
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
گریزی نیست دلها را از این شور و حرارت، نه جهان را چارهای دیگر نمانده غیر حیرت، نه به دریا میروند این رودهای جاری از هر سو به وحدت میرسد این سیل جمعیت به کثرت نه |
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
بـدون چـون و بـدون چـرا نمیماندند شـبـیه رود، شبـیـه صبـا، نـمیمانـدند چه کربلاست که عالم بههوش میآید پس از شنـیـدن چـاووشها نمیماندند |
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بر خنده خورشید مشارق صلوات بـر آیـنـه جـمـال خـالـق صلـوات از مکـه و از مدیـنه گل میبـارد بر دسته گل امـام صادق صلوات |
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
آنجا که عاشقیست همیشه فضای ماست در مرغزار دربه دری ردپای ماست وقتی که نان سفره ما از محبت است صدها هزار حاتم طائی گدای ماست |
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
شکـر خـدا کـه نـوکـر اولاد حـیـدرم از خادمان خـانـۀ موسی ابن جعفرم بیهـیچ منّـتی به گـدا نان رساندهای مسکـیـن بمـانم از همه با آبـرو تَـرم |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
شکـر خـدا که بـا غـمتـان آشـنـا شـدیم از شـیـعـیـان عــاشـق آل عـبـا شــدیـم مـدیـون این مـحـبت بیمـنـتـهـا شـدیـم با لطـف پـادشـاه بـر این در گـدا شدیم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام
سـوگـنـد بـه نـام دلــربــایـش نـور است وجـود و ابتـدایش با خَلـقِ حـسـن کرد مباهـات در روز ازل، ذاتِ خـدایـش |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
به درباری که، حاتم هم در آنجا از خدم باشد؛ کنار سفرهاش هر وعده سائل بیش و کم، باشد! جهان را زیر و رو کردم پی مضمون و فهمیدم غزل خوب است در مدح حسن؛ شاه کرم؛ باشد |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
دوباره دست به سینه، از آن دری که ندارد سلام من به ضـریح مطهـری که ندارد بقیع و جمعیت زائران و حال و هوایش و برق گنبد و رقص کبوتری که ندارد! |
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
هر کسی سورهٔ حُسن از لب ما نشنیدهست «بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیدهست» هر کسی هست دل از دست ندادهست هنوز صوت قـرآن مسیـحـای مرا نشنیدهست |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
تویی ضریحِ کرامت؛ تمام خلق، دخیلاند اگر کریم تویی؛ حاتمانِ دَهر، بخـیلاند غـباری از قـطراتِ تـیـمُّـمِ تو طهـارت بُحور، پیشِ نَـمِ مسحِ پـایت آبِ قـلیلاند |
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
درخـتهـای اُمـیـدیـم، از دیـار حـسـن پُر از شکـوفۀ عـشـقـیم در بهار حسن به سَلسَبیل و به زمزم که احتیاجی نیست! رسـیده اسـت لـبِ ما به جـویبار حسن |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
با تـیـغ اشـک بر همه میتـازم ای پدر من با غـم تـو هـیچ نـمیسـازم ای پـدر این مدتی که مـانـده به پـایـان عمر من باید به گـریـه بـر تـو بـپـردازم ای پدر |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
در پِیات چهل منزل، سخت جستجو کردم از قـفـایِ هر نـیـزه با تو گـفـتگو کردم سایـهات ز روی نِی، بوده بر سرم بابا هر کسی یتیمم گفت، سوی نیزه رو کردم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
تو هستی باغبان و من گل نیلـوفرم بابا هنوزم تو پدر جان منی، من دخترم بابا طَبَق "بیت" و سر تو "کعبه" و من گرم اعمالم نشسته من طوافم را به جا میآورم بابا |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
آسـمـانت سـرخ امـا آسـمـان من کـبـود بـعـد تو بـابـای خـوبـم آسمان آبی نبود من تو را میخواستم دیدم تو با سر آمدی آمدی جانم به قربانت ولی دیگر چه سود |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
چنان از غـم دوری افـسـرده بودم که از داغِ تو سخت پـژمرده بودم سپـر گر نـمیکرد عمه خودش را همان عـصر روز دهم مُرده بودم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
آمدی در جمع ما، ویرانه بوی گل گرفت آمدی بام و در این خانه بوی گل گرفت آن شب قدری که شمع جمع مشتاقان شدی تا سحر خاکستر پروانه بوی گل گرفت |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در شام
دختر شیرخدا در شام محشر کرده است گوئیا حیدر دوباره فتح خیبر کرده است او که منـبر رفـته جدّش بر جهاز ناقهها ناقهای را بیجهاز این بار منبر کرده است |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
شب گرچه روی نیـزه، سرِ آفـتاب بُرد زینب به فـتـح شـام، سـپـاه شـهاب بـرد پس درسهای مادر او بی نتیجه نیست از زخـم بیحـسـاب، نـباید حـساب برد |