
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
یک نصفروز قدر چهل سال خسته شد زینب کـنـار رأس برادر شکـسـته شد از دور دیـد، شـمـر کجـا پـا گـذاشـتـه اینگـونه شـد نـمـاز عـقـیـله نشسته شد |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
گفت بسمالله و نازل گشت عرش از روی زین راویان گـفـتند افـتادهست از سمت یمین میزنندش آن کمانداران به تیر سهمناک واین عربها دستهاشان پُر ز سنگ سهمگین |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
تا زمین را تیره دید و آسمان را تار دید خونجاری خدا از عرش بر هامون چکید داغ اکبر زخـمکاری بود بر قـلب حسین از کمان حرمله تیری سهشعبه هم رسید |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ قتلگاه سیدالشهدا علیهالسلام
شهریاری که شده قطعه حصیری کفنش او حسین است که آفاق شده سیـنهزنش داغ او بر جگـرِ تـشنۀ صحرا باقیست تا سماوات و زمیـنند به حزن و محنش |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ قتلگاه سیدالشهدا علیهالسلام
از خود عرش به افـلاک نظارت دارد این حسین است که اینقدر رعیت دارد اخـتـیار دل ما هست به دسـتان خودش هر که در مجلس او آمده دعـوت دارد |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
از هرچه هست غیرِ خدا، دل گسسته بود ترکیب خون و خاک به چشمش نشسته بود سـنـگـیـنیِ عـطـش قـدِ غـم را نمود خم چـشم خـدای بین، تَهِ گـودال، بسته بود |
![]() |
![]() |
نماز ظهر عاشورا و شهادت اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
صلاة ظهر شد، ای عاشقان! اذان بدهید به شوق سجده، به شمشیر خود امان بدهید صلاة ظهر شد، از جنگ دست باید شست که دل به جـلـوۀ آن یار مـهـربان بدهید |
![]() |
![]() |
نماز ظهر عاشورا و شهادت اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت تا از ادب پر گشاید، روحالامین زیر پایت تکبیر گو تا بسوزد، هر جلوه جز روی جانان بیگانه را ره نباشد، در حضرت آشنایت |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب شب عاشورای سیدالشهدا علیهالسلام
شب وصل است و تب دلبری جانان است ساغـر وصل لـبالب به لب مـستان است در نظر بازیشان اهل نظر حیران است گوئـیا مشعـله از بـام فـلک ریزان است |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب شب عاشورای سیدالشهدا علیهالسلام
ای شمع گریه کن که شب گریه کردن است شام عزاست امشب و این قصه روشن است ای شمع گریه کن تو و از سوز جان بسوز کامشب چراغ آه به هر کوی و برزن است |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب شب عاشورای حسینی
قد برافرازید! یک عالم شقاوت پیش روست پرده بردارید! صد آئینه حیرت پیش روست ای حـسـینی مـشربان! در معـبد آزادگی تا نماز آرید، محراب عبادت پیش روست |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب شب عاشورای سیدالشهدا علیهالسلام
عَـلـم حـادثـه بـردار، سـفــر بـایـد کـرد پای در معرکه بگـذار، خـطر باید کرد بار بـربـنـد دگر تـرک وطـن باید گفت تیغ بـرگـیـر که با تـیغ سخـن باید گفت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
تـابـیـد بــر آب، مـاهــتـابـی در آب، قــدم زد، آفــتــابـی گـفـتند: گرفـته آب در دست راوی سخنی به جا نگفتهست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
کوفه به نامردی از یسار و یمین ریخت بر سر مشکت قمر به مکر کمین ریخت آب شـدی سـاقـی از خـجـالـت قـولت! ای به فدای سرت که آب زمین ریخت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
رخصت از عشق گرفته است علم بردارد یاعـلی گـفـتـه و شـمـشیر دو دم بردارد خیمهها سوز عطش داشت، پریشان میرفت مشک بر شانۀ خود حضرت باران میرفت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
هر گرفـتاری سراغ آستانـش را گرفت رزق و روزیِ تمام خاندانش را گرفت خوش به حالِ سائلی که سائلِ عباس شد خوش به حال آنکه از عباس نانش را گرفت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
تـشـنگی بود ولی از طرف رود فـرات رفت سـقـّا بـرسـانـد به لـب آب، حـیات خوش به حال دل دریا که ابالفضل دو دست بُرد در آب و نمود از لب او دفع ممات |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
به لب دارند دریاهای لبتشنه سلامت را به دل دارند امـواج رها، مـاه تمامت را علی را قُرّةُالعینی، همان فی مقعد صدقی به نفـسی انتَ میداند بلـندای مقـامت را |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
مشک برداشت که سیـراب کـند دریا را رفـت تا تـشـنـگـیاش آب کـنـد دریـا را آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب ماه میخـواست که مهـتـاب کند دریا را |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام قبل از شهادت
چو دید تشنۀ لبهای خشک او دریاست به آب خیره شد و نالهاش ز دل برخاست که آب! از چه نگردیدی از خجالت آب؟ تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست |