تـو مـرا از در این خـانـه نـرانـدی آقـا من به قربان دل تو، دل سنگ آب شد از روضههایی که تو در ناحیه خواندی آقا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
اگر با من نبود این ابر و بارانی که من دارم برایم دردسر میشد گناهانی که من دارم من از وقتی که یادم هست غرق معصیت بودم چه اندوهیست در حال پریشانی که من دارم دل شیطان نفسم را به دست آوردم و دیدم چه سودی میبرد از بار خسرانی که من دارم ضرر کردم، سر بازار هم بی مشتری ماندم خودت گاهی بخر از جنس ارزانی که من دارم من از بی کربلایی گم شدم در شهر، کاری کن دلت آیا نمیسوزد به هجرانی که من دارم یقینا من هم از سرچشمه با خود نور خواهم برد اگر بیرون بیاید ماه پنهـانی که من دارم تو میآیی محرّمها برایم روضه خواهی خواند بخوان روشن بماند آه سوزانی که من دارم بخوان از روضه اصغر، بخوان از تیر از حنجر بخوان تا خون ببارد چشم گریانی که من دارم شروعم با تو بود و با تو خواهد بود پایانم ندارد هیچکس آغاز و پایانی که من دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
سـلام من به تو و بـر مـحـرم جدّت سلام من به تو و روضـۀ غـم جدّت فدای شال سیاهت که پرچم روضهست دوبـاره آمــدهام زیـر پـرچــم جـدّت به زیر چادر زهرا دوباره جمع شدیم شـدیـم سـیـنــهزن داغ مــاتـم جـدّت چقدر گریه نوشتیم پـابهپـای لهـوف چـقـدر روضـه کـنـار مُـقـرَّم جـدّت قسم به گریۀ هر شام و اشک هر صبحت که اشک گریهکنان است، مرهم جدّت خدا کـند که بـمـیرم غروب عاشورا میان ذکـر مـصـیـبات اعـظـم جـدّت هزار بار نوشتیم روضه را، هر بار رسـیدهایم به آن جـسـمِ درهـم جـدّت رسیـدهایم به دسـت بـدون انگـشـتـر رسـیـدهایـم به آن پـیـکــر کـم جـدّت بیا به مجلس روضه به خاطر عباس بـیا به حق هـمـان قـامـت خـم جدّت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دیدم به خواب آن آشنا دارد میآید دیـدم كه بر دردم دوا، دارد میآید دیدم كه با شال عزا و چشم گریان مولایمان صاحـبعزا دارد میآید تو بانی این روضهای! دریاب ما را آغوش خود بگشا! گدا دارد میآید امشب نمیدانم چه سرّی هست كاینجا بــوی شـهـیـدان خـدا دارد مـیآیـد در این دهه خط مقدّم هیأتِ ماست از جـبهـه بوی كـربلا دارد میآید اینجا صدای گریه و عطر مناجات از سنـگـر رزمـنـدهها دارد میآید آقا سؤالی داشتم، از سمت گـودال آوای «وا اُمّـا» چرا دارد میآید؟ آتش به جان خیمهها افتاده از درد پـایـان تــلـخ مـاجـرا دارد مـیآیـد
: امتیاز
|















_1781364862.gif)








