
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت سجاد امام زین العابدین علیهالسلام
ای که در سلسله سر سلسلۀ اهل خدایی شمع این حلقه و سر حلـقۀ جمع اُسرایی نه علیلی که دلیلی؛ نه مریضی که طبیبی نه طبیبی که دوایی؛ نه دوایی که شفایی |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در بین راه و شهر شام
تا سر سردار مظلومان به روی نیزه بَر شد در همه آفاق و انفس آیت حق جلوهگر شد تن به خاک افکند یعنی خاکسار کوی یارم سر به نی افراشت یعنی بر شهیدان مفتخر شد |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در بین راه و شهر شام
وادی به وادی میروم دنـبـال محـمـل آهستـهتر ای ساربان! دل میبری، دل اشک ملائک میچکـد از کهکـشانها پیچـیده در هـفت آسـمان بانگ سلاسل |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در بین راه و شهر شام
این چه شوریست که برپاست چنین بر نیزه؟! گـوئیا میبَـرد از حـادثـههـا سـر، نیزه هم به قرآن ورق سوختهای رحل شده هم به فـریـاد امـامی شده مـنـبر، نـیزه |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام
نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من که میآمد صدای نالههای پنجتن از من از آنجایی که وابستهست جان من به جان تو جدا کردند سر از تو؛ جدا کردند تن از من |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در کوفه
موج صدا دریایی از شور و تلاطم بود موجی که پیش او حضور صخرهها گم بود با پُتک فـریادش دل دیوارها میریخت از هیبت او زَهـرۀ دربـارها میریخت |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در کوفه
مُحـرم شد مُحـرم تا ابـد مـادام با زینب پس از کرببلا اسلام شد اسلام با زینب حسین است او که خوابِ دشمنان را میکند کابوس عـلی آمـد مـیان کـاخهای شـام با زینب |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
محبوب جان و جانِ جهانم، حسین جان روح و روان و راحتِ جانم، حسین جان آرامــش خــیـال نـفـسهــای زنــدگـی ذکر هـمیـشه روی زبـانم، حسین جان |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام در کوفه
کـشتی آشفتگیِ خـَلق را ساحل، حسین خوشبهحالِ هر که دارد در دلش منزل، حسین هیچکس با دستِ خالی رد نشد از محضرش اولین و آخـرین امـید هر سائل، حسین |
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
افـتـاده دست و پـای دلـم، زیر پـای تو احـرام بــسـتـهام به صـفـا و مـنـای تـو آن کعبهای که ساخته شد در حجاز، هم مُحـرم شده است دور سـر کـربلای تو |
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
شبی ابری شدم سجاده را با بغض وا کردم به بـاران زلال چـشـمهـایـم اقـتـدا کردم دو رکعت اشک باریدم دو رکعت ناله سر دادم دو رکعت درد دل از دوریات پیش خدا کردم |
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
ساعت هجر تو را لحظۀ پایانی نیست در تنِ بی رمـقِ ثـانـیـهها جانی نیست شهر در حسرت فانوسِ سحر میسوزد سالیانیست که این کوچه چراغانی نیست |
![]() |
![]() |
مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دنیای بی نگاه تو تاریک و مبهم است بیتـو تـمـام زنـدگی مـا جـهـنـم است! ای آفـتاب سیـصد و چندین قـمر! بگـو تا جنگ بدر دیگرتان چند تا کم است؟ |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام در کوفه
کوفه میدان نبرد و سرِ نی سنگر توست علمِ نصرِ خدا تا صف محشر، سر توست محـشـری کرده به پا قصۀ عـاشورایت که جهان تا صف محشر همهجا محشر توست |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در کوفه
بر روی محملی که به منبر شبیه بود سرداد خطبهای که به خنجر شبیه بود یک سو سپاه کوفه و یک سو سپاه شام تـنهـاییاش چـقدر به حـیدر شبیه بود |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب دفن سیدالشهدا علیهالسلام و یارانش
آمد زمان دفن، خدا پیکـرش کجاست؟! بر خاک داغ، پیکر شعلهورش کجاست؟! تـا حـنـجـر بـریـده نـدا داد، شـد عـیـان جسمی که کرده نعلِ فَرَس پرپرش کجاست |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در کوفه
زندان کوفه بود که بال و پرم شکست از طعـنهها دوباره دلِ مادرم شکست تـسـلـیت عـزای تـو بر مـا حـرام شد زندان کـوفه بود که صبـرم تمام شد! |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب حضرت زینب سلاماللهعلیها در خروج از کربلا
دیشب اگر چه ره به سوی قـتلگاه بُـرد از مـوجخـیـز غـم بـه بـرادر پـنـاه بُرد امروز هم به سوی چمن ره گزیده است گلهای باغ سوخته را شب ندیده است |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با برادر در خروج از کربلا
سوی کوفه میروم با کاروانِ خستگـان بدرقه کن خواهرت را میرود ای مهربان روزگاری بود دورِ من ابالفـضلِ عـلـی هم سفر حالا شده با زینبت، شمر و سنان |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با برادر در خروج از کربلا
راه ما با سر تو تا به خـرابـهست بلـند بعد تو بر حرمت شامِ عذاب است بلند عـلـم مـیـر سـپـاه تـو اگـر افـتـادهسـت پرچم عفّت و ایثار و حجاب است بلند |